اعلامیه هامسایل سیاسی روز

قطعنامهٔ نشست (وسیع) کمیتهٔ‌ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۱. تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت جنایت‌کار نتانیاهو به ایران با بهانهٔ واهی «جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌یی»، در شرایطی که مذاکرات میان نمایندگان جمهوری اسلامی و دولت ترامپ با میانجیگری عمان در جریان بود، بار دیگر ماهیت تجاوزگرانهٔ امپریالیسم آمریکا و دولت اسرائیل را آشکار ساخت. این جنگ تجاوزکارانه، که با سکوت و همراهی تأییدآمیز اکثر دولت‌های اتحادیهٔ اروپا و با نقض آشکار قوانین و موازین بین‌المللی آغاز شد، فاجعه‌ای ویرانگر را بر میهن ما و سراسر منطقهٔ خاورمیانه تحمیل کرده است.

۲. گسترش دامنهٔ جنگ به سراسر منطقه، از جمله حملهٔ جنایت‌کارانهٔ اسرائیل به خاک لبنان و احتمال درگیر شدن کشورهای حوزهٔ خلیج فارس که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند در پی حمله‌های موشکی جمهوری اسلامی به این کشورها، فاجعه‌ای است که نیروهای مترقی از هفته‌ها پیش دربارهٔ آن هشدار داده بودند. پیامدهای این جنگ نیز اکنون به‌روشنی آشکار شده است. افزایش چشمگیر بهای نفت خام و بسیاری از مواد اولیه‌ای که از طریق تنگهٔ هرمز به بازارهای جهانی منتقل می‌شوند بحران اقتصادی گسترده‌ای را رقم زده است که پیامدهای آن پیش از همه بر زندگی زحمتکشان کشورهای جهان سنگینی خواهد کرد. غرب آسیا (خاورمیانه) در سال‌های اخیر بارها شاهد چنین سیاست‌های ضدانسانی بوده است. نمونهٔ اخیر آن کشتار ده‌هاهزار کودک و غیرنظامی فلسطینی در غزه به‌دست دولت نتانیاهو است، جنایتی که سبب شد او و شماری از رهبران نظامی و سیاسی اسرائیل به اتهام جنایت علیه بشریت تحت تعقیب دیوان بین‌المللی لاهه قرار گیرند.

۳. نتیجهٔ شلیک هزاران موشک و بمباران مداوم شهرهای ایران از جانب آمریکا و اسرائیل تا کنون هزاران کشته و مجروح، نزدیک به سه‌میلیون آواره، و تخریب گستردهٔ خانه‌های مسکونی و زیرساخت‌های اقتصادی و تولیدی کشور بوده است. علاوه بر این، برخی از آثار و اماکن تاریخی مهم کشور نیز به‌طور فاجعه‌باری آسیب دیده‌اند که بازسازی آنها اگر غیرممکن نباشد، ده‌ها سال زمان خواهد برد. همچنین، تخریب محیط‌زیست و بارش باران‌های سمّی سیاه آسیب‌های گسترده‌ای به سلامت و تندرستی مردم میهن ما وارد می‌کند. هدف قرار دادن مستقیم غیرنظامیان، کارگران و زحمتکشان، و کودکان از جمله جنبه‌های غیرانسانی تکان‌دهندهٔ این جنگ است. نمونهٔ آشکار آن حملهٔ موشک‌های کروز آمریکایی تاماهاک به مدرسه‌ای در میناب در نخستین روز جنگ بود که به کشته شدن ۱۶۸ نفر، از جمله ۱۱۰ کودک، انجامید. این اقدام مصداق آشکار جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است و باید در دیوان بین‌المللی لاهه مورد پیگرد و بررسی قرار گیرد. حمله‌های سه هفتهٔ اخیر همچنین نشان داده است که حکومت جمهوری اسلامی، به‌رغم سرمایه‌گذاری عظیم در صنایع تسلیحاتی و خریدن ده‌ها میلیارد دلار تسلیحات جنگی از وظیفهٔ اولیه‌اش در دفاع از میهن،‌ زیر ساخت‌های کلیدی صنعتی-اقتصادی، و حفاظت از جان هم‌وطنان ما در این شرایط دشوار عاجز است.

۴. نقش نیروهای مزدور و وابسته‌ای همچون رضا پهلوی و حامیان او در تشویق و ترغیب چهره‌هایی مانند ترامپ و نتانیاهو به بمباران و تخریب ایران و حمایت از برنامه‌های امپریالیستی برای «تغییر رژیم» در کشور نشان می‌دهد که این جریان‌ها، برخلاف تبلیغات گستردهٔ رسانه‌های وابسته‌ای همچون «ایران اینترنشنال»، «من و تو» و «بی‌بی‌سی فارسی»، نه‌تنها از پایگاه اجتماعی قابل توجهی در ایران برخوردار نیستند، بلکه تنها امیدشان برای دستیابی به قدرت دخالت مستقیم خارجی در امور داخلی کشور ماست. تجربهٔ تاریخی نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. محمدرضا پهلوی نیز در پی کودتای سازمان‌های اطلاعاتی «سیا» و «ام.آی.سیکس» در سال ۱۳۳۲ و سرنگون کردن دولت ملی دکتر محمد مصدق، برای تأمین منافع تراست‌های امپریالیستی و تبدیل کردن ایران به ژاندارم منطقه، بر سر کار آورده شد.

۵. امپریالیسم آمریکا و دولت نتانیاهو پیش از آغاز تجاوز نظامی به ایران، افزون بر سناریوی «تغییر رژیم»، طرح‌ها و سناریوهای گوناگون دیگری را نیز برای بی‌ثبات‌سازی ایران بررسی کرده بودند، از جمله تلاش برای دامن زدن به جنگ داخلی و خدشه‌دار کردن تمامیت ارضی کشور. بسیج کردن نیروهایی همچون سازمان مجاهدین خلق و تلاش برای درگیر کردن سازمان‌ها و حزب‌های کُرد ایرانی بخشی از این طرح‌ها برای برانگیختن درگیری‌های مسلحانه از داخل خاک ایران بود که تاکنون با موفقیت روبه‌رو نشده است. حزب تودهٔ ایران ضمن تأکید بر همبستگی با خلق‌های ساکن ایران، از جمله خلق کُرد که سال‌ها زیر فشار و سرکوب رژیم ولایت فقیه قرار داشته است، معتقد است که نیروهای ملی و مترقی کُرد باید با هوشیاری کامل این توطئه‌های امپریالیستی را خنثی کنند. اجرای چنین سناریوهایی جز لطمه زدن به مبارزات برحق خلق‌های ایران برای دستیابی به حقوق دموکراتیک و خودمختاری در چارچوب میهنی واحد نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

۶. یکی از پیامدهای مخرب فوری تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل وارد آمدن ضربه‌ای جدی به جنبش مبارزاتی مردمی ایران برای گذار از دیکتاتوری حاکم بوده است که پیش از آغاز جنگ رژیم ولایت فقیه را با بحرانی عمیق و چالشی جدی روبه‌رو کرده بود. سرکوب خونین و کشتار هزاران تن از مردمی در جریان اعتراض‌های دی ۱۴۰۴ در واکنش به تداوم سیاست‌های اقتصادی فاجعه‌بار، فقر و محرومیت گسترده، و فضای سرکوب و اختناق به خیابان‌ها آمده بودند موجی از خشم و انزجار در سراسر جامعه برانگیخت. ادامهٔ این اعتراض‌ها و مقاومت اخیر مردم، از جمله در مراسم چهلم جان‌باختگان و اعتراض‌های گستردهٔ دانشجویی، نشان داد که رژیم با بحران جدی مشروعیت و بقا روبه‌رو شده است. برای بخش‌هایی از جامعه که به‌دلیل نبود سازمان‌دهی و ناامیدی از موفقیت در مقابله با رژیم جنایت‌کار جمهوری اسلامی، از جمله پس از سرکوب خونین دی‌ماه، خواهان مداخلهٔ خارجی بودند، چهرهٔ کریه جنگ امروز بیش از پیش آشکار شده است. همان‌طور که فجایع و واقعیت جنگ‌های ویرانگر دیگر نشان داده است، این جنگ نیز حتی به اعتراف خود ترامپ نه دموکراسی برای مردم به ارمغان می‌آورد و نه می‌تواند تغییر رژیمی در حد انتظار مردم ایران ایجاد کند.

۷. اعلام تعیین مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، پس از ترور شدن علی خامنه‌ای و بخشی از خانوادهٔ او در نخستین روزهای جنگ، ضربه‌ای سنگین بر یکی از مهم‌ترین آرمان‌های انقلاب بهمن، یعنی پایان دادن به حکومت موروثی و استقرار جمهوری متکی بر ارادهٔ مردم، بود. انتصاب پسر علی خامنه‌ای به مقام ولی فقیه در حالی اعلام شد که حتی وضع جسمانی او- که در جریان حملهٔ آمریکا و اسرائیل مجروح شده است- هنوز روشن نیست. و این در حالی است که معترضان در تظاهرات‌های پیاپی سال‌های اخیر اساساً خواستار حذف اصل ولایت فقیه بوده‌اند.
در هر صورت، شواهد حاکی از آن است که هدف از انتصاب مجتبی خامنه‌ای، که فرماندهان سپاه از پیش تدارک دیده بودند، ادامه دادن به سیاست‌های شکست‌خوردهٔ پیشین جمهوری اسلامی است. این انتصاب نشان روشنی است از اینکه نیروهای جنگ‌طلب و تندرو در تعیین سیاست‌های رژیم دست بالا را دارند. نخستین پیام منتسب به او نیز نشان داد که رهبری باقی‌ماندهٔ رژیم همچنان بر استمرار همان سیاست‌های مخرب و فاجعه‌باری پافشاری می‌کند که کشور را به این وضع بحرانی کشانده است.

۸. حزب تودۀ ایران از زمان پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ تا امروز همواره دخالت آشکار امپریالیسم آمریکا و متحدان منطقه‌یی و داخلی‌اش در امور داخلی ایران را به‌صراحت و قاطعانه محکوم کرده است. ما همچنین معتقدیم که سیاست‌های نابخردانه و ضدّملی دیکتاتوری ولایی در دهه‌های گذشته نه‌تنها میلیون‌ها شهروند را به فقر و محرومیت کشانده، بلکه تداوم سیاست خارجی «صدور انقلاب اسلامی» به منطقه و تلاش برای ایجاد نیروهای نیابتی و برپایی مجدد «امپراتوری اسلامی» کشور ما را در معرض خطر دخالت‌های فاجعه‌بار خارجی نیز قرار داده است.

۹. تجربهٔ اعتراض‌های گستردهٔ سال‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱، و ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که رژیم حاکم تا کنون فقط از طریق سرکوب خونین و سازمان‌یافته توانسته است بقایش را حفظ کند. خوشبختانه، در ماه‌های گذشته، و به‌ویژه پس از سرکوب خونین جنبش آزادی‌خواهانهٔ دی‌ ۱۴۰۴، نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از تلاش نیروهای مترقی و آزادی‌خواه در درون کشور برای همکاری و شکل دادن به جبهه‌ای گسترده برای مقاومت متشکل و گذار از جمهوری اسلامی پدیدار شده بود. اما از سوی دیگر، شاهد تلاش گستردهٔ دستگاه‌های امنیتی رژیم و همچنین طرفداران رضا پهلوی و رسانه‌های وابسته به این جریان‌ها برای تخریب چهره‌های ملی و اثرگذار جنبش مدنی در ایران با هدف سنگ‌اندازی در راه تشکیل ائتلافی دموکراتیک بوده‌ایم. حزب تودهٔ ایران ضمن تلاش برای نزدیکی و همکاری با نیروهای سیاسی دیگر بارها تأکید کرده است که بدون اتحاد و همکاری همهٔ نیروهای مترقی، دموکراتیک، و آزادی‌خواه کشور امکان گشودن راه به‌سوی تحقق تحولات بنیادین وجود نخواهد داشت.

۱۰. در شرایط حساس کنونی، حزب تودهٔ ایران بر این باور است که تلاش برای پایان دادن فوری به جنگ خانمان‌سوزی که امپریالیسم آمریکا و دولت نتانیاهو، بقایای رژیم سلطنتی، و نیز جنگ‌طلبان در درون رژیم ولایت فقیه خواهان ادامهٔ آن‌اند مهم‌ترین وظیفهٔ همهٔ نیروهای مترقی، آزادی‌خواه، و صلح‌دوست ایران و جهان است. باید افکار عمومی جهان را برای واداشتن جنگ‌افروزان به پایان دادن به این فاجعهٔ منطقه‌یی بسیج کرد. حزب ما در هفته‌های اخیر تماس‌ها و همکاری‌های گسترده‌ای را با جنبش کارگری و کمونیستی جهان و همچنین نیروهای مترقی و صلح‌دوست در کشورهای متعدد آغاز کرده است و این تلاش‌ها را با جدیّت ادامه خواهد داد.

۱۱. در وضعیت خطیر کنونی، حزب تودهٔ ایران تحکیم همبستگی ملی در برابر تجاوز امپریالیستی و پیکار با جنگ‌طلبان حاکم را وظیفه‌ای میهنی و انقلابی می‌داند. دفع تجاوز نظامی، برقراری و حفظ صلح، و سازمان‌دهی مبارزه با دیکتاتوری تنها حول محور همبستگی ملی میسر است. از دیدگاه حزب ما، محتوای این همبستگی ملی-که طبقهٔ کارگر، زحمتکشان شهر و روستا، و دیگر لایه‌های خلقی جامعه را در بر می‌گیرد- بر این پایه‌ها استوار است: برقراری آتش‌بس و صلح پایدار، آزادی زندانیان سیاسی، صیانت از جان شهروندان و زیرساخت‌ها، توقف برنامه‌های نولیبرالی، تحقق برابری حقوق خلق‌ها، و تضمین استقلال و تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی ایران.

۱۲. ما ضمن ابراز تسلیت و همدردی با هزاران خانواده‌ای که عزیزانشان را از دست داده‌اند و خانه و کاشانه‌شان ویران شده است و بیکار شده‌اند، و ضمن ابراز همبستگی با همهٔ مردم ایران که در شرایط دشوار بمباران‌های وحشیانهٔ آمریکا و اسرائیل کار و زندگی می‌کنند و امیدوارانه به استقبال نوروز و سال نو می‌روند، خود را در کنار مردم رنج‌کشیده و توده‌های کار و زحمت می‌بینیم. توده‌ای‌ها همچون گذشته وظیفهٔ خود می‌دانند که در کنار مردم و قربانیان جنگ باشند و همراه با دیگر نیروهای مدنی مردمی به آسیب‌دیدگان این فاجعهٔ بزرگ و جنگ خانمان‌برانداز یاری برسانند.

 

نشست (وسیع) کمیتهٔ‌ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۲۷ اسفند ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا