مسایل سیاسی روز

گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – جان زندانیان سیاسی در خطر است. صدای‌شان باشیم

تجاوز نظامی به کشورمان شرایطی دشوارتر برای زندانیان سیاسی میهن‌مان به‌وجود آورده است. بمباران زندان اوین چه در جنگ دوازده روزه چه هم‌اکنون نیز نشان دهندۀ وضعیت بسیار خطرناک زندانیان در اوضاع‌احوال تجاوز نظامی و بمب‌باران‌‌ها است.  بر اساس مصوبهٔ شماره ۲۱۱ شورای‌عالی قضایی مورخ ۲۲ دی ۱۳۶۵، در وضعیت‌های اضطراری ناشی از جنگ، باید قوه قضاییه را مجبور کرد تا با استفاده از ابزارهای قانونی برای حفظ جان زندانیان اقدام کند. این ابزارها شامل تبدیل قرار تأمین، اعطای آزادی مشروط، پذیرش وثیقه یا کفالت، و همچنین انتقال زندانیان به اماکن امن است.

مطابق این مصوبه، در صورتی که اقدام‌های معمولجان زندانیان سیاسی در خطر است. صدای‌شان باشیم

برای تأمین امنیت کافی نباشد، دادسراها می‌توانند برای آزادی موقت زندانیان بی‌خطر تا زمان رفع وضعیت اضطراری اقدام کنند. زندانیان سیاسی، عقیدتی، مالی، جرایم غیرعمد، و جرایم خُرد جزو این دسته از زندانیان (بی‌خطر) قرار می‌گیرند.در مورد زندانیان جرایم خشن نیز انتقال به مکان‌های امن پیش‌بینی شده است. حقوق‌دانان تأکید دارند که اجرای این مقرره صرفاً یک اختیار نیست، بلکه در شرایط اضطراری تکلیف قانونی دستگاه قضایی محسوب می‌شود.

به موازات خطر جانی برای زندانیان به‌علت ادامۀ جنگ، همچنین خطر اعدام مخصوصاً با توجه به شرایط جنگی در مورد بسیاری از زندانیان سیاسی خطری واقعی است. هم‌اکنون برخی از زندانیان زیر حکم اعدام هستند.  “پیمان فرح‌آور” در زندان لاکان رشت برای بار دوم حکم اعدامش از طرف دیوان‌عالی کشور تأیید شده ‌است و جان این زندانی بیش از هر زمانی دیگر در خطر اجرای اعدام قرار دارد. “صالح محمدی”، کشتی‌گیر تیم ملی ایران، یکی دیگر از زندانیان است که در خطر اعدام قرار دارد. با “نه به اعدام” مانع اعدام آنان شویم.

سازمان دادن جنبش هواداری از صلح با شرکت گستردۀ نیروهای مردمی در داخل و خارج میهن وظیفه‌ای تأخیرناپذیر است!

همان‌طور که حزب ما و سایر نیروهای ملی و دمکراتیک قبل از شروع تجاوز امپریالیسم آمریکا و ماشین جنگی و بی‌ثبات کننده منطقه، رژیم نژادپرست اسرائیل بارها و بارها از عواقب خطرناکش برای میهن‌مان و نیز احتمال گسترش سریع آن به کل منطقه خبر می‌دادند متأسفانه اخبار منتشر شده تماماً این پیش بینی‌ها را تائید می‌کنند. در کم‌تر از یک هفته از آغاز تجاوز به میهن‌مان مجموع کشته‌ شدگان غیرنظامیِ گزارش ‌شده به ۱۲۰۵نفر می‌رسد که شامل مرگ ۱۹۴  کودک زیر ۱۰ سال است، و ۸۸۰ مورد مرگ گزارش‌شده در حال حاضر در انتظار راستی‌آزمایی و طبقه‌بندی در دست بررسی قرار دارند. شمار مجروحان غیرنظامیِ گزارش ‌شده از ۹ اسفندماه تا کنون نیز ۵۴۰۲ نفر است که شامل ۱۰۰ کودک می‌شود.

دیدن صحنه‌های فیلم‌های گرفته شده از بمباران مناطق مسکونی، مدارس، ورزشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، و آثار درد و رنج مردمی که زندگی‌شان به تباهی کشانده شده ‌است دل هر انسانی را به‌درد می‌آورد. در مقابل این صحنه‌های فاجعه‌بار در کشور وقتی فیلم‌های شادی و رقص بخشی از “دیاسپورای ایرانی” (“Diaspora”، جامعه یا گروهی از مردمی با ریشه‌ای مشترک اما دور از وطن، خواسته یا ناخواسته) را مشاهده می‌کنیم به ماهیت این بخش از دیاسپورا که پیاده نظام نوفاشیست‌ها شده‌اند پی می‌بریم. این گروه جنگ‌طلب جنگی را تصور می‌کردند و انتظار می‌کشیدند که سریع و بدون خرابی فقط پاسداران و کارخانه‌های موشک سازی را با راکت‌های “نقطه زن” از بین ببرد. تبلیغات گستردۀ سلطنت‌طلبان این‌طور به آنان القا کرده ‌بود که در عرض چند روز بعد از بمباران‌ها با رضا پهلوی با هواپیما به ایران بازخواهند گشت. این گروه که هنوز در رؤیا به‌سر می‌برند فیلم‌های بمباران مناطق مسکونی و بیمارستان‌ها و مدارس را ساختگی قلمداد می‌کنند یا ادعا می‌کنند رژیم دیکتاتوری و فاسد ولایت فقیه این بمباران‌ها را انجام داده ‌است. اینان به این هم بسنده نمی‌کنند و می‌گویند مگر رژیم در دو روز سی‌چهل هزار نفر را نکشت؟ هنوز که تعداد کشته‌های بمباران‌ها به هزار نفر هم نرسیده است. تاریخ و آیندگان در مورد ادعای این گروه به ایران‌دوستی و بی‌اعتنایی‌شان نسبت به سرنوشت مردم و سرزمین ایران و همچنین سموم دستگاه تبلیغاتی‌شان در آینده قضاوت‌شان را خواهند کرد.

ادامۀ جنگ همان‌طور که شاهد بوده‌ایم جنبۀ دیگرش سرکوبگری وحشیانه از سوی رژیم است. نیروهای بسیج در میدان‌های اصلی شهرها پرسه می‌زنند و تمامی حرکت‌های مردم را تحت کنترل دارند. کوچک‌ترین اعتراضی به شدیدترین وجه سرکوب می‌شود و مخصوصاً خطر دستگیری فعالان صنفی، زنان، دانشجویان، و طرفداران محیط زیست بر اساس ترس رژیم از هرگونه حرکت اعتراضی بسیار بالاست. اعتراض کنندگان همچنین زیر عنوان اتهام‌هایی مانند جاسوسی، و جز این‌ها، بدون محاکمه یا حضور وکیل و هیئت منصفه در خطر اعدام هستند.

روی دیگر چهرۀ جنگ و تجاوز که حتی در کم‌تر از یک هفته خود را نشان داده‌است ویرانی و نابودی زیرساخت‌های صنعتی، دفاعی، شهرسازی، تأسیساتی، و اداری شهرهای بزرگ است که سال‌ها طول خواهد کشید تا- آن هم در شرایطی تازه و بسیار مساعد البته- بتوان ترمیم یا نوسازی‌شان کرد. به تمامی این‌ها خطرِ تقسیم شدن کشور یا ورود نیروهای زمینی آمریکایی و اسرائیلی به نواحی مرزی یا خاک کشور در صورت ادامه یافتن این تجاوز و تضعیف شدید بنیۀ دفاعی کشور را نیز باید اضافه کرد. در صورت ورود نیروهای زمینی دشمنان به‌ویژه آمریکا و اسرائیل به خاک کشور وضعیتی شبیه عراق بعد از تجاوز سال ۲۰۰۳/ ۱۳۸۲ امپریالیست‌ها به رهبری آمریکا و انگلستان به هیچ‌وجه دور از ذهن نیست.

متأسفانه چشم‌اندازی تاریک در مقابل نیروهای ملی و دمکراتیک و مردم زحمتکش خواهد بود اگر نتوانیم به‌سرعت جنبش صلحی وسیع با شرکت تمامی نیروهای ضد جنگ را سازمان دهیم. این جنبش را هم باید در داخل و هم در خارج ایران سازمان داد. در مقابل آن گروه از دیاسپورای ایرانی‌ای که پیاده نظام ارتش نوفاشیستی سلطنت‌طلبان و حامیان امپریالیست و صهیونیستی‌اش هستند این جنبش را سازمان باید داد. جنبش صلح در خارج نیز باید با شرکت گسترده‌ترین نیروها سازمان یابد. این جنبش از ایرانیان ضد تجاوز گرفته تا نیروهای محلی ضد جنگ شامل اتحادیه‌های کارگری، دانشجویی، تشکل‌های دمکراتیک وکیلان، زنان، بومیان، طرفداران محیط زیست را در بر می‌گیرد. باید بدون تلف کردن وقت با سازمان‌ دهندگان جنبش‌های همبستگی با مردم کوبا و فلسطین تماس گرفت و از امکان‌های هر چند کوچک هم استفاده کرد.

در داخل کشور، حرکت بخش‌هایی از نیروهای ضد جنگ از جمله نویسنده‌ها و افراد دانشگاهی و فعالان سیاسی شروع شده است. باید از این حرکت‌ها پشتیبانی کرد و زمینهٔ ایجاد جبهه‌ای وسیع از تمامی نیروهای مخالف ادامۀ جنگ با خواست آتش‌بس فوری را فراهم آورد. نیروی چپ در طول سالیان گذشته در فاجعه‌های طبیعی‌ای مانند سیل، زلزله، و از جمله تجاوز دوازده روزه همیشه در سازمان دادن کمک‌های مردمی، ساخت مدارس، با بنا کردن خانه دوشادوش مردم زحمتکش محلی کار کرده، سازمان داده، و پایگاه مردمی دارد. چپ در استان‌های محروم سیستان و بلوچستان، در کردستان، آذربایجان، خوزستان، و جز این‌ها، در سازمان دادن تعاونی‌های کار برای زنان، سازمان دادن کارگران پیمانی، ساختن مدارس، بیمارستان و درمانگاه و واحدهای تولیدی کار کرده ‌است. باید از نیروی سازماندهی چپ برای سازمان دادن جنبش وسیع ضد جنگ استفادۀ درست کرد.

زمان را دریابیم. هموطنان‌مان در داخل در شرایطی دشوار به‌سر می‌برند. متحد با نیروهای ضد جنگ دیگر می‌توان و باید این جنبش را سازمان داد.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۵، ۱۸ اسفند ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا