کارگران و زحمتکشان

پویهٔ پیدایش سندیکاهای کارگری در ایران – بخش ۳۲

همان‌طور که اشاره شد در دورهٔ موردنظر یعنی سال‌های دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ (سدهٔ بیستم میلادی/ سدهٔ سیزدهم هجری شمسی) سندیکاهای کارگری به مبارزات خود در اوضاع دشوار ادامه می‌دادند. تجربه این دوران برای مبارزات امروز طبقه کارگر به‌ویژه در مقطع زمانی کنونی که ما با سیاست چندوجهی سرکوب و کنترل هدفمند اعتراض و اعتصاب‌های کارگری از سوی رژیم و دستگاه‌های امنیتی آن روبه‌رو هستیم حائز اهمیت است. در دوران موردنظر حزب ما در خصوص سیاست ساواک و تشکل‌های دست‌ساز رژیم شاه از یک سیاست اصولی که ناظر بر وحدت طبقه کارگر بود پیروی می‌کرد. در این زمینه حزب اعلام می‌کرد: “شیوهٔ دیگری که رژیم کودتا (رژیم شاه) برای  ایجاد تفرقه در بین کارگران به‌کار می‌برد وابسته ساختن سندیکاها به احزاب موجود ارتجاعی در ایران است… وابسته کردن سندیکاها به احزاب ارتجاعی از قبیل حزب ایران نوین، حزب مردم، و غیره، خیانت آشکار به منافع طبقه کارگر است. حزب ما همیشه طرفدار جدی استقلال سازمان‌های سندیکایی بوده ‌است… البته این بدان معنا نیست که سازمان‌های سندیکایی آن‌طور که خواست گردانندگان رژیم کودتاست در سیاست دخالتی نداشته ‌باشند… رژیم کودتا درعین‌حال… می‌کوشد با استفاده از وسائلی که در دست دارد افکار رفرمیستی (سندیکالیسم زرد مانند دوران کنونی که “خانه کارگر” و “شوراهای اسلامی کار” نماد آن هستند) را در بین کارگران شیوع داده و جنبش کارگری را با رژیم سرمایه‌داری سازش دهد. هدف مجموعهٔ اقدام‌های رژیم شاه تجزیه صفوف جنبش کارگری و تضعیف آن است. عدم وحدت در بین کارگران به طبقه حاکمه امکان می‌دهد که قسمتی از طبقه کارگر را در مقابل قسمت دیگر قراردهد… مسلم است که هرگونه تفرقه در صفوف کارگران فقط به‌سود استثمارگران و ستم‌گران است. طبقه کارگر ایران باید در مقابل توطئه تفرقه‌افکنانه رژیم کودتا سیاست وحدت را پیش گیرد… باید با توجه به اوضاع و احوال آن خواستی را مطرح کرد که اکثریت کارگران را به حرکت می‌آورد و باید در هر لحظه آن‌چنان تاکتیکی برای مبارزه و آن‌چنان شیوه‌ای در مبارزه را به‌کار برد که موجب وحدت بیشتر کارگران و گسترش مبارزهٔ آنان گردد…” (ماهنامهٔ مردم، فروردین‌ماه ۱۳۴۴).

پایان بخش سی‌ودوم – ادامه دارد.

به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۵، ۸ دی ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا