معرفی یک اثر کلاسیک مارکسیستی
بنا بر تأکیدِ “کتابخانه یادبود مارکس”، “کارل” و “النور” مارکس (پدر و دختر) هر دو در پدید آوردن یک رساله سهیم بوده اند، رسالهای که بهمنزلهٔ مقدمه یا جایگزینی برای اثر مفصلتر کارل، یعنی “سرمایه”، دانسته شده و هنوز هم در دنیای امروز با اهمیت است.
رسالهٔ “ارزش، قیمت، و سود” که زیر عنوان: “دستمزد، قیمت، و سود” نیز منتشر شده است، رسالهای است بر پایهٔ دستنوشتِ یادداشتهای کارل مارکس بهمنظور استفاده در سخنرانیهایی که او در سال ۱۸۶۵ / ۱۲۴۴ خورشیدی در “انجمن بینالمللی کارگران” (“انترناسیونال اول”) در لندن برگزار کرد. متن کامل دستنویس این رساله هرگز در زمان حیات مارکس منتشر نشد. بعدها دخترش، النور مارکس، آن را برای انتشار آماده کرد و در سال ۱۸۹۸ بهچاپ رساند. کارل مارکس که پیشتر بهدلیل نگارش آثار و فعالیتهایش چهرهای شناخته شده بود، بهعضویت شورای عمومی “انجمن بینالمللی کارگران” انتخاب شد و از چهرههای اصلی آن گردید. یکی دیگر از اعضای این شورا و از فعالان سندیکایی بریتانیا بهنام “جان وستون”، استدلال میکرد افزایش دستمزدها بیهوده است، زیرا صرفاً برای خنثی کردن این افزایش دستمزدها قیمتها بالا میروند. این دیدگاه در اینکه آیا کارگران برای افزایش دستمزد باید سازمانیابی کنند یا نه، بحثی را برانگیخت.
مارکس با نقد نظریای ساختاری در پاسخ به وستون رابطهٔ میان ارزش، دستمزد، قیمت، سود و کار را تبیین کرد. با این حال، سخنرانی او (که یادداشتهای آن به زبانهای آلمانی و انگلیسی و نکتههایی برای یادآوری در سخنرانی را شامل میشد) هرگز برای انتشار آماده نشد و تنها به صورت متنهایی خلاصه و گزارشیِ قید شده در صورتجلسههای شورای انجمن، دستبهدست میشد. مارکس در آن زمان سرگرم تدوین کتاب “سرمایه” بود (جلد اول دو سال بعد، در سال ۱۸۶۷/ ۱۲۴۶ خورشیدی منتشر شد). این احتمال هم وجود دارد که او ترجیح میداد برای بررسی نظری کامل این مسائل، همان اثر خوانده شود. مدتها بعد از درگذشت کارل مارکس (۱۸۸۳/ ۱۲۶۲ خورشیدی) دخترش النور سخنرانی پدرش را ویرایش کرد تا پاسخی باشد به برخی پیشنهادها در نیروهای چپ که معتقد بودند دستیابی به سوسیالیسم بدون انقلاب ممکن است.
انگلس در آن زمان به ویرایش دستنوشتِ یادداشتهای مارکس برای جلدهای دوم و سوم “سرمایه” (که بهترتیب در سالهای ۱۸۸۵ و ۱۸۹۴ [۱۲۶۴ و ۱۲۷۳ خورشیدی] منتشر شدند) و همچنین تألیف آثار نظری و عملی خودش مشغول بود. او که بخش عمدهای از آثار منتشر نشدهٔ مارکس را در اختیار داشت، دستنوشتهٔ اصلی را یافت و آن را به النور سپرد. ابتکار عمل، الهامبخشی و تلاش النور، عامل اصلی انتشار این اثر بود.
رسالهٔ “ارزش، قیمت، و سود” در ۱۵ فصل کوتاه (حدود ۲۰ هزار کلمه و در اغلب چاپها نزدیک به ۳۰ صفحه) بسیاری از ایدههای کلیدیای در تحلیلِ درحالِ تکوینِ مارکس از اقتصاد سیاسی سرمایهداری را در قالبی کوتاهتر و دسترسپذیرتر ارائه میدهد. این اثر بر پایهٔ تحلیلهای پیشین مارکس از سرمایهداری بهویژه آنچه در جزوه “کار مزدی و سرمایه” مطرح شده بود بنا شده و آنها را بسط میدهد. این رساله در واقع متن آموزشیای پایه است، تبیینی فشرده و عامهفهم از استدلالهایی که در جلد اول “سرمایه” آمده است (مطالب جلدهای بعدی کمتر پوشش داده شده است). این رساله با بهچالش کشیدن استدلال جان وستون آغاز میشود (اینکه هر افزایش عمومی دستمزد ناگزیر با افزایش عمومی قیمتها خنثی میشود) و استدلال میکند این ادعا هم از نظر منطقی و هم از نظر تجربی نادرست است و تحلیل علمی دستمزد و قیمت امری ضروری است. این رساله سپس نظریهٔ مارکسیستی ارزشِ کار را خلاصه میکند. در اینجا استدلال میشود که کار تنها منبعِ ارزشِ جدید است و میانِ نیروی کار (آنچه کارفرما آن را “میخرد”) و کارِ (بیشتر)ی که کارفرما عملاً در ازاءِ آن “دریافت میکند” تمایز قائل میشود. ارزش بر اساس “زمان کار لازم اجتماعی” تعیین میشود که درنهایت قیمتها را مشخص میکند (هرچند عرضه و تقاضا میتوانند بر نوسانهای قیمت تأثیر بگذارند)؛ پول وسیلهای برای مبادله است و خود منبعِ ارزش یا قیمت نیست. این رساله سپس انواع مختلف “دستمزد” را از هم متمایز میکند. دستمزدِ “اسمی” پولی است که کارفرما به کارگر میپردازد؛ دستمزدِ “واقعی” آن چیزی است که با آن میتوان کالا خرید، و دستمزدِ “نسبی” سهم کارگر از ارزش تولید شده در مقایسه با سهم سرمایهدار است. این رساله توضیح میدهد سرمایهداران میکوشند دستمزدهای نسبی را پایین نگه دارند حتی اگر دستمزدهای اسمی افزایش یابد. سود زمانی حاصل میشود که به کارگران کمتر از ارزشی که خلق میکنند پرداخت شود. این تفاوت همان “ارزشِ اضافی” است که در قالب پول با عنوان “سود” تحقق مییابد. رساله با این نتیجهگیری بهپایان میرسد که مبارزات دستمزدی اهمیت دارند و نبردی دائمی بین کارگران و سرمایهداران در مورد دستمزد در جریان است، نبرد بین کسانی که واقعاً “تولید” میکنند و کسانی که مالکِ ابزارِ “تولید” هستند و همچنین تأکید میکند که وجود اتحادیههای کارگری برای مقاومت در برابر افزایش استثمار ضروری هستند. با این همه، رهایی پایدار درنهایت مستلزم لغوِ “نظام کار مزدی و نه صرفاً چانهزنی در چارچوب آن است. سخنرانی مارکس در “انترناسیونال اول” تا حدی تأثیرگذار بود. فعالان سندیکایی بهویژه از دفاع مارکس از مبارزات دستمزدی استقبال کردند. ولی انتشار نیافتن این رساله همچون متنی مستقل یا یک “گزاره” (حُکم) تا پس از مرگ مارکس دامنهٔ تأثیرگذاریاش را محدود کرد. افزون بر این، تحلیل نظری آن که در جلد اول “سرمایه” ارائه شد، در ابتدا به دلیل حجم بسیار زیاد و دشواری دسترسی به کتاب “سرمایه” با محدودیت مواجه بود. در پی سقوط “کمون پاریس” در سال ۱۸۷۱/ ۱۲۵۰ خورشیدی “انترناسیونال اول” عملاً در سال ۱۸۷۶/ ۱۲۵۵ خورشیدی منحل شد. در سال ۱۸۸۹ / ۱۲۶۸ خورشیدی برای بزرگداشت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه “انترناسیونال دوم” (انترناسیونال سوسیالیستی) بر پا شد و به نشستی بهمنظور بحثهایی دامنهدار در درون سوسیالیسم تبدیل شد، بحثهایی که عمدتاً بر پایه ایدههای مارکسیستی استوار بود.
با انتشار این رساله بهصورت جزوه در سال ۱۸۹۸/۱۲۷۷ خورشیدی کتاب “ارزش، قیمت، و سود” بهکوشش النور مارکس بهطوری گستردهتر توزیع شد و با انتشار دیگر آثار مارکس، انگلس، و دیگران تأثیری بسزا بههمراه داشت. این رساله همچون مقدمهای کوتاه، دردسترس، قابل فهم، و شفاف بر اقتصاد مارکسیستی در احزاب سوسیالیستی، اتحادیههای کارگری، و برنامههای آموزشی کارگران بهکار گرفته شد و به مرجعی در بحثهای مربوط به مبارزات دستمزدی، نظریهٔ ارزشِ کار، و رابطهٔ میان اصلاحات و انقلاب، تبدیل شد. امروزه کتاب “ارزش، قیمت، و سود” همچنان متن مقدماتیای کوتاه، خواندنی، و “خود کفا” بر اقتصاد سیاسی مارکسیستی (و آستانهای گشوده برای ورود به کتاب “سرمایه”) است که توضیحی فشرده دربارهٔ خلق ارزش، استثمار، سود، و مبارزهٔ طبقاتی ارائه میدهد. این اثر هنوز هم با مسئلههای حیاتی امروز از جمله بحث بر سر حداقل دستمزد، “خوداشتغالی” کاذب، و اقتصاد گیگ (بر پایهٔ کار موقت و فناوریهای مبتنی بر اینترنت و پردازشِ دادهها) و شکاف فزاینده میان درآمد مالکان و مدیران شرکتهای بزرگ و دستمزد نیروی کار درخدمت آنان بهشدت سر و کار دارد.
این جزوه روایت مسلط امروز را بهچالش میکشد، روایتی که هرگاه سیاست پولی، هزینه زندگی، و “مارپیچ دستمزد–قیمت” در رسانهها مطرح میشود ادعا میکند افزایش دستمزدها ذاتاً تورمزاست! واقعیت امر این است که هم در “هسته” سرمایهداری و هم در اقتصاد جهانی، سهم نیروی کار در تولید ارزش رو به کاهش است، در حالی که سهم سرمایه (یعنی سود آن) افزایش مییابد. کتاب “ارزش، قیمت، و سود“ علت این پدیده را توضیح میدهد.
این جزوه یکی از نمونههای متعدد ویرایش آرشیو پدر توسط النور مارکس است. بدون ابتکار عمل النور این اثر دستکم به این صورت شفاف و موجز که او پدید آورد وجود نمیداشت. دفاع النور از میراث مارکس در برابر رفرمیسم، چند سال بعد با انتشار اثر “اصلاح یا انقلاب” (۱۹۰۰/ ۱۲۷۹ خورشیدی) نوشتهٔ رزا لوکزامبورگ، دیگر فمینیست کمونیست (و یهودی) ادامه یافت. مبارزهٔ این دو چهره علیه رفرمیسم، تدریجگرایی، و سوسیالیسم تخیلی امروز نیز به همان اندازه آن زمان اهمیت دارد.
بحث پایانی این رساله (اینکه کارگران و جنبش کارگری بهطورکلی برای دستمزد و شرایط بهتر باید مبارزه کنند و همزمان دریابند که رهایی واقعی مستلزم نظامی فراتر از نظام کار مزدی است) امروز نیز به همان اندازه سالهای ۱۸۶۵ و ۱۸۹۸ (۱۲۴۴ و ۱۲۷۷ خورشیدی) صادق است.
[منبع ترجمه بهفارسی: روزنامه “مورنینگ استار”، ۲۹ دیماه ۱۴۰۴ (۱۹ ژانویه ۲۰۲۶)].
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۲، ۶ بهمن ۱۴۰۴




