نامهای نازدودنی جنبش سندیکایی و چهرههای آن
تاریخ پُرفراز و نشیب جنبش سندیکایی کارگران و زحمتکشان میهن ما لحظهای از مبارزه و مقاومت و ایثارگری رزمندگان آگاه طبقه کارگر خالی نیست. در مراحل مختلف تاریخ این جنبش، شاهد پیکار خستگی ناپذیر آگاهترین فرزندان تودههای کار و زحمت بوده و هستیم. در حقیقت همین روح مبارزه است که نسوج و جوهره حیات و نامیرایی جنبش کارگری را علیرغم سرکوبهای خونین و یورشهای ارتجاع (هر دو رژیم شاه و ولی فقیه) و امپریالیسم، حفظ کرده و تداوم بخشیده است.
اینک در رشته مطالب نامهای نازدودنی با گشودن دریچهای به تاریخ پُرافتخار جنبش کارگری ـ سندیکایی ایران، به معرفی سه تن از پایهگذاران و مسئولین سندیکایی کارگران نفت مسجد سلیمان میپردازیم. این معرفی به ناچار فشرده و کوتاه است، زیرا از سه کارگر قهرمان تودهای و سندیکالیست صنعت نفت که بهدست رژیم جنایتکار سلطنتی کشته شدند، کمترین اطلاعات موجود است و متأسفانه عکسی نیز از آنان در دسترس نیست. رفقای شهید بهارآقا اورک، مگروون گریگوریان، و حاجی مراد علاسوندی، فعالین شجاع سندیکای نفت مسجد سلیمان از زمره نامهای نازدودنی قلمداد میشوند.
سه کارگر و سندیکالیست قهرمان صنعت نفت
بهار اورک، مگروون گریگوریان، حاجی مراد علاسوندی
تأسیس، مبارزه و فعالیت سندیکایی کارگران نفت خوزستان بخشی از تاریخ درخشان جنبش کارگری ایران به شمار میآید. تشکل کارگران نفت در سالهای دیکتاتوری سیاه رضاخانی به کوشش مبارزان حزب کمونیست ایران (سلف حزب تودۀ ایران) از فرازهای جنبش کارگری میهن ما محسوب شده و نقش کلیدی در رشد، قوام و تکامل مبارزات کارگری و سندیکایی در کشور ایفا کرده است.
پس از سقوط رضاخان، علیرغم سرکوب خونین جنبش سندیکایی کارگران و به بند کشیدن مبارزان نامداری چون علی امید، بار دیگر با کمک و یاری مستقیم و مؤثر حزب طبقه کارگر ایران – حزب تودۀ ایران- تشکل صنفی ـ سندیکایی کارگران نفت خوزستان جان دوبارهای گرفت. در ابتدای سالهای دهه بیست خورشیدی کارگران صنایع نفت، تشکل سندیکایی خود را به نام سندیکای کارگران نفت خوزستان پایهگذاری کرده و سپس الحاق خود به شورای متحده مرکزی را اعلام داشتند.
سندیکای کارگران نفت خوزستان در دفاع از حق حاکمیت ملی، استقلال ملی و تأمین حقوق زحمتکشان، اولین اعتصاب خود را که به مدت 6 روز بهطول انجامید، در خرداد سال 1324 سازمان داد. این اعتصاب موفق بیش از یک هزار کارگر را دربر میگرفت. در اردیبهشتماه سال ۱۳۲۵، ده هزار تن از کارگران نفت آغاجاری دست به اعتصابی ۱۴ روزه زدند که یکی از وقایع ماندگار و برگی درخشان از صفحات تاریخ جنبش کارگری ایران است.
بار دیگر، کارگران نفت متشکل و متحد زیر رهبری حزب سیاسی خود، حزب تودۀ ایران، و سندیکاهای رزمجو و طبقاتی خویش، اعتصاب عظیم و پیروزمند اواخر سال ۱۳۲۹ و اوایل سال ۱۳۳۰ را که به تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران و سپردن زمام دولت به دکتر محمد مصدق منجر گردید، سازمان دادند. طبقه کارگر ایران در جریان این مبارزات آبدیده و مجرب شد. طی همین سالها با کوشش مبارزان جنبش سندیکایی، زمینههای تأسیس سندیکای کارگران نفت مسجد سلیمان در مقام ادامه دهندهٔ فعالیت سندیکای کارگران نفت خوزستان که بهدست رژیم سلطنتی سرکوب و غیرقانونی اعلام شده بود، فراهم آمد. فعالیت این سندیکا در سالهای آغازین دهه سی خورشیدی، نشانگر عزم راسخ طبقه کارگر برای تضمین و تأمین منافع صنفی ـ سیاسی خود و پاسداری از حق حاکمیت ملی بود.
رفقای کارگر تودهای بهار اورک، مگروون گریگوریان، حاجی مراد علاسوندی که در بخشهای مختلف صنعت نفت مسجد سلیمان و اطراف آن مشغول کار بودند از مؤسسان و فعالین این سندیکا به شمار میآمدند. تأسیس این سندیکا با مخالفت و سنگاندازی فرمانداری مسجد سلیمان و ارتجاع منطقه روبرو بود. فئودالها و فرماندهان ارتش در منطقه خوزستان با همدستی روحانیون و وابستگان انگلیس از زمره مخالفان فعالیت سندیکایی کارگران در مسجد سلیمان بودند. در اواخر تیرماه و اوایل مرداد سال ۱۳۳۲، یعنی قبل از کودتای آمریکایی ـ انگلیسی ۲۸ مرداد، فراخوانی از سوی مؤسسان سندیکای نفت مسجد سلیمان صادر و کارگران نفت این منطقه به دفتر سندیکا دعوت شدند. حمایت قاطع کارگران از تأسیس و فعالیت سندیکا خشم و هراس دربار و مرتجعان را برانگیخت. فرمانداری نظامی با یورش شبانه به خانه کارگران کوشید با جو سازی و ارعاب مانع از حضور وسیع کارگران در سندیکا شود. صبح چهارم مرداد ماه ۱۳۳۲، یگان فرمانداری نظامی دفتر سندیکا را محاصره و به دستگیری عدهای از کارگران مبادرت کرد.
فعالان و مسئولان سندیکا در داخل دفتر به محاصره سربازان فرمانداری نظامی و اوباش مسلح به سلاحهای سرد و گرم که فریاد جاوید شاه و طرفداری از حکومت سلطنتی را شعار میدادند قرار گرفتند. رفیق کارگر تودهای بهار اورک بهعنوان یکی از دبیران سندیکا، قانونی بودن فعالیت سندیکایی را به فرمانداری نظامی گوشزد کرد. امّا ارتجاع تصمیم به کشتار و نابودی کارگران و مبارزات کارگری گرفته بود. مذاکره فعالان سندیکایی از جمله رفقا بهار اورک و مگروون گریگوریان با محاصره کنندگان و افسران فرمانداری نظامی بینتیجه ماند. اوباش قبلاً از سوی فرمانداری نظامی و فئودالها و روحانیون مدافع سلطنت مأموریت یافته بودند که جو پیرامون ساختمان دفتر سندیکا را متشنج کرده و با سنگ پرانی و دشنام، سربازان را وادار به عکس العمل کنند. پس از اتمام مذاکره و هنگام خروج کارگران و مسئولان سندیکا از دفتر، مطابق نقشه این اوباش آغاز به سنگ پراکنی و دشنام به سربازان کرده و به دستور فرمانداری نظامی و برپایه طرح از پیش برنامهریزی شده، یورش به کارگران آغاز شد. طی درگیری، صفهای فشرده کارگران که پیشاپیش آنها رفیق تودهای، فعال سندیکایی بهار اورک قرار داشت راه خود را به جلو میگشود. ناگهان سربازان با تحریک اوباش و دستور فرماندهان نظامی به روی کارگران و مردم آتش گشودند. ابتدا رفیق بهار اورک به خاک افتاد و به دنبال او دو تن دیگر از مسئولان سندیکای نفت مسجد سلیمان رفقای کارگر مگروون گریگوریان و حاجی مراد علاسوندی با گلوله سربازان به خاک و خون کشیده شدند. دفتر سندیکا غارت شد و هرگونه حمایت از سندیکا و فعالیت سندیکایی با خشونت و حبس توام گردید.
چنین وحشیگری فقط مختص به رژیم سلطنتی نیست. جمهوری اسلامی نیز با بهرهگیری از تجربیات ساواک و فرمانداری نظامی شاه همین سیاست و روش را نزدیک به چهار دهه اخیر در قبال جنبش کارگری و سندیکایی زحمتکشان کشور داشته و دارد. حمله به سندیکاهای کارگری در دهه ۶۰ خورشیدی، بازداشت فعالان سندیکایی، غارت دفاتر سندیکاها و اعدام کارگران آگاه مانند حسن جلالی و هدایت معلم و نیز پیگرد و سرکوب صدها سندیکالیست در کارنامه ننگین جمهوری اسلامی ثبت شده است.
تاریخچه مبارزات سندیکای کارگران نفت مسجد سلیمان و قهرمانی سه کارگر تودهای و سندیکالیست شرافتمند، رفقا بهار اورک، مگروون گریگوریان و حاجی مراد علاسوندی با افتخار و غرور در صفحات تاریخ خونین و پُرافتخار جنبش کارگری ایران حک شده است. نام این سه کارگر دلیر جاودانه و توأم با احترام و تکریم نزد زحمتکشان گرامی است!
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۶، ۶ بهمن ۱۴۰۴




