مسایل سیاسی روز

شکست دیکتاتوری و ایستادگی در برابر مداخله امپریالیستی: چالش دوگانه جنبش اعتراضی ایران

[مطلبی در ارتباط با تحلیل‌ها و موضعگیری‌های حزب تودهٔ ایران دربارهٔ خیزش گستردهٔ مردمی در کشور از دیدگاه رفقای آمریکایی ]

حکومت دینیِ ایران، برای خاموش‌کردن خیزش گستردهٔ مردمی که از نیمهٔ ماه گذشته به‌سرعت سراسر کشور را دربر گرفته، به خشونتی مرگ‌بار متوسل شده و بنا بر آمارهای تأیید نشده، دست‌کم چند صد و چه بسا هزاران تن از معترضان را کشته است. به‌گفتهٔ نیروهای پیشرو ایرانی، دامنه و شدت واکنش نیروهای امنیتی زیر فرمان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در برابر اعتراض‌ها، گواه روشنی است بر اینکه “اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران، خواهان ادامهٔ حکومت فاسد و ضد مردمی کنونی نیستند.” این ارزیابی از سوی حزب تودهٔ ایران (حزب کمونیست ایران) است که کم و بیش روزانه گزارش و دیدگاه‌هایی دربارهٔ رویدادهای جاری در کشور منتشر می‌کند. این حزب که در پی جلب پشتیبانی بین‌المللی از پیکار طبقهٔ کارگر در ایران و خواهان ممانعت از دخالت ایالات متحده و اسرائیل است، می‌کوشد فضای آکنده از اطلاعاتی نادرست که رسانه‌های بزرگ غربی تدوین و پخش می‌کنند را روشن‌ سازد. نمایندگان این حزب شرحی مفصل درباره ریشه‌های بحران اقتصادی و سیاسی کنونی ایران و همچنین بررسی نقش‌آفرینی نیروهای خارجی که تلاش می‌کنند آینده کشور را به دست گیرند، در اختیار نشریه “جهان مردم”، ارگان حزب کمونیست ایالات متحده قرار داد. به‌گفتهٔ حزب تودهٔ ایران “این حکومت اقتصاد مولد کشور را نابود کرده و با سیاست‌های ماجراجویانه خارجی‌اش که با هدف ‘صدور انقلاب اسلامی’ پیش برده می‌شود، ایران را بیش از پیش در معرض خطر مداخلهٔ خارجی و پیامدهای ویرانگر آن قرار داده است.”

سیاست‌های مداخله‌جویانهٔ امپریالیسم
خطرِ حملهٔ نظامیِ ایالات متحده، اسرائیل یا هر دو بر فراز بحران درونی ایران سایه افکنده است. دونالد ترامپ اعلام کرده است نیروهای نظامی این کشور “گزینه‌هایی بسیار قدرتمند را بررسی می‌کنند”، هرچند که مدعی شد رهبران تهران برای گفت‌وگو با او تماس گرفته‌اند. او گفت رهبران مذهبی حاکم بر کشور “از ضربه خوردن بی‌وقفه از سوی ایالات متحده خسته شده‌اند.” در همین حال، گزارشی از روزنامه “جروزالم پست” نشان می‌دهد که اسرائیل “در هفته‌های اخیر دو بار در آستانهٔ حمله به ایران بوده است” اما برای هر اقدام احتمالی با هماهنگی نزدیک با ایالات متحده عمل می‌کند. “تامیر هایمان”، رئیس پیشین اداره اطلاعات نظامی اسرائیل، در مصاحبه‌ای با یک فرستندهٔ رادیویی اسرائیلی گفت اگرچه هنوز بمبی انداخته نشده، ایالات متحده هم‌اکنون گام‌هایی را برای شکل‌دهی به رویدادها در ایران آغاز کرده است. تامیر هایمان مدعی شد عملیات اطلاعاتی و جنگ نرم همراه با حمله‌های سایبری فعال هستند. او به موجی از گزارش‌ها، شایعه‌ها، و ویدیوهایی راستی‌آزمایی نشدهٔ منتسب به ایران اشاره کرد که نشان می‌دهند بخشی از یک تلاش تأثیرگذاری مبتنی بر فضای مجازی در درون و بیرون از کشور برای ایجاد سردرگمی هستند. به‌گفتهٔ این مقام پیشین اطلاعاتی اسرائیل، با توجه به روند رویدادها، امکان اجرای عملیاتی ویژه یا حتا درگیری نظامی‌ای آشکار همچنان وجود دارد. با وجود تلاش‌های واشنگتن و تل‌آویو برای بهره‌برداری از تحولات ایران، حزب تودهٔ ایران بر این نکته پای می‌فشارد که خیزش کنونی برخلاف الگوهایی که در قالب “انقلاب‌های رنگی” در برخی کشورها مشاهده شده‌اند، ساختهٔ مداخلهٔ خارجی نیست. این حزب تأکید می‌کند “برخلاف ادعای دیکتاتور حاکم، این جنبش اعتراضی مردمی، آفریدهٔ امپریالیسم آمریکا یا رژیم نسل‌کُش اسرائیل نیست، بلکه پیامد مستقیم سیاست‌های فاجعه‌بار اقتصادی نظام سرمایه‌داری حاکم، فساد گسترده، ناامنی، و سرکوب همه‌جانبه‌ای است که رهبران نظام و همدستان‌شان بر کشور تحمیل کرده‌اند.”
“برایان تاپینگ”، مارکسیست و سردبیر نشریهٔ “ایران امروز”، همین نکته را چندی پیش مطرح کرد. او پیش از این استدلال کرده بود که اسرائیل و ایالات متحده در پی ایرانی فرمان‌بردار هستند که “هیچ مقاومتی در برابر گسترش‌طلبی اسرائیل نداشته باشد و ذخیره‌های معدنی‌اش (ایران) به دست انحصارهای آمریکایی مصادره شود.” تاپینگ دربارهٔ تظاهرات کنونی گفت: “هرچند دستکاری‌های ایالات متحده و اسرائیل را نمی‌توان نادیده گرفت، اما بحران اقتصادی و سیاسی ایران و وضعیت زندگی مردم عامل اصلی شکل‌گیری اوضاع‌واحوال کنونی است.” او چند روز پیش یادآوری کرد “اعتصاب‌ها و حرکت‌های اعتراضی از مدت‌ها پیش ادامه داشته، اما پاسخ حکومت چیزی جز تشدید سرکوب دولتی نبوده است.”

فاجعهٔ سرمایه‌داری
به‌گفتهٔ استیو بیشاپ، تحلیلگر کمیتهٔ دفاع از حقوق مردم ایران (“کودیر”)، محرک مستقیم موج کنونی اعتراض‌ها سقوطِ فاجعه‌بارِ ارزش ریال، پول ملی ایران، در ماه گذشته بود. این فروپاشی پولی که پس از موجی از اعتصاب‌ها و اعتراض‌های پیشین رخ داد، در عمل به کاهش گستردهٔ دستمزد زحمتکشان (ایران) و خانواده‌های‌شان انجامید، مردمی که از پیش نیز زیر فشار تورمی افسارگسیخته قرار داشتند. با این حال، بی‌ثباتی ارزی در ماه گذشته ناگهانی و بدون پیشینه نبود. بازگرداندن و تشدید تحریم‌های بین‌المللی با هدایت ایالات متحده همچنان جزو مهم‌ترین عامل‌های اصلی مصیبت‌های کشور است. محدودیت‌های تجاری توانِ ایران برای صادرات نفت خام را فلج کرده و دسترسی آن به سامانهٔ مالی بین‌المللی را مسدود کرده است. جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته با اسرائیل نیز به شکل فرار سرمایه بر اقتصاد کشور سنگینی می‌کند. سرمایه‌گذاران و ایرانیان ثروتمند به‌دلیل ترس از بمباران‌های تازه همچنان از سرمایه‌گذاری پرهیز می‌کنند و به‌جای آن دارایی‌های خود را محفوظ نگه می‌دارند یا از کشور خارج می‌کنند. اما به‌گفتهٔ بسیاری از اقتصاددانان و حزب تودهٔ ایران، عامل‌های داخلی آسیب‌زننده‌تر هستند. دنبال کردن سیاست‌های بازار آزاد و خصوصی‌سازی در چند دههٔ گذشته از سوی حکومت اسلامی، فرصت‌های شغلی را نابود کرده، یارانه‌های غذایی را کاهش داده، نابرابری را افزایش داده، و ثروت را در دست نخبگان مرتبط با نهادهای نظامی و مذهبی متمرکز ساخته است. از سال ۲۰۲۲ / ۱۴۰۱ به این سو، دولت‌های ابراهیم رئیسی و جانشینانش این سیاست‌ها را بیش از پیش نهادینه کردند. با دنبال کردن برنامه‌ای که آن را “جراحی اقتصادی” نامیدند، رهبران جمهوری اسلامی اجازه دادند بهای کالاهای پایه‌ای مانند نان و دارو به‌شدت افزایش یابد. در کنار تحریم‌ها و جنگ، سیاست‌هایی مبتنی بر سرمایه‌داری‌ای که از سوی دولت دنبال ‌شده، اقتصاد کشور را به وضعیتی فاجعه‌بار کشانده است. با اُفتِ چشمگیرِ درآمدهای نفتی و بسته ماندن دسترسی به ذخیره‌های ارز خارجی، دولت برای تأمین کسری بودجه به چاپ پول دست زد.
این امر تورم را به‌سوی مرز ۶۰ درصد رسانده، توان خرید خانوارهای کارگری را نابود کرده، و کسب‌وکارهای کوچک را به‌ویژه در بازارهای تهران- جایی که اعتراض‌های کنونی از آنجا آغاز شد- به ورشکستگی کشانده است. حزب تودهٔ ایران می‌گوید: “این نظام با پیاده کردن سیاست‌های نولیبرالی و به‌‌اصطلاح ٬جراحی اقتصادی٬، سیاست‌هایی که نوعی شوک درمانی بود، ده‌ها میلیون ایرانی را به زیر خط فقر رانده و معیشت کارگران و دیگر زحمتکشان را به چنان شرایط اسفباری کشانده که دستمزدها و درآمدهای‌شان حتا هزینه‌های پایه‌ای زندگی را هم پوشش نمی‌دهد.”

کشور بر سر دوراهی
جنبش اعتراضی ایران کشور را در آستانهٔ دوراهی‌ای سرنوشت‌ساز قرار داده است. حزب تودهٔ ایران، هم‌سو با بیانیه اخیر هفده چهرهٔ برجستهٔ جامعهٔ مدنی ایران، می‌گوید: “تنها راه خروج عملی از این بن‌بست، پافشاری مردم بر نقش کنشگرانهٔ خود و حق آنان برای تعیین آینده‌شان است.”
این حزب در ادامه می‌گوید: “چنین راهی نه با استبداد درون کشور هم‌خوان است و نه از راه جنگ و وابستگی به قدرت‌های خارجی می‌گذرد.” این به‌معنای طردِ هم‌زمانِ نظام حاکم و مخالفت با دخالت خارجی- اسرائیل، ایالات متحده یا هر نیروی دیگر- است.
حزب تودهٔ ایران در ادامه هشدار می‌دهد: اگرچه گلوله‌های دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی مستقیم‌ترین تهدید در مقابله با اعتراض‌ها است، اما خیزش مردمی با چالش‌های جدی‌ای دیگر نیز روبرو است. یکی از این چالش‌ها نبودِ رهبری سراسری پیش‌رو و یک‌پارچه برای هدایت راه‌بُرد و شیوه‌های اعتراضی است، وضعیتی که پیامد به‌هم زدن یا سرکوب کردن همهٔ شکل‌های سازمان‌یابی مستقل سیاسی از سوی حکومت است. افزون بر این، این جنبش با تلاش‌های گسترده دولت‌های خارجی و “رسانه‌های امپریالیستی” از مسیر خود به بیراهه کشانده می‌شود. این تلاش‌ها در پی آن‌اند تا برای خاندان حاکم پیشین، خاندانی کودتایی که با پشتیبانی بریتانیا و ایالات متحده بر سر کار آمده بود “اعتباری ساختگی” بسازند. برای نمونه، روزنامه چپگرای “هاآرتص” ماه‌ها پیش گزارش داد سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل هزینهٔ ساخت ویدیوهای ساختگی‌ای فارس ‌زبان را تأمین می‌کنند که هدف‌شان جلب پشتیبانی به‌منظور نشاندن رضا پهلوی- پسر محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران که در انقلاب ۱۳۵۷ کنار گذاشته شد- بر تخت پادشاهی و حکومت دولتی تازه‌ و دست‌نشانده در ایران است.
در روزهای اخیر، بسیاری از رسانه‌ها و شبکه‌های غربی همراه با شبکهٔ اجتماعی ایکسِ ایلان ماسک، رضا پهلوی را در نقش سخنگوی جنبش اعتراضی برجسته کرده‌اند و ویدیوهایی از او را پخش می‌کنند که از خانه‌اش در مریلند به معترضان دستور صادر می‌کند. حزب تودهٔ می‌گوید این تلاشی آشکار برای ربودن این خیزش مردمی است. این حزب چنین رسانه‌هایی را متهم می‌کند که ویدیوهای اعتراض‌ها در ایران را با افزودن صدا و کنار هم چیدن تصویر‌ها دستکاری کرده و می‌کوشند “به‌گونه‌ای گمراه‌ کننده بازگشتِ پادشاهی را خواستِ اصلی این خیزش مردمی” جلوه دهند.
حزب تودهٔ ایران می‌گوید جایگزینی دیکتاتوری دینی‌ای مبتنی بر سرمایه‌داری کنونی با بازتولید دیکتاتوری سلطنتی‌ای مبتنی برسرمایه‌داری که پیش از سال ۱۳۵۷ حکومت می‌کرد “بار دیگر ایران را به پایگاه نظامی امپریالیسم در منطقه تبدیل خواهد کرد” و به چپاول نفت و دیگر منابع طبیعی ایران خواهد انجامید. به‌گفتهٔ حزب تودهٔ ایران، رویاروییِ هم‌زمان با خشونت دیکتاتوری حاکم و ترفندهای امپریالیسم ایالات متحده و اسرائیل، دو وظیفهٔ اصلی این خیزش است. این حزب تأکید می‌کند موفقیتِ جنبش اعتراضی به میزان حضور و مشارکت مستقیم و پیگیر طبقهٔ کارگر در بدنهٔ آن وابسته است. شکل‌ گرفتن جبهه‌ای گسترده با پیشگامی کارگران، با حضور بازنشستگان، کارمندان دولت، روشنفکران، و بخش‌های میهن‌دوست لایه‌های میانی جامعه “ضروری است”. این حزب همچنین بر تلاش برای جلب نیروهای نظامی و امنیتی به پیوستن به مبارزه علیه نظام تأکید می‌کند.
درنهایت، حزب تودهٔ ایران می‌گوید برای از کار انداختن توانایی جمهوری اسلامی در ادامه به حکمرانی پا گرفتن اعتصاب‌های سراسری ضرورت دارد، اعتصاب‌هایی که برآیندِ آن برگزاری یک همه‌پرسی آزاد و دموکراتیک برای تعیین آیندهٔ کشور باشد.
با این حال، چنان که کشتارهای اخیر نشان داد رسیدن به آن نقطه آسان نخواهد بود. حکومت برای بقایش به کشتار گسترده روی آورده و حتا ویدیوهایی از سردخانه‌های مملو از کشته‌شدگان را در تلویزیون پخش کرده است تا به مردم ایران هشدار دهد: برای فرونشاندن خیزش از خون‌ریزی‌ای همه‌گیر کوتاهی نخواهد کرد. سازمان‌ دادن اعتراض‌ها نیز به‌سبب قطع کامل ارتباطات از سوی حکومت دشوارتر شده است. نشریهٔ “جهان مردم” با چند تن از ایرانیان مهاجر در آمریکای شمالی گفتگو کرده و تأیید کرده است که آنان برای چندین روز به‌طورکامل از خانواده و دوستان‌شان در ایران بی‌خبر مانده‌اند. حزب تودهٔ ایران با نگاهی که به تاریخ اخیر ایران دارد چشم‌اندازِ آیندهٔ ایران را همچنان خوش‌بینانه و روشن می‌بیند. این حزب به مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار می‌دهد الگوی حکمرانی سلطنت پهلوی‌ها را از یاد نبرند و می‌گوید: “ما بارها ستم و سرکوب، فساد و چپاول را شاهد بوده‌ایم و فرجام گریزناپذیر نظام‌هایی که چنین مصائبی‌ را باعث شده‌اند نیز درعمل آزموده شده است.”

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۲، ۶ بهمن ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا