نام های نا زدودنی جنبش سندیکایی و چهرههای آن – رمضان کاوه نفتگر قهرمان و از پیشکسوتان جنبش سندیکایی
در این شمارهٔ ضمیمه کارگری نامهٔ مردم به معرفی یکی دیگر از چهرههای گمنام جنبش کارگری میپردازیم، یکی از پیشکسوتان سندیکای کارگران نفت خوزستان، رفیق قهرمان تودهای “رمضان کاوه” که از فعالان نسل اوّل نفتگران و از زمره پیشکسوتان جنبش کارگری و سندیکایی میهن ماست.
رمضان کاوه نفتگر قهرمان و از پیشکسوتان جنبش سندیکایی
در خصوص زندگی و مبارزات رفیق جانباخته “رمضان کاوه” کمترین اطلاعات در دست است. او از نخستین فعالان سندیکایی و بهحق از زمره پیشکسوتان جنبش کارگری ـ سندیکایی کشور بهشمار میآید.
خوزستان و صنایع نفت یکی از مراکز اصلی رشد و پیدایش کارگران صنعتی ایران و نیز از نخستین مناطقی است که جنبش سندیکایی کارگران در آن از دل مبارزه تولد یافت. برخی آمار انتشار یافته حاکی از آن است که بین سالهای۱۲۹۰ و ۱۳۰۴ بالغ بر چهل هزار کارگر در صنایع نفت خوزستان که آن زمان در تسلط استعمار انگلیس قرار داشت بهکار مشغول بودند. کارگران ایرانی شاغل در میدانهای نفتی و پالایشگاه آبادان بهشدت استثمار میشدند و از هیچگونه حقی برخوردار نبودند. کارگران روزانه بیش از ۱۰ ساعت کار میکردند و دستمزد آنان معادل ۲ قران آن زمان بود. شرکت نفت انگلیس ظالمانه از کارگران بهعنوانهای مختلف جریمه دریافت میکرد.
اکثریت کارگران ایرانی صنایع نفت در خانههای حصیری و حلبی زندگی میکردند. شرایط دشوار و غیرانسانی حاکم بر محیط کار و فقدان هرگونه امکان ایمنی باعث میشد تعداد زیادی زیر ماشین و دستگاههای مختلف دچار نقص عضو شده یا جان خود را از دست بدهند. انگلیسیها رسماً و بهصورت توهینآمیز کارگران ایرانی را “تفاله” و “شپشو” مینامیدند. این وضعیت سبب تنفر و انزجار زحمتکشان و دیگر اهالی خوزستان و سراسر ایران بود.
نخستین تشکل کارگری در نفت خوزستان بههمت اعضای حزب کمونیست ایران ـ سلف حزب تودۀ ایران ـ پایهگذاری شد. ابتدا سازمانی بهنام “جمعیت کارگران نفت جنوب” با کوشش مبارزان حزب کمونیست شکل گرفت که چهرههای درخشانی چون “علی امید” از میان آن برخاستند. “رمضان کاوه” نیز یکی از کارگران عضو این تشکل نیمهمخفی کارگری بود. فعالیت این تشکل بهرغم فشار شرکت نفت انگلیس و عمال فئودالها و روحانیون وابسته به آن، با موفقیتهایی روبرو شد.
چند سال بعد یعنی بین سالهای ۱۳۰۵ ـ ۱۳۰۰ و ۱۳۰۵ دومین کنفرانس “جمعیت کارگران نفت جنوب” برگزار شد و خواستههایی را مطرح و تحقق آنها را طلب کرد که عبارت بودند از: “افزایش مزد تا ۱۵ درصد، بهرسمیت شناختن حق تشکیل سندیکا و اتحادیه کارگری، بهرسمیت شناخته شدن تعطیلی اوّل ماه مه، حضور نمایندگان واقعی کارگران هنگام اخراج یا استخدام کارگران، بهرسمیت شناخته شدن ۷ ساعت کار در روز، آزادی کارگران در بند”، این خواستهها زمینهساز و موجب یکی از بزرگترین و اثرگذارترین اعتصابهای تاریخ جنبش سندیکایی کارگران ایران شد.
کارگران با پا فشاری بر این خواستهها اعتصاب بزرگ سال ۱۳۰۸ را سازماندهی کردند. رفیق جانباخته “رمضان کاوه” به همراه رفیق “حیاتقلی فرزانه” از فعالان و سازمانگران این اعتصاب بود که با چهره نامدار جنبش کارگری “علی امید” همکاری و دوشادوش او مبارزه میکرد! علی امید، رمضان کاوه، منوچهر مصلح، حیاتقلی فرزانه، میرایوب شکیبا، و دیگران، از فعالان و سازمانگران این حرکت تاریخی بودند. اعتصاب در آبادان با همت و تلاش “رمضان کاوه” و رهبری “علی امید” صورت میگرفت.
رمضان کاوه در همین سالها در زندگی روزمره و در میان کارگران الفبای مبارزه طبقاتی و اصول کار سندیکایی را فرا گرفت. رمضان کاوه در جریان این اعتصاب دستگیر و مدتی زندانی شد. پس از رهایی از زندان بار دیگر در غیاب رهبری اصلی کارگران نفت خوزستان یعنی علی امید، سازماندهی اعتراضهای کارگری بهویژه در آبادان و مسجدسلیمان را بر عهده داشت.
رفیق رمضان کاوه پس از سقوط دیکتاتوری رضا خان، از مؤسسان سندیکای کارگران نفت خوزستان در ابتدای سالهای دهه ۱۳۲۰ بود. او بههمراه علی امید و منوچهر مصلح در تقویت این سندیکای پُرنفوذ کارگری از هیچ کوششی دریغ نمیکرد. رمضان کاوه بلافاصله پس از ۱۰ مهرماه ۱۳۲۰ یکی از نخستین کارگران صنعت نفت ایران بود که بهعضویت حزب پُرافتخار طبقه کارگر ایران، حزب تودۀ ایران، درآمد.
در جریان اعتصاب تاریخی سال ۱۳۲۵ کارگران آغاجاری، رمضان کاوه یکی از رهبران این حرکت بود. در این سالها بار دیگر بازداشت و روانه زندان شد. پس از رهایی از زندان اجازه کار در شرکت نفت را نیافت و این بار حکم اخراج او صادر شد. از دست دادن کار برای این کارگر بهمعنای تحمل فقر بیشتر بود. او از پای ننشست و ضمن تلاش برای معاش، فعالیت حزبی و سندیکایی خود را با غرور و سر بلندی ادامه داد. رمضان کاوه در میان نفتگران چهرهای محبوب و شناخته شده بود و محافل ارتجاعی و فئودالها، روحانیون و وابستگان دربار در استان خوزستان از او بهدلیل نقش ارزنده و کتمانناپذیرش در مبارزه کارگران، نفرت داشتند.
مرتجعان به همین دلیل نقشه قتل او را طراحی و اجرا کردند. با این اقدام از سویی از دست یک مبارز با تجربه و آگاه رها میشدند و از دیگر سو جوّ رُعب و وحشت ایجاد کرده و کارگران را بهزعم خود میترساندند. سرانجام در زمستان سال ۱۳۲۶ مزدوران مسلح مصباح فاطمی استاندار خوزستان (او از وابستگان و جیرهخواران شرکت نفت انگلیس و دربار شاه بود) او را در جاده آبادان ربوده و در منطقه فرودگاه قدیمی اهواز پس از شکنجههای وحشیانه بهقتل رساندند. قاتلان این کارگر قهرمان هرگز شناسایی، محاکمه، و مجازات نشدند.
نام رفیق جانباخته رمضان کاوه، این پیشکسوت قهرمان در مبارزهٔ کارگران نفت و جنبش کارگری ـ سندیکایی در قلب و آرمان همه زحمتکشان جاودانه است.
ادامهٔ مقاله پویهٔ پیدایش سندیکاهای کارگری در ایران، در شمارهٔ آیندهٔ “ضمیمهٔ کارگری” نامهٔ مردم منتشر خواهد شد.
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۴، ۱۰ آذر ۱۴۰۴




