جوانان و دانشجویانمسایل سیاسی روز

گسترش اعتراض‌های دانشجویی در دانشگاه‌های مختلف کشور

در هفته‌های اخیر دانشگاه‌های کشور شاهد اعتراض‌های دانشجویی برای کاهش امکان‌های رفاهی، صنفی، آموزشی و نیز خصوصی سازی آموزش بود. دامنۀ این اعتراض‌ها فقط به مسائل آموزش و رفاهی محدود نبود و ما شاهد تراکت نویسی و شعارنویسی و نصب پوستر دانشجویان در اعتراض به دستگیری‌های مراسم روز هفت خسرو علیکردی نیز بودیم. نکتۀ مهمی که در این اعتراض‌ها برجسته بود و ما در بیانیه‌های گروه‌های مختلف دانشجویی نیز شاهد آن هستیم، اهمیت دادن به خواستۀ عدالت آموزشی که از ویژگی‌های اقتصادی مردمی مبنی بر عدالت اجتماعی است با خواسته‌هایی که مبتنی بر آزادی و برابری است. در بیانیۀ جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران که در تظاهرات روز دوشنبه یکم دی‌ماه در همین ارتباط بسیار صریح و روشن آمده است: “ما امروز گرد آمده‌ایم تا اعلام کنیم مقاومت دانشگاه در برابر سال‌ها تداوم سازوکارهای اعمال خشونت، سرکوب، و کالایی‌سازی آموزش هنوز زنده است و نفس می‌کشد.” در جای دیگر این بیانیه می‌خوانیم: “امروز دانشجویان نیز از همان سیاست‌هایی رنج می‌برند که آزادی کارگر و پرستار و معلم را گروگان معیشت و تنگدستی‌شان کرده است. … ما اینجا ایستاده‌ایم تا اعلام کنیم ریشۀ تمام این دردها و رنج‌ها یکی‌ست و ما انسان‌های دردمند هستیم که می‌توانیم علیه آن فریاد بکشیم. فریادی که بیانگر تقلا برای بازیافتن زبان مشترکی‌ست که ذیل آن به همدردی و همراهی در منافع مشترک‌مان بپردازیم.”

نکتۀ بسیار جالب در این بیانیه تاکید به اتحاد گردان‌های مختلف اجتماعی که آن‌ها نیز برای عدالت اجتماعی، آزادی و برابری تلاش می‌کنند است. از کارگران، پرستاران و معلمان، حاشیه نشینان، زنان کرد و بلوچ و سنی و زندانیان و محکومین به اعدام در این فراخوان مشترک به‌صورت مشخص برای اتحاد نام برده شده است. در همین مورد در بیانیه آمده است: “در چنین فضایی، نفس کشیدن ما در کنار هم، کنار دانشجویان فرودست، کنار کارگر و پرستار و معلم و دانش‌آموز، حاشیه نشینان، زنان کرد و بلوچ و سنی و زندانیان و محکومین به اعدام، خود یک کنش مقاومت است.  دانشگاه سنگر تمرین زبان مشترکی است و ما با صدایی رسا اعلام می‌کنیم که تا آخرین نفس در این سنگر خواهیم ایستاد. …”

بر اساس گزارش‌های شبکه‌های اجتماعی مرتبط با دانشجویان در هفته‌های گذشته این اعتراض‌ها در دانشگاه‌های مختلف با شیوه‌های مختلف صورت گرفته است.  دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشگاه اقلید فارس، دانشگاه گیلان، دانشگاه خواجه نصیر، و دانشگاه خوارزمی شاهد این اعتراض‌ها بوده‌اند. یکی از این حرکت‌ها در مخالفت با تصمیم تأسیس دانشگاه غیرانتقاعی علوم پزشکی در شیراز بود. انجمن‌های اسلامی غیروابسته به وزارت در بیانیه‌ای مشترک در مخالفت با این اقدام از جمله مطرح کردند: “توسعه آموزش علوم پزشکی بدون اتکا به نیازسنجی دقیق ملی و منطقه‌ای و بدون رعایت اصول آمایش سرزمینی نیروی انسانی متخصص، لزوماً به بهبود عدالت در دسترسی به خدمات سلامت منجر نخواهد شد.  چنین روندی می‌تواند باعث تشدید عدم توازن منطقه‌ای، تمرکز نیروی انسانی در کلان‌شهرها و تداوم کمبود خدمات تخصصی در مناطق کم‌برخوردار شود. تجربه‌های پیشین نشان می‌دهد که افزایش ظرفیت‌ها بدون برنامه‌ریزی کلان و هماهنگ به افت کیفیت آموزش، فشار بر زیرساخت‌ها، و بروز ناهماهنگی در بازار کار علوم پزشکی می‌انجامد.  تأسیس دانشگاه غیرانتفاعی علوم پزشکی در شیراز، در شرایطی که دانشگاه‌های دولتی با کمبود اعضای هیئت علمی، محدودیت امکانات آموزشی و فشار فزاینده بر دانشجویان و کادر درمان مواجه‌اند، اقدامی شتاب‌زده و فاقد پشتوانه کارشناسی کافی ارزیابی می‌شود.”

رژیم نیز از شیوه‌های مختلفی برای سرکوب و متوقف ساختن گسترش این اعتراض‌ها استفاده کرد. در دانشگاه تهران تعدادی از دانشجویان شرکت کننده در تظاهرات از طریق تماس تلفنی به کمیتۀ انضباطی احضار شدند. در حرکت بسیارنگران کنندۀ دیگری دانشجویان وابسته به تشکل‌های حکومتی دانشگاه شیراز، دانشجویان معترض به خامنه‌ای را تهدید به قتل کردند. پس از حرکت شجاعانۀ دانشجوی دانشگاه شیراز در مراسم ۱۶ آذر که علی لاریجانی در آن سخنرانی داشت و در فرصت کوتاه از بلندگو اعلام کرد: “اگر آیت‌الله خامنه‌ای دیکتاتور نیست، چرا اجازه داده نمی‌شد در مورد وی نظرسنجی کنیم. اگر خامنه‌ای پیرو امام علی است، چرا در سفر وی به استان فارس این همه ریخت و پاش و تشریفات وجود داشت.” دانشجویان وابسته به تشکل‌های حکومتی (بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی، و انجمن اسلامی مستقل دانشگاه شیراز) در مسجد دانشگاه شیراز بست نشسته‏اند و انتقاد از علی خامنه‏ای را به عنوان “هتک حرمت گستاخانه به شهدا، توهین به مقدسات و اهمال مسئولین” قلمداد کرده و دانشجویان منتقد را به قتل تهدید نموده‏اند. برخی خبرگزاری‌های وابسته به سپاه مانند رجانیوز نیز در همین رابطه دانشجویان دانشگاه شیراز را تهدید کرده‌اند. کمیتۀ انضباطی دانشگاه نیز همسو با این حرکت‌ها هفت تن از دانشجویان را احضار کرده‌اند. در همین رابطه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز بیانیه‌ای صادر کرد. در این بیانیه از جمله گفته شده است: ” دانشجو در جست‌وجوی اندیشه است، شما دنبال خون؟ برای‌تان حرف از گردن‌شکنی آسان است، باید دید چرا.” در اطلاعیۀ دیگری که از سوی برخی دانشجویان دانشگاه شیراز در همین رابطه منتشر شده است می‌خوانیم: ” ما فعالان دانشجوئی دانشگاه شیراز، به مقامات دانشگاه و استان و نیز مقامات ارشد کشور که تا کنون در جریان سناریوی در حال اجرا در دانشگاه شیراز قرار گرفته‌اند، اخطار می‌کنیم که روند پرونده سازی و سرکوب مخالفان باید خاتمه یابد، در غیر این صورت مسئولیت هرگونه اقدام احتمالی نظیر تحصن و اعتصاب غذای نامحدود بر عهده‌ آنان خواهد بود.”

شعارها و بیانیه‌های منتشر شده در اعتراض‌های دانشجویی حاوی پیام‌های مهمی است که باید به آن توجه کرد. جنبش دانشجویی خواستار اتحاد بخش‌های مختلف جنبش است و معتقد است پایه‌های این جنبش مبتنی بر عدالت اجتماعی، آزادی، برابری و دمکراسی است. این جنبش راه مستقل خود را از درون درگیری‌های جناح‌های حکومتی که نه خواهان تغییر حاکمیت به نفع زحمتکشان و قشرهای بینابینی جامعه بلکه حفظ کلان‌سرمایه‌داری مالی، رانتیر، و تکنوکرات است، جدا کرده است و بدرستی و هدفمند رو به جلو حرکت می‌کند.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۰، ۸ دی ۱۴۰۴

دکمه بازگشت به بالا