بهیاد رفیق خسرو روزبه، قهرمان ملیِ ایران، درفشِ پیکار و امید در راه رهاییِ زحمتکشان!
درسپیدهدمِ ۲۱ اردیبهشتماه ۱۳۳۷ دژخیمان بهفرمانِ رژیم برآمده از کودتای آمریکایی-انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با تیربارانِ رفیق “خسرو روزبه”، عضو کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، همچنانکه با بهخاک و خون کشاندنِ مبارزانِ تودهای، سرکوبِ خشن و خونین جنبشِ مردمی، دستگیری صدها تودهای و دیگر مبارزان، و با اعدامهای گروهیِ شریفترین افسران و مبارزان راه آزادی، بر آن بودند تا آخرین شعلههای رزم و پیکار در ایران را خاموش ساخته و حیاتِ ننگینِ رژیم پهلوی مدتزمانی بیشتر ادامه یابد.
ندای خروشان رفیق “خسرو روزبه” در صحن بیدادگاههای رژیم منفور پهلوی و بازتاب پردامنه و الهامبخش آن در جامعه، از همان روزهای تیرهٔ سال ۱۳۳۷ سرنوشتِ محتومِ سرنگونی استبداد سلطنتی و خاندان پهلوی را رقم زد و سرانجام دربهمنماه ۵۷ به فروپاشی دیکتاتوری پادشاهی بهنیروی جنبش تودهها منجر شد. رفیق خسرو روزبه شخصیتی پرجاذبه، آرمانگرا، با مبارزات مداوم و خستگیناپذیرش با استبداد و ساختارهایش، در تاریخ نبرد رهایی بخش مردم میهن ما و تاریخ آن تأثیر و نشانی ماندگار بر جا گذاشته است.
زندگی و پیکار رفیق روزبه و ابعاد گوناگون فعالیت پرثمر سیاسی- علمی و اجتماعی او سرمشقی برای هر انسان شرافتمند و مصممی است که زندگی خویش را وقفِ سعادت جامعه و بهروزی انسانها و زحمتکشان میخواهد.
خسرو روزبه که در سال ۱۲۹۴ درشهر ملایر متولد شد، دوران کودکی و نوجوانیاش را بهدلیل وضع نابسامان مادی خانواده بهدشواری گذراند. او دورهٔ ششسالهٔ دبیرستان را در چهار سال به پایان رساند. استعداد او در ریاضیات شگرف بود. او بهدلیل وضع بد اقتصادی خانواده نتوانست از این استعداد خود بلافاصله پس از پایان دبیرستان و در ادامهٔ آن در تحصیلات عالی استفاده کند و ناگزیر شد برای ادامهٔ تحصیل وارد دانشکده افسری شود.
رفیق روزبه بیش از دویست کنفرانس علمی و نظامی در دانشکدهٔ افسری، فنی، کشاورزی، و دامپزشکی نیز برگزار کرد. مضمون اصلی این کنفرانسها علاوه برجنبههای علمی، شامل مسائل اجتماعی نیز بودند. رفیق روزبه همچنین تعداد ۱۶ جلد کتاب در زمینههای نظامی، فنی، ریاضی، و کتابهایی در زمینههای اجتماعی و مسائل سیاسی تألیف کرد که کتاب مشهور “اطاعت کورکورانه” با نام مستعار “ستخر” جزو آنها بود. رفیق روزبه دو کتاب داستان بهنامهای “رفقا” و “سومیکو دختر هیروشیمایی” ترجمه کرد که پس از انقلاب بهچاپ رسید. رفیق روزبه بهجز کتاب شطرنجی برای آموزش قوانین آغاز بازی، کتابی بسیار مفصل [نسخه خطی آن در دو زونکن جای داشت] در قوانین پایان بازی نوشته بود که در هجوم سال ۶۲ به حزب از انتشاراتیای که حروفچینی و چاپ آن را تدارک میدید همراه با غارت و تخریب آن انتشاراتی توسط نیروهای امنیتی رژیم ضبط شد که از سرنوشت آن اطلاعی در دست نیست.
رفیق روزبه نه تنها مربی دانشجویان بود، بلکه درمقام مسئول انتظامات دانشکده، مبارزه با فساد، دزدی، و رشوهخواری را از جمله وظایف خود میدانست. او در دفاعیهاش در اردیبهشتماه ۱۳۲۷ در یکی از دادگاههایش از جمله میگوید: “هروقت با فساد مواجه میشدم، ارادهام برای مبارزه با آن محکمتر میشد.”
رفیق روزبه درپیوندهای خود با ارتش استعمارزدهٔ سلطنتی دریافته بود که نمیتوان درمیان موج عظیم ستم و فساد جزیرهٔ خوشبختی را برپا کرد. بنابراین، او درسال ۱۳۲۲ عضو حزب تودهٔ ایران شد تا مبارزه را در ابعادی وسیعتر ادامه دهد. پس از سرکوب جنبش دموکراتیک خلقهای آذربایجان و کُردستان و کشتار عدهای از افسران میهندوست، رفیق روزبه نیز در ۱۷ فروردینماه ۱۳۲۶ بازداشت شد. اما او توانست بعد از مدت زمانی کوتاه با کمک تنی چند از همرزمانش از زندان فرار کند.
در پساروزهای خونین کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و موج جدید ترور و سرکوب از سوی رژیم شاه، رفیق روزبه نیز بار دیگر درمعرض خطر دستگیری قرار گرفت، روزهایی که افسران دلیر و مبارز حزب تودهٔ ایران به دام افتادند. بیش ازدهها تن از همرزمان رفیق روزبه بهفرمان شاه خائن تیرباران و چندصد نفرِ آنان پس از شکنجههای فراوان زندانی و عدهای هم مجبور به مهاجرت شدند. اما رفیق روزبه با عزمی پولادین به فعالیت زیرزمینی حزبی ادامه داد و سرانجام در ۱۵ تیرماه ۱۳۳۶ بعد از لو رفتن، در یک نبرد شدید خیابانی بهاسارت دشمن درآمد.
تا آغاز محاکمه ۹ ماه طول کشید. رفیق روزبه که در این ۹ ماه زیر فشار روحی و جسمی دژخیمان رژیم شکنجه میشد، چون “فولاد آب دیده” مقاومت کرد. بنابراین امید دشمنان از او بریده شد و او را در همان دفتر زندان به محاکمه کشاندند.
رفیق روزبه در دفاعیات خود با سری افراشته و غرورآمیز در دفاع از اعتقاد عمیق خود به سوسیالیسم علمی پروا نکرد و چنین سخن گفت: “اگرعاشق و شیفتهٔ سوسیالیسم هستم با تمام عقل و شعور و منطق و درایت خود برتری اصول آن را بر سایر رژیمها احساس کردهام.”
رفیق روزبه در ادامه دفاعیاتش با سربلندی اعلام کرد: “من بهاقتضایِ آتشی که بهخاطر خدمت به خلقهای ایران در درون سینهام شعله میکشد، راه حزب تودهٔ ایران را برگزیدهام و باید اذعان کنم که جانم، استخوانم، خونم، گوشتم، پوستم، و همهٔ تارپود وجودم تودهای است. … بزرگترین صفت ممیزهٔ این حزب جنبهٔ انقلابی آنست. حزبی است که برحسب ضرورت تاریخی بهوجود آمده، برمبنای اصول علمی تشکیل شده و دارای تئوری و جهانبینی علمی است. حزب تودهٔ ایران این افتخار را دارد که قائم به نیروی تودههای ملت است و بهخاطر منافع مردم تلاش میکند و چون نیروی ملت بیپایان و زوالناپذیر است، حزب تودهٔ ایران نیز زوالناپذیر خواهد بود و مأموریت تاریخی خود را عمل خواهد کرد. …”
در وضعیت دشوار کنونیِ “نه جنگ و نه صلح” و جنبش ضددیکتاتوری میهن ما، مبارزان نسل نو جنبش کارگری و عدالتخواهی در ایران به چنین آرمانگراییای منطقی و علمی، آرمانگراییای که بهگفتهٔ زندهیاد احسان طبری” تخیل و رؤیا نیست” نیازمند هستند.
در طول دهههای اخیر، دستگاه امنیتی و تبلیغاتی رژیم ولایت فقیه، بازماندگان رژیم پهلوی، و دشمنان طبقاتی حزب تودهٔ ایران درتلاش بودهاند تا نام و جایگاه رفیق قهرمان خسرو روزبه را خدشهدار کنند. اما همه این تلاشها و تبلیغات در برابر اسناد تاریخی بیرنگ شده و در دالانهای تاریک فرورفتهاند.
در عرصهٔ جهانی نیز تبلیغات زهرآگین و مزورانهٔ امپریالیسم و سرمایهداری جهانی از” مرگ” خصلتها و صفات عالی انسان دم میزنند و بر فردگرایی پوچ و نفرتانگیزِ مبتنی بر پولپرستی، مصرف گرایی، و مقامطلبی تأکید میکنند. آنان مبارزه برای سعادت انسان، آرمانگرایی، و دانش انقلابی را مربوط به گذشته و “مرده” قلمداد میکنند.
رفیق احسان طبری با اشاره به خصلت رفیق روزبه درخصوص آرمانگرایی مینویسد: “زندگی نبرد است و آن هم نبردی دشوار، … نبردی که هم طاقت جسمی و عصبی و هم خودداری و درک موقعیت را میطلبد. زندگی فن کوشیدن در جهت نیل به مقصود همراه با شکیبایی است. … زندگی جریانی مملو از کار و پیکار برای پیروز شدن و از سر راه برداشتن موانع.”
برای نسل جوان که پای درمیدان دشوار مبارزه گذاشتهاست، نام و خاطره خسرو روزبه الهام بخش و راهنما است. نسلهای آرمانخواه میهن ما برای ادامه مبارزه خود بهحق با تجدید عهد به پایبندی رفیق روزبه به منافع تودههای کار و زحمت با گامهایی استوار، راه پرفراز و نشیب نبرد برای دستیابی به سعادت تودهها را میپویند.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۹، ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵




