مصاحبه با دبیرکل حزب کمونیست شیلی: چرا در انتخابات شکست خوردیم؟
دبیرکل حزب کمونیست شیلی با ارزیابی کلی فرایند شکست حزب حاکم در انتخابات ریاستجمهوری، اظهار داشت “دولت، حاکمیت، و حزبها بخشی از عاملهایی هستند” که باید بررسی شوند. او اطمینان داد که حزبش این ارزیابی را “در زمان مناسب و به روش خود بهگونهای انجام خواهد داد که مورد استفادهٔ همه و نه تنها بخشی خاص از حزب قرار بگیرد. او درباره تداوم ائتلاف احزابی که از “ژانت خارا” حمایت کرده بودند گفت که فعلاً “همهٔ ما در این ائتلاف با هر سیاستی که نیروهای راست و راست افراطی بخواهند تحمیل کنند باید مقابله کنیم.” او از بردن نام رهبران جدید خودداری کرد و گفت: “ممکن است در این امر شتابزدگیای وجود داشته باشد که سودی نخواهد داشت.”
در مورد آنچه در انتخابات ریاستجمهوری اتفاق افتاد نظر شماچیست؟
نخست، باید شکست سیاسی- انتخاباتیای سنگین را که در ۱۴ دسامبر متحمل شدیم بپذیریم. بدترین کاری که میتوان انجام داد این است که آن را نادیده بگیریم، یا تصور کنیم که صرفاً یک لغزش فرعی بوده، یا اینکه کسانی که از طرح (خوزه آنتونیو) “کاست” حمایت کردند ناآگاه هستند. ما باید ببینیم چرا او حمایتی بهمراتب بیشتر از ما بهدست آورد.
و چرا این چنین شد؟
دو یا سه موضوع وجود دارد که پرداختن به آنها اجتنابناپذیر است. نخست، رابطهٔ نیروهای مترقی و چپ، بهویژه نیروهای ما، با بخشهایی از مردم، با جنبش تودهای است که صرفاً به گفتوگوهای فردی محدود نیستند، بلکه مطالبات واقعی، نگرانیها و نیازهای واقعی مردم و پاسخگویی به آنها را دربر میگیرند. دوم، کیفیت و نحوهٔ گفتوگو با مردم، ابزار ارتباطی و محتوا و شکل پیام مورد توجه هستند. نکته سوم اینکه آیا سیاستهای کنونیای که اجرا شدهاند سیاستهای جدید را مخدوش کردهاند یا نه. یعنی اگر ما بخشی از دولتی هستیم که سیاستی را پیش میبرد و نسبت به آن سیاست انتقاداتی وجود دارد، تعامل ما چگونه خواهد بود.
دقیقاً، این اتفاق به سیاستهای ناکارآمد دولت نسبت داده میشود…
تقلیل دادن آنچه رخ داد به یک عامل واحد اشتباه است، زیرا ما را از تحلیل کامل وقایع و دریافت همه درسهای لازم بازمیدارد. تردیدی نیست که دولت و سیاستهایش یکی از عوامل بودهاند، زیرا دولت مسئول مدیریت نیازهای مردم است. من این انتقاد را مطرح کردهام که، برای نمونه، مسائل کلان اقتصادی بر مطالبات و نیازهای مردم مقدم هستند. ولی عاملهایی دیگر نیز وجود دارند که هنوز ارزیابی نشدهاند.
آیا در این میان عاملهای دیگری مانند عملکرد »ستاد انتخاباتی« و »نامزد انتخاباتی«نیز وجود دارد؟
هر آنچه در کارزار انتخاباتی بهعنوان عامل مؤثر حضور داشته، باید ارزیابی شود. باید دید سهم هر عامل چه بوده و کدام یک بیشترین تاثیر را داشته است. من از این فرصت استفاده میکنم تا به نکتهای اشاره کنم. برخی میگویند در انتخابات پارلمانی حدود یک میلیون رأی بهدست آمد، برخی دیگر میگویند حدود پانصد هزار رأی بیش از انتخابات ریاستجمهوری. این بدان معناست که اگر آرای دو انتخابات مشابه میبود ما میتوانستیم در دور اول حدود ۳۴ درصد آرا را بهدست آوریم؛ یعنی میتوانستیم نزدیک به ده درصد جلو بیفتیم و این شرایط کاملاً متفاوتی برای دور دوم ایجاد میکرد. این یک انتقاد نیست، بیان یک واقعیت است و موضوعی است که باید بررسی شود. بنابراین، دولت، ستاد انتخاباتی، احزاب، همگی بخشی از این عاملها هستند و خواهیم دید که تحلیل نهایی در اینباره به چه نتایجی میرسد.
آیا ائتلاف حزب کمونیست با نیروهای دموکراتمسیحی آیندهای دارد؟ آیا باید به دنبال یک ائتلاف رسمی باشیم یا به دنبال اتحادی انعطافپذیرتر؟ آیا ائتلاف با حزب سوسیالیست در اولویت است یا با جبههٔ گسترده نیروهای چپ؟
نخستین نکته این است که باید سیاستی در زمینه ائتلافها تدوین شود که امکان وحدتی گستردهتر را فراهم کند. اینکه این اتحاد تا چه اندازه فراگیر خواهد بود به نتایجی که هر حزب میخواهد بگیرد بستگی دارد. همانگونه که با دیگر احزاب نیز در میان گذاشتیم، باید با هر سیاستی که نیروهای راست و راست افراطی بخواهند تحمیل کنند (که بیتردید مواضعی بسیار ارتجاعی خواهند بود) مقابله کنیم. ما چه بهصورت دوجانبه و چه چندجانبه گفتوگو خواهیم کرد و خواهیم دید در تشخیص وضعیت و در وظایف خود تا چه اندازه نقاط مشترک داریم.
نقش رهبرانی چون رئیسجمهور “گابریل بوریچ”، ژانت خارا، توماس وودانوویچ، پائولینا وودانوویچ، و دیگران چه است؟
مسئلهٔ اساسی بیش از نام رهبران بالقوه محتوایی است که قرار است در قالب یک پروژه گردآوری شود. سپس خواهیم دید کدام رهبر به قدرت می رسد. ممکن است تصور شود که میتوان رهبر را از پشت میز با توافقهای پشت پرده و یا برعکس، از دل جنبش اجتماعی، از مجموعهٔ احزاب، و در پویایی پروژهای که مطرح میکنیم انتخاب کرد؟ احزاب رهبر خود را در چارچوب نهادهای خود در نمایندگی پارلمانی و در شهرداریها دارند، ولی رهبرهایی با ریشهٔ تودهای هنوز باید شکل بگیرند و ظاهر شوند. نخست باید دید که چه مسائلی ما را به اکثریتها پیوند میدهد و چگونه آنها ما را بهعنوان یک سهم و نقش مثبت بهرسمیت میشناسند. شتابزدگی در این زمینه کارایی نخواهد داشت. بررسی زمانبندیها و موضوعات اساسی، تعیین کننده چگونگی تهیه یک فراخوان و دستیابی به یک اکثریت است.
همچنان در مطبوعات، تحلیلها، و مصاحبهها اشاره میشود که حزب کمونیست با دو دیدگاه با این مرحله روبرو میشود: یکی از سوی بخشی که بهعنوان مخالف یا نزدیک به ژانت خارا تعریف میشود، و دیگری دیدگاه رسمی نزدیک به رهبری حزب. آیا این واقعیت دارد یا خیر؟
حزب کمونیست ساختاری مستحکم و رهبری سیاسی کارآمدی دارد و در طول این روند نقشآفرین بوده است، مسئولیت بازاندیشیِ انتقاد از خود را بر عهده میگیرد و همزمان سهم خود را در دستاوردها و پیشرفتها نیز میپذیرد. ما اکنون موظف به انجام یک بررسی انتقادی از خود هستیم. این پویایی طبیعی بحثی است که همه احزاب در آن شرکت میکنند و حزب کمونیست آن را در چارچوب خود و با استفاده از روشهای خود انجام میدهد بهطوری که برای همه و نه فقط یک بخش ارزش فراگیر داشته باشد. حزب بر مبنای گرایشها یا گروهها عمل نمیکند، بلکه بر پایه توافقهایی عمل میکند که در خدمت جنبش مردمی هستند و توسط کل حزب بهاجرا درمیآیند. وجود رویکردهای گوناگون یک امر طبیعی است. اینجا پادگان نیست که کسی حق داشتن دیدگاه متفاوت نداشته باشد. ولی آنچه اهمیت دارد این است که سیاست حزب چیست و چگونه آن را بهطورجمعی میپذیریم و اجرا میکنیم. در این چارچوب، میزان پایبندی هر کادر به توافقها را میسنجیم و سطح رشد او را از نظر تعلق به یک مجموعه بررسی میکنیم، مجموعهای که در آن تبادلنظر و نتیجهگیری صورت میگیرد و اتحاد عمل را بهعنوان یک ارزش و نه بهعنوان عنصری محدودکننده میپذیرد.
آیا از نتیجه انتخابات پارلمانی، از نظر عملکرد حزب کمونیست، راضی بودید؟
ما، نخست، درنتیجهٔ دستیابی به یک توافق واحد، چند کرسی را واگذار کردیم، با این هدف که یک لیست واحد از حزب حاکم وجود داشته باشد، امری که درنهایت تحقق نیافت. دوم، به سطحی از کارآمدی انتخاباتی دست یافتیم که پیشتر نداشتیم: به نرخ انتخاب پذیری ۵۰ درصد رسیدیم؛ از ۲۲ نامزدی که معرفی کردیم ۱۱ نفر انتخاب شدند. سوم اینکه، ما دستاوردهایی کیفی، با نامزدهایی کلیدی و نمایندگیای بسیار خوب داشتیم. ما نامزدی افرادی را در منطقههایی مطرح کردیم که موجب انتخاب آنان و شکست نمایندگان راستگرا شد. ما ده نماینده در پارلمان داشتیم و اکنون یازده نفر انتخاب شدهاند. اگر به عقبنشینی کلی نیروهای راست نگاه کنیم، ما عملکرد خوبی داشتیم و ارزیابی مثبتی از حضور خود در نبرد پارلمانی داریم. ما از شکستهایمان در نقاط مختلف بسیار متأسفیم و در حال بررسی این هستیم که چه اتفاقی افتاد. موردهایی دیگر هم هستند: مثلاً در کوکیمبو دو نامزد داشتیم که هر دو دوباره انتخاب شدند؛ در والپارایسو در هر دو حوزه انتخابیه در برابر فهرستهای جبهه گسترده حزب سوسیالیست و دموکراتمسیحی رقابت کردیم و نامزدهای ما بدون اتکا به نامزدی دیگر در فهرست با قدرت انتخاب شدند. در کلانشهرها نیز بههمینگونه. در حالی که بسیاری مطمئن بودند که ما در آنجا نتیجهٔ ی بدی خواهیم گرفت، نامزدهای ما با آرایی خوب انتخاب شدند. در انتخابات مقدماتی ریاستجمهوری، زمانی که هیچکس روی نامزدی ما حساب نمیکرد، با اختلاف زیاد به پیروزی رسیدیم. جمعبندی ما مثبت است.
مصاحبهٔ “هوگو گوزمان”، روزنامهنگار نشریهٔ “ال سیگلو”، ارگان حزب کمونیست شیلی، با رفیق
لائوتارو کارمونا دبیرکل حزب کمونیست شیلی- سانتیاگو، ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵/ ۳۰ آذرماه ۱۴۰۴.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۲، ۶ بهمن ۱۴۰۴




