روز اول ماه مه، تجدید عهد زنان جهان برای مبارزه همگام علیه ستم سرمایه داری
روز جهانی کارگر برای زنان جهان تنها یک جنبش طبقه کارگر جهانی نیست، بلکه لحظهای حیاتی برای برجسته کردن سرکوب ویژه زنان در سیستم سرمایه داری است. اسثمار مضاعف زنان ریشه در یک جامعه طبقاتی دارد، جایی که کار زنان چه در محیط کار و چه در خانه بهطور سیستماتیک بیارزش بهشمار میآید. آنان همچون کارگر مانند بقیه زحمتکشان استثمار میشوند، ولی به دلیل تبعیضهای جنسیتی، کارهای در خانه به زنان تحمیل میشود که بدون دستمزد هستند و در جامعه امری عادی تلقی میشود. در زمان بحرانهای اقتصادی و نبودِ ثبات، زنان شدیداً آسیب می بینند، زیرا بهطور عمده در بخشهای اقتصادی ناپایدار، با دستمزد کم، و غیررسمی کار میکنند. زنان اولین کسانی هستند که از کار اخراج میشوند و آخرین کسانی هستند که دوباره استخدام میشوند. علاوه بر این در سیاستهای ریاضتی نیز که کاهش بودجههای خدمات عمومی مانند بهداشت و درمان ، آموزش و پرورش و مراقبت کودکان را سبب میشود، فشارها بر زنان تشدید میشود. بر همین اساس، برای زنان روز اول ماه تنها برای دستمزد برابر و رفع تبعیض نیست، بلکه روزی برای اعلام همبستگی در راه تغییرات ساختاری و بنیانی ست.
امروز در جهان نیز با تشدید بحرانهای اقتصادی سرمایهداری و افزایش درگیریهای نظامی و از جمله پس از حمله تجاوز کارانه آمریکا و اسراییل علیه میهنمان، شاهد تورمهای فزاینده، ریاضتهای اقتصادی رو به افزایش و فاجعههای انسانی و محیط زیستی هستیم. در چنین شرایطی که امپریالیسم جهانی بهرهبری آمریکا، برای حفظ قدرت رو به افول خود تلاش دارد، وهزینههای خدماتی و اجتماعی را بهخاطر تهیه سلاح کاهش می دهد، موجی از بیکاری، تشدید بحرانهای اقتصادی و نابسامانیهای اجتماعی را دامن میزند. بر همین اساس، زنان که در زمره اولین قربانیان جنگها و ریاضتهای اقتصادی هستند و ستم مضاعف سرمایهداری را با تمام وجود تجربه کردهاند، خواهان صلح و ثبات اقتصادی هستند. آنان در سالهای اخیر و با روی کار آمدن نیروهای راست افراطی، این درک عمیق را یافتهاند که یک جنگ طبقاتی همآهنگ علیه حقوق آنان صورت گرفته است. زنان میهنمان نیزبا نزدیک شدن به روز جهانی کارگر، بار دیگر همدوش با سایر زحمتکشان و با برجسته کردن خواستهای خود، به این روز بهمثابه روزی که برای تجدید عهد برای همبستگی و ادامه مبارزه علیه ستمی است که بر آنان وارد می شود، می نگرند.
زنان میهنمان علاوه بر این که مانند سایر زنان که در شرایط سرمایهداری زندگی میکنند، متحمل ستم مضاعف سرمایهداری هستند، تحت ستم قوانین ارتجاع مذهبی نیز قرار دارند. این ستم سهگانه ، تنها یک پدیدهٔ فرهنگی و مذهبی نیست ، بلکه ریشه در ساختار جامعه طبقاتی دارد.
در چنین ساختاری است که بهرغم اینکه زنان کشورمان اکثریت فارغالتحصیلان دانشگاه را تشکیل میدهند، ولی با موانع متعددی برای اشتغال مواجه میشوند.آنان بهطور سیستماتیک از بازار کار کنار گذاشته میشوند و فرصتهای شغلی را نیز در شرایط فرو پاشی اقتصادی، بیثباتی سیاسی، و تبعیضهای جنسیتی گسترده بهسرعت از دست میدهند.
از دست رفتن سریع مشاغل برای زنان سابقهای دیرینه دارد که زنان را آسیبپذیر میکند. زنان پس از اخراجها و کاهش نیروی کار در بخشهای رسمی و دولتی، بهناچار وارد اقتصادهای ناپایدار میشوند که در آنها به دلیل قوانین حقوقی مدافع کارفرماها هیچگونه امنیت شغلی ندارند. در شرایط فروپاشی اقتصادی کشور که به دلایلی چون ناکارآمدی اقتصادی جمهوری اسلامی، غارت ثروت ملی، اِعمال سیاستهای ریاضت اقتصادی و تحریمها، بهوجود آمده است، و بازار کار کوچکتر از همیشه شده، زنان بیشترین تعداد بیکاران را تشکیل میدهند.
بنا به گزارش خبرگزاری ایلنا، نزدیک به ۷۲ درصد بیکاران زن در ایران تحصیلات عالی دارند. در حالی که این رقم برای مردان تنها ۲۸ درصد است. .. درعینحال، طبق دادههای رسمی، زنان حتی در صورت اشتغال، ۲۰ تا ۲۵ درصد کمتر از مردان حقوق دریافت میکنند (ایلنا، ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴).
در شرایط کنونی کشور نیز با آغاز جنگ بسیاری از واحدهای اقتصادی کوچک و در بخشهای خدمات مانند چایخوریها و قهوهخوریها، گردشگری و صنعت هواپیمایی تحت تاثیر شدید قرار گرفتهاند که زنان بیشترین تعداد را در چنین شغلهایی شاغل هستند هستند. بسیاری دیگر دارای فعالیتهای اقتصادی اینترنتی هستند که با قطع اینترنت تمامی درآمد خود را از دست دادهاند و همچنان هیچ پوشش مالی در مورد جبران این خسارات دریافت نکردهاند و در سیاستهای جامع رژیم هم چنین پوششی جای ندارد و اگر اقدامی هم صورت میگیرد بسیار محدود و ناچیز است.
مبارزه زنان میهنمان بخش تفکیکناپذیر مبارزه طبقاتی و آزادیخواهانه پرولتاریا علیه سیستم استثمار و ستم طبقاتی سرمایهداریست. زنان میهنمان تاریخ مبارزاتی طولانی برای دست یافتن به عدالت اجتماعی، برابری جنسیتی، صلح و آزادی داشتهاند و همواره دوشادوش زحمتکشان کشور به مبارزه پرداختهاند. از تأسیس “تشکیلات دمکراتیک زنان ایران” در سال ۱۳۲۱ تا کارزار یک میلیون امضا و جنبش فراگیر “زن ، زندگی ، آزادی”، تنها بخشی از مبارزات گسترده زنان علیه دیکتاتوریهای رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی هستند. زنان میهنمان در مبارزات خود بهرغم خطراتی چون زندانی شدنهای طولانی مدت، شکنجه و اعدامهای وسیع، هیچگاه از مبارزه خود عقبنشینی نکردند و همچنان و مصمم تر از گذشته به مبارزات حقطلبانه خود برای بهدست آوردن آزادی، برابری، عدالت اجتماعی، و صلح ادامه دادهاند.
روز اول ماه پیشِ رو، برای زنان کشورمان تجدید عهد آنان برای ادامه این مبارزه و همگام با سایر زحمتکشان خواهد بود. آنان با آگاهی از این واقعیت که حقوق زنان بخش جداییناپذیر مبارزات کارگران و زحمتکشان است و در جایی که جهان در آتش جنگهای خانمانسوز و مخرب قرار گرفته است، چارهای غیر از مبارزه برای ایجاد دنیایی جدید ندارند. در این روز زنان جهان با شعار “کارگران جهان متحد شوید” هر چه بیشتر به صفوف مبارزات کارگری انسجام خواهند بخشید.
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۹، ۳۱ فروردین ۱۴۰۵



