مسایل سیاسی روز

گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – مراسم بزرگداشت فروهرها و اهمیت سازماندهی کارزار گستردۀ «نه به اعدام»

مراسم بزرگداشت فروهرها و اهمیت سازماندهی کارزار گستردۀ “نه به اعدام”

در بیست‌وهفتمین سالگرد قتل‌های حکومتی هنوز خطر اعدام دگراندیشان از طریق حکم بیدادگاه‌های رژیم ولایت فقیه نه تنها از بین نرفته بلکه بسیار جدی است.از این جهت است که اهمیت سازماندهی کارزار گستردۀ “نه به اعدام” برای تمامی نیروهای دمکراتیک و مترقی بسیار اهمیت دارد. در بزرگداشت مراسم فروهرها نکات قابل توجه بسیاری بازتاب یافت که یکی از مهم‌ترین آن‌ها همین اهمیت سازماندهی کارزار وسیع “نه به اعدام” بود. پرستو فروهر در گفتگوی کوتاه خود با مهدی محمودیان به‌درستی تاکید کرد: “برای من جنبش نه به اعدام همسو با جنبش دادخواهی است. جامعه پر از درد است و این درد می‌تواند بسترساز چرخۀ نوعی از خشونت شود. شرکت در این جنبش را نباید فقط از بازماندگان قربانیان خواست باید نیروهای دیگر در این جنبش شرکت کنند و بار آن را بدوش بکشند.” سخن پرستو فروهر در ارتباط با اهمیت سازماندهی جنبش نه به اعدام و نیز ارتباط جنبش دادخواهی با آن نکتۀ بسیار درستی است که می‌باید توسط گروه‌های مختلف اجتماعی و نیروهای دمکراتیک مورد بررسی قرار گرفته و از طریق گفتمانی مشترک راهکارهای سازماندهی این جنبش و پیوندش با جنبش‌های اجتماعی از جمله کارگران، بازنشستگان، پرستاران، معلمان، زنان، و دانشجویان مورد بررسی قرار گیرد. مصاحبۀ وکیل شجاع خانم نسرین ستوده با خانم شهناز قراگزلو را نیز در چهارچوب این گفتمان باید دید. خانم ستوده در این مصاحبه به نکتۀ درستی اشاره کرد. و گفت: “به‌طور قطع و یقین می‌توانیم بگوییم که امروز جنبش ٬نه به اعدام٬ از سطح نخبگانی عبور کرده و به خواسته مردم تبدیل شده است. این یک خواسته عمومی و مورد حمایت افکار عمومی است.”

وی سپس در مورد پیوند جنبش زنان و “نه به اعدام” افزود: “اگر ما جنبش مهسا را ـ با آنکه به‌نظر من به‌لحاظ زمانی متوقف شده اما شکست نخورده ـ اگر این جنبش را شکست‌خورده ندانیم، می‌بینیم که استمرار آن در رفتار و تردد زنان در عرصه عمومی ادامه پیدا کرد. یادمان باشد که بعد از قتل مهسا هم سخت‌گیری در مورد حجاب اجباری قطع نشد، اما رفتار اعتراضی زنان ادامه پیدا کرد. یکی از نمودهای این استمرار هم ٬نه به اعدام٬ بود. اولین شعار جنبش مهسا این بود: ٬این آخرین پیامه، اعدام کنید قیامه.٬ این رفتار و کنشگری زنان در جامعه ادامه پیدا کرد.”

در مراسم بزرگداشت فروهرها که در خانه و محل قتل آنان با حضور ده‌ها تن از فعالان مدنی و اعضای خانواده و دوستداران فروهرها برگزار شد، خانم پرستو فروهر نکته‌های جالبی را بیان کرد که به گوشه‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم: “دادخواهی در واکنش حق‌طلبانه و اعتراضی به حق‌کشی نطفه می‌بندد؛ از قدرت حاکم پاسخ می‌طلبد، در برابر دروغ‌ و دغلشان می‌ایستد، در برابر تهدید و تطمیع کوتاه نمی‌آید. در بستر چنین تلاشی‌ست که فرهنگ‌ حق‌خواهی در میان مردم توانمند می‌شود و حرکت و نیروی اجتماعی‌ای می‌سازد که عدالت طلب می‌کند.” وی در پاسخ به یاوه‌گویان سلطنت‌طلب به‌درستی متذکر شد: “و حالا بیست‌وهفت سال پس از قتل او، جماعتی دریده سربرآورده که برای انتقام‌گیری از ۵۷ی‌ها برای جسدش خط و نشان می‌کشد، وعدهٔ نبش قبر می‌دهد تا استخوان‌هایش را بسوزاند، جماعتی که از هیچ توهین و ناسزا به او ابا ندارد.”  ویدئویی که از این مراسم در شامگاه شنبه یکم آذر در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد حاضران را نشان می‌دهد که در حیاط خانه و تاریکی شب سرود “ای ایران” می‌خوانند، شعار “زن زندگی آزادی” سر می‌دهند و به سخنرانی پرستو فروهر گوش می‌کنند.

در دفاع از لغوِ کار کودکان

بر اساس آمارهای رسمی از درون کشور، سکونت اکثر کارگران و زحمتکشان میهن ما در محله‌های فقیرنشین شهر‌های کوچک و بزرگ به‌ثبت رسیده است و بیش از نیمی از درآمد آنان صرف اجاره  مسکن می‌شود. تهیه دیگر نیازهای اولیه زندگی از جمله دارو، پوشاک، گوشت، نان، بهداشت و آموزش فرزندان، با درآمدهای زیر خط فقر به‌دشواری تأمین می‌شود و یا اصلاً تأمین نمی‌شود.  با ادامه سیاست نولیبرالی معضل کودکان کار و خیابان به‌سان دیگر معضل‌ها انباشته شده و حل نشده در رژیم ولایت فقیه بحرانی‌تر و اسفناک‌تر از گذشته شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های ایران، بیشتر کودکان کار از خانواده کارگران و زحمتکشان هستند که به‌علت خصوصی سازی سامانه آموزش و پرورش و افزایش هزینه تحصیل و آموزش از گردونه این سامانه خارج و وارد بازار کار بی‌نظارت سرمایه‌سالار شده‌اند.

رئیس دولت دست‌نشانده و گوش به‌فرمان ولی فقیه بی‌پروا از خود رفع مسئولیت کرده است. مسعود پزشکیان با گستاخی هر چه تمام‌تر در نشست “نهضت توسعه عدالت در فضای آموزشی” در استان هرمزگان گفت: “اگر فکر کنید از دولت می‌خواهید بگیرید، بنشینید تو نوبت، بچه‌هاتان بزرگ می‌شوند و بی‌سواد بار می‌آیند و دیگر هیچ کاری نمی‌شود کرد. اگر فکر می‌کنید با این روند می‌توانید، به انتظار بنشینید. فرض کنید ما اصلاً نیستیم، بچه‌هاتان را می‌خواهید درست آموزش دهید، شهرتان را می‌خواهید درست کنید، چه کار می‌کردید؟”

ظاهرا مسعود پزشکیان از وجود کودکان کار بی‌خبر است و احتمالاً به اطلاع ایشان نرسانده‌اند که دیر زمانی است این کودکان در رژیم نمونه اسلامی با ادعای فتح قله‌های پیشرفت، به‌دلیل فقر و نداری خانواده ترک تحصیل کرده و برای یاری رساندن به معاش خانواده در کارگاه‌های زیرزمینی، زباله‌گردی برای پیمانکاران زالوصفت شهرداری، کار در مزارع کشاورزی، دستفروشی و از این قبیل کارها استثمار می‌شوند.

بر اساس گفته‌های حسن موسوی چلک، معاون امور سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، از کل جمعیت کودکان کار ایران یک‌چهارم دختر هستند و شصت درصد این کودکان ایرانی و چهل درصد را مهاجرین تشکیل می‌دهند. او میانگین سنی کودکان کار و خیابان را که در مراکز بهزیستی پذیرش شده‌اند ده سال عنوان کرد. بنابر آمارهای رسمی، بیش از سه میلیون کودک کار در ایران وجود دارد که به‌گفته حسن موسوی چلک در سال ۱۴۰۳ تنها دوازده هزار و ششصد و سه کودک دارای پرونده فعال در حوزه کودکان کار و خیابان از خدمات بهزیستی استفاده کرده‌اند.

با توجه به بحران‌های چندوجهی و کمبود منابع مالی که گریبان رژیم ولایت فقیه را گرفته است، همین حمایت‌های اندک رژیم به‌سود نهادهای سرکوبگر و انگلی نیز کاهش یافته است. علاوه بر این‌ها، نهادهای سرکوبگر رژیم از فعالیت برخی از سمن‌ها [سازمان‌های مردم نهاد] که خواهان لغو کار کودک هستند و در عرصه یاری رسانی به کودکان کار فعالیت می‌کنند ممانعت به عمل آورده است و برخی از فعالین این نهادها را بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کرده است.

فرزندان میهن ما تا زمانی که رژیم ولایت فقیه به حیات ننگین خود ادامه می‌دهد از امکان دستیابی به حقوق اولیه و به‌رسمیت شناخته شده از جمله لغو کار کودکان و آموزش رایگان و همگانی محروم خواهند ماند.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۸، ۱۰ آذر ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا