متن سخنرانی نمایندهٔ حزب تودهٔ ایران در نشست حزبهای کمونیست و کارگری منطقهٔ مدیترانهٔ شرقی و خلیج فارس
رفقای گرامی،
نخست مایلم از حزب کمونیست یونان، برای ابتکار در سازماندهی این نشست آنلاین دربارهٔ اوضاع بسیار پیچیده و در عین حال خطرناکی که اکنون در کشور ما و در منطقهٔ وسیع غرب آسیا (خاورمیانه) در حال شکلگیری است تشکر کنم.
رفقای عزیز،
با توجه به اینکه میدانم اغلب رفقای حاضر در این نشست با اساس و روند زمانی تحولات اخیر آشنا هستند، مستقیم به ارزیابی حزب تودهٔ ایران میپردازم…
بار دیگر، در حالی که نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در حال مذاکرات دیپلماتیک بودند و نشانههای روشنی از پیشرفت و امیدواری برای جلوگیری از وقوع جنگ وجود داشت، کشور ما مورد حملهٔ وحشیانهٔ ماشینهای جنگ آمریکا و اسرائیل قرار گرفت.
اکنون در سیزدهمین روز این جنگ غیرقانونی، ناعادلانه، و فاجعهبار قرار داریم که بر مردم ایران تحمیل شده و چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. شهرها و زیرساختهای سراسر ایران در غیاب هرگونه دفاع هوایی مؤثر هدف حملههای اسرائیل و امپریالیسم آمریکا قرار گرفتهاند. گزارشهای متعددی از هدفگیری عمدی و بمباران سنگین شهرها و اماکن غیرنظامی منتشر شده است، از جمله کشتار فجیع حدود ۱۶۰ دختر دانشآموز در میناب، در جنوب ایران، بر اثر شلیک موشکهای تاماهاوک آمریکا در یک حملهٔ «دو مرحلهیی». این حملهها جنایتهای جنگی آشکاریاند که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، شخصی که پیش از این نیز مسئول نسلکشی و جنایتهای جنگی در غزه بوده، مرتکب شدهاند.
آنچه در ایران رخ میدهد تجاوز جنایتکارانهٔ بیرحمانه و تحریکنشدهٔ امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل است. بمباران شهرها، کشتار غیرنظامیان، و ترور رهبر یک کشور مستقل نشاندهندهٔ فروپاشی نظم بینالمللی بهاصطلاح «مبتنی بر قانون» است، بهویژه هنگامی که کشورهای بزرگ غربی- جز اسپانیا- از محکوم کردن این اقدامات خودداری میکنند و دولتهایی مانند بریتانیا حتی کمک غیرمستقیم هم میکنند.
جهان وارد دورهای بهغایت خطرناک شده است. آمریکا زیر دولت راست افراطی ترامپ تلاش دارد افول هژمونی امپریالیستیاش را معکوس کند و همزمان اسرائیل در پی بازترسیم نقشهٔ ژئوپلیتیک غرب آسیا (خاورمیانه) است. کشور ایران و مردمش در مرکز این آتشافروزی قرار گرفتهاند، در حالی که همچنان در چنگال دیکتاتوری دینسالار بیرحمی گرفتارند که برای بقای خودش میجنگد.
به این ترتیب، شاهدیم که گویی سیاست خارجی آمریکا در قبال غرب آسیا عملاً به رژیم جنایتکار نتانیاهو واگذار شده و جنگی فاجعهبار برای پیشبرد طرح «خاورمیانهٔ جدید» و گسترش «توافقهای ابراهیم» به سراسر منطقه به راه انداخته شده است. در این طرح یک سازوکار نظامی-اطلاعاتی منطقهیی دائمی، نوعی «ناتوی خاورمیانهیی»، در نظر گرفته شده با این هدف که دولتهای متعهد به این طرح را کاملاً مطیع و تابع منافع آمریکا و اسرائیل و از داشتن هرگونه نقش مستقل در امور و تحولات منطقهیی محروم کند.
بدر البوسعیدی، وزیر خارجهٔ عمان، در اظهاراتی که اخیراً در رسانههای عمان منتشر شد گفت که «هدف واقعی این جنگ تضعیف ایران، بازآرایی منطقه، و پیشبرد دستورکار عادیسازی [روابط با اسرائیل]» و نیز تلاش «برای جلوگیری از تشکیل کشور فلسطین» است. او افزود که «طرحی گستردهتر برای منطقه در نظر گرفته شده و ایران تنها هدف نیست» و نیز اینکه «بسیاری از بازیگران منطقه به این واقعیت آگاهی دارند». او سپس تأکید کرد که عمان به «هیئت صلح» [که ترامپ تشکیل داده است] نخواهد پیوست و روابطش را با اسرائیل عادی نخواهد کرد. او در ادامه تصریح کرد که کشورش، که با حسن نیت مذاکرات ایران و آمریکا را میانجیگری کرده بود، خواهان پایان دادن به جنگ و بازگشت سریع به دیپلماسی است.
ضرورت این تجاوز نظامی جنایتکارانه علیه ایران، که با هدف پیشبرد سیاستهای استراتژیک دولت راست افراطی آمریکا انجام میشود، [برای آمریکا] به اندازهای است که حتی بخشی از طبقهٔ حاکم و سرمایهٔ بزرگ آمریکا هم حاضر است پیامدهای منفی آن بر اقتصاد جهانی را تحمل کند. آنان آشکارا در پی نابود کردن هرگونه چشمانداز همزیستی و ثبات مبتنی بر صلحاند و میخواهند آن را با نظمی جهانی جایگزین کنند که بر «حق با زور است» بنا شده و از طریق «جنگهای بیپایان» دنبال میشود.
حملهٔ گسترده به ایران تختهپرش مرحلهٔ جدیدی از سیاست خارجی آمریکا است که هدفش تثبیت سلطهٔ نظامی آمریکا و تحکیم قدرت شخصی ترامپ بهعنوان «پیروز نهایی»، به هر قیمتی، است.
با این حال، هدف اصلی ترامپ و نتانیاهو در دو روز نخست حمله، یعنی کشتن علی خامنهای، ولی فقیه رژیم، با این انگیزه که به فروپاشی رژیم و برانگیختن خیزش مردمی بینجامد، ناکام مانده است. معلوم شد که این نقشهای توهمآمیز بود، چون مردم ایران بار دیگر حاضر نشدند در دامی که این دو رهبر جنایتکار برای «تغییر رژیم» پهن کرده بودند گرفتار شوند.
یکی از پیامدهای بسیار سنگین برای مردم ایران که در طوفان سهمگین این جنگ گرفتار شدهاند- علاوه بر صدها کشته، هزاران زخمی، و خسارتهای مادّی عظیم و غیرقابل محاسبه- جانشینی موروثی مجتبی خامنهای بهجای پدر ترورشدهاش علی خامنهای بهعنوان ولی فقیه [و رهبر جمهوری اسلامی] است. رژیم حاکم صرفاً برای بقای «اسلام سیاسی» در ایران و تثبیت حاکمیت مطلق این «رهبر تندرو» جدید و ادارهٔ آیندهٔ کشور از طریق سرکوبهای شدیدتر همچنان به سرکوب و یورشها نامتقارن [به مردم] ادامه میدهد.
واقعیت تلخ این است که همهٔ دستاوردهای اخیر مبارزهٔ ضدّدیکتاتوری مردم بهخاطر این جنگ ضربهٔ جدّی خورده است، دستاوردهایی که از طریق هماهنگی و سازمانیابی رو به رشد جنبش کارگری بالندهٔ ایران و جامعهٔ مدنی در مبارزه برای صلح، آزادی، و عدالت اجتماعی حاصل شده بود.
ترامپ اعلام کرده که بهعنوان «مصالحه» احتمالی حاضر است رهبر مذهبی در ایران را بپذیرد و گفته است که دموکراسی برای این کشور ضروری نیست. امپریالیسم آمریکا باز هم آماده است که دور تازهای از استبداد را بر ملت ما تحمیل کند به شرط آنکه [حکومت ایران] مطیع اقتدار ترامپ باشد و در نقشهٔ ژئوپلیتیک بازآراییشدهٔ غرب آسیا (خاورمیانه) جای بگیرد. پیش از این نیز آمریکا همین کار را در قالب تحمیل سلطنت خشن کرده بود و اکنون هم از طریق تداوم رژیم دینسالار یک بار دیگر میخواهد همان کار را بکند.
متأسفانه مردم ایران در تصمیمگیری دربارهٔ جنگ یا شرایط هرگونه مذاکره هیچگونه نمایندگی یا نقشی ندارند. روشن است که هر تلاشی برای سازماندهی جنبش مردمی با مقابلهٔ خشن رژیم روبهرو خواهد شد و به بهانهٔ جنگ و امنیت ملی سرکوب خواهد شد.
حزب ما بر این باور است که در این برههٔ بحرانی برای مردم ایران، و با توجه به وضع بسیار خطرناک و ویرانگری که جنگ پدید آورده است، همهٔ تلاشها باید معطوف به تقویت همبستگی ملی، جلوگیری از هرجومرج و تحریک شکافهای قومی، و سازماندهی کمکرسانی در برابر ویرانیهای ناشی از بمباران وحشیانهٔ آمریکا و اسرائیل باشد.
ما معتقدیم آنچه در کوتاهمدت بیش از همه اهمیت دارد تلاش فعالان و نیروهای مترقی برای حفظ و تقویت امید جامعهٔ ایران به امکان و ضرورت سازماندهی برای مبارزه در راه تحقق صلح و رهایی از وضع جهنمی جنگ است تا بتوان مبارزهٔ ضدّدیکتاتوری برای دستیابی به استقلال، آزادی، و عدالت با فوریت و قدرت بیشتری به پیش برد.
ما حزبهای کمونیست و کارگری را فرامیخوانیم که همچنان هوشیار باشند و محکم و استوار از مبارزات مردمی برای صلح، حاکمیت ملی، و عدالت حمایت کنند، چه این مبارزات را مردم ایران بکنند و چه مردم کشورهای مستقل دیگری که با خطر مداخلهٔ خارجی و جنگ امپریالیستی روبهرو هستند.
سپاسگزارم.
بیانیهٔ مطبوعاتی شعبهٔ روابط بینالمللی کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست یونان دربارهٔ نشست ویدئویی حزبهای کمونیست و کارگری کشورهای منطقهٔ غرب آسیا، مدیترانهٔ شرقی، و خلیج فارس
امید و راهی برای رهایی از این جهانِ در حال سوختن میتواند و باید بهدستِ مردم و از خلالِ مبارزهٔ آنان فراهم شود
به ابتکار حزب کمونیست یونان، روز ۱۲ مارس ۲۰۲۶ [۲۱ اسفند ۱۴۰۴] نشستی ویدئویی با شرکت حزبهای کمونیست و کارگری کشورهای منطقهٔ غرب آسیا (خاورمیانه)، مدیترانهٔ شرقی، و حاشیهٔ خلیج فارس برگزار شد. شرکتکنندگان عبارت بودند از حزب دموکراسی و سوسیالیسم الجزایر، حزب زحمتکشان مترقی قبرس (آکل)، حزب کمونیست یونان، حزب تودهٔ ایران، حزب کمونیست اسرائیل، حزب کمونیست اردن، حزب کمونیست فلسطین، حزب کمونیست سودان، حزب کمونیست سوریه، و حزب کمونیست ترکیه.
این ابتکارِ بهویژه مهمِ حزب کمونیست یونان این امکان را برای حزبهای شرکتکننده فراهم آورد تا دربارهٔ شرایط بهغایت خطرناکی که برای ملتهای منطقه در حال شکلگیری است تبادلنظر کنند. این حزبها حملهٔ جنایتکارانهٔ امپریالیستی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶ [۹ اسفند ۱۴۰۴] با حمایت ناتو و نیز یورش و تجاوز رژیم اسرائیل به لبنان، بمبارانهای مرگبار در بیروت، و آوارگی گستردهٔ مردم جنوب لبنان را محکوم کردند. همزمان، همبستگیشان را با مردم لبنان و مبارزهٔ آنان اعلام کردند.
نمایندگان حزبهای شرکتکننده بهانههای غیرقابل قبول قدرتهای امپریالیستی برای حمله به ایران را رد کردند. این حمله بیشتر کشورهای منطقه را، با مسئولیت رهبری آنها، بهنحوی به کام شعلههای جنگ کشانده است و این تهدید وجود دارد که با نقض حقوق بینالملل، که این قدرتها بارها آنان نادیده گرفتهاند، آتش گستردهتری را در منطقه برافروزد.
در این ویدئوکنفرانس نمایندگان حزبهای شرکتکننده همبستگیشان را با مردم ایران، سوریه، و دیگر ملتهای منطقه نیز اعلام کردند. در جریان گفتوگوها تأکید شد که مبارزهٔ مردم ایران برای دستیابی به حقوق اجتماعی و سیاسی، و گذار از دیکتاتوری، هیچ ارتباطی با هدفها و مطامعِ آمریکا و اسرائیل ندارد، و اینکه فقط مردم هر کشور حق دارند سرنوشت کشورشان را، بهدور از فشارها یا مداخلههای امپریالیستی، تعیین کنند.
نمایندگان حزبها با اشاره به هدفهای آمریکا و اسرائیل در راهاندازی این جنگ تأکید کردند که این دو، با توسل به ابزارهای نظامی، در پی بهاصطلاح «بازآرایی» منطقهٔ غرب آسیا (خاورمیانه) هستند تا موقعیت خودشان را، به زیانِ دیگر رقیبان منطقهیی و بینالمللی، تقویت کنند. قربانیان این طرحها و رقابتهای امپریالیستی ملتها هستند، که بار پیامدهای جنگهای امپریالیستی را بر دوش میکشند.
در جریان بحث و تبادلنظرها بر اهمیت مبارزه با پایگاههای آمریکا و ناتو نیز تأکید شد، زیرا این پایگاهها بهمثابهٔ تختهپرش برای جنگ با ملتهای دیگر عمل میکنند و برای ملتهای کشورهای خود ما (میزبان پایگاهها) نیز تهدیدآفریناند.
بهطور کلی، هرگونه دخالت دولتهای کشورهای ما (حزبهای شرکتکننده) در این جنگ و دیگر جنگهای امپریالیستی از طریق اعزام نیرو، ناو جنگی، هواپیمای جنگی، و میزبانی و تأمین پایگاههای نظامی و تأسیسات نظامی محکوم شد. همچنین، خواست بازگشت همهٔ نیروهای مسلحِ اعزامشده به خارج به کشورهای خودمان مطرح شد.
حزبهای شرکتکننده در ویدئوکنفرانس بار دیگر اشغال سرزمینهای فلسطینی و نسلکُشی در غزه را که بهدست ماشین جنگ اسرائیل صورت میگیرد و نیز گسترش شهرکسازیهای یهودینشین در کرانهٔ باختری و الحاق عملی بخشهایی از آن سرزمین به خاک اسرائیل را محکوم و همبستگیشان را با مردم قهرمان فلسطین اعلام کردند. همچنین، شرکتکنندگان بر ضرورت تداوم تلاش برای به ثمر رسیدن کامل مبارزهٔ مردم فلسطین برای دستیابی به سرزمین و میهن مستقل تأکید کردند.
نمایندگان همچنین با طبقهٔ کارگر، مردم، و حزب کمونیست سودان اعلام همبستگی کردند. سودانیها بار دیگر گرفتار درگیری مسلحانهٔ درونبورژوایی شدهاند که با دخالت نیروهای خارجی همراه است و موجب خونریزیِهای بیوقفه شده است.
در سخنرانیهای نمایندگان حزبها، سرکوب مبارزات کارگری و مردمی- که در شرایط جنگی شدت بیشتری یافته است- و همچنین ضدّکمونیسم محکوم شد. همچنین، قطعنامهای در همبستگی با حزب کمونیست اردن به تصویب رسید که در آن آزادی فوری کادرها و اعضای بازداشتشدهٔ این حزب درخواست شده است.
تهدیدهای امپریالیسم آمریکا علیه کوبا نیز محکوم شد و با مردم کوبا و حزب کمونیست کوبا اعلام همبستگی شد. حزبهای حاضر در نشست همچنین بر ضرورت پایان یافتن فوری خفگی اقتصادی اعمالشده از طریق محاصره و دیگر اقدامات دولت آمریکا تأکید کردند و خواستار حذف نام کوبا از فهرست ناموجّه «حامیان دولتی تروریسم» شدند.
۱۳ مارس ۲۰۲۶ (۲۲ اسفند ۱۴۰۴)




