مسایل بین‌المللی

ژانت خارا، عضو حزب کمونیست شیلی، در انتخاباتی سرنوشت‌ساز!

در آخرین لحظاتی که «نامهٔ مردم»، آماده چاپ می شد اعلام شد که خوزه آنتونیو کاست، پسر یکی از اعضای حزب نازی و از تحسین‌کنندگان رژیم چنایتکار پینوشه، و دولت دونالد ترامپ، که کارزار انتخاباتی خود را بر اساس وعده اخراج ده‌ها هزار مهاجر بدون مدرک سازماندهی کرده بود با کسب ۵۸.۱۶ در صد آراء در مقابل ۴۱.۴۸ درصد آراء برنده انتخابات ریاست جمهوری شیلی شد.

 

رأی‌دهندگان شیلیایی چهار هفته قبل برای انتخاب رئیس‌جمهور در انتخاباتی چندنامزدی پای صندوق‌های رأی رفتند  که ژانِت خارا، نامزد حزب کمونیست، با کسب ۲۷ درصد رأی‌ها در جایگاه نخست آن قرار گرفت. او خوزه آنتونیو کاست، مشهورترین فرزند فاشیست این کشور را که ۲۴ درصد رأی‌ها را به‌دست آورده بود، پشت سر گذاشت. روز یکشنبه ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵/۲۴ آذرماه ۱۴۰۴ این دو نامزد انتخابات در دور دوم انتخابات  به رقابت خواهند پرداخت. به‌این ترتیب رقابت انتخاباتی پیشِ رو به‌صورت مبارزه‌ای طبقاتی درآمده است.

 

ژانت خارا نمایندهٔ ائتلاف “اتحاد برای شیلی” در کارزاری انتخاباتی

خارا از آن سنخ نامزدهایی انگشت‌شمارِ برخاسته از طبقهٔ کارگر در کشوری است که رهبران سیاسی‌اش دهه‌ها از بین نخبه‌گان ثروتمند اروپایی‌تبار برخاسته و بر آن حاکم بوده‌اند. ژانت در محلهٔ “ال کورتیخو” در شمال سانتیاگو و در خانه‌ای بدون آب لوله‌کشی بزرگ شده است. او دختر یک مکانیک و یک زن خانه‌دار، و بزرگ‌ترین فرزند از بین پنج فرزند خانواده است.

خارا در سال‌های جوانی به کار در مزرعه کشاورزی، دستفروشی مواد غذایی، و بازاریابی محصولات اشتغال داشت، اما با سخت‌کوشی سرانجام مدرک رشتهٔ حقوق و سپس کارشناسی ارشد سیاست‌گذاری عمومی را توانست دریافت کند. او در ۱۴ سالگی به سازمان جوانان حزب کمونیست شیلی پیوست. پس از سقوط دیکتاتوری آگوستو پینوشه در سال‌های دهه ۱۹۹۰/۱۳۷۰ در مبارزات برای دموکراتیک‌سازی کشور به‌تدریج چهره‌ای اثرگذار شناخته شد و درنهایت به مقام وزارت در دولت دست یافت.

در سوی دیگر، کاست، رقیب انتخاباتی ژانت، از خاندان‌های سلطنتی راستگرای طبقه حاکم شیلی برآمده است. پدر و مادرش از مهاجران آلمانی‌ای بوده‌اند که در سال‌های دههٔ ۱۹۵۰/۱۳۳۰ به شیلی آمدند. پدرش، مایکل کاست شیندِله، عضو حزب نازی آلمان و ستوان ارتش رایش سوم بود. او پس از جنگ جهانی دوم از بازداشتگاه نیروهای آمریکایی گریخت و سپس برای دورماندن از فرایند “نازی‌زدایی” از آلمان مهاجرت کرد، در شیلی ساکن شد و به‌همراه دیگر بستگانش یک کارخانه تولید سوسیس به‌راه انداخت. آنان از این طریق یکی از ثروتمندترین خانواده‌های کشور شیلی شدند.

سیاست‌های فاشیستی‌ای که از اروپا به آنجا سرایت کرده بود از نسلی به نسل دیگر منتقل شد. یکی از برادران کاست به‌نام میگل، از اقتصاددانان “پسران شیکاگو” و وزیر کار پینوشه بود. او در پیاده کردن سیاست‌های نولیبرالی که طبقهٔ کارگر شیلی را درهم کوبید نقش داشت، سیاست‌هایی که بر خصوصی‌سازی، مقررات‌زدایی، و یورش به اتحادیه‌های کارگری متکی بود.

پیش‌رَویِ ناهموار برای ژانت خارا در دور دوم

با وجود شادمانی نیروهای پیشرو و کارگری از پیروزی ژانت خارا در دور نخست، نگرانی‌ها نسبت به نتیجهٔ دور دوم انتخابات بسیار بالا است. دلیل این امر آن است که انتظار می‌رود حوزهٔ انتخاباتی کاست بیشتر رأی نامزدهای راستگرای دیگر را به‌دست آورد و ترکیب این رأی‌ها او را در رقابت رو در رو با ژانت خارا در موقعیتی برتر قرار می‌دهد.

ژانت خارا در سخنرانی پایانی کارزار انتخاباتی‌اش “اتحادی فراگیر، استوار بر احترام و پایبندی به اصول دموکراتیک” را خواهان شد. او گفت: “در حالی که دیگران بذر نفرت می‌پراکنند، ما برای کشوری تلاش می‌کنیم که با همدلی پیش رود.” این سخن بازتابی از درخواست او در خردادماه بود، هنگامی که در انتخابات پیش‌مقدماتی چپ برای نامزدی ریاست‌جمهوری پیروز شد و از تشکیل “گسترده‌ترین جبههٔ ممکن” میان کارگران، دموکرات‌ها، و نیروهای پیشرو شیلی سخن گفت. این نیروها که زیر چتر “اتحاد برای شیلی” گردهم آمده‌اند، اکنون در روزهای آینده فراتر از توان باید بکوشند تا بر حوزهٔ انتخاباتی کاست غلبه کنند. اگر  در دور دوم انتخابات رأی‌های کاست در دور اول با رأی‌های دیگر نامزدهای راستگرا جمع شود، به رقمی نزدیک به ۷۰ درصد خواهد رسید.

یادداشت سردبیری نشریه “ال سیگلو”، ارگان حزب کمونیست شیلی، در شماره پس از دور نخست انتخابات، در ارزیابی وظیفهٔ پیشِ‌رو با صراحت نوشت: “چند هفتهٔ پیشِ رو، دوره‌ای پُرچالش خواهد بود. وظیفه‌ای سترگ بر دوش نیروهای دموکرات، ترقی‌خواه، و چپگرا گذاشته شده و آن اینکه یک‌بار برای همیشه باید به اختلاف‌های خُرد و خودمدار پایان دهند، از “آتش به خودی” و برنامه‌های حاشیه‌ساز و گمراه‌کننده پرهیز کنند و قاطع و بدون ابهام و کوته‌نظری برای پیروزی نامزد مشترک‌مان که نامزد مردم است تلاش ورزند. این لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای وحدت است.”

حزب کمونیست، با وجود پذیرش دشواری مسیر برای ژانت خارا، از متحدانش خواست به‌یاد داشته باشند که “هیچ‌چیز خودبه‌خود روی نمی‌دهد” و در ادامه گفت: “سازمان‌دهی از پایین، فعالیت در درون خانواده‌ها، محیط‌های کار و محله‌های سکونت، پیوندجویی با دیگران از طریق رسانه‌ها و شبکه ‌‌اجتماعی، و پیش‌بُرد و سازمان‌دهی کارزار آگاهی‌سازی به‌وسیلهٔ رسانه‌های هم‌سو در عرصه‌های گوناگون اجتماعی و صنفی” نقشی حیاتی خواهند داشت. “هیچ مشارکت و همکاری‌ای بی‌هوده نیست و هیچ‌چیز هم بی‌اهمیت نیست.”

 

انتخابات مبتنی بر مبارزهٔ طبقاتی

کارپایهٔ ائتلاف “اتحاد برای شیلی” به‌رهبری ژانت خارا گره‌های اصلی را به‌شکلی شفاف پیشِ رویِ رأی‌دهندگان قرار داده است. خط‌مشیِ این ائتلاف اعلام می‌کند: “شیلی باید تصمیم بگیرد در سال‌های آینده به کدام سو حرکت کند: تعمیق مسیر تغییر یا لغزیدن به‌سوی اقتدارگرایی.”

خارا و هم‌پیمانانش در این ائتلاف استدلال می‌کنند که راست افراطی در پی “بازپس‌گرفتن حقوق” و ادامه دادن به الگوی بازار آزاد فرسوده‌ای است که زندگی مردم را ناامن و ناپایدار می‌کند. به‌باور خارا و هم‌پیمانانش، مسیر جایگزین ائتلافی است از کسانی که در طول تاریخ برای انجام تغییرهای اجتماعی‌ای بنیادی مانند جامعه‌های محلی، اتحادیه‌های کارگری، جنبش‌های فمنیستی، جوانان، بومیان، جنبش‌های اجتماعی-محیط زیستی، و چهره‌های فرهنگی مبارزه کرده‌اند.”

چشم‌انداز این ائتلاف یادآور “وحدت مردمی”ای است که در سال ۱۹۷۰/۱۳۴۸ سالوادور آلندهٔ سوسیالیست را به ریاست‌جمهوری برگزید، ریاست‌جمهوری‌ای که با کودتای ۱۹۷۳/۱۳۵۱ پینوشه که از سوی آمریکا پشتیبانی می‌شد سرنگون شد. بااین‌حال، برنامهٔ کنونی چپ می‌کوشد از دستاوردهای گذشته فراتر رود و جبهه‌ای گسترده‌تر و نیرومندتر برای روی در رویی با چالش‌های اقتصادی امروز بنا نهد.

با این وجود، فضای سیاسی از آن زمان تا کنون به‌شدت دگرگون شده است. اگرچه این پیام چهار سال پیش هنگامی که گابریل بوریچ به ریاست‌جمهوری برگزیده شد پیروزمندانه بود و خیزش‌های اعتراضی برای بهبود معیشت و رد سیاست‌های سلطه‌جوی بازار آزاد نیروی محرکهٔ پیروزی او بودند، اما امروز نگرانی‌ها نسبت به جرم و جنایت در صدر اولویت‌های عموم مردم قرار گرفته است. در نظرسنجی‌ای که اخیراً انجام شده، ۶۳ درصد از شیلیایی‌ها جرم و جنایت خشونت‌آمیز را جزو مهم‌ترین چالش کنونی کشور برشمرده‌اند. هرچند شیلی همچنان یکی از امن‌ترین کشورهای آمریکای لاتین است و نرخ ارتکاب به قتل در آن با ایالات متحده سنجیدنی نیست، اما افزایش گزارش‌های پلیس و گواهی‌های مربوط به رشد جرم‌های سازمان‌یافته نشان می‌دهند این نگرانی‌ها بی‌پایه نباید تلقی شوند. در هر صورت، این چرخش نشان می‌دهد دستگاه تبلیغاتی راستگرایان و رسانه‌های هم‌سو با آن‌ها در شیلی تا چه اندازه موفق عمل کرده‌اند. پاتریسیو فرناندس، روزنامه‌نگار سرشناس شیلیایی، در این رابطه به نشریه نیویورک تایمز گفت: “مطالبه‌ها در زمینهٔ حقوق اجتماعی، گوناگونی‌ها، حقوق فرهنگی، و امور مربوط به مردم بومی، یکسره از صحنه کنار رفته‌اند، انگار در جهانی دیگر به‌سر می‌بریم.”

 

متحدِ ترامپ

این تغییر فضای سیاسی به‌سود کسب رأی در حوزهٔ  انتخاباتی کاست تمام شده است، کسی که الگوی خود را پشتیبانی از الگوی دونالد ترامپ در امور کشور توصیف می‌کند و از ترس عمومی ناشی از جرم و جنایت در کشور برای پیشبُرد دستورکار “قانون و نظم”ی همراه با سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی‌ای افراطی بهره‌برداری می‌کند. کاست سیاست‌مداری شناخته‌شده در سیاست شیلی و نامزد چند دوره انتخابات در طول سال‌ها است. او همواره برنامه‌ای واکنشی و واپسگرا را دنبال کرده که بر اساس میدان دادن بی‌قیدو‌شرط به جولان بنگاه‌های بزرگ اقتصادیِ سوداگر و سپردن سیاست‌گذاری‌های مربوط به امور اجتماعی به نیروهای فرا‌محافظه‌کار است. او از کاهش شدید مالیات بر ثروتمندان، عقب‌نشینی از قانون‌های کار و سایر قانون‌های پیشرو، توقف مهاجرت، و ممنوعیت سقط جنین و ازدواج همجنس‌گرایان دفاع می‌کند.

ستایش پیاپی او از دیکتاتوری پینوشه اگرچه جنجال‌آفرین بوده، اما در همان حال حمایت سرمایه‌داران بزرگ، ارتش، و پایگاه مذهبی رأی‌دهندگان را نیز برای او به‌همراه آورده است، حمایت کسانی که همگی دلتنگ سال‌های حکومت مستبدانه‌ای‌اند که در خلال آن ده‌ها هزار نفر از کنشگران اتحادیه‌‌های کارگری، دانشجویان، کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها، فعالان دموکراسی، و مردمان بومی به‌قتل رسیدند.؟؟

حاضران در گردهمایی‌های کاست اغلب کلاه‌های قرمز با شعار “آمریکا را دوباره با عظمت کن” بر سر می‌گذارند و در حوزهٔ انتخاباتی‌اش با افتخار از ستایش سیاست‌های رئیس‌جمهور آمریکا سخن گفته می‌شود. او در کارزار ضد مهاجرتی‌اش ساخته شدن دیواری از نوع “دیوار ترامپ” را وعده می‌دهد، طرحی که آن را “سپر مرزی” می‌نامد تا از ورود مهاجران ‌که آنان را عامل جرم و جنایت می‌شناساند جلوگیری کند. در سال ۲۰۲۱/۱۴۰۰، حوزه انتخاباتی کاست در مبارزه انتخاباتی علیه بوریچ، انتخابات را “انتخاب بین آزادی و کمونیسم” قالب‌بندی کرد. این بار که رقیب او یک کمونیست است این اتهام‌زنی‌های کمونیست‌هراسی به‌ویژه در مورد مهاجرت، به اوجی تازه رسیده است. برای نمونه، افزایش مهاجرت غیرقانونی از ونزوئلا در سال‌های اخیر که به‌طوری چشمگیر افزایش یافته واقعیتی است که کاست به آن چنگ انداخته تا خارا را هم‌پیمان نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، بازنمایی کند.

 

وعده‌های چپ برای امنیت واقعی

ژانت خارا، حزب کمونیست، و متحدان‌شان، با برنامه‌ای که باور دارند از پشتوانهٔ حمایت مردم  شیلی برخوردار است، در برابر کاست به میدان مبارزه پا گذاشته‌اند. این برنامهٔ همه‌سویه نه تنها بر کاستن از جرم و جنایت، بلکه بر امنیت اقتصادی و اجتماعی استوار است. ژانت خارا می‌گوید: “از همان روز نخست در صدر اولویت‌های‌مان امنیت عمومی خواهد بود”، اما امنیتی به همان اندازه مهم که “هر خانوادهٔ شیلیایی بتواند با آسودگی تا پایان ماه از پس هزینه‌هایش برآید.” ژانت خارا به‌منظور رویارویی با جرم ‌و جنایت بر رویکردی مبتنی بر امنیت اجتماعی تکیه می‌کند، به‌این معنا: “بازگرداندن کنترل محله‌های مسکونی با همکاری و مشارکت فعال ساکنان محل، و توانمندسازی دادستان‌ها برای پیگرد جرم‌های مالی از سوی نخبگان اقتصادی و شبکه‌هایی که در سطح‌های بالای اقتصاد پشتوانهٔ سازمان‌های تبهکار هستند.” خارا در یکی از سخنرای‌های اخیرش گفت: “برخی هر روز از برخورد با جرم‌های سازمان یافته سخن می‌رانند، اما در واقع راه‌کارهای‌شان گریز از ریشه‌یابی مسئله یعنی پرداختن به چرایی و پیدایش تبهکاری‌های سازمان‌یافته در شیلی است.»

او در ادامه افزود: “تبهکاری‌های سازمان‌یافته برای پول‌شویی به این کشور آمده است، همان‌طور که دفتر دادستان کل و بسیاری از وکیلان و کارشناسان دیگر هم بیان کرده‌اند. اما سرمایه‌داری و نیروهای راستگرای سیاسی در کشور در برابر اقدام‌های دادستانی سنگ‌اندازی می‌کنند. آن‌ها [نیروهای راستگرا] از چه می‌ترسند؟ من از شما می‌پرسم، از چه می‌ترسند؟”

ژانت خارا در جبههٔ اقتصادی متعهد شده است که نه تنها دستاوردهای دولت بوریچ را تثبیت کند، بلکه گام‌هایی فراتر از آن بردارد. خارا در مقام وزیر کار دولت بوریچ، پیشگامِ تلاش‌هایی موفقیت‌آمیز بود که به افزایش نزدیک به ۵۰ درصد حداقل دستمزد در شیلی، بهبود مستمری بازنشستگان از راه الزام کارفرمایان به پرداخت سهم‌شان (و پرداخت مالیات بیشتر، اصلاحاتی در سازوکارهای نظارتی، و بستن جریمه‌‌هایی سنگین [به کارفرمایان] پایه‌های مالی نظام تأمین اجتماعی را تقویت کرد) و کاستن از زمانِ هفتهٔ کاری از ۴۵ ساعت به ۴۰ ساعت انجامید.

خارا اعلام کرده که در مقام ریاست‌جمهوری آتی کشور  در پی تأمین “درآمد پایهٔ” تضمین‌ شدهٔ ماهانه ۸۰۰ دلار برای همهٔ شهروندان شیلیایی خواهد بود که از راه افزایش حداقل دستمزد و درآمدهای مالیاتی انجام خواهد گرفت. سرمایه‌گذاری‌های کلان در زیرساخت‌‌های اشتغال‌زا و مسکن با هزینه مناسب، از دیگر محورهای اصلی برنامه او هستند.

شیلی بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ “مس” در جهان و جزو بزرگ‌ترین تولید کنندگان “لیتیوم”، فلزی اساسی برای صنعت‌های ساخت رایانه‌ها، خودروهای الکتریکی، و هوش مصنوعی است. دولت آینده خارا با هدف تضمین آینده اقتصادی کشور، در قالب آنچه “شرکتی ملی برای همگان” آن را می‌نامد، در صنعت لیتیوم سرمایه‌گذاری خواهد کرد تا با بخش خصوصی رقابت کند، تولید را افزایش دهد، و در همان حال به استانداردهای زیست‌محیطی اولویت دهد.

در بخش فرآوری مس، خارا وعده داده است سرمایه‌گذاری در شرکت کهنه‌کار دولتی کودلکو را ۲۵ درصد افزایش دهد چنان که خواهد توانست ۵۰ هزار شغل جدید ایجاد کند و ۵ میلیارد دلار به درآمد صادراتی کشور بیفزاید. تحقق هر یک از این هدف‌ها البته در گروِ شکستِ کاست و جریان راست افراطی در روز ۱۴ دسامبر/ ۲۴ آذرماه ۱۴۰۴ خواهد بود. کاست که از پشتوانه مالی‌ای قدرتمند برخوردار است، با برنامه‌ای وارد میدان شده که امیدوار است به فهرست پیروزی‌های اخیر راستگرایان منطقه چون آرژانتین، السالوادور، و جز این کشورها، شیلی را بیفزاید.

همان‌طور که برنامه و کارزار کاست به‌روشنی نشان می‌دهد، سایهٔ سنگین میراث دیکتاتوری فاشیستی پینوشه کماکان بر کشور شیلی بر دوام است. به همین دلیل است که خارا هشدار می‌دهد کشور بر لبه پرتگاه قرار گرفته است. او هنگام اعلام پیامد دورهٔ نخست انتخابات به هموطنانش گفت: “دموکراسی در کشورمان باید حفظ و ارزشمند انگاشته شود. اگر از دست رود بازپس‌گیری‌اش هزینه‌ای گزاف در پی خواهد داشت، و امروز بار دیگر با تهدیدی جدی روبرو است.”

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۹، ۲۴ آذر ۱۴۰۴

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا