گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – کارزار تودهایها برای جلب پشتیبانی از جنبش اعتراضی مردم
کارزار تودهایها برای جلب پشتیبانی از جنبش اعتراضی مردم
توقف سرکوب، افشای عاملان جنایت و کشتار، و مخالفت با مداخلهٔ امپریالیسم
جنبش دلیرانهٔ مردم ما که با سرکوب خونین و کمسابقه روبهرو شد در سطح جهانی بازتابی گسترده داشت. مبارزهٔ مردم از حمایت حزبها، سازمانها، نهادها و نیروهای مترقی جهان بهویژه کمونیستها، چپها و دمکراتها در کشورهای مختلف برخوردار شد. نیروهای مترقی در نقاط مختلف جهان همصدا با ترقیخواهان ایران خواهان توقف سرکوب و پیگرد و افشای جنایتهای رژیم ولایتفقیه و همچنین مخالفت با دخالتهای امپریالیسم و صهیونیسم شدند.
اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران در جلب این همبستگی بینالمللی کارزارهایی متنوع را سازماندهی کردند. رفقای تودهای در سوئد طی اقدامی هماهنگ با حزب کمونیست سوئد تجمعی اعتراضی را روز جمعه ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶/ ۲۷ دیماه ۱۴۰۴ در مرکز شهر استکهلم برپا کردند. حزب کمونیست سوئد با انتشار بیانیهای ضمن پشتیبانی از مبارزات مردم و جنبش اعتراضی اخیر در ایران، هرگونه برنامه و نقشهٔ امپریالیسم برای مداخله در امور داخلی ایران را محکوم کرد. بهعلاوه، دیگر نشریه کمونیستی در سوئد بهنام “پرولتر” بیانیهٔ حزب را بهزبان سوئدی منتشر ساخت. در نروژ ترجمه بیانیه حزب به زبان نروژی در سایت رسمی حزب کمونیست نروژ منتشر شد و این حزب همبستگی خود را با مردم ایران و مخالفت با هرگونه تجاوز نظامی به ایران اعلام کرد. دراین رابطه به ابتکار حزب کمونیست نروژ فراخوانی علیه تجاوز نظامی به ایران منتشر شد که طی آن این حزب با محکوم کردن برندگان جایزهٔ صلح نوبل- برندگانی که برخلاف روح تعریفشده این جایزه حمله نظامی آمریکا و دیگر کشورها به ایران یا ونزوئلا را خواستار شدهاند- پس گرفتن جایزهٔ صلح نوبل از “شیرین عبادی” بهدلیل حمایت او از مداخلهٔ نظامی خارجی در ایران را تقاضا کردند. در دانمارک نیز بیانیهٔ حزب تودهٔ ایران به زبان دانمارکی در ماهنامهٔ “کمونیست”، ارگان مرکزی حزب کمونیست دانمارک، منتشر شد. همچنین رفقای تودهای در دیداری با رهبری حزب کمونیست دانمارک موضعگیریهای حزب تودهٔ ایران را برای این رفقا تشریح کردند و از ابراز همبستگی آنان با مبارزات مردم ایران تشکر کردند. بیانیهٔ حزب بهزبان دانمارکی از سوی رفقای حزب کمونیست دانمارک در اختیار دیگر نهادهای مترقی و سندیکاهای کارگری قرار گرفت. در ایتالیا نیز حزب کمونیست ایتالیا بیانیهٔ حزب تودهٔ ایران را که بهزبان ایتالیایی ترجمه شده بود در سایت رسمیاش منتشر کرد و نوشت: حزب کمونیست ایتالیا با ارزیابیهای حزب تودهٔ ایران در مورد اعتراضهای مردمی این کشور موافق است و از آن حمایت میکند. رفقای حزب کمونیست ایتالیا با حضور رفقای تودهای واحد حزبی ایتالیا در صدد تدارک تهیهٔ برنامهای ویدیوئی هستند که در خصوص مسائل ایران خواهد بود. در شهرهای تورین و ریمینی نیز تجمع و تظاهراتی در دفاع از مبارزات مردم ایران و مخالف با تجاوز نظامی آمریکا برپا شد. در شهر ریمینی رفقای تودهای بیانیهٔ حزب به زبان ایتالیایی را در اختیار حزب کمونیست “رفرانداسیون” [احیا] ایتالیا قرار دادند که در تظاهرات این شهر پخش شد.
اعضا و هواداران حزب تودهٔ ایران در اتریش در کارزاری سازمانیافته همراه با حزب کمونیست اتریش و نمایندهٔ “حزب چپ اروپا” تدارک تجمعی در شهر وین را بهانجام رساندند. رفقای تودهای بیانیههای حزب به زبان آلمانی را در اختیار حزب “کمونیست اتریش”، حزب “کار اتریش”، و نماینده حزب چپ اروپا قرار دادند. حزب کمونیست اتریش نیز با انتشار بیانیهای از جنبش اعتراضی مردم ایران حمایت کرد و ضمن محکوم کردن سرکوب خونین این جنبش هرگونه سیاست امپریالیستی مداخلهٔ نظامی در قبال حرکت آزادیخواهانهٔ مردم ایران را مردود دانست. حزب چپ اروپا با انتشار بیانیهای بر حق مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش تأکید کرد و با مبارزات مردم ایران ابراز همبستگی کرد. همچنین رفقای تودهای با ترجمه بیانیه حزب به زبان اسپانیایی موضعگیریهای حزب تودهٔ ایران در خصوص جنبش اعتراضی اخیر مردم ایران را به حزبهای کمونیست و نیروهای ترقیخواه اسپانیایی زبان ارسال کردند. بیانیههای حزب به زبان اسپانیایی ازجمله در اختیار انجمن دوستی نروژ – کوبا و انجمن دوستی دانمارک – کوبا نیز قرار گرفت.
حزب کمونیست فرانسه با انتشار اعلامیهای از مبارزات مردم ایران و حزب تودهٔ ایران حمایت کرد. روزنامه “لیبرته آکوت” – نشریهٔ وابسته به حزب کمونیست فرانسه- با درج مطلبی به موضعگیریهای اصولی حزب تودهٔ ایران نسبت به تحولهای اخیر کشور و جنبش اعتراضی مردم پرداخت. این نشریه با محکوم کردن تهدید نظامی و سیاستهای مداخلهجویانهٔ آمریکا مواضع حزب تودهٔ ایران در دفاع از جنبش اعتراضی و مخالفت با تجاوز و دخالت امپریالیستی را تأیید کرد. حزب کمونیست کانادا نیز با انتشار موضعگیریها و بیانیههای حزب بهزبان انگلیسی در نشریهٔ رسمیاش بر حمایت از مردم ایران و مبارزات حزب تودهٔ ایران تأکید کرد. رفقای تودهای در کشورهای آمریکا، انگلستان، آلمان، و بلژیک نیز بهشکلهایی مختلف در کارزارهای ابراز همبستگی با مردم ایران فعالانه حضور داشتند. سایت “در دفاع از کمونیسم” نیز بیانیه حزب را منتشر ساخت و بر حمایت از مردم ایران و مخالفت با دخالت خارجی تأکید ورزید. این سایت بیانیهٔ حزب کمونیست یونان را که بر حق مردم ایران بدون مداخله خارجی تأکید دارد را نیز در پشتیبانی از جنبش اعتراضی اخیر منتشر ساخت. کارزار ابراز همبستگی با مبارزات دلیرانه مردم ایران و افشای کشتار مبارزان از سوی رژیم ولایتفقیه ادامه خواهد داشت و صدای رسای مردم ما در میان نیروهای مترقی جهان است.
جنبش اعتراضی مردم و خواستِ انجامِ تغییرهای ساختاری
جنبش گسترده اخیر کشورمان علیه حکومت جمهوری اسلامی مرحلهای تازه در مبارزه مردم میهنمان علیه ظلم، فساد، فقر و بیعدالتی حاکم بر کشور است. مردم جان بهلب رسیده از سیاستهای اقتصادی و اجتماعی تحمیل شده از سوی حکومت جمهوری اسلامی و در رأس آن ولی فقیه با حضور میلیونی در سراسر کشور خشم و انزجارشان نسبت به دیکتاتوری حاکم ابراز کردند. این مردم بر اثر فروپاشی اقتصادی و اراده و توانایی نداشتن رژیم در حل مشکلات اقتصادی ناشی از تورم افسارگسیخته، گرانی و فقری روزافزون را متحمل شدهاند و صدمههایی بسیار دیدهاند. در پی برنامههای متعدد جراحی اقتصادی دولت پزشکیان و افزایش مجدد قیمت بنزین، کاسته شدن مدام از ارزش ارز کشور درنتیجه قیمتها بهویژه کالاهای اساسی رشدی بیسابقه و نجومی یافت. مردم کشورمان از همه طبقات و قشرهای اجتماعی در اعتراض به اوضاعواحوال بر آمده از ناکارآمدی رژیم جمهوری اسلامی و همچنین علیه غارتگریهای اقتصادی از سوی وابستگان رژیم، به ابزار مدنی یعنی اعتصاب و اعتراض دست زدند. فساد فراگیر در اقتصاد کشور که دست تبهکاران اقتصادی را برای غارتهایی نجومی باز گذاشته است مردم را هر روز در فقر و فلاکت بیشتر غرق میکند. بنا به گزارش مرکز آمار کشور، نرخ تورم در سال جاری به بیش از ۴۳ درصد رسیده است، آمار تورم واقعی بهویژه در مورد کالاهای اساسی، یعنی آنچه همهروزه خیل عظیمی از زحمتکشان را به زیر خط فقر کشانده در جامعه تحمل شدنی نیست. بنا به گزارش ایلنا (۱۶ دی ماه ۱۴۰۴)، تورم کنونی و گرانیها خط فقر را به ۸۰ میلیون تومان رسانده است. با این وجود، دولت نرخ پایهٔ افزایش دستمزدها را ۲۰ درصد اعلام کرده است و تصمیم بر این دارد که به دستمزد افراد کمدرآمد ۴۳ درصد اضافه شود که به مفهوم رسیدن دستمزد آنان حداکثر به حدود ۲۸ میلیون تومان است. این به مفهوم فقر مطلق است.
رژیم در پاسخ به خواست به حق مردم برای انجامِ تغییرهای ساختاری با گسیل جنایتکاران حرفهای خود و با توحشی غیر قابل تصور و فاشیستگونه، تظاهرات و اعتصابهایی بر پایهٔ این خواست را به خاک و خون کشیدند. هزاران نفر کشته و هزاران نفر نیز بازداشت شدند و رژیم با اجرای سناریوهای تکراری و مشمئز کنندهاش بسیاری از بازداشتیها را به اعترافهای اجباری و دروغین وادار کرده و میکند. مردم اعتراضهایشان را با خواستهای اقتصادی آغاز کرده بودند، اما رژیم که خواستهای بهحق مردم را هرگز درخور توجه و اعتنا ندانسته و نمیداند، بار دیگر و مانند مقابله و اِعمال خشونت نسبت به سایر جنبشهای مردمی میهنمان این خواستهای اقتصادی را به خواستهایی سیاسی پیوند دادند. مردم بهدرستی میدانند بحرانهای اقتصادی و اجتماعی کشور برآمده از ساختار ضد مردمی و تبهکارانه رژیم است.
هر چند موج جدید اعتراضها و اعتصابها در کشور با بسته شدن بخشی از بازار و اعتصاب بازاریان شروع شد با این حال واقعیت امر این است که گسترش اعتراضها در بیش از چهار دهه سیاستهای ضد مردمی حاکمیت جمهوری اسلامی ریشه دارد و در واقع ادامه مبارزه طولانی مردم علیه این حاکمیت است. ، کارگران و دیگر زحمتکشان کشور از جمله زنان، جوانان و دانشجویان، بازنشستهها و سایر قشرهای مردم در این راستا با بیانیه های خود ضمن پشتیبانی از این اعتراضها بهدرستی مطرح کردهاند که بدون تغییرهای ساختاری در کشور چشم امیدی به تغییر وضعیت به سود زحمتکشان نمی توان داشت.
مردم میهنمان بهخوبی آگاهند که نتیجهٔ حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی با سیاستهای اقتصادی- اجتماعیاش بهغیر از فقر و فلاکت و تورم و گرسنگی همچون همیشه چیزی دیگر نخواهد بود. در این میان کارگران اساساً در مقام انقلابیترین و قاطعترین مبارزان راه آزادی و عدالت، در همگامی با جنبشهای سیاسی و اجتماعیای دیگر در ایجاد حرکتهای مشترک و تدارک اعتصابهای سراسری و مرزبندی کردن با هر گونه نیروی استبدادی چه با ارتجاع حکومتی و چه با سلطنتطلبان می توانند در راه برچیدن سیستم حاکم بر کشور و ایجاد حاکمیتی دمکراتیک و مردمی گامهایی مؤثر بردارند.
حزب تودهٔ ایران معتقد است شرط پیروز شدن بر حاکمیت جمهوری اسلامی در اوضاعواحوال کنونی تنها با اشتراک عمل همهٔ نیروهای مترقی، مردمی، و ضداستبدادی ممکن و شدنیست.
ایران در سوگِ جنایتِ کمسابقهٔ سرکوب خونین مردم
تا ۲۶ دیماه (۱۶ ژانویه) مجموعهٔ گزارشهای پزشکان، پرستاران، نهادهای حقوقبشری، و ویدئوهای ارسالی از داخل ایران تصویری در منظر عمومی ترسیم میشود که بسیاری از ناظران آن را جزو خونینترین سرکوبها در تاریخ جمهوری اسلامی توصیف میکنند. در این سرکوب، نیروهای امنیتی، سپاه، و بسیج نهتنها در خیابانها، بلکه در بیمارستانها، سردخانهها، و حتی گورستانها نیز حضور سرکوبگرانه داشتهاند. تا کنون میزان واقعی کشتار مردم مشخص نشده است. برخی منابع تعداد کشتهشدگان را تا هزاران نفر و هزاران نفر نیز بازداشتی یا مجروح تخمین زدهاند. هرچند بهدلیل سانسور شدید و قطع ارتباطات رقم واقعی میتواند بیش از این تخمین باشد. پزشکان از بیمارستانهایی سخن میگویند که عملاً در وضعیت “تلفات انبوه” قرار گرفتهاند. مطابق گزارشها و سخنان کادر درمان در نقاط مختلف کشور، بسیاری از مجروحان با اصابت گلوله به سر، گردن، و بهویژه چشم به بیمارستانها منتقل شدهاند، الگویی از سرکوبگری که هدفش را نه صرفاً متفرق ساختن جمعیت، بلکه کشتن یا ایجاد آسیب دائمی در زندگی معترضان بوده است. گزارشها از صدها مورد نابینایی و جراحتهای درمانناپذیر و ماندگار حکایت دارد. نیروهای امنیتی در چند شهر به بیمارستانها یورش بردهاند، مجروحان را از تخت پایین انداخته بازداشت کردهاند و کادر درمان را برای دادن اطلاعات دربارهٔ مجروحان تهدید و زیر فشار قرار دادهاند. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که تحویل اجساد به خانوادهها مشروط و با مانعهایی جدی روبهرو است، خانوادهها به امضای تعهدنامه یا پذیرش روایتهای مورد نظر سرکوبگران مجبور شدهاند. همزمان، از تراکم غیرعادی در سردخانهها و تلاش برای دفن شتابزده و بیسروصدا خبرهایی منتشر شده که بهمعنای نشانهای از تلاش سیستماتیک رژیم برای پنهان نگه داشتن ابعاد واقعی کشتار بوده است. با وجود استیلای فضای امنیتیای سنگین گزارشهای جسته گریخته نشان میدهند که مراسمهای خاکسپاری به صحنههایی از اعتراض تبدیل شدهاند. خانوادههای قربانیان و مردم ناظر در بهشتزهرا و دیگر گورستانها با سردادن شعار “مرگ بر دیکتاتور” خشمشان از حکومتی که حتی به مردگان هم رحم نمیکند فریاد زدهاند.
سرکوب خونین از شلیک مستقیم به معترضان گرفته تا تعقیب مجروحان روی تخت بیمارستانها و در منگنه گذاشتن خانوادهها برای برقراری سکوت گورستانی همگی از اجزای سیاست رژیم ولایت فقیه با پیشینهای بهطول دهههاست. بسیاری این سطح از سرکوب از جانب نیروهای امنیتی، سپاه، و بسیج ولی حاکم را کشتاری کمسابقه و جنایتی هولناک علیه مردم دانستهاند، جنایتی که آثار آن سالها در سِیر حیات و پیامدها در جامعهٔ ایران باقی خواهد ماند.
نسل جوان رو در رویِ ارتجاع، استبداد، و تاریکاندیشی
دختران و پسران جوان کشور ما نسل تازه و شجاع در کشاکش جامعه سرنوشت خویش را نه در گذشته بلکه در آینده میبیند. باچنین نگرشی به مسئلههای شخصی و اجتماعی بود که پرسشگر شدند، منتقد رسانههای رسمی رژیم گردیده و ساختار قدرت را بهچالش کشیده و میکشند. پرسشگری را جایگزین تقلید ساخته و نسلی شدند که خواستهای خویش در زمینهٔ عدالت اجتماعی و آزادی و برابری جنسیتی وحقوق فردی را در ساختار موجود کنونی نیافتند و به وعدههای نامعلوم و بیحاصل دل نسپردند. جوانان در ایران که با تغییرهای سریع اجتماعی و فناوریها در جهان امروز آشنا هستند، بین خواستها و آرمانهای خویش و سازوکار حکومتی که ترویج کننده و مُبلغِ استبداد و مدافع جهل و تاریکاندیشی است تضادی عمیق و شکافی عظیم میبینند. جوانان شجاع- شجاع بهگواه حضور در رویدادهای سالهای اخیر- خواستهای اقتصادی، معیشتی، تحصیلی، برخوردار بودن از استقلال مالی و داشتن امید به آینده و همچنین خواستهای اجتماعیای معین دارند که هیچیک از آنها را رژیم توان برآوردهکردن ندارد. آنان موعظههای دیکته شده از رأس حاکمیت در قالب تبلیغاتی فرهنگی و دینی را با دنیای واقعی خویش در تضاد دیدهاند و میبینند و در هر فرصتی که پیش آمده است به مقابله با رژیم روی آوردهاند. جنبشهای دانشجویی و تظاهرات و اعتراضات خیابانی بزرگی که در طول حیات حکومت جمهوری اسلامی در ایران رخ داده است این نسل را به صف اول مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران کشانده است. این نسل جوان که علاوه بر لطف ارتباطشان با فناوریهای هوشمند و تناقضهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را با پوست و گوشت خود عمیقا حس میکردند، حکومت جمهوری اسلامی هرگز بهرسمیت نشناخت و به خواستهایشان هرگز توجهی نکرد و برعکس نسل پرشور آینده ساز را همواره تهدید کرد و در معرض تنگناها و فشارهای گوناگون قرار داد. خواست جوانان در برابر واقعیتهای تلخ جامعه که ناامنی روانی، بیکاری، ترس از آینده، بحران معیشتی، بحران ازدواج و تشکیل خانواده، و اَبَربحرانهای مالی بودند را رژیم ولایت فقیه نادیده گرفت. درنتیجه، در هرجنبش اجتماعیای که در لایههای گوناگون جامعه صورت میگرفت جوانان در صفهای نخست این جنبشها قرار گرفتند. رژیم ولایت فقیه چشم این جوانان پرشور میهن را با شلیک گلولههای ساچمهای کور کرد، آنان را از پشتبام خوابگاه دانشجویی با دستان بسته به پایین پرت کرد، گلولههای جنگی به سینهشان شلیک کرد، طناب دار بر گردنشان انداخت، و بسیاریشان را در سیاهچالهای شکنجه زندانی کرد. در اثر این برخوردهای جنایتکارانه با نسل جوان ما بود که بسیاری از مدالآوران شایسته المپیکهای علمی در اولین فرصتی که بهدست آوردند مهاجرت را نه همچون آرزوئی بلکه گزینهای برای ادامهٔ زندگی یافتند و وطن را ترک کردند.
حکومت جمهوری اسلامی در تمام عمرش تلاش کرده است نسل جوان ایران را که از نظر آگاهی و مهارت دیجیتالی از توانمندترین نسلهای تاریخ ایران است را زیر سلطهٔ افکار ارتجاعی قرار دهد که در این تلاش ناکام بوده است. شکست مفتضحانه تبلیغات یکجانبه و پرهیاهوی رژیم در ۴۷ سال گذشته گویای این حقیقت است که جوانان امروز هرگز زیر بار تحمیلهای دستوری و یکجانبه رژیم قرار نخواهند گرفت و به مبارزه برای زندگی بهتر ادامه خواهند داد. بدون هیچگونه تردیدی نسل نو پیروز این مبارزه تعیین کننده خواهد بود و دور نیست در فردای آزادی نسل پرشور جوانان در گذار به استقلال، آزادی، و عدالت اجتماعی از رقم زنندگان اصلی آیندهٔ ایران گردند.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۲، ۶ بهمن ۱۴۰۴




