کارگران و زحمتکشان علیه جنگ، برای دفعِ تجاوز نظامی، و برقراریِ صلح مبارزه میکنند!
تجاوزِ نظامیِ امپریالیسم آمریکا و رژیم نژاد پرست اسرائیل ضربهای جدی به مبارزهٔ صنفی و سیاسی طبقهٔ کارگر است
بمباران میهن ما توسط نیروهای نظامی متجاوز امپریالیسم آمریکا و رژیم نژادپرست اسرائیل که از ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شد، در هفتههای اخیر هزاران مرکز غیرنظامی از جمله بسیاری از منطقههای مسکونی و زیرساختهای تولیدی و انرژی کشور را هدف قرار داده است. در خلال این حملهها خسارتهای مالی و جانی گستردهای وارد آمده است و در اثر بمباران محل اشتغالشان در بنادر، کارخانهها، بیمارستانها، مرکزهای آموزشی، کارگاهها، واحدهای تولید برق، و پالایشگاهها یا در خانههایشان در منطقههای مسکونی هزاران نفر از مردم میهن ما جان خود را از دست دادهاند یا مجروح و به بیمارستانها منتقل شدهاند. فقط در شهر میناب در استان هرمزگان در روزهای آغازین این تجاوز نظامی در جنایتی ۱۶۸ دختر و پسر دانشآموز خردسال و ۱۴ آموزگار توسط ارتش آمریکا بهقتل رسیدند، جنایتی که جهانیان و حتا حاکمان دولت متجاوز را در بهت و حیرت فرو برد. بسیاری به درستی اعلام کرده اند که در شرایطی که نیروهای متجاوز آمریکایی میتوانستند از حضور دانشآموزان خردسال در آن نقطه آگاه باشند، این فاجعه جزوِ بزرگترین و دلخراشترین جنایتهای جنگی در تاریخ بشر است.
برخلاف تبلیغات نیروهای مرتجع و وابسته به امپریالیسم آمریکا که تهاجم نظامی قدرتهای بیگانه به میهنمان را خواهاناند، تهاجم امپریالیسم و ترور ولی فقیه علی خامنهای با اینکه شخص او در وهلهٔ اول مسئول تداوم سیاست ضد کارگری تعدیل ساختاری، و قرار دادن کارگران و زحمتکشان، و تودههای مردم میهن ما در سختترین وضعیت زندگی و معیشت بود، بدیهی است نمیتواند و نخواهد توانست گشایشی در راه چیره شدن مردم و زحمتکشان بر سختیها و دشواریهای زندگی و برقرار شدن آزادی و عدالت اجتماعی در کشور گردد.
خواستِ دستمزد عادلانه همواره جزوِ تلاشهای محوری جنبش سندیکایی زحمتکشان در میهن ما علیه سیاستهای نولیبرالی تعدیل ساختاری است. این خواست نه تنها سالها است که مورد توجه حکومت جمهوری اسلامی قرار نگرفته، بلکه با تشدید خفقان و سرکوب مبارزان جنبش کارگری و سندیکایی نیز روبهرو میشود. تجربهٔ نزدیک به چهل سال سیاستهای اقتصادی نولیبرالی دولتهای مختلف رژیم ولایت فقیه بهروشنی نشان میدهد دستمزد و مزایای عادلانه و متناسب با هزینهٔ سبد معیشت برای کارگران حتی در پیش از آغاز تشدید تحریمهای اقتصادی و تجاوز امپریالیسم آمریکا و اسرائیل در ساختار سیاستهای اقتصادی-اجتماعی چنین حکومت جایی نداشت و ندارد و نخواهد داشت. درهنگامهٔ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بهاصطلاح افزایش شصت درصدی حداقل حقوق کارگرانِ مشمولِ قانون کار در روزهای گذشته نشان داد اینبار نیز رژیم تعلق خاطری به حقوق و منافع طبقهٔ کارگر و زحمتکشان ندارد. مصوبهٔ شورایعالی کار در خصوص افزایش حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ بهاین معناست که بارِ بحران ناشی از جنگ و تجاوز نظامی بیش از پیش بر دوش خانوارهای کارگری سنگینی خواهدکرد. ازاینروی، بهصراحت میتوان گفت تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و رژیم نژاد پرست و اشغالگر اسرائیل به میهن ما مبارزهٔ صنفی و سیاسی طبقهٔ کارگر را بیش از پیش با دشواریهای بیشتری روبرو کرده است. با این وجود این کارگران و زحمتکشان هستند که در دوران بحرانی تجاوز نیروهای امپریالیسم آمریکا و اسرائیل به میهن ما بدون در نظر گرفتن وضعیت خود و خانوادههایشان با فداکاریای بینظیر و مایه گذاشتنها از جان و وجود خویش در واحدهای تولیدی و خدماتی بههدف رفع نیازهای مردم، نجات مصدومان، و جلوگیری از گسترش آتشسوزیهای ناشی از بمبارانها تلاش میکنند. نمونهٔ فداکاری کارگران نیروگاههای برق پس از بمبارانها و فداکاری کارگران صنایع نفت و گاز در پارس جنوبی- عسلویه- و جزیرهٔ خارگ ستودنی و ستایش برانگیز است.
ازجمله دیگر دغدغههای کارگران در دوران جنگ، وضعیت دستمزد و قراردادها در صورت بیکارشدن است. با اجرای مادهٔ ۳۰ “قانون کار” جمهوری اسلامی- قانون کار نیمبند جمهوری اسلامی- و مفاد دیگر این قانون، دولت موظف است از طریق ایجاد صندوق بیمهٔ بیکاری نسبت به تأمین زندگی کارگرانی که در اثر تجاوز به کشور و شرایط جنگی دستمزدشان را از دست دادهاند، اقدام کند و امکانات لازم برای اشتغال مجدد آنان را فراهم سازد. اما همانگونه که شاهدیم با ادامه یافتن اجرای برنامهٔ ضدملی جراحی اقتصادی دربارهٔ حفظ جان و معیشت کارگران و زحمتکشان حتی سخن و کلامی هم در میان نیست.
با بمباران تأسیسات نفت و گاز در منطقه پارس جنوبی- عسلویه- اشتغال صدها کارگر، تکنیسین، و مهندسان کشور در هالهای از ابهام قرار دارد. چگونه و با کدام سیاستها باید از معیشت این زحمتکشان مطمئن بود؟ تضمین حقوق، مزد و مزایا و تأمین معیشت خانوارهای کارگری در جریان بمبارانها اولویتی غیرقابل چشمپوشی است. ازاینروی، به موازات مبارزه برای صلح و آتش بس، تضمین معیشت طبقهٔ کارگر و زحمتکشان میهن ما باید در صدر خواستها در مرحلهٔ جنگ و تجاوز نظامی قرار بگیرد. مبارزهٔ زحمتکشان برای حقوقشان و تضمین معیشتشان و مخالفت با تجاوز به میهنشان در چهارچوب پیکار همگانی برای آزادی، صلح، دفعِ تجاوز، حفظِ استقلال، برقراری عدالت اجتماعی، و مبارزه علیه دیکتاتوری میگنجد.
در اوضاع دشوار کنونی با توجه به جنگ و تجاوز نظامی، طبقهٔ کارگر و زحمتکشان میهن ما برقراریِ صلح، دفعِ تجاوز نظامی، سازمان دادن مبارزه برضد دیکتاتوری را خواهان هستند. طبقهٔ کارگر منادی همبستگی ملی با مضمون تأمین صلح و حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خویش است.
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۸، ۳ فروردین ۱۴۰۵



