گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – دانشگاه زنده است!
دانشگاه زنده است!
دانشگاه در جایگاه سنگر آزادی در مبارزات آزادیخواهانۀ مردم میهنمان در صد سال اخیر مقامی بسیار مهم داشته است. در خیزش اخیر نیز این جایگاه بسیار مهم بود و به همین دلیل روشن بود که رسانههای معلومالحالی مانند “من و تو” و “ایران اینترنشنال” از طریق صداگذاری کلیپهای تظاهرات در دانشگاهها خواستند مبارزهٔ برابریخواهانه و عدالتجویانهٔ دانشجویان را وارونه جلوه دهند. رژیم نیز با کشتار دانشجویان و نیز دستگیری وسیع فعالان دانشجویی از دانشگاههای سراسر کشور قصد داشت سکوت قبرستانی را در دانشگاههای کشور حاکم کند، ولی این بار نیز با حرکت دقیق و منسجم و همگانی دانشجویان روبرو شدند. دانشجویان بیش از سی دانشگاه متحداً با محکوم کردن سرکوب وحشیانه مردم، امتحانات را تحریم کردند. در بیانیۀ دانشجویان دانشگاه پردیس به همین مناسبت میخوانیم: “بهنام زن، زندگی، آزادی و با قلبی سرشار از اندوه و رنج و خشم، اعلام میکنیم که همگام با دیگر دانشجویان دانشگاه، آزمونهای پایانترم را که مصداقی از تلاش حاکمیت برای عادی جلوه دادن شرایط است، تحریم میکنیم. در روزهایی که ایران عزیز ما، داغدارِ گلهایی است که در راه آزادی و عدالت پرپر شدهاند و مسئولان سنگدل، حتی حق سوگواری جمعی ما را بهرسمیت نمیشناسند، حداقلِ کنشِ اخلاقی ممکن، عدم همراهی با سیستم طراحی شده جهت سرکوب و ٬خفه٬ کردن صدای دانشجو و دیگر اقشار جامعه است.” دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران که پیشتر در اعتراض به کشتار و تعطیلسازی دانشگاه توسط جمهوریاسلامی، امتحانات را تحریم کرده بودند، با قرار دادن یک صندلی خالی در سالن امتحانات، با نام “آیدا حیدری”، دانشجوی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران که پیشتر توسط نیروهای جمهوریاسلامی به قتل رسید، یاد او را گرامی داشتند.
دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز نیز در روز یکشنبه ۱۲ بهمنماه در اعتراض به بازداشت دانشجویان و کادر درمان دست به تجمع اعتراضی زدند. از جمله شعارهای دادهشده در این تجمع “دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد” و “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” میتوان اشاره کرد. دانشجویان در اعلامیههایشان با محکوم کردن جنایت رژیم بر ادامۀ مبارزهشان تأکید دارند. ”
جنبش مطالباتی زحمتکشان ادامه خواهد یافت!
ستمگر بس عبث پنداشت کشتن هست درمانش
ولی تاریخ، فردایی فرو گیرد گریبانش
بهخواری از فراز تخت بیدادش فرود آرد
سخن در آن نمیرانم که این دم دیر و زود آرد
ولی شک نیست کآخر نیست، جز این رأی و فرمانش
احسان طبری
رفیق فقید طبری چه داهیانه در مورد شرایط کنونی میهنمان سروده بود. رژیم ولایت فقیه ممکن است توانسته باشد با ارتکاب به جنایت وحشتناک کشتار هزاران نفر برای بقای خود زمان بخرد، ولی این زمان مسلماً بسیار کوتاه خواهد بود. کارگران و زحمتکشان از طریق تشکلهای مستقل خود هر چند که بهعلت همان سرکوب بهراحتی امکان تأسیس و گسترش آن را ندارند، بااینهمه نفرتشان را از این جنایت بهروشنی ابراز کردهاند و بر حقوق راستینشان تأکید کردهاند، حقوقی که گرفتنی است و از طریق جنبش مطالباتی با تکیه به شیوههای مناسبِ مبارزه بر اساس واقعیتهای میدانی در حال سازمان یافتن است. بنابراین نشانههای شروع جنبش مطالباتی همچنانکه در قبل از آغاز این کشتار وحشیانه رو به جلو و گسترش بود، در حال پدیدار شدناند. این را از لابهلای خبرهای هر چند فیلتر شده میتوان دید. نگاهی به بیانیههای تشکلهای صنفی مستقل زحمتکشان خود میزان مناسبی است برای شنیدن گامهای آهسته ولی مصمم این جنبش. شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت و نیز کارگران غیررسمی نفت (ارکان ثالث) در بیانیهای بهدرستی اعلام کردهاند: “ما کارگران و مردم با این همه کشت و کشتار بههیچترتیب به شرایط قبل باز نخواهیم گشت و به نظم دلخواه شما تمکین نخواهیم کرد. میان ما و شما قاتلان عزیزانمان اکنون یک دریای خون قرار گرفته است.”
کارگران راه مقابله با این جنایت را نه در عقبنشینی، بلکه در سازماندهی اعتراض و اعتصاب میدانند: “در پاسخ به اینگونه چپاولگریها و کشتار، ما کارگران نفت دست در دست یکدیگر اعتصاب و اعتراض و تجمع میکنیم تا فریاد دادخواهی خود و تمامی مردم تحت ستم را به گوش جهان برسانیم. ما دادخواه خون تکتک جوانانمان هستیم که بهسادگی با یک دستور از بالا با بیرحمی درو شدند. میایستیم و حقوقمان را تا ذرهٔ آخر از حلقوم پیمانکاران و کارفرمایان بیرون میکشیم.”
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران نیز با محکوم کردن عاملان این کشتار همزبان و همراه با تمام مجروحان و مردمِ بهجان آمده از فقر، گرانی، و بحرانِ معیشتی دادخواهِ انسانیت سلاخی شده در حریم مرکزهای درمانی هستند. در این بیانیه آمده است: “ما پرستاران و کادر درمان که سالهاست به شرایط معیشتی و شغلی خود اعتراض داریم و صدای اعتراضمان با سرکوب و تهدید و اخراج و پروندهسازی پاسخ داده شده است با فریادِ اعتراض مردمی در خیابانها همصدا و همسرنوشت هستیم. آزادی ما در گرو ارادهٔ مستقیم مردمی بهدور از هرگونه سلطهگری میباشد.”
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز در بیانیهشان ضمن محکومیت قاطع کشتار جمعی مردم محروم کشور، از تداوم حقخواهی و مطالبات آزادیخواهانه و برابریطلبانۀ مردم سخن میگوید: “٬حاکمیت٬ بداند که حتی اعدام هزاران زندانی سیاسی در دههٔ ۶۰ نیز نتوانست مانع تداوم حقخواهی و مطالبات آزادیخواهانه و برابریطلبانهٔ مردم شود. کشتار جمعی و اعدامهای امروز نیز در جامعهای بهمراتب گستردهتر، آگاهتر، و متکثرتر نهتنها قادر به مهار اعتراضها و نارضایتیهای عمیق اجتماعی نخواهد بود، بلکه بر دامنهٔ خشم عمومی خواهد افزود.”
این نوع سخن در زبان مقاومت و پایداری را در تمام بیانیههای تشکلهای مختلف مشاهده میکنیم. همانطور که تاریخ نشان داده است، پیروزی قطعی از آنِ زحمتکشان است. رژیم مدافع منافع سرمایهداری بزرگ و رانتیر و دلال با جنایت و کشتار هزاران نفر از مردمی که برای آزادی و عدالت و برابری از جانشان گذشتند ممکن است مدتزمانی کوتاه بتواند دوام آورد، ولی مطمئناً این زمان طولانی نخواهد بود.
بحرانِ معیشت و خدمات درمانیِ بهاصطلاح “رایگان” زحمتکشان!
با بحران فزاینده اقتصادی و بعد از سالها تحمیل دستمزد و مستمریهای شدیداً زیر خط فقر به زحمتکشان و غارت تقریباً همه صندوقهای بازنشستگی از سوی رژیم ولایت فقیه، اخیراً حذفِ ارزِ ترجیحی، شرایط بحرانِ شدید معیشتی، و افزایش بیسابقهٔ هزینههای دارو و درمان و تحمیل آنها به زحمتکشان موجبِ اعتراضهای گستردهٔ ۱۸ و ۱۹ دیماه مردم جانبهلب رسیده شد. خامنهای بعد از قتلعام هزاران انسان بیگناه و “اغتشاشگر” و “فتنهگر” خواندن آنان، در سخنانی روز ۱۲ بهمنماه ادعا کرد: “دولت و مسئولان در حال طراحی بسته و نقشه اقتصادی کشور برای پیشبرد بهتر وضع هستند”، در صورتیکه روز بعد، ۱۳ بهمنماه، خبرگزاری ایلنا با اشاره به “قیمت دلار بالاتر از ۱۶۰ هزارتومان”- بر اساس اعلام مرکز آمار ایران- از تورم نقطه به نقطهٔ ۹۰ درصدی خوراکیها و آشامیدنیها گزارش داد. این خبرگزاری با اشاره به ۲۴ میلیون تومان “سبد معیشت تصنعیِ” محاسبه شده در شورایعالی کار در سال قبل، افزود: “تا آخر سال بهراحتی تورم بالای ۱۲۰ درصدِ خوراکیها را خواهیم داشت و… در ایدهآلترین شرایط [مبلغِ سبدِ معیشت] ۶۰ میلیون تومان خواهد بود؛ نرخ سبدِ واقعی بسیار بالاتر از اینهاست، بسیار بسیار بالاتر. …”
دستمزد و مستمری زحمتکشان و موضعگیری مسؤلان در این زمینه!
از اول سال جاری وزیر کار احمد میدری با هر گونه ترمیم دستمزد یا مستمری بازنشستگان مخالفت کرده است. با حق مسکن دریافتیای ۹۰۰ هزارتومانی در مقابل اجاره سرپناهی حداقل ۱۰ میلیون تومانی، تورم ۹۰ درصدیِ مواد خوراکی، و دستمزدی با میانگین ۱۶ میلیون تومان و مستمریای با میانگین ۱۴ میلیون تومان در ماه زحمتکشان، مطابق معمول سالهای قبل بحثهای جلسه ۱۳ بهمنماه شورایعالی به موضوعهایی حاشیهای مانند “مزد منطقهای” کشیده شد. در همین تاریخ محسن زنگنه (عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس) در پاسخ به سؤال خبرنگاری دربارهٔ منابع لازم برای پرداخت حقوق و مستمری کارگران و بازنشستگان، با تأکید به پرداخت حقوق به صورت پلکانی به منابع حاصل شده از “نرخ تسعیر ارز” و “بهویژه مالیات بر ارزش افزوده” اشاره کرد. بهعبارت دیگر، با افزایش لگام گسیخته قیمت ارز و مالیات بر ارزش افزوده و دستبرد به سفرۀ زحمتکشان، رژیم مقداری اندک از منابع حاصل شده را به خود زحمتکشان بهصورت دستمزد و مستمری و به اصطلاح کالابرگ یک میلیون تومانی پرداخت میکند. در صورتیکه در همین تاریخ (۱۳ بهمنماه) محمد احمدی، کارگری بازنشسته، با ارسال نامهای رسمی به مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی ارائهٔ خدمات درمانیِ رایگان بهعنوان حق بازنشستگان را خواستار شد و در این نامه افزود: “راهکار مناسب، برداشت مالیاتی از درآمد نهادها و بنیادهای بزرگ معاف از مالیات و اختصاص آن به صندوق تأمین اجتماعی است.”
جمعی از کارگران تابع قانون کار شرکتهای دولتی سراسر کشور در تاریخ ۱۱ بهمنماه در انتقاد از عملکرد مزدی دولت و اشاره به بودجههای پیشنهادی سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ ، اقدام دولت در مقام “نمایندهٔ کارگران و هم نمایندهٔ کارفرمایان، و هم نمایندهٔ دولت” در طرح لایحهٔ بودجه را “قانونشکنی” دانستند. بهرغم حذفِ ارز ترجیحی و افزایش سرسامآورِ قیمت دلار همراه با دستمزدی با میانگینی ۱۶ میلیون تومانی و مستمریای با میانگینی حدود ۱۴ میلیون تومان درماه- یعنی مزد و مستمری پرداختی به کارگران و بازنشستگان- که حدود ۱۰۰ دلار در ماه میشود، درعینحال نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی دولت پزشکیان، گفته بود: “با تغییراتی که در اختصاص ارز صورت گرفته، قیمت کالاها شبیه قیمتهای کشورهای همسایه خواهد شد و بیشتر از آن نمیشود… قیمت روغن حدوداً دو برابر خواهد شد [!]” (ایلنا، ۱۸ دیماه). همان روز ۱۸ دیماه، خبرگزاری ایلنا دستمزد ماهانهٔ ۱۰۰ دلاری زحمتکشان ایران را با دستمزد ماهانهٔ کارگران در کشورهای منطقه مقایسه کرده بود که عبارت بودند از: عمان (حدود “۴۶۷۵ دلار” در ماه، بیش از ۴۵ برابر ایران)؛ امارات (“۴۰۰۰ دلار در ماه”)؛ قطر (“۳۰۰۰ دلار” در ماه)؛ ترکیه (حدود “۹۰۹ دلار” در ماه). اکبر شوکت، فعال صنفی کارگران ساختمانی، عضو سابق هیئت امنای سازمان تامین اجتماعی کشور در گفتگویی با ایلنا، ۱۱ بهمنماه، گفت: “برخی اقلام، بهویژه کالاهای پروتئینی مانند گوشت قرمز، از ابتدای سال تا کنون افزایش قیمتی بین ۲۰۰ تا حتی ۳۰۰ درصد داشتهاند.” همان روز ۱۱ بهمنماه اکبر شوکت با انتقاد از اظهارات وزیر کار میدری که گفته بود: “حذف ارز ترجیحی تنها ۵۰۰ هزار تومان روی قیمت کالاها اثر گذاشته”، گفت: “متأسفانه در کشور مافیاهایی شکل گرفتهاند که بیش از ۲۰ سال است با دولتهای مختلف کار کردهاند. این مافیاها نهادهها را وارد میکنند اما آنها را نگاه میدارند و حتی حاضر نیستند در این شرایط سخت اقتصادی، یک سال از سود خودشان بگذرند.” اکبر شوکت در مورد دستمزد و سبد معیشت با تأکید روی “آمارسازی یا اظهارات غیرواقعی”، گفت: “با این وضع نرخ سبد معیشت را هر جور هم حساب کنند فکر نمیکنم زیر ۷۰ میلیون تومان در بیاید.”
کالابرگِ یک میلیون تومانی
در یک چنین شرایطی /مجید سنگسری، مدیرکل مرکز بررسی وزارت کار، روز ۱۱ بهمنماه از ارائه کالابرگ یک میلیونی به “تمام ایرانیان دهکهای درآمدی اول تا دهم” خبر داد و تأکید کرد: “مبلغ کالابرگ تا پایان فروردین ماه تغییری نخواهد داشت.” به عبارت دیگر، یارانه یک میلیون تومانی حتا به بخشی از خانوارهای دهک دهم که قبلاً یارانه آنها حذف شده بود نیز پرداخت خواهد شد. در صورتیکه ۱۳ بهمنماه بعضی سرپرستان خانوارها با تماس با خبرگزاری ایلنا به رویهٔ دریافت اعتبار کالابرگ انتقاد کردند. مثلاً خانوادهای با ۴ عضو که هر ماه میبایست ۴ میلیون تومان اعتبار کالابرگی دریافت میکرد “حدود ۳ میلیون تومان” دریافت کرده و خانوادهای با ۶ عضو خانواده حدود ۴ میلیون و ۷۰ هزار تومان دریافت کرده است. همان روز جمعی از خردهفروشانی که در طرح کالابرگ الکترونیکی شرکت کردهاند، به واریز نشدن طلبشان از دولت اعتراض کردند.
هزینههای دارو و درمان
مطابق معمولِ حداقل دو سال اخیر، ۱۲ بهمن ماه جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی در برخی شهرها تجمع اعتراضی برگزار کردند و اعلام کردند: “افزایش بیسابقه قیمتها، سطح نازل خدمات درمانی و رفاهی، مستمریبگیران تامین اجتماعی را با مشکلات بسیار مواجه کرده است.” این بازنشستگان “اجرای ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی، افزایش مستمریها مطابق با نرخ واقعی سبد معیشت، درمان رایگان و حذف بیمه تکمیلی و همچنین پرداخت عیدی کارگری در آستانه سال جدید” را خواستار شدند و همچنین “مخالفت خود را با افزایش پلکانی مستمری اعلام کرده و خواهان افزایش مستمری بر اساس هزینههای زندگی شدند.” بازنشستهای که همسرش سرطان دارد و ماههاست که درمان سرطان همسرش را رها کرده است، در گفتگویی با ایلنا، ۵ بهمنماه، گفت: “سلامت را هم از مردم دریغ کردهاند.” این بازنشسته افزود: “مگر نگفتند حق اعتراض داریم؟ من به این شرایط معترضم، به این گرانی بیامانِ همه چیز. بهفرض که گوشت و مرغ نخوریم، دارو و درمان را چه کنیم، چطور زنده بمانیم؟! چرا هیچ زمان صدای ما شنیده نمیشود؟”
پس از سیسال پرداخت حق بیمه
بعد از پرداخت حدود سی سال حق بیمه، مطابق قانون الزام تأمین اجتماعی، این بازنشستگان میبایست صفر تا صد خدمات درمانی و دارویی رایگان داشته باشند. در حالیکه خامنهای فکر میکرد با “اغتشاشگر” و “فتنهگر” خواندن مردم ستمدیده و کشتار آنان و ایجاد رعب و وحشت مسئله را حل خواهد کرد. در همان تاریخ افاضات رهبر در ۱۲بهمنماه، دو تشکل کارگران نفت با انتشار بیانیه مشترکی اعلام کردند: “با هیچ درجه از کشتار به عقب برنمیگردیم. ما همه دادخواهیم! عاملان و آمران قتل عزیزانمان باید محاکمه و مجازات شوند!” مبارزهٔ زحمتکشان برای دستیابی به حقوق خود و علیه رژیم فاسد ضدمردمی ادامه دارد.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۳، ۲۰ بهمن ۱۴۰۴




