با چرخش کلمبیا به راست، همپیمان دیگری برای ترامپ در امریکای لاتین به ارمغان خواهد آورد
گوستاوو پترو، نخستین و تنها رئیسجمهورِ چپگرای کلمبیا، بهزودی از قدرت کنار میرود. دورِ نخست رأیگیری برای جانشینی او در ۳۱ مه / ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ برگزار میشود و “ایوان سپدا”، نامزد اصلی حزب “پیمان تاریخی” پترو، در نظرسنجیها پیشتاز است. سپدا و نامزد معاونت او کارزار انتخاباتیای پُرجنبوجوش را پیش میبرند. نامزد معاونت وی، “آیدا کیلکوئه”، از تبار “ناسا” و یکی از رهبران شورای منطقهای بومیان کائوکا (CRIC) است که کهنترین سازمان بومیان در آمریکای لاتین به شمار میرود. یک نظرسنجی در روزهای پایانی فروردینماه (۱۴۰۵) نشان میدهد سپدا حتی ممکن است در همان دورِ نخست پیروز شود. او برای ۵/ ۳۷ درصد از شرکتکنندگان در این نظرسنجی گزینهٔ نخست بوده است. نامزدهای راستگرا، آبلاردو دِلا اسپریِلا و پالوما والنسیا، نزدیکترین رقیبان سپدا هستند و بهترتیب ۲/ ۲۰ درصد و ۹/ ۱۹ درصد آرا را به خود اختصاص دادهاند. با این حال، دو نظرسنجی دیگر نشان میدهد که رأیگیری به دور دوم کشیده خواهد شد و در آن صورت، بهویژه اگر رأیهای جناح راست بر یک نامزد واحد متمرکز شود، امکان شکست سپدا وجود دارد.
کارزار سپدا از محبوبیت ۵۰ درصدی پترو و پیروزی نامزدهای حزب “پیمان تاریخی” در انتخابات قانونگذاری ۱۷ اسفندماه سال گذشته (۱۴۰۴) نیرو میگیرد. در این انتخابات دهها حزب شرکت داشتند. حزب “پیمان تاریخی” ۲۵ کرسی از ۱۰۲ کرسی مجلس سنا را بهدست آورد. حزب “مرکز دموکراتیک” که در جایگاه دوم قرار گرفت، صاحب ۱۷ کرسی شد. در رأیگیری برای نمایندگی در مجلس نمایندگان (با ۱۸۳ کرسی)، حزب پترو ۳۶ کرسی بهدست آورد و حزب “مرکز دموکراتیک” با ۲۵ کرسی در جایگاه دوم ایستاد. توجه به کارزار سپدا که از اهمیتی بسیار بالا برخوردار است، تا تاریکترین گوشهها نیز کشیده میشود. طرحهایی برای ترور او آشکار شده و گمانههایی دربارهٔ دست داشتن سازمان سیا مطرح میشود. پترو میگوید یک چیز مسلم است: نشانههایی از تقلب انتخاباتی در راه است.
نامزد انتخاباتی چپ
سپدا، زادهٔ ۱۹۶۲/۱۳۴۱، از سال ۲۰۱۰/۱۳۸۹ برای نمایندگی در مجلس نمایندگان و سپس در مقام سناتور در مجلس سنای کلمبیا فعالیت کرده است. او در سال ۲۰۰۳/۱۳۸۲ همراه با دیگران “جنبش ملی قربانیان جنایتهای دولتی” را بنیان نهاد که ائتلافی از گروهها برای دادخواهی قربانیان درگیریهای مسلحانه است. سپدا در مقام نماینده، از رئیسجمهور پیشین، آلوارو اوریبه، بهدلیل پیوندهایش با شبهنظامیان بازجویی کرد و او را به دادگاه کشاند.
مانوئل سپدا، پدر ایوان سپدا، رهبر حزب کمونیست، سردبیر روزنامهٔ آن حزب، و سناتور بود که بهدست شبهنظامیان در سال ۱۹۹۴/۱۳۷۳ کشته شد. خشونت و تهدیدها سبب شد ایوان سپدا گاه تنها و گاه همراه خانواده، میان سالهای ۱۹۶۴/۱۳۴۳ تا ۲۰۰۳/۱۳۸۲ بهطور مقطعی ناگزیر به ترک کشور و پناه گرفتن در بیرون- بیشتر در کشورهای سوسیالیستی در شرق اروپا- شد.
آموختههای سپدا در امور کشورداری و رویارویی با چرخهٔ خشونت در کلمبیا او را به گزینهای توانمند برای پیگیری مطالبات مردمی در بالاترین سطح اجرایی کشور بدل کرده است.
حزب پیمان تاریخی ”
“پیمان تاریخی” پیشینهای پرپیچوخم دارد. حزب “کلمبیای انسانی” که پترو بنیان نهاد و رهبری میکند، در سال ۲۰۱۸/۱۳۹۷ ائتلافی از چند حزب تشکیل داد که سکوی نامزدی پترو در انتخابات همین سال شد هرچند به پیروزی نرسید. حزب “کلمبیای انسانی” در سال ۲۰۲۱/۱۴۰۰ با گردهم آوردن حزبها و جنبشهای اجتماعی ائتلافی تازه تشکیل داد که با نام “پیمان تاریخی برای کلمبیا” شناخته شد. در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۲ با اتکا به همین ائتلاف به پیروزی رسید. در سپتامبر ۲۰۲۵/۱۴۰۴، شورای ملی انتخابات این ائتلاف را به یک حزب سیاسی تبدیل کرد. حزبهایی مانند اتحادیهٔ میهنی، قطب دموکراتیک جایگزین، و حزب کمونیست که پیشتر از اعضای رسمی ائتلاف بودند دیگر در انتخابات نمیتوانستند شرکت کنند. در رأیگیری مقدماتی اکتبر ۲۰۲۵/۱۴۰۴، حزب نوپای “پیمان تاریخی” سپدا را به عنوان نامزد خود برای ریاستجمهوری برگزید.
کارنامه
کارنامهٔ دولت پیمان تاریخی یکدست نیست، اما دستاوردهایی روشن نیز داشته است. مجلس، برنامهٔ پترو برای دگرگونی نظام بهداشت را رد کرد، ولی طرح گستردهٔ اصلاح بازنشستگی با تأکید بر برابری جنسیتی تصویب شد. هرچند اجرای این برنامه در انتظار تصمیم دادگاه قانون اساسی است.
بخش عمدهای از برنامهٔ اصلاح کار بهاجرا درآمد. پترو بهتازگی افزایش ۲۳ درصدی حداقل دستمزد را برای حدود ۱۰ درصد نیروی کار اعلام کرده است. دولت او همچنین سرمایهگذاری مستقیم در زیرساختهای شهری و روستاها بهویژه در دبستانها و دانشگاهها را افزایش داد.
شاخصهای اقتصادی نیز بهبودهایی را نشان میدهند. تولید ناخالص داخلی کلمبیا ۳/۶ درصد افزایش یافته است. نرخ تورم از ۱۳/۳ درصد در سال ۲۰۲۳/۱۴۰۲ به ۵/۵ درصد در پایان سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. در دولت پترو نرخ فقر چندبعدی کلمبیا که دسترسی به آموزش و زیرساختهای موجود را دربر میگیرد، به روند بلندمدت کاهشی خود ادامه داد: از ۳۰ درصد در سال ۲۰۱۰/۱۳۸۹ به ۱۲/۹ درصد در سال ۲۰۲۲/۱۴۰۱، و به ۹/۹ درصد در سال ۲۰۲۵/۱۴۰۴ رسید. فقر در منطقههای روستایی ۲۲/۴ درصد و شهرها ۶/۳ درصد است. بر پایهٔ آمار دولتی ۲ میلیون و ۳۸ هزار و ۶۱۹ جریب [نزدیک به ۸۲۵ هزار هکتار] زمین به “کشاورزان خُردهپا، گروههای قومی، و قربانیان درگیریهای پیشین” واگذار شده است، اما دولت پترو برنامهٔ فراگیر برای اصلاح مالکیت زمین را بهاجرا درنیاورد. تا سال ۲۰۲۲/۱۴۰۱ تنها یک درصد از مردم کلمبیا، یعنی دارندگان توان مالی، مالک ۸۱ درصد از زمینهای کشور بودهاند. همچنین، فراخوان پترو برای تشکیل مجلس مؤسسان به سرانجامی نرسید.
چشماندازِ پیشِ رو
پترو هنگام بهدست گرفتن قدرت، هدف “صلح فراگیر” را اعلام کرد. او به خشونتی پاسخ میداد که سالها پس از امضای توافق صلح دولت با شورشیان “فارک” در سال ۲۰۱۶/۱۳۹۵ همچنان ادامه داشت. این خشونت همچنان هنگام کنار رفتن او از قدرت برجاست و دامنه آن بیشتر نواحی روستایی را دربر میگیرد. بار این خشونت بر دوش گروههای شبهنظامیِ درخدمتِ سوداگران و فروشندگان مواد مخدر، همچنین بر دوش شورشیان جدا شده از گروه فارک، و نیز بر دوش “ارتش آزادیبخش ملی” است. آن گروه شورشی نیز وارد گفتوگوی صلح شده، اما هنوز به سرانجامی نرسیده است. اگر سپدا در انتخابات پیشِ رو شکست بخورد هر یک از دو رقیبِ اصلیِ او دولتی بسیار راستگرا تشکیل خواهند داد که به زنده کردن دوبارهٔ همپیمانی سنتیِ کلمبیا با ایالات متحده گرایش خواهند داشت. دولت کلمبیا در دورهٔ ریاست جمهوری پترو، پیوندی ناپایدار اما صمیمی با بلوک کوچک دولتهای چپگرای آمریکای لاتین و کارائیب داشت که با سلطهٔ آمریکا بر منطقه مخالفند. با روی کار آمدن دولتی راستگرا در کلمبیا، تنها برزیل، کوبا، نیکاراگوئه و مکزیک در برابر زیادهخواهی ایالات متحده باقی خواهند ماند. راهبردِ تازه اعلامشده امنیت ملی ایالات متحده که در دورهٔ دولت ترامپ اعلام شده، دکترین مونرو را بیش از هر زمانی دیگر به ابزاری تهاجمی بدل کرده است.
سنتها اهمیت دارند
دولت تازهٔ راستگرا، بیگمان، نظمِ دیرینه و آزمودهٔ سلطهٔ طبقهٔ حاکم کلمبیا بر مالکیتِ زمین و منابع طبیعی و نیز بنگاههای بهرهکش مالی، بازرگانی، و دادوستد مواد مخدر را نیرومندتر خواهد کرد.
این وضعیت دیرینهٔ تاریخی به رخدادهای تلخ بسیاری انجامیده است: کشتار کارگران اعتصابی مزرعههای موز در ۱۹۲۸/۱۳۰۷، سرکوب و وحشت در نواحی روستایی در سالهای دهه ۱۳۴۰/۱۳۱۹ که در زمان لورئانو گومز، رئیسجمهور راستگرا (۱۹۵۳/۱۳۳۲ – ۱۹۵۰/۱۳۲۹) به اوج رسید، دیکتاتوری نظامی روخاس پینیییا (۱۹۵۷/۱۳۳۶ – ۱۹۵۳/۱۳۳۲)، آغاز تاختوتازهای خشونتبار شبهنظامیان با پشتیبانی ارتش کلمبیا در سالهای دهه ۱۹۶۰/۱۳۳۹، کشتار هزاران کنشگر سیاسی “اتحادیهٔ میهنی” پس از ۱۹۸۶/۱۳۶۵، و ریاستجمهوری آلوارو اوریبه (۲۰۱۰/۱۳۸۹ – ۲۰۰۲/۱۳۸۱) که با کشتارهای شبهنظامیان و دخالت تولیدکنندگان و فروشندگان مواد مخدر در زندگی سیاسی همراه بود.
حزب پیمان تاریخی در راستای سنتی دیگر جای میگیرد: سنت مقاومت و ایستادگیِ سیاسی. از رویدادهای برجسته آن به این موردها میتوان اشاره کرد: درخواست خورخه الیسر گایتان برای عدالت در ۱۹۲۸/۱۳۰۷ برای کارگران موز، رهبری گایتان بر “راهپیمایی خاموشی” در ۱۹۴۸/۱۳۲۷، ریاستجمهوریهای دگرگونخواهِ آلفونسو لوپس پومارخو (۱۹۳۸/۱۳۱۷ – ۱۹۳۴/۱۳۱۳ و ۱۹۴۵/۱۳۲۴ – ۱۹۴۲/۱۳۲۱)، شورش مسلحانه (۲۰۱۶/۱۳۹۵ ــ ۱۹۶۵/۱۳۴۴) بهنمایندگی از نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (فارک)، و مسیر آغازین “اتحادیهٔ میهنی” با رهبریِ فارک و حزب کمونیست. برای نیروهای واپسگرا در ایالات متحده آمریکا بازگشتِ دولتی همسو در کلمبیا بیگمان سنت جنگافروزی را تقویت خواهد کرد. پیشینهها فراوانند. یک مشاور نیروهای ویژه آمریکا در سال ۱۹۶۲/۱۳۴۱ به کلمبیا آمد با این توصیه که برای فرو نشاندن ناآرامی و سرکشی در روستاها شبهنظامیان بهکار گرفته شوند. دستاندرکاران تصمیمگیری از دیرباز به برپایی پایگاههای هوایی آمریکا در کلمبیا، جابهجایی نیروها، و پیمانکاران نظامی روی آوردهاند. در چارچوب “طرح کلمبیا” (۲۰۱۰/۱۳۸۹ – ۲۰۰۰/۱۳۷۹)، دولت کلمبیا میلیاردها دلار کمک نظامی، دسترسی به اطلاعات نظامی، بودجه، و مشاوره برای زندانهای تازه، و کمک نظامی دریافت کرد. گفته میشد آمریکا در حال مبارزه با دادوستد مواد مخدر است، اما بسیاری بر این باورند که هدف دیگر- و شاید هدف اصلی- مقابله با شورشهای چپگرا بوده است.
دو رقیب اصلی انتخاباتی سپدا، نمایندهٔ الگوهای پیشین و فرسودهٔ سیاستمداری در کلمبیا هستند. پاولوما والنسیا، نامزد ریاستجمهوری از حزب “مرکز دموکراتیک” است، حزبی که اوریبه بنیان نهاده است. بهگفتهٔ تفسیرگر سیاسی، هوراسیو دوکه، والنسیا نوهٔ “گییرمو لئون والنسیا”، از سرسختترین رئیسجمهورهای راستگرای سده بیستم است… برنامهٔ او گونهای محافظهکاریای سنتی است که با دیدگاههای فرانسیسکو فرانکو، دیکتاتور پیشین اسپانیا، همخوانی دارد: دفاع از خانوادهٔ سنتی و آیین کاتولیک. آبلاردو دِ لا اسپریِلا، نامزد دیگر، از “جنبش نجات ملی” که بنیانگذارش فرزند رئیسجمهور پیشگفته و بدنام و منفور یعنی لورئانو گومز است. هوراسیو دوکه این نامزد را “یک ناسیونالیست افراطی” میخواند که از سوی حزب وُکس و سانتیاگو آباسکال، که جریانی با گرایشهای سختگیرانه مذهبی است پشتیبانی میشود. او پیشنهاد میکند ارتش در خیابانها مستقر شود، پیمان نظامی با آمریکا و اسرائیل شکل گیرد، و آنچه خود آن را “کلمبیای مالکان” مینامد، ترویج کند. دولت ایالات متحده همچنان بر الگوی جنگافروزانهاش پای میفشارد که نمونهٔ آن درگیریاش با نیروهای فارک است. سیمون ترینیداد، یکی از رزمندگان این گروه است که پس از دستگیری همچنان در زندانی با سطح امنیتیای بالا در آمریکا دوران محکومیت ۶۰ سالهاش را میگذراند. پیامی که کنشگران همبستگی با کلمبیا به مقامهای واشنگتن میرسانند این است: “از این بنبست بیرون بیایید. آن جنگ به پایان رسیده است. به جای جنگ به صلح بیندیشید. بگذارید سیمون ترینیداد به کلمبیا بازگردد.»
این مقاله به قلم دبلیو. تی. ویتنی جونیور روزنامهنگار سیاسی که تمرکز او بر آمریکای لاتین، مراقبتهای بهداشتی، و مبارزه با نژادپرستی است، در نشریهٔ حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا منتشر شده است.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۹، ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵