دکتر تقی اِرانی صدایِ نامیرایِ آزادی و عدالت اجتماعی
هشتادوشش سال پیش، در ۱۴ بهمنماه ۱۳۱۸ دکتر تقی اِرانی، اندیشمند فرزانه بهدستور رضاشاه پهلوی بهدست دژخیمان حکومت او در سن ۳۶ سالگی در سیاهچالهای مخوف بهقتل رسید.
هدف از قتل اِرانی که گواه همدستی رضاشاه با ارتجاع داخلی و امپریالیسم بود، سرکوب و خاموشساختن ندای رسا و تجهیزکننده جنبش کارگری و عدالتخواهی برای ایرانی آزاد، آباد، و رها از استبداد و استثمار بود. ولی این اندیشههای اِرانی چنان نیرویی را در جامعهٔ ایران به حرکت انداخت که تا امروز نیز به راه سخت اما سپردهشدنیاش ادامه میدهد.
متأسفانه در وضعیت حساس کنونی ایران که رژیم جنایتکار و ضدمردمی ولایت فقیه دست به کشتار هزاران تن از مردمی زده است که با اعتراضهایشان به محرومیت، فقر، فساد، و سرکوب آزادی، خواستار نجات از چنگال دیکتاتوری حاکم شدهاند، هنوز هستند کورباطنانی که با پیش کشیدن “رضا پهلوی” جانشینی مجدد رژیم دیکتاتوری سلطنتی را بر میهنمان ایران خواستار هستند، رژیم دیکتاتوریای سلطنتی که بنیانگذار آن رضا خان با کودتا و خواست امپریالیسم انگلستان رضاشاه شد و بر تخت پادشاهی نشانده شد و بر جامعهٔ ایران حکومتی استبدادی فرمانروا ساخت. این حکومت استبدادی نیروهای مترقی در جامعه و پیشاپیش همه کمونیستها را سرکوب کرد و بهدلیل همگام شدن با قدرتهای فاشیستی زمان خود با رسوایی توسط اربابان انگلیسیاش به فرمانرواییاش پایان داده شد و درحالی که زیر لب مرتب زمزمه میکرد “اعلیحضرتِ، قدر قدرتِ، قوی شوکت، زرشک!” به تبعید در آفریقای جنوبی که حکومتی نژادپرست بر آن حاکم بود فرستاده شد.
دکتر تقی اِرانی در تاریخ ۱۳ شهریورماه ۱۲۸۲ در شهر تبریز دیده به جهان گشود. در ۱۸ سالگی با کسب عنوان شاگردِ ممتاز مدرک دیپلم را دریافت کرد. او در این زمان در اعتراضهای مردمی آن دوران برضد قرارداد ننگین و اسارتبار سال ۱۲۹۹ پادشاهی قاجار با دولت بریتانیا (معروف به قرارداد ۱۹۱۹ “وثوقالدوله”۱) همدوش با تودههای محروم شرکت میجست. او درسن ۱۹ سالگی برای ادامه تحصیل به آلمان رفت. در این دوران که جنبش انقلابی طبقه کارگر آلمان رو به رشد بود، ارانی با الهام از این جنبش با اندیشههای مارکسیسم-لنینیسم آشنا شد.
اِرانی در دوران تحصیل در دانشگاه برلین به عضویت “جمعیت مبارزه علیه دیکتاتوری” درآمد. این جمعیت از سوی ایرانیان مهاجر تشکیل شد و هدفش مبارزه با رضاخان که در تدارک برقراری دیکتاتوری در کشور بود فعالیت میکرد. ارانی در خلال مبارزهٔ ضددیکتاتوریاش با کمونیستهای نامداری ازجمله مرتضی علوی، آوتیس میکائیلیان (سلطان زاده) و دیگران آشنا شد و این امر در تعیین مسیر زندگی او اثرهایی ماندگار بهجا گذاشت، آنطور که او در راه مبارزه و دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان به “حزب کمونیست ایران” پیوست و توانست در ادامه به فعالیتهای سازمانی و تبلیغاتی حزب جانی تازه بدهد. او همچنین تا قبل از بازگشت به ایران با ارگانهای مطبوعاتی “حزب کمونیست ایران” در آلمان، ازجمله روزنامههای “پیکار” و “نهضت” همکاری داشت. اِرانی تحصیلاتش را در سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸) در رشته شیمی با درجهٔ دکترا به پایان رساند.
بازگشت اِرانی به ایران در زمانی بود که رضاشاه با تصویب ” قانون سیاه” ۱۳۱۰ و یورشهای پیاپی به جنبش کارگری و نیروهای مترقی و سرکوب آنان، دیکتاتوریاش را پایهریزی میکرد.
دکتر اِرانی در سال ۱۳۱۲ جهت پیشبرد و تبلیغ اندیشههای علمی مارکسیسم-لنینیسم در ایران با یاری جمعی از همرزمانش به انتشار مجله “دنیا” دست زد، نشریهای که نخستین بار در ایرانِ آن روز به ترویج جهانبینیِ علمی و فلسفی مارکسیستی همت گماشت. تا اواسط سال ۱۳۱۴/ ۱۹۳۵ جمعأ ۱۲ شماره از مجله “دنیا” بهسردبیری اِرانی منتشر گردید و از جانب رهبری حزب کمونیست ایران، مجله دنیا از شماره ششم ارگان رسمی حزب کمونیست ایران شد. در همین سال وزارت فرهنگ حکومت رضاشاه از انتشار مجله “دنیا” جلوگیری کرد. اما این توقیف پایان رشته فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و سازمانی اِرانی و یارانش نبود.
اِرانی، آنطور که رفیق فرهیخته طبری از او یاد میکند: “فردی پُرکار، ژرفاندیش، و کوشا بود. زندگی را رسالتی دشوار و پُرمسئولیت برای انسان میدانست. او پاسخگوی وجدان خود بود و نمیخواست عضو انگلی در خاندان جلیل آدمی باشد.” در این دوران پلیس رضاشاهی که به پیگردهای امنیتیاش علیه دانشجویان افزوده بود، در اوایل سال ۱۳۱۶ عدهای را دستگیر و زندانی کرد و سرانجام موفق شد اِرانی و عدهای از همرزمان او که بعدها به “گروه ۵۳ نفر” مشهور شدند را هم بازداشت و زندانی کند. دستگاه قضائی دیکتاتوری رضاشاه، اِرانی و یارانش را بهجرم خواندن و ترویج کتاب و ترجمهٔ آثار علمی به حبسهایی تا ۱۰ سال زندان محکوم کرد. اِرانی در زندان نیز مظهر شجاعت و پایداری بود چندان که کینهٔ دستگاه حکومتی رضاشاه را نسبت به خود برانگیخت. در بیدادگاهی که در آبانماه ۱۳۱۷ برگزار شد، اِرانی به دفاع تاریخیای شش ساعته از اندیشههای علمی و آزادیخواهانهاش برخاست، دفاعیهای که نشانهٔ شهامت یک کمونیست و غرورآفرین بود. او در دفاعیهاش از جمله گفت: “چطور میتوان عقایدی را قدغن کرد که ریشهٔ علمی آن با آغاز جامعهٔ بشری شروع شده”. اِرانی در دفاع شجاعانهاش با زدن داغ ننگ و نفرت ابدی بر پیشانی ” قانون سیاه” رضاشاهی، بطلان تاریخی آن را اعلام کرد و گفت: ” فقط آن قانونی مقدس است که حافظ منافع تودهها باشد.”
طبری، همرزم جوان اِرانی، مینویسد: “اِرانی را در بیمارستان زندان موقت تهران مصنوعاً به تیفوس دچار کردند، سپس او را تعمداً بهعنوان بیمار مالاریا مورد درمان قرار دادند و سپس کشتند. بهنحوی که مادرش نعش فرزند را نشناخت و تنها شهادت دکتر سید احمد امامی، دوست شخصی اِرانی را که هویت نعش را تصدیق کرد، باور نمود.”
طبری ادامه میدهد: “سالیان درازی از شهادت اِرانی میگذرد، ولی زمانه کماکان برآن محوری میچرخد که جان بیتاب و جویندهاش میچرخید… نبرد طبقاتی، رشد نیرومند نیروهای مولده، و تحول شگرف فکری انسانی بیشازپیش تحقق آرمانهای اِرانی را به دستور روز بدل میکند… با اِرانی بودهایم، هستیم و خواهیم بود. او را تنها نگذاشتهایم و نباید بگذاریم.”
پس ازشکستن زنجیر استبداد و باز شدن درِ زندانها، همرزمان اِرانی درفش خونین او را به دوش گرفته و برای برقراری آزادی، استقلال، و عدالت اجتماعی، حزب تودهٔ ایران را بنیاد گذاردند.
۱۴ بهمنماه همچنین روز جان باختگان حزب تودهٔ ایران و روز تجدید عهد با آرمانهای والای جنبش کارگری و کمونیستی میهن ما و روز یادبود خاطرهٔ هزاران جان باختهٔ تودهای در راه بهروزی تودههای ستمدیدهٔ کار و زحمت است. راه اِرانی، راه حزب او، راه طبقهٔ کارگر ایران، راه همه مبارزان ضد استعمار و ضد امپریالیسم و راه تحولهای بنیادی در جامعه کهنه و ساختن جامعهای نو است.
درود آتشین به خاطره تابناک همه جان باختگان تودهای و همه رزمندگان راه آزادی و عدالت اجتماعی
———————————————-
۱. میرزا حسن خان وثوقالدوله (۱۳ فروردین ۱۲۴۷ – ۱۴ بهمنماه ۱۳۲۹)، رئیسالوزرای (نخستوزیر) احمدشاه قاجار. شهرت او بهسبب قرارداد ۱۹۱۹(۱۲۹۹خورشیدی) است که همه امور کشوری و لشکری ایران را به مستشاران بریتانیایی میسپرد. او برادر احمد قوام (قوامالسلطنه) بود [با بهرهگیری از ویکیپدیای فارسی].
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۳، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴



