مسایل سیاسی روز

گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – گسترش جنبش زن- زندگی-آزادی در داخل ضرورتی تأخیرناپذیر است

گسترش جنبش زن- زندگی-آزادی در داخل ضرورتی تأخیرناپذیر است

سرعت بخشیدن به روند آلترناتیوسازی در هفته‌های گذشته با توجه به سازماندهی تظاهرات سلطنت طلبان در مونیخ به هنگام برگزاری “کنفرانس امنیتی”، و نیز تظاهرات در تورنتو، و تبلیغات غلوآمیز تلویزیون ایران انترنشنال و بی بی سی در مورد تعداد تظاهرکنندگان از آخرین تلاش‌های این نیروهای ارتجاعی برای آغاز تهاجم نظامی امپریالیسم آمریکا، رژیم نژادپرست و نسل‌کُش اسرائیل و احتمالاً همکاری اروپا نشان دارد.  نگاهی به شعارهای این تظاهرات که هیچ نشانی از همبستگی با مردم زحمتکش میهن‌مان در آن‌ها وجود نداشت، نه اشاره‌ای به خواست آزادی زندانیان سیاسی در آن‌ها بود و نه خطر اعدام ده‌ها نفر که پس از خیزش دی ماه دستگیر شده‌اند و زیر شکنجه‌های وحشیانه مجبور به اقرار شده‌اند در آن‌ها برجسته شده بود. تنها و تنها دغدغۀ این برگزار کنندگان خواستِ آغاز هرچه سریع‌تر تجاوز نظامی به ایران و نیز به‌رسمیت شناختن رضا پهلوی به عنوان رهبر “انقلاب شیروخورشید” توسط کشورهای اروپایی و کانادا و آمریکا بود. شعار “یک ملت-یک پرچم- یک رهبر” نگاه سلطنت‌طلبان و شخص رضا پهلوی به جنبش زن-زندگی-آزادی را به‌روشنی نشان می‌دهد. از این جهت است که تشکل‌های دمکراتیک و مترقی از جمله دانشجویان، معلمان، و کارگران در چهلمین روز کشتار بیرحمانۀ رژیم تحت عنوان زن-زندگی-آزادی فراخوان اعتصاب عمومی را داده‌اند. این فراخوان و نیز بیانیه‌های دانشجویان در برائت جستن از سلطنت‌طلبان جهت خلاف سیر آنچه در داخل کشور جریان دارد با آنچه در فضای واپسگرای سلطنتی خارج جریان دارد را به‌صراحت نشان می‌دهد. حرکت‌های سازماندهی شدهٔ سلطنت‌طلبان در خارج که به‌صورت دقیق از قبل از حملۀ دوازده روزه به‌روشنی تحت حمایت مالی و لجستیکی اسرائیل و امپریالیسم آمریکا ادامه داشته است به‌طرزی چشمگیر با سیاست‌های نیروهای امنیتی و سایبری رژیم ولایت فقیه منطبق بوده است. به‌موازات حرکت‌های بسیار موذیانۀ روزنامه‌ها و مجله‌های داخل بر ضد نیروهای چپ و خصوصاً حزب تودهٔ ایران، تهاجم پردامنهٔ سایبری بر ضد نیروهای دمکراتیک و چپ و به‌نفع سلطنت‌طلبان در چند ماهۀ اخیر نیز تمامی شبکه‌های اجتماعی را پر کرده بود. بی‌دلیل نبود که در کم‌تر از دو هفته پیش از اعتراض‌های سراسری اخیر (دی‌ماه) در خلال مراسم شب هفتم خاکسپاری خسرو علیکردی که به “جبهۀ ملی” تعلق داشت به‌شیوه‌ای بسیار مشکوک سر دادنِ شعار “مرگ بر سه مفسد: ملا، چپی، مجاهد” از سوی سلطنت‌طلبان و انجام حملۀ فیزیکی سلطنت‌طلبان با همدستی نیروهای امنیتی رژیم به سپیده قلیان و نرگس محمدی را شاهد بودیم. ایجاد حساب‌های کاربری‌ای جعلی برای سلطنت‌طلبان از طریق روبات‌های هوش مصنوعی و بازنشر پُست‌هایی به‌نفع رضا پهلوی با بودجۀ اسرائیل که خبرش را هم روزنامۀ “هآرتص” و هم روزنامهٔ “فیگارو” منتشر کردند به این‌ها باید اضافه کرد تا از حجم برنامۀ گسترده برای آلترناتیوسازی و آماده‌سازی شرایط به‌منظور حملۀ نظامی یا تحت عنوان کمک بشردوستانه و یا زیر هر نامی دیگر آگاه شد.

حرکت‌های هفته‌های گذشتهٔ کارگران در یکشنبه‌های اعتراض یا در مراسم بزرگداشت جانباختگان جنایت دی‌ماه گذشته در دانشگاه‌ها و مدارس که در آن‌ها شعارهای ضد دیکتاتور همراه با نوشتن شعار “زن زندگی آزادی” انجام شده‌اند همگی در جهتی مشخص و روشن سیر کرده‌اند و آن چشمگیر و برجسته بودن ماهیت ضدِ سلطنتی و ضدِ دخالت خارجی این حرکت‌ها بوده است. اتفاقاً از این جهت است که رژیم برای آنکه مانع این حرکت‌ها شود در روزهای گذشته به دستگیری‌هایی پردامنه دست زده است.

تمامی بیانیه‌های اخیر بر ضد دخالت خارجی و ضد آلترناتیوسازی بوده‌اند. برای نمونه، در “فراخوان مشترک” دانشجویان آمده است: ” آنچه پیامِ واضحِ دی‌ماه خونین ۱۴۰۴ شد، کلمه‌ی ٬زندگی٬ است؛ پیامی در امتدادِ فریاد ٬زن٬ و با مقصد ٬آزادی٬.” در اعلامیۀ برائت جستن از سلطنت دانشجویانِ دانشگاه تهران به‌درستی آمده است: “در پی انتشار محتوایی مبنی بر ادعای حمایت دانشجویان ایران از رضا پهلوی، لازم می‌دانیم به‌عنوان جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران، موضع خود را به‌صورت شفاف و مسئولانه اعلام کنیم: دانشجویان ایران، به‌ویژه در دانشگاه تهران، از حافظهٔ تاریخی و آگاهیِ سیاسی برخوردارند. دانشگاه، نهادی بی‌ریشه یا فاقد حافظه نیست که بتوان آن را با روایت‌های جعلی یا مصادرهٔ نمادین به نام جریان‌های قدرت بازتعریف کرد. دانشگاه تهران به‌عنوان سنگرِ آزادی، دقیقاً در تقابل با سرکوب شکل گرفته است، سرکوبی که یکی از خونین‌ترین نمونه‌های آن در دوران حکومت محمدرضا پهلوی و با شلیک مستقیم به دانشجویان رقم خورد. همان واقعه‌ای که مرز روشنی میان دانشگاه و دیکتاتوری ترسیم کرد و ۱۶ آذر را به سنگرِ آزادی دانشجویی بدل ساخت.”

در تجمع بازنشستگان نیز با طرح شعارهایی مشخص برای آزادی زندانیان سیاسی و فعالان صنفی و نیز مخالفت با “اعدام” جنایتِ دی‌ماه محکوم شد. شعارهای آنان به‌صراحت نشان دهندۀ خواست‌های روشن بازنشستگان بود: “سفرهٔ بی‌نانِ ما  رنگین شد از خونِ ما / ظلم و ستمِ فراوان  ما را کشاند خیابان/ قتل‌عامِ معترض  محکوم است محکوم است/ آزادگانِ دی‌ماه  همدردیم همدردیم/ نان می‌خواستیم و منزلت  رگبار بستند به ملت/ تا لغوِ حکم اعدام  ایستاده‌ایم تا پایان/ نه به کشتار  نه به اعدام/ قسم به خونِ یاران  ایستاده‌ایم تا پایان/ گرانی تورم  بلایِ جانِ مردم / نابود باد بندگی، زنده باد زندگی”.

نکته‌ای دیگر که باید به آن پرداخت خطر جنگ است و فعالیت شدید نیروهای طرفدار دخالت خارجی برای آغاز تهاجم نظامی است. متأسفانه اخیراً خانم نسرین ستوده نیز زیر عنوان دخالت بشردوستانه خواهان دخالت خارجی شده است. وی از جامعۀ جهانی خواست در چارچوب منشور سازمان ملل متحد و اصل “مسئولیت حفاظت” برای دفاع از مردم ایران اقدام کند. باید از ایشان پرسید کشور لیبی که آخرین قربانی “حملهٔ بشردوستانه” و اصل “مسئولیت حفاظت” است با تهاجم ناتو چقدر وضعیت به‌نفع مردم لیبی تغییر داده شد که ایشان آن را برای ایران تجویز می‌کنند. در ضمن باید از ایشان پرسید اگر در مقام وکیل با رأی صادر شده از طرف دادگاه بین‌المللی لاهه مبنی بر اقدام به نسل‌کُشی مردم غزه توسط دولت نژادپرست اسرائیل موافق هستند چطور انتظار دارند همان قاتلان مردم فلسطین در جایگاه ناجیان مردم ایران دست به‌کار شوند. اگر منظورشان اقدام بشردوستانه توسط آمریکا و اسرائیل نبوده است پس راهکارشان برای ایران چه چیزی است؟ آیا سازمان ملل متحد توانست برای مردم غزه و فلسطین کاری انجام دهد؟ خانم ستوده پیروزی جنبش مردم ایران نه با جنگ و مداخلۀ خارجی بلکه از راه جبهه‌ای از نیروهای ملی و دمکراتیک که بر پایۀ سه ستون حاکمیت ملی (نه به مداخلۀ خارجی)، عدالت اجتماعی، و آزادی می‌گذرد. با تصحیح موضعگیری خود در سمت صحیح تاریخ بایستید.

 

جنبشِ دانشجویی سنگری مستحکم برای مبارزه با دیکتاتوری!                      

در هفته‌های اخیر پس از کشتار وحشیانۀ مردم معترض توسط رژیم قرون‌وسطائیِ ولایت فقیه که مردم را در بهت و خشم فرو برد جنبش دانشجویی به‌همراه جنبش مطالباتی کارگران، پرستاران، و بازنشستگان توانست جنبش را دوباره سرپا نگه دارد و زمینۀ اعتصاب عمومی را در دانشگاه‌ها، مدارس، و بازار به‌مناسبت چهلمین روز این کشتار فراهم بیاورد و نیز اعتراض‌هایی مردمی را در بزرگداشت مبارزات خونین مردم زحمتکش سازمان دهد. رژیم به‌رغم دستگیری‌ بسیاری از فعالان دانشجویی در تمامی دانشگاه‌ها باز هم از برگزاری تجمع‌های دانشجویان به‌منظور بزرگداشت جانباختگان دانشجو در کشتار وحشیانۀ دی‌ماه در دانشگاه‌های مختلف نتوانست مانع شود. دانشجویان از طرفی دیگر با تحریم امتحانات در بیش از سی دانشگاه سرکوبِ وحشیانهٔ مردم را محکوم کردند. تمامی این تجمع‌های اعتراضی و حرکت‌های دانشجویی در خلال هفته‌های اخیر که همه بهت‌زده نظاره گر اوضاع بودند انجام گرفت. اعتراض‌های شش روزۀ دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، تجمع و تحصن دانشجویان دانشکدۀ علوم پزشکی دانشگاه تهران و دانشجویان دانشگاه مشهد و تبریز نمونه‌های حرکت‌هایی بودند که در چند هفته گذشته شاهد آن بودیم.

نقش حساس و مؤثر این جنبش خصوصاً در ماه‌های آینده بسیار اهمیت دارد. اهمیت آن خصوصاً به‌لحاظ اثرگذاری آن در شکست پروژه آلترناتیوسازی و “نه” رسای آن  به دخالت خارجی نقشی بسیار چشمگیر دارد. رژیم ولایت فقیه هم از این واقعیت به‌خوبی آگاه است و از آن جهت است که خصوصاً در روزهای اخیر هم حجم دستگیری‌ها و نیز تهدید دانشجویان بسیار بالا افزایش یافته است و هم برنامه‌ریزی برای مجازی برگزار کردن کلاس‌های درس برای ترم تحصیلی بعدی در دانشگاه‌های مختلف در حال انجام است و هم سلطنت طلبان از نقش این جنبش به‌خصوص تجربه‌ای که از آن در رژیم قبلی داشتند بسیار آگاهند و برای همین به مونتاژ صدا و نفوذ کردن در صف‌های آن و اختلاف انداختن در این جنبش از طریق کانال‌های تلگرامی مشکوک مانند امیرکبیر دست دارند.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۴، ۴ اسفند ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا