با یاد دلاوران تودهای: بهمناسبت هفتم اسفندماه، سالگردِ تیرباران رفیق ناخدا “افضلی” و یارانش!
قهرمانان مردم فراموش نمیشوند
هفتم اسفندماه هرسال یادآور جنایت هولناکی است که رژیم ولایت فقیه دراوج کشتار و سرکوب احزاب و نیرویهای انقلابی و میهندوست جهت استتار خیانت خود به آرمانهای انقلاب مردمی بهمن ده تن از اعضای حزب تودهٔ ایران که برخی از برجستهترین فرماندهان ارتش، قهرمانان دفاع میهنی، و کادرهای مجرب و پُرسابقه تودهای درمیان آنان بودند در یورش ناجوانمردانه به حزب تودهٔ ایران به بند کشیدند و سرانجام در بیدادگاه جمهوری اسلامی با وارد کردن اتهامهای دروغین “تدارکِ کودتای نظامی” و “جاسوسی” به تیرباران محکوم کردند. ۴۲ سال پیش درهفتم اسفندماه ۱۳۶۲ در این جنایت هولناک رفقا: دکتربهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی و فاتح نبردهای دریایی جنگ ایران و عراق در خلیج فارس، سرهنگ بیژن کبیری فرمانده نیروهای هوابُرد و فاتح عملیات شکستن محاصره آبادان، سرهنگ هوشنگ عطاریان قهرمان مرحلهٔ نخست جنگ و فاتح عملیات غرب کشور، سرهنگ حسن آذرفر استاد دانشکده افسری و معاون پرسنلی نیروی زمینی، شاهرخ جهانگیری عضو مشاور کمیتهٔ مرکزی حزب و از مسئولان سازمان نوید، ابوالفضل بهرامینژاد پژوهشگر توانا، محمد بهرامینژاد از کادرهای حزب، فرزاد جهاد قهرمان مقاومت در کمیتهٔ مشترک، رضا خاضعی از کادرهای با سابقه، و خسرو لطفی از کادرهای ورزیده حزب تودهٔ ایران، با ایمان به راه خود، جانشان در راه سعادت انسانها و تودههای محروم میهنشان نثار شد. اتهام بیپایه و اساس “جاسوسی” اتهامی است که در حاکمیت مرتجع ولایت فقیه در طول عمر ننگین ۴۷ سالهاش بر ایران از سوی بیدادگاههای انقلاب اسلامی به همهٔ مخالفان و منتقدان ارتجاع زده میشود.
رفیق افضلی، فرمانده نیروی دریایی، مبارزهاش با ظلم و محرومیتی که آن را “با گوشت و پوست و استخوان خود” احساس کرده بود با عضویت در سازمان جوانان حزب تودهٔ ایران آغاز کرد و در نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز فعالیت داشت. ناخدا افضلی دکترای مهندسی در رشتهٔ معماری (آرشیتکت) کشتی و زیردریائی داشت و آموزش آن را در ایتالیا گذرانده بود.
نقش ناخدا افضلی و فرماندهی او درمرحله اول جنگ ایران و عراق و برتری ایران در خلیج فارس بخشی از کارنامه افتخارآمیز و ماندگار او در دفاع ازمیهن است. از دیگر خدمات پرافتخار رفیق افضلی ایجاد دانشکده افسری دریایی در ایران است. رفیق افضلی شخصیتی جذاب داشت و فروتن بود و درصفهای ارتش و حزب توده ایران بیادعا برای بهروزی زحمتکشان فعالیت میکرد. رفیق بهرام افضلی انسانی مهربان وصمیمی و درعینحال جدی وهدفمند بود آنطور که نه تنها در میان پرسنل نیروی دریائی، بلکه درمیان میهن دوستان در ارتش و مردم آزادیخواه محبوبیت و اعتباری خاص داشت.
این فرزند رشید خلق و یاران دلاورش، این حامیان مبارزه مردم برای تعیین سرنوشت میهن، سرانجام با تأئید سران رژیم و در بیدادگاههای بیاعتبار حکومتی محکوم به اعدام شدند.
رفیق افضلی درجواب یاوهگوئیهای ریشهری مرتجع ازجمله گفت: دررژیم گذشته با پوست، گوشت و استخوان خودم فساد، ظلم و محرومیت را درجامعه ایران احساس کرده بودم. برای خودم چنین تحلیل میکردم که برای فائق آمدن برمشکلات و برای اینکه جامعه به طرف یک تعادل پیش برود، لزوم یک حزب چپ… که انگیزههای خدمت اجتماعی یکسان برای افراد جامعه را داشته باشد، برای مملکت ما ضروری است.” رژیم ولایتفقیه هماکنون نیز به سیاست سرکوب خشن که خامنهای آن را “خدای دههٔ شصت” نامیده است ادامه میدهد. سرکوب خونین و گسترده دیماه ۱۴۰۴و کشتار هزاران جوان و اتهام و دروغپراکنی علیه نیروهای راستین مردمی اجرای سیاستی شناخته شده از سوی واپسگرایان حاکم است. در سالگرد تیرباران رفیق ناخدا بهرام افضلی و یاران او بهخاطرهٔ جاودانهٔ آنان درود میفرستیم.
مردم ما هرگز گُردان انساندوست و عدالتخواه خود را فراموش نمیکنند.
هفتم اسفندماه هرسال با آرمانهای ناخدا افضلی و یارانش تجدید عهد میکنیم.
یادشان گرامی و ماندگار و راهشان پررهرو باد!
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۴، ۴ اسفند ۱۴۰۴




