آرشیو بسوی آیندهبه سوی آینده

چرا ترامپ از بریکس می‌هراسد؟ پراکاش کارات

ترجمۀ بهمن سپهری

 

هفدهمین نشست سران “بریکس” همراه با یازده عضو جدید، در روزهای ۶ و ۷ ژوئیه ۲۰۲۵/ ۱۵ و ۱۶ تیرماه ۱۴۰۴ در “ریودوژانیرو”- کلان‌شهر برزیل- برگزار شد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، کمی پس از این نشست تهدید کرد بر واردات کشورهایی که با گروه “بریکس” هم‌سو شوند تعرفه‌ای ۱۰ درصدی خواهد بست. پیش‌تر نیز ترامپ تهدید کرده بود تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی بر کشورهای عضو بریکس اعمال خواهد کرد و گفته بود این کشورها قصد دارند برتری دلار ایالات متحده را از بین برده و این کشور را تضعیف کنند. ولی چرا ترامپ تا این اندازه خود را [برتری دلار ایالات متحده را] در معرض  تهدید از سوی بریکس می‌بیند و تحریک می‌شود؟

گروه بریکس در ابتدا با ۴ کشور برزیل، روسیه، هند و چین در سال ۲۰۰۹ / ۱۳۸۸ آغاز به کار کرد و آفریقای جنوبی یک سال بعد به آن پیوست. بریکس با هدف ایجاد نهادی به‌منظور بازتاب‌ دادن منافع و آرمان‌های کشورهای جنوب جهانی شکل گرفت. پنج کشور عضو بریکس درمجموع چهل درصد از جمعیت جهان و یک‌چهارم از اقتصاد جهان را دربر می‌گیرند. در شانزدهمین نشست بریکس که در سال ۲۰۲۴ / ۱۴۰۳ در “ژوهانسبورگ”، پایتخت آفریقای جنوبی، برگزار شد تصمیم گرفته شد درخواست عضویت شش کشور دیگر نیز- مصر، اتیوپی، ایران، عربستان سعودی، امارات متحدهٔ عربی، و اندونزی- به گروه “بریکس” پذیرفته شود. اکنون جمعیت این یازده کشور عضو بریکس درمجموع ۵/ ۴۹ درصد جمعیت جهان است، تولید ناخالص داخلی‌شان درمجموع ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی‌ جهان است، و حجم تجارت‌‌شان با جهان هم ۲۶ درصد از حجم تجارت‌ جهانی‌ است.

 

بریکس یک “بلوک” یا یک “ائتلاف” نیست، بلکه گروهی‌ از کشورهای جنوب جهانی (به‌استثنای روسیه) است که به دنبال دست یافتن به موضع‌هایی مشترک نسبت به اصلاح نهادهای چندجانبه، تجارت، همکاری اقتصادی، تغییرات اقلیمی، و فناوری هستند. ازاین‌روی، بریکس این ظرفیت را دارد که سلطهٔ‌ کشورهای “گروه هفت” G7″)“) امپریالیسم غرب بر نهادهایی چون صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، و سازوکارهای تجاری و مالی را به‌چالش بکشد. بریکس در پس‌زمینهٔ‌ بحران مالی جهانی سالِ ۲۰۰۸/۱۳۸۷ شکل گرفت و پس از ناکامی “گروه بیست”G20”) ”) در رهایی یافتن از تأثیر کشورهای “گروه هفت” اهمیتی بیشتر یافت. “بیانیهٔ ریودوژانیرو” در هفدهمین نشست سران بریکس  موضع کشورهای جنوب جهانی در قبال دو اقدام تجاوزکارانه را به‌روشنی بیان کرده است. این بیانیه، حمله‌ها به حق حاکمیت و سایت‌های هسته‌ای ایران را محکوم کرده و حمله‌های مجدد اسرائیل به غزه و محاصرهٔ‌ آن و ممانعت از رسیدن مواد غذایی و کمک‌های بشردوستانه به مردم غزه را به‌شدت محکوم کرده است. این بیانیه همچنین نسبت به افزایش اقدام‌های “تعرفه‌ای” و غیرتعرفه‌ای یک‌جانبه – بدون اینکه در این زمینه از ایالات متحده نامی ببرد- به‌طور جدی‌ابراز نگرانی کرده است. این بیانیه همچنین درخواست دیرینهٔ افزایش قدرت رأی کشورهای عمدهٔ‌ جنوب جهانی در صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و درخواست برای حضور برزیل و هند در شورای امنیت سازمان ملل را بار دیگر تکرار کرده است.

آنچه خشم رئیس‌جمهور ترامپ را برانگیخته است، نحوهٔ درپیش گرفتن گام‌ها و اقدام‌های بریکس در زمینهٔ کاستن از وابستگی به دلار و کاهش تسلط ایالات متحده و کشورهای “گروه هفت” بر نهادهای مالی چندجانبه است. با توجه به اینکه ایالات متحده به‌طور فزاینده‌ از تحریم‌های اقتصادی و مالی علیه کشورهایی مشخص استفاده می‌کند و آن‌ها را از نظام‌های مالی و بانکی جهانی حذف می‌کند، کشورهایی بیشتر به‌دنبال تأمین منافع خود از طریق سازوکارهایی جایگزین هستند. اعضای بریکس موضوع تجارت با ارزهای محلی و ترتیبات “مبادله‌های ارزی” currency swap”) ”) را مورد بحث قرار داده‌اند. گام‌هایی به‌منظور پرداخت‌های فرامرزی نیز در دستورکار قرار دارد. “بیانیهٔ‌ ریودوژانیرو” اعلام کرده است رهبران بریکس به وزرای دارایی و روسای بانک‌های مرکزی کشورهای‌شان مأموریت داده‌اند که “گفت‌وگو درباره‌ طرح پرداخت‌های فرامرزی بریکس را ادامه دهند و پیشرفت‌های حاصل ‌شده به‌وسیلهٔ  کارگروهِ ٬پرداخت‌های بریکس٬ (٬BPTF٬) را در شناسایی مسیرهای احتمالی برای حمایت از ادامه‌ بحث‌ها در مورد پتانسیل تعامل بیشتر سیستم‌های پرداخت بریکس تأیید کنند”. هرچند هدفی مشخص برای ایجاد سازوکار ارزی‌ای جایگزین تعیین نشده است، ولی همین گام‌های محدود در جهت کاهش وابستگی به دلار زنگ خطر را برای دولت ترامپ به‌صدا درآورده است.

 

اینکه بریکس در حال پیشرفت تدریجی در ایجاد برخی نهادهای جایگزین است در نمونهٔ‌ “بانک توسعه جدید”NDB”) ”) آشکار است. این بانک در سال ۲۰۱۵ / ۱۳۹۴ با سرمایه‌ ۱۰۰ میلیارد دلار تأسیس شد و دفتر مرکزی آن در شانگهای قرار دارد. هدف این بانک، دادن وام برای انجام پروژه‌های زیرساختی است، نه اعطای وام برای بازپرداخت بدهی‌ها. تا کنون این بانک ۳۶ میلیارد دلار وام برای انجام ۹۸ پروژه زیرساختی در کشورهای عضو بریکس و دیگر کشورهای جنوبِ جهانی اختصاص داده است. ریاست این بانک در حال حاضر بر عهدهٔ “دیلما روسف”، رئیس‌جمهور پیشین برزیل، است. علاوه بر “بانک توسعه جدید”، سازوکار “ذخیرهٔ‌ احتیاطی”CRA”) ”) نیز وجود دارد که شامل صندوقی مشترک میان بانک‌های مرکزی کشورهای بریکس است. این سازوکار به کشورهای عضو در هنگام بحران ارزی کمک می‌کند و حمایت مالی ارائه می‌دهد.

برخی از منتقدان چپ‌گرا بریکس را به‌دلیل نداشتن دستورکار ضدامپریالیستی‌ای منسجم، بی‌اهمیت می‌دانند. این انتقاد نابجاست. بریکس پلتفرمی ضد‌امپریالیستی نیست. گروه بریکس تا آنجا که بیانگر موضع‌های جنوب جهانی است و ابتکارهایی مشترک در راستای پاسخ به نیازها و آرمان‌های توسعه‌ای کشورهای جنوب جهانی را پیش می‌برد، به تقویت چندقطبی‌ شدن نظام جهانی کمک خواهد کرد. هرچه بریکس از نظر گستره و انسجام رشد کند، تضاد میان نظم امپریالیستی تحت رهبری ایالات متحده و کشورهای در حال توسعه را بیشتر بازتاب‌ خواهد داد. بسیاری از اعضای بریکس، از جمله هند، روابطی استراتژیک و اقتصادی با ایالات متحده دارند. با این حال، این کشورها به‌شکلی عینی در جهانی چند قطبی نیز سهمی دارند چندان که منافع ملی‌شان را بهتر تأمین می‌کند. برای چنین کشورهایی مشارکت در بریکس فرصت‌هایی بیشتر برای حفظ درجه‌ای از استقلال استراتژیک را در عین هم‌سو بودن با نظم امپریالیستی ایالات متحده فراهم می‌کند.

در دوره ریاست‌‌جمهوری ترامپ اقدام‌های تجاوزکارانهٔ‌ یک‌‌جانبه‌ای در عرصهٔ‌ تجارت و سایر حوزه‌ها را شاهد بوده‌ایم که تاثیرهای بسیار منفی‌ بر کشورهای جنوب جهانی گذاشته است. جنگ تجاری، حتی متحدان نزدیک ایالات متحده مانند کانادا، اتحادیه‌ اروپا، ژاپن، و کرهٔ جنوبی را نیز بی‌نصیب نگذاشته است. در حالی که روند این اقدام‌ها اتحاد امپریالیستی به‌رهبری ایالات متحده را تضعیف می‌کند، در مقابل، جذابیت بریکس به‌منزلهٔ مجموعه‌ای معتبر برای جنوب جهانی رو به افزایش است و کشورهایی بیشتر به پیوستن به بریکس تمایل دارند. نشست ریودوژانیرو “دسته‌بندی”‌ای جدید با عنوان “کشورهای شریک” را معرفی کرد. در این چارچوب وضعیت مشارکت به هشت کشور اعطا شده است که عبارتند از: بلاروس، بولیوی، کوبا، قزاقستان، مالزی، تایلند، اوگاندا، و ازبکستان. با این نوآوری، کشورهای بیشتری از جنوب جهانی به این گروه پیوست‌اند. [تارنمای  بریکس از ده کشور به عنوان ”کشورهای شریک“ نام می‌برد. بر این پایه از کشورهای نیجریه و ویتنام نیز ازجمله کشورهای شریک نام برده می‌شود. نگاه کنید به: https://infobrics.org]

ریاست بریکس دوره‌ای‌ یک‌ ساله تعیین شده است. برزیل در سال ۲۰۲۵ / ۱۴۰۴ریاست این گروه را بر عهده داشت. تحت رهبری رئیس‌جمهور لولا  گام‌های مهمی دیگر نیز برداشته شد. این گروه چارچوبی جدید برای اقدام مشترک معرفی کرد که نشان‌دهندهٔ‌ موضع هماهنگ اعضای بریکس در آستانهٔ کنفرانس آتی تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد موسوم به “کاپ ۳۰”COP 30”) ”) بود. در حوزهٔ‌ فناوری، بیانیهٔ‌ نهایی بر ضرورت گفت‌وگوهای جهانی فراگیرتر در مورد مدیریت “هوش مصنوعی”AI”) ”) تأکید کرد و نگرانی‌ کشورهای جنوب جهانی که در این  بحث‌ها غالباً کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرند را بازتاب داد. دستاوردی دیگر پیشنهادِ ابتکارِ “ضمانت‌های چندجانبه بریکس” بود که هدف آن تسهیل سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و توسعه‌ای در سراسر کشورهای جنوب جهانی با ارائه‌ ضمانت‌های سرمایه‌گذاری برای کاهش ریسک بود.

ریاست بریکس در سال ۲۰۲۶ / ۱۴۰۵بر عهده‌ هند خواهد بود و مودی، نخست‌وزیر هند، موضوع اصلی این دوره را “ایجاد انعطاف‌پذیری و نوآوری برای همکاری و پایداری” اعلام کرده است. با وجود همه ادعاهای دولت مودی مبنی بر این‌که صدای جنوب جهانی است، سیاست‌های خارجی و استراتژیکش عموماً با ایالات متحده و اسرائیل هم‌سو بوده است. تمرکز کنونی دولت هند بر تبدیل کردن مسئلهٔ‌ “تروریسم” به دستورکار اصلی در تمام نهادهای چندجانبه بر اساس رویکردی پاکستان‌محور نیز با نگرانی‌های کلی جنوب جهانی هم‌خوانی ندارد. دولت هند مشتاق است نقشش در طرح چهارجانبه پیمان “کواد”QUAD”) ”) که تحت حمایت ایالات متحده است را تثبیت کند. با این حال، هند نیز از پیامدهای رویکردهای متغیر و تهاجمی ترامپ بی‌نصیب نمانده است. هر اندازه هم که در پی سازش با خواست‌های تهاجمی ترامپ باشد بازهم در معرض بسیاری از ضربه‌های ترامپ قرار خواهد گرفت.

موضع رسمی دولت هند این است که این کشور در پی ترویج چند قطبی‌‌گرایی نظام جهانی است. در دورهٔ اخیر، هند و چین به‌منظور کاستن از تنش‌ها در مرزها گام‌هایی مشترک برداشته‌اند و فرایند احیای روابط اقتصادی و سفر میان دو کشور را آغاز کرده‌اند. این امر مانع‌ها در همکاری روان‌تر در چارچوب بریکس را باید از میان بردارد. امید است که دولت مودی از موقعیت رهبری بریکس برای پیگیری دستورکاری استفاده کند که منافع جمعی کشورهای جنوب جهان را ارتقا دهد و تمام تلاش‌ها برای تضعیف سیاست‌ها و سازوکارهای جایگزین را که در حال اجرا هستند خنثی کند.

 

بن‌مایه:

نشریهٔ “دموکراسی مردم”، ارگان مرکزی حزب کمونیست هند (مارکسیست)، ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۵/ ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴.

***

به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۴، بهمن ماه ۱۴۰۴

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا