افزایش هزینههای دارو و درمان سفرههای کوچک شدهٔ زحمتکشان را کوچکتر کرده است
تأمین و تضمین دستیابی ارزان و رایگان به دارو، بیمه خدمات درمانی و اجتماعی بهسان دیگر نیازهای اولیه انسان باید از وظایف و مسئولیتهای هر دولتی باشد. ولی از آنجا که همه دولتهای دست نشاندهٔ ولی فقیه تا کنون مجری دستورهای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بوده و هستند، این نیازها با خصوصی سازی به کالایی لوکس و گران قیمت تبدیل شدهاند. در حالیکه وزارت بهداشت مدعی شده بود بر اساس برنامه ششم و هفتم توسعه، پرداخت سهم کارگران و زحمتکشان را به ۲۰ درصد کاهش خواهد داد، درعمل افزایشِ ۵۰ تا ۶۰ درصدی پرداختی از طرف بیمه شدگان را شاهد بودهایم. همچنین پیشنهاد شورایعالی بیمه سلامت مبنی بر افزایش ۵۴ درصدی خدمات تشخیصی و درمانی که شامل حق ویزیت پزشک عمومی و متخصص میشود درنهایت با نظر سازمان برنامه و بودجه به ۴۶ درصد تغییر کرد و تصویب شد.
پرداخت نشدن مطالبات بیمارستانها، داروخانهها، پزشکان، و مراکز درمانی از طرف سازمان های بیمهگر بهویژه سازمان تامین اجتماعی که میلیاردها تومان از دولت طلب دارد و هنوز به این سازمان پرداخت نشده است، بحران تامین دارو و خدمات رسانی به کارگران و زحمتکشان را بیشتر کرده است. قیمت بسیاری از داروها بین ۱۰ تا ۶۰۰ درصد افزایش پیدا کرده است. وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی چندی پیش در اظهارنظری اعلام کرده بود ارز ترجیحی دارو از سال آینده حذف خواهد شد و وزارت بهداشت در حال آمادهسازی برنامههای لازم برای مدیریت این تغییر است.
افزایش هزینه دارو و درمان بهشدت معیشت و سلامت خانوارهای کارگری را در معرض تهدید قرار داده است. کارگران، زحمتکشان و بازنشستگان اعتراضشان را به پایین بودن مستمریها، حداقل دستمزدها و کسر حقوق بابت بیمه تکمیلی، بیمهای که به گفته کارگران و زحمتکشان، آنان را دچار مشکل کردهاست و بیمه پایه را پوشش نمیدهد، به شکلهایی گوناگون نشان دادهاند. بیمههای تکمیلی نه تنها در عمل بیمههای پایه را پوشش ندادهاند، بلکه برعکس، هزینههایی بیشتر به کارگران، زحمتکشان و بازنشستگان تحمیل کرده است بدون آنکه خدمات درمانیای بهتر و مناسبتر دریافت کنند.
مطابق گزارشهای انتشار یافته در روزنامههای داخل کشور، کارگران، زحمتکشان و بازنشستگان با دستمزدها و مستمری زیر خط فقر فقط به فکر تأمین خوراک و سرپناهی برای زنده ماندن هستند و از مراجعه به پزشک و مراکز خدمات درمانی چشم پوشی کرده و به خوددرمانی روی آوردهاند. اسفبارتر آنکه بخش عظیمی از کارگران و زحمتکشان میهن ما در اثر اجرای سیاست آزادسازی اقتصادی رسماً از چرخه بیمه حذف شدهاند و بدون پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند و هنوز ساز و کاری روشن و عملی از طرف نهادهای مربوطه رژیم برای پوشش بیمهای این زحمتکشان تعریف نشده است. کارگران بخشهای مختلف ازجمله کارگران شهرداریها، کارگرانِ قراردادموقتِ پروژههای نفت، گاز و پتروشیمی، کارگرانِ ساختمانی، و کارگرانِ صنعتِ ترابری توان درمان خود و خانوادههایشان را ندارند. این کارگران رسماً از چرخه بیمه حذف شدهاند و با چالشهایی مانند نداشتنِ امنیت شغلی، بیکاریِ طولانیمدت بدونِ برخورداری از حقوق بیکاری، گران بودن دارو و درمان، ازکارافتادگی بدونِ هیچگونه حمایتی، و معضل بازنشستگی با مستمریای بخور و نمیر، روبهرو هستند.
رژیم ولایت فقیه در برابر خواستِ بر حق این زحمتکشان برای تشکیل سندیکاهای مستقل که از حقوق این کارگران و زحمتکشان دفاع کند با ترفندهایی گوناگون جلوگیری کرده و برعکس تشکلهای زرد حکومتیای مانند خانه کارگر را تقویت و فعال میکند.
رژیم ولایت فقیه از افزایش تعرفههای درمانی و حذفِ ارز ترجیحی بهبهانه مبارزه با رانت و فساد ارزی هدفش رفعِ کسریِ بودجه و تأمینِ هزینههای نهادها و دستگاههای حکومتی است. بارِ این هزینهها با ترفندهایی گوناگون بر دوشِ کارگران و زحمتکشان میهن ما گذاشته شده است. کارگران، زحمتکشان و بازنشستگان در مبارزه با سیاستهای ضد مردمی رژیم ولایت فقیه دریافتهاند این رژیم اصلاحناپذیر است و دگرگونیهایی بنیادین از جمله: توقفِ اجرای نسخههای نولیبرالی سرمایهداری، عملی شدن خواستهایی مانند برخورداری از پوشش بیمه تأمین اجتماعی و خدمات درمانی رایگان برای تمام مردم، تغییرِ ساختار استبدادی، و تأمین حکومت متکی بر رأی مردم لازمهٔ سیر معمول زندگی در کشور است.
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۷، ۴ اسفند ۱۴۰۴




