کارگران و زحمتکشان

چرا سندیکاهای کارگری باید بخشی از جنبش صلح باشند!

سال ۲۰۲۶ / ۱۴۰۴ با یک تهاجم نظامی آغاز شد. در شب دوم و سومین روز از ماه ژانویه ایالات متحده آمریکا با به زیرپا گذاشتن قوانین بین‌المللی و بدون هیچ تحریکی به کشور ونزوئلا حمله نظامی کرد. هدف ترامپ تصرف منابع نفتی این کشور و مهار نفوذ چین در ونزوئلا است. در اقدامی مناسب از همان شب مردم در بسیاری از شهرها به خیابان آمدند و به این حمله اعتراض کردند. همچنین اعتراض سندیکاهای کارگری به نقض قوانین بین‌المللی نیز قابل تحسین است. طیف وسیعی از سندیکا‌های کارگری از فدراسیون‌های اتحادیه‌ کارگری ملی در ایالات متحده، بلژیک یا فرانسه، ندای همبستگی با مردم ونزوئلا سردادند. همه آن‌ها اعلام کردند در کنار مردم ونزوئلا ایستاده‌اند.

این موضعگیری از طرف سندیکاها مهم است. نخست اینکه موضعگیری‌های سندیکاها هرگز در مرزهای ملی متوقف نمی‌شوند بلکه همیشه بین‌المللی بوده‌اند. به همین دلیل ما اجازه نداریم در برابر عادی سازی نقض قوانین و توسل به ارعاب و آدم‌ربایی و تجاوز نظامی سکوت کنیم. دوم اینکه این تحولات می تواند پیامدهای سیاسی داخلی داشته باشد. در زمان بحران‌های فراگیر و فزاینده، تقویت توان نظامی و آموزش‌های جنگی می‌تواند سیاست اتحادیه‌های کارگری برای افزایش دستمزد را زیر فشار قرار دهد. همین اواخر مذاکرات مزدی در بخش خدمات بار دیگر نشان داد که کارفرمایان خواستِ اتحادیه “ور. دی” با افزایش ۷ درصدی حقوق یا پرداخت حداقل ۳۰۰ یورو در ماه برای حدود ۹۰۰ هزار کارگر تحت پوشش قراردادهای دسته‌جمعی را نپذیرفته و رد کرده است. تکرار این موارد نشان می‌دهد “چرخش اساسی” در توزیع سیاست به چه مفهومی است: اولویت نخست در سیاست برای مذاکرات مزدی، تأمین هزینه آموزش جنگی است. قرار است ۵۰۰ میلیارد یورو برای تقویت زیرساخت‌ها که عمدتاً نظامی هستند سرمایه‌گذاری شود، اما برای کارگران بودجه‌ای وجود ندارد. مذاکره برای افزایش دستمزد تنها چالش پیش روی اتحادیه‌های کارگری آلمان در سال جاری نخواهد بود. مذاکرات مزدی در دیگر بخش‌ها از جمله در صنایع فلزی و برقی برای پاییز برنامه‌ریزی شده است. بحران در صنایع و نگرانی از بیکاری عمیقاً در پوست و گوشت و استخوان کارگران ریشه دوانده است. محدود کردن یارانه‌ها حس فرمانبرداری و اطاعت را بیشتر کرده است. تهدید به قطع یارانه‌ها که اکنون درآمد شهروندان نامیده می‌شود می‌تواند آمادگی پذیرش کارهای سخت‌تر با شرایط وخیم‌تر را افزایش دهد.

تصمیم به هزینه کردن هر یک یورو از بودجه فدرال به‌منظور تقویت توان نظامی و آموزش‌های جنگی به‌جای سرمایه‌گذاری برای دگرگونی صنایع با پشتوانه اجتماعی، گسترش خدمات عمومی و اجتماعی با سرمایه گذاری دولتی، می‌تواند تاثیر عظیمی در توازن قدرت بین سرمایه و کار داشته باشد. این تصمیم به زیان کارگران و اتحادیه‌های آنان تمام خواهد شد. بحث کاهش خدمات اجتماعی به‌عبارتی فرو کاستن خواست‌های اتحادیه‌ها در رابطه با کاهش ساعت کار و توافق بر سر دستمزدها است. سیاست کاهش خدمات اجتماعی به کارفرمایان در تلاش برای انحراف از توافقات بر سر مذاکرات دسته‌جمعی و صرف‌نظر کردن از افزایش دستمزد و کاهش ساعت کاری سود می‌رساند. با نگاهی هوشیارانه، این تحول می‌تواند تنها به یک نتیجه منجر شود: سندیکاها در سال ۲۰۲۶ در برابر یک چالش قرار گرفته‌اند، آن‌ها باید با قدرت هر چه تمام‌تر در مبارزه علیه تقویت ماشین جنگی و آموزش‌های جنگی صف‌آرایی کنند. فقط به این شیوه می‌توانند ابتکار عمل را در مذاکرات بر سر سیاست‌های مزدی مجدداً در دست گیرند.

[ترجمه از :”عصر ما”، روزنامه “حزب کمونیست آلمان”، نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴،  نویسنده: “اولریکه آیفلر”].

 

کارگران صنعت ملی نفت ونزوئلا: نفت متعلق به مردم ونزوئلا است!

 

پس از تجاوز نظامی آمریکا به ونزوئلا و ربودن مادورو و همسرش، هزاران کارگر صنعت ملی نفت ونزوئلا در یک تظاهرات گسترده تجاوز امپریالیسم آمریکا را محکوم کردند. کارگران اعلام داشتند: ما کارگران و کارکنان صنعت ملی نفت ونزوئلا و شرکت نفت ونزوئلا (PDVSA)، اینجا، با احترام و ایستادگی، در کنار فرمانده، رفیق کارگر خودمان، رئیس‌جمهور نیکلاس مادورو، ایستاده‌ایم.

ما تداوم عملیات نفتی را تضمین می‌کنیم، از حاکمیت ملی دفاع می‌کنیم و اطمینان می‌دهیم که در تأسیسات ما هیچ قدرت خارجی، هیچ آمریکایی‌ای حق ندارد به ما دستور بدهد یا به‌جای مردم ما تصمیم بگیرد.

صنعت نفت متعلق به مردم ونزوئلا است.

چاوز زنده است،

مبارزه ادامه دارد، برای استقلال، میهن، و سوسیالیسم.

به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۶، ۶ بهمن ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا