مسایل سیاسی روزیادمان

بدرود یارِ دیرین محرومان‌، مبارزِ اندیشمند، و دغدغه‌مندِ سرنوشت میهن، رفیق ایرج!

[تولد: دوم آبان‌ماه ۱۳۱۸، کرمان- درگذشت: هفتم ماه مارس ۲۰۲۶ / ۱۷ اسفندماه ۱۴۰۴، والنسیا، اسپانیا]

 

دشوار می‌توان باور کرد رفیق ایرج، آن انسان شریف و سرزنده، پدر و ‌همسری مهربان، پزشکی مسئول، دوستی خدمتگزار، مبارزی اندیشمند، شخصیت اجتماعی‌ای مورد احترام، دغدغه‌مندِ سرنوشت میهن، و یار مردم زحمتکش طی سال‌های طولانی زندگی‌اش در ایران و همچنین در مهاجرت اجباری نیز دیگر بین ما نیست.

دکتر ایرج واحدی‌پور در خانواده‌ای با فرهنگ و محبوب مردم به‌دنیا آمد. او فرزند اول خانواده بود. حُسن رفتار و گفتارش از همان اوان نوجوانی با خانواده و همسایه‌ها زبانزد عام و خاص بود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش کرمان، مهد چهره‌های برجستهٔ فرهنگ و هنر ایران، با درجهٔ ممتاز به‌پایان رسانید و سپس در کنکور دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شرکت کرد و در آن هم با درجهٔ ممتاز قبول شد و در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده پزشکی شد. در سال ۱۳۳۹ در دانشگاه به صف فعالان دانشجویی جبههٔ ملی دوم پیوست. در سال ۱۳۴۰ دو بار زندانی شد. “ﺳﺎزﻣﺎن داﻧﺸﺠﻮﯾﺎنﺟﺒﻬﻪٔ ملی” در ﺳﺎل ۱۳۴۲  ﺑﻪﺑﺮگزاری میتینگی در پاﻧﺰدهم ﺷﻬﺮﯾﻮر تصمیم گرﻓﺖ که رهبری جبهه ملی تازه رها شده از زندان با آن موافقت نکرد. در پی این موضع رهبری، زﻣﺰﻣﻪٔ تشکیل “ﺟﺒﻬﻪٔ ملی ﺳﻮم” بالا گرفت که طبیعتاً داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن چپ از جمله ایرج هم در اﯾﻦ ﺣﺮکت ﻓﻌﺎﻻﻧﻪ ﺷﺮکت کردﻧﺪ و از آن پس چاپ و پخش ﻧﺸﺮﯾﻪٔ “پیام داﻧﺸﺠﻮ” عملاً ﺑﻪ ﺟﻨﺎح چپ داﻧﺸﺠﻮیی سپرده ﺷﺪ. رفیق ایرج در چاپ و پخش ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻤﺎرﻩٔ آن در ﺧﺮدادماه ۱۳۴۴ شرکت فعال داشت. او یادآور شده است که این شمارهٔ “پیام داﻧﺸﺠﻮ” را پس از ﺑﺎزداﺷﺖ “بیژن جزنی” درآوردﯾﻢ تا در ﻣﻘﺎﺑﻞ حساسیت شدید ﺳﺎواک نسبت به انتشار این نشریه بیژن را از اﺗﻬﺎم دﺧﺎﻟﺖ در ﻧﺸﺮ و پخش آن برهانیم [با بهره‌گیری از نوشتهٔ رفیق ایرج واحدی‌پور در سایت “عصر نو” با عنوان: “ادﻋﺎﻧﺎﻣﻪ دادﺳﺘﺎنی رژﻳﻢ اﺳﻼمی علیه چپ، سوسیالیسم و ﻣﺎرکسیسم”].

در ارتباط با گرایش سیاسی و تشکیلاتی‌ ایرج ابتدا در جناح چپ جبهه ملی و بعداً در حزب تودهٔ ایران فعال بود. او بارها توسط ساواک دستگیر، بازداشت، و شکنجه شد، در دوران فعالیت دانشجویی سه مرتبه زندانی شد و دو مرتبهٔ آخر تا سال  ۱۳۴۶بود. او سال‌هایی بسیار را در زندان‌های رژیم شاه سپری کرد. آخرین بار او را در سال ۱۳۵۴ بازداشت و در دادگاه‌های غیرقانونی نظامی و فرمایشی رژیم کودتایی شاه به حبس ابد به‌علاوهٔ یک سال محکوم کردند و در دی‌ماه سال ۱۳۵۷ توسط مردم انقلابی از زندان شاه آزاد شد. بسیاری از هم‌بند‌هایش در خلال بیانِ خاطرات زندان از طریق مصاحبه‌ها و نوشته‌های‌شان از دکتر ایرج واحدی‌پور با عنوان زندانی سیاسی‌ای مقاوم و آگاه نام برده‌اند. رفیق ایرج در زندان‌هایی مختلف که در حبس بود همچون پزشک بند به رفقای شکنجه شده و بیمار یاری می‌رساند و در ورزش روحیه‌بخش همگانی در زندان همیشه حاضر و آماده بود. چهرهٔ همیشه خندان و سلوک مهربانانه‌‌اش در یاد همبندان ‌مانده است و دوستان و رفقا یادهایی بسیار ارزشمند از او در خاطر دارند که از ذهن و عرصهٔ خاطره‌های مأنوس‌ آنان پاک نشده است. ایرج یکی از نزدیک‌ترین رفقای همراه و مبارز زنده‌نام بیژن جزنی بود. او نوشته است: ” بیژن را من درجریان احیاء جبهه ملی دوم و شروع فعالیت های دانشجوئی در سال ۱۳۳۹ شناختم… وصف بیژن را زیاد شنیده بودم و به دنبال فرصتی برای آشنائی می گشتم… رفیقی… مرا به او معرفی کرد… از همان جا  یک دوستی عمیق بین ما ریخته شد. به‌جز ایامی که در زندان بودیم روزی نبود که یکدیگر را نبینیم و یا از هم خبر نگیریم. در آن زمان من یک توده‌ای تشکیلاتی و او یک توده‌ای سابق منتقد حزب بود” [همان منبع در سایت “عصر نو”].

ایرج واحدی‌پور در دوران دانش‌آموزی تحت تأثیر معلم‌های فرهیخته‌اش در کرمان با سازمان جوانان و دانش‌آموزان حزب تودهٔ ایران آشنا شده بود و از آن زمان عشق به مردم و آرمان‌های محرومان در دلش جای گرفته بود. ایرج واحدی‌پور از دوران دانشجویی‌اش و مبارزه با رژیم کودتا به‌ندرت و گه‌گاه خاطره‌هایی از جمله در ارتباط با انتشار نشریهٔ “پیام دانشجو” که رفیق بیژن جزنی به کمک او و تنی چند از دانشجویان دیگر مبارز منتشر می‌کردند برای جوان‌های خانواده  می‌گفت.

ایرج واحدی‌پور پس از انقلاب در بیمارستان آیت‌الله‌کاشانی در جنوب تهران مجدداً با عنوان پزشک جراح شروع به کار کرد. در کنار کار در این بیمارستان مطبی هم در همان جنوب شهر تهران باز کرده بود که در آنجا به درمان بی‌بضاعت‌ترین و محروم‌ترین قشرهای جامعه می‌پرداخت. او نه فقط درآمدی از این مطب نداشت، بلکه پول داروهای افراد بی‌بضاعت را هم از جیب می‌داد. البته کار مطب چندی نپایید و او دوباره تمام وقت در همان بیمارستان به کار مشغول شد.

از خصائل اخلاقی بسیار برجسته رفیق ایرج حفظ احترام کسان و برخورد مؤدبانه به‌خصوص با خانم‌ها و کودکان بود. هیچ‌گاه از دایره ادب و احترام خارج نمی‌شد.

یاد و خاطرهٔ دکتر ایرج واحدی پور ماندگار باد.

پرستوهای شب پرواز کردند،

قناری‌ها سرودی ساز کردند،

سحرخیزان شهر روشنایی،

همه دروازه ها را باز کردند.

“فریدون مشیری”

حزب تودهٔ ایران درگذشت رفیق زنده‌نام دکتر ایرج واحدی‌پور را به همسر، فرزندان، خانوادهٔ گرامی، و یارانش تسلیت می‌گوید. یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۷، ۱۷ فروردین ۱۴۰۵

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا