مادرِ روزنامهنگاری ورزشی در ایران
س. هوشمند
ز نیرو بود مرد را راستی
فردوسی
سالهای دههٔ ۱۳۲۰ مصادف بود با گسترش شهرنشینی، تقویت آموزش نوین، و پیدایش طبقهٔ متوسطی جدید که به ورزش، بدنسازی، و بدن سالم بهعنوان نماد “ایرانی مدرن” توجه نشان میداد. در همین دوره مطبوعات تخصصی در حوزههایی تازه مانند سینما، ورزش، و ادبیاتِ سرگرمکننده پدید آمد و تلاش کردند سبک زندگی نوینی را ترویج کنند. ورزش از نگاه این نشریهها نه فقط تمرین بدنی، بلکه ابزار تربیت اخلاقی، نظم، میهندوستی، و “انسان مدرن” محسوب میشد.�
در چنین فضایی است که باشگاه و مجلهٔ “نیرو و راستی” ظاهر میشود: ترکیبی از یک نهاد عملیِ ورزش و یک رسانهٔ مکتوب که در کنار هم “فرهنگ ورزش” را تعریف و تبلیغ میکنند. این ترکیب بعدها در تاریخ ورزش ایران بهعنوان الگویی اولیه از پیوند باشگاهداری و رسانهٔ ورزشی شناخته شد.
پیدایش باشگاه و مجلهٔ “نیرو و راستی”
باشگاه “نیرو و راستی” را منوچهر مهران، مربی، استاد ژیمناستیک، و مروج ورزشهای نوین، ابتدا در مشهد و سپس در تهران پایهگذاری کرد. این باشگاه در رشتههایی مانند ژیمناستیک، دوومیدانی، کشتی و بدنسازی فعال بود و با تأکید بر آمیزهای از “بدن نیرومند” و “اخلاق درست” برای نسل جوان شناخته میشد. نام این باشگاه خود گویای ایدهآلهای اخلاقی مؤسسان آن بود: “نیرو” بهمعنای توان جسمی و “راستی” بهمعنای صداقت و درستی.�
مجله “نیرو و راستی” نخست بهصورت ضمیمهٔ روزنامه “ایران ما” در تیرماه ۱۳۲۲ منتشر شد و سپس بهعنوان نشریهای مستقل در حوزه ورزش نشر آن ادامه یافت. بسیاری از پژوهشگران تاریخ مطبوعات ورزشی، این مجله را نخستین مجله واقعاً حرفهای و نسبتاً مستمرِ ورزشی ایران میدانند که فراتر از خبرهای پراکنده، ساختاری منظم، صفحاتی ثابت، و رویکردی آموزشی داشت. این مجله با باشگاه همنام خود پیوند تنگاتنگ داشت (باشگاه محل عمل و تمرین بود و مجله، تریبون فکری و تبلیغاتی آن).
ساختار و محتوای مجله
محتوای “نیرو و راستی” ترکیبی بود از چند محور اصلی که عبارت بودند از: آموزش علمی ورزشهای پایه مانند ژیمناستیک، دوومیدانی و تمرینات بدنی عمومی؛ معرفی ساختار بدن انسان، آناتومی ساده و توصیههای بهداشتی و تغذیهای؛ گزارش مسابقات، معرفی قهرمانان و انتشار جدولها و رکوردها؛ سرمقالهها و یادداشتهایی درباره اهمیت ورزش برای پیشرفت ایران و تربیت نسل جوان. زبان مجله در قیاس با مطبوعات عمومی آن زمان سادهتر، آموزشیتر، و کمتر سیاسی بود. اما در لایهٔ گفتمانی، تأکید بر پرورش اندام، کار جمعی، انضباط، و مبارزه با تنبلی، بهنوعی با ایدههای مدرنسازی، ناسیونالیسم مدرن، و نیز برخی از ارزشهای چپِ آن دوران (مانند توجه به تودهها، کودکان، کارگران) نزدیکی مفهومی داشت. با این حال، در اسناد و مطالب موجود، “نیرو و راستی” بهعنوان ارگان رسمی حزب یا گروه سیاسیای خاص معرفی نشده است.
منیر مهران، مادرِ روزنامهنگاری ورزشی
منیر اصفیا که در منابع با نام منیر مهران نیز شناخته میشود، مترجم، روزنامهنگار، و مدیر مجله “نیرو و راستی” بود و بسیاری او را مهمترین زن در تاریخ روزنامهنگاری ورزشی ایران میدانند. او در فضایی بهشدت مردانه و محافظهکار وارد مطبوعات شد و در آغاز ناچار بود نوشتههای خود را با نام مستعار م. فضیلت منتشر کند تا حساسیت جامعه و سردبیران را برنینگیزد .
منیر با ازدواج با منوچهر مهران وارد هستهٔ باشگاه و مجله “نیرو و راستی” شد و رفتهرفته نقشی پررنگ در ادارهٔ مجله و سازماندهی فعالیتهای باشگاه پیدا کرد. پس از مرگ ناگهانی منوچهر مهران در میانهٔ سالهای دهه ۱۳۲۰، منیر مهران عملاً بار اصلی مدیریت هر دو نهاد را به دوش کشید؛ نقشی که برای یک زن در جامعه آن زمان کمسابقه بود. همین حضور پررنگ سبب شد که در روایتهای بعدی، لقب “مادر روزنامهنگاری ورزشی ایران” به او داده شود.
نوآوریهای سردبیری و حرفهای منیر مهران در مقام مدیر و سردبیر شامل چند نوآوری مهم در مجله “نیرو و راستی” بود:
نظم و استمرار انتشارِ مجلهٔ “نیرو و راستی”
از جمله نوآوری مهم او تلاش او در تبدیل مجله از یک ضمیمۀ پراکنده به نشریهای با نظم نسبی در انتشار (به صورت دو هفتهنامه و سپس ماهنامه) بود.
حرفهایسازی گزارشنویسی
در مجلهٔ او گزارش مسابقات و معرفی قهرمانان بهصورت منظم، با جزئیات فنی و سبک نگارشی جذاب منتشر میشد و این امر به شکل گرفتن الگویی نوین در گزارشنویسی ورزشی کمک کرد.
تربیت نسل جدید خبرنگاران
بسیاری از جوانانی که در این مجله و پیرامون باشگاه مطلب مینوشتند یا همکاری میکردند بعدها به چهرههای سرشناس ورزشینویسی و گزارشگری ورزشی تبدیل شدند از جمله از عطاالله بهمنش در مقام نمونهای شاخص در هر دو رشته ورزشینویسی و گزارشگری ورزشی باید یاد کرد، چهرهای که آغاز کار حرفهای او با فضای ایجاد شده توسط منیر مهران پیوند خورده است. منیر همچنین سنت انتخاب “ورزشکار سال” را در قالب جایزهای بهنام “جام پیروزی” بنا گذاشت؛ نخستین برندهٔ این جایزه حبیبالله بلور، از پایهگذاران کشتی نوین ایران بود. این نوع جایزهها و رتبهبندیها بعدها در فرهنگ مطبوعات ورزشی ایران به سنتی پایدار تبدیل شد و مقدمهای بود بر انتخاب انواع “برترینها” و “چهرههای سال”.
پیوندهای فکری و سیاسی مجلهٔ “نیرو و راستی”
گرچه مجلهٔ “نیرو و راستی” رسماً نشریهای حزبی نبود، اما زندگی شخصی و شبکه روابط منیر مهران و محیط باشگاه با جریانهای چپ و بهویژه حزب تودۀ ایران تلاقی پیدا میکرد. پس از مرگ منوچهر مهران، منیر با رحمتالله جزنی ازدواج کرد، فردی که در منابع تاریخی در مقام یکی از اعضا و کادرهای حزب تودۀ ایران و مسئول تشکیلات درجهداران حزب معرفی شده است.�همین پیوند خانوادگی حساسیت نهادهای امنیتی و رقبای سیاسی را نسبت به “نیرو و راستی” افزایش داد.
در روایتهایی که بر اساس اسناد ساواک و خاطرات بازماندگان نوشته شده است، گفته میشود که دربارهٔ باشگاه و مجله گزارشهای “محرمانه و خیلی محرمانه” تنظیم میشد و آنها را بهعنوان محلی با “گرایش چپ” زیر نظر داشتند. با وجود این، هیچ سندی در دست نیست که مجله را بهعنوان ارگان رسمی حزب تودۀ ایران، با خطمشی حزبی و تحت کنترل تشکیلاتی معرفی کند؛ بیشتر سخن از “علقه و علاقه” مدیران به جریان چپ و رفتوآمد چهرههای نزدیک به حزب در محیط باشگاه است. از منظر گفتمانی نیز، تأکید بر “جوانان”، “بدن سالم برای جامعه سالم”، “مبارزه با مفاسد اجتماعی” و توجه به توده مردم، با بسیاری از شعارهای اخلاقی و اجتماعی جریان چپ نزدیکی داشت، اما این قرابت را نمیتوان مساوی با تبعیت سازمانی دانست. در واقع “نیرو و راستی” در منطقه خاکستری میان فرهنگ عامهپسند ورزشی، اصلاحطلبی اخلاقی و نزدیکی فکری به چپ قرار میگرفت.
۲۸مرداد، تخریب باشگاه و افول مجله
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نقطه عطفی در سرنوشت بسیاری از نهادهای روشنفکری و شبهروشنفکری بود و باشگاه و مجله “نیرو و راستی” نیز از این قاعده مستثنا نشد. در گزارشهای مختلف آمده است که در روزها و ماههای پس از کودتا، دار و دستههای وابسته به نیروهای کودتا یا اوباشِ برانگیخته، به باشگاه یورش بردند، آن را غارت و بخشی از آن را تخریب یا به آتش کشیدند. این حمله، در متنهای تحلیلی، در کنار موج ضدتودهای و ضدچپِ پس از کودتا قرار میگیرد و بهعنوان نشانهای از تلقی این باشگاه بهعنوان “محل مشکوک” تفسیر میشود. ترکیب این فشارهای سیاسی با مشکلات مالی و رقابت با باشگاههای قدرتمندی چون باشگاه ”تاج“، تداوم فعالیت “نیرو و راستی” را دشوار کرد. در نهایت، مجله پس از چند سال با فاصلههای نامنظم منتشر شد و سپس از صحنه مطبوعات ناپدید شد و باشگاه نیز به تدریج جایگاه پیشین خود را از دست داد. با اینهمه، میراث فکری و حرفهای آن در حافظه ورزش ایران و تاریخ مطبوعات باقی ماند.
میراث تاریخی منیر مهران و نیرو و راستی
منیر مهران از چند جهت در تاریخ فرهنگی و سیاسی ایران اهمیت دارد. نخست، بهعنوان زنی که در دهههای ۲۰ و ۳۰ خورشیدی در رأس یک نشریه و باشگاه ورزشی قرار گرفت، کلیشههای جنسیتی را به چالش کشید و راهی برای حضور زنان در حوزهای “مردانه” گشود.
دوم، بهعنوان روزنامهنگاری که با سازماندهی تحریریه، حرفهایسازی گزارشنویسی و تعریف قالبهایی مانند “ورزشکار سال”، به شکل گرفتن ژانر روزنامهنگاری ورزشی مدرن در ایران کمک کرد.
سوم، بهعنوان چهرهای در تلاقی ورزش، فرهنگ و سیاست؛ زنی که زندگیاش با جریان چپ و حزب توده ایران تلاقی یافت و همین امر باعث شد باشگاه و مجلهاش در چشم دستگاه حاکم به موضوعی امنیتی تبدیل شود.
از سوی دیگر، مجله “نیرو و راستی” نیز بهعنوان نخستین یا یکی از نخستین مجلات حرفهای ورزشی، چند میراث ماندگار بر جای گذاشت:
تثبیت ورزش بهعنوان موضوعی جدی و مستقل در مطبوعات؛ پیوند دادن باشگاهداری با تولید گفتمان مکتوب درباره ورزش؛ ایجاد سنت تحلیل، گزارشنویسی و شخصیتپردازی ورزشکاران در قالب متن.
به این ترتیب، میتوان “نیرو و راستی” و منیر مهران را نه فقط بخشی از تاریخ ورزش، بلکه جزئی از تاریخ عمومی مدرنیته ایرانی دانست؛ جایی که بدن، جنسیت، سیاست و رسانه در هم تنیده میشوند و سرنوشت یک مجله ورزشی به فراز و فرودهای سیاسی و امنیتی کشور گره میخورد.
بنمایهها:
– ”طوماری که با کودتا در هم پیچیده شد؛ نیرو و راستی، داستان پیشرو بودن در دهه بیست و سی“ ،سامان موحد، روزنامه ایران، شماره ۲۰۳۷۶، ۹ آبانماه ۱۳۹۸
“-داستان زندگی منیر مهران، مهمترین زن تاریخ روزنامهنگاری ورزشی ایران“ در تارنمای پادکست (Outsiders Podcast)، سال ۲۰۲۵ .
– ”منیر اصفیا “(منیر مهران) در ویکیپدیای فارسی آخرین بهروزرسانی ۱۴۰۰.
– “۹۰ سال چاپ مطبوعات ورزشی در ایران“، ابراهیم حافظی در این نوشته از مجلۀ “نیرو و راستی“ بهعنوان یکی از نخستین نشریات حرفهای ورزش ایران نام برده است، انتشارات کتابخانه استان قدس.
***
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۴، بهمن ماه ۱۴۰۴