مسایل بین‌المللی

ما به یک نامزد چپِ کارگری برای ریاست‌جمهوری نیاز داریم!

نقطه نظرهای فعالان سیاسی و کارگری در ایالات متحده دربارهٔ انتخابات آینده ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۸/ ۱۴۰۷ خورشیدی و اینکه چگونه برای انتخاب یک نامزد چپِ کارگری برای ریاست‌جمهوری شرایط را باید تدارک دید.

 

رهبران مشترک سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا بر این باورند که شکست دادن دونالد ترامپ کافی نیست. یک کارزار متحدِ چپ-کارگری در انتخابات ریاست‌جمهوری سال  ۲۰۲۸ /  ۱۴۰۷ خورشیدی میلیون‌ها نفر شهروند آمریکا را می‌تواند بسیج کند، و یک برنامهٔ طبقهٔ کارگر را در سطح ملی مطرح سازد. بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، هرج و مرج و خسارت‌هایی واقعی را برای زندگی میلیون‌ها نفر به‌همراه آورده است. جای تعجب نیست که شماری عمده‌ از مخالفان دولت او حالتی تدافعی داشته و تلاش کرده‌اند از  بدترین اتهام‌زنی‌ها از سوی او جلوگیری کرده و تا جایی که ممکن است در برابر او مقاومت کنند. با اینهمه، این تنها راهبرد (استراتژی) آنان نمی‌تواند باشد.

اگر چپ درصدد است ترامپیسم را نه تنها مهار، بلکه شکست دهد، باید به‌گونه‌ای تهاجمی عمل کند. این امر به‌معنی آغاز کردنِ بی‌درنگ به ساختنِ مسیری به سوی انتخابات سال ۲۰۲۸ است با یک نامزد و یک برنامه که به‌روشنی با مردم زحمتکش سخن بگوید. انتخاب “زهران ممدانی” به‌مقام شهردار نیویورک و دیگر نامزدهای چپ در سراسر کشور نشان داده است وقتی چشم‌اندازی مثبت ارائه می‌کنیم و هزاران تن را به‌منظور اقدامی جمعی به‌حرکت درمی‌آوریم، چپ می‌تواند پیروز شود. پیروزی “زهران”، پیش‌بینی دربارهٔ رویدادهای سیاسی را دگرگون کرده، به رشد سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا به بیش از یکصد هزار عضو کمک کرده، و نامزدهایی جدید با پیوندهایی قوی با جنبش‌های اجتماعی را در سراسر کشور به ورود کردن به رقابت‌های انتخاباتی الهام بخشیده است. درعین‌حال، میزان محبوبیت رهبری “حزب دموکرات” به پایین‌ترین سطح تاریخی خود سقوط کرده و بسیاری از رأی‌دهندگان مشتاق یک جایگزین سیاسی‌ای واقعی هستند. نیروهای چپ، یک فرصت (و همچنین یک مسئولیت) تاریخی دارند تا از این فرصت استفاده کنند. به‌همین دلیل است که ما، رهبران مشترک ملی سوسیالیست‌های “دموکرات” آمریکا، ائتلاف مردمی‌ای جدید از جنبش‌های اجتماعی، کارگری، و چپ برای جذب و معرفی یک نامزد برای انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده را خواستار هستیم. کارزارهای “برنی سندرز” در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ (۱۳۹۵ و ۱۳۹۹) سیاست آمریکا را دگرگون کرد، دگرگونی‌ای که به رشد گستردهٔ جنبش‌های چپ‌گرا و بالا بردن آگاهی طبقاتی انجامید. مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری جزو نیرومندترین ابزارها به‌منظور سازمان‌دهی و بسیج میلیون‌ها تن است.  با توجه به خیزش مجدد نیروهای چپ‌ که با انباشتن سال‌ها تجربه تقویت شده و فزونی تعداد مقام‌های منتخب در هر سطحی از دولت، مبارزات انتخاباتی ۲۰۲۸ می‌تواند علاوه بر تصاحب یکی از قدرتمندترین منصب‌ها در جهان، قدرتی بی‌سابقه‌ برای چپ‌های سیاسی و طبقهٔ کارگر به‌وجود آوَرَد.

 

هر اقدامی، نیرو بخش است

این لحظه نیازمند اقدام است. دولت ترامپ حرکتی نگران‌کننده به‌سوی اقتدارگرایی و تمایل به استفاده آشکار از خشونت برای دست یافتن به هدف‌های سیاسی را نشان داده است. در عرصهٔ بین‌المللی، این دولت همچنان به تأمین مالی نسل‌کُشی در فلسطین ادامه داده، نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، را به‌طورغیرقانونی ربوده، و جنگی با ایران را که به‌نظر طولانی می‌آید آغاز کرده است. همچنین از طریق جنگ اقتصادی، تهدیدهایی صریح و قاطع به الحاق سرزمین‌ها به آمریکا، و سیاست خارجی‌ای تهاجمی و ملی‌گرایانه‌ را دنبال کرده است.

در داخل کشور نیز ترامپ “ادارهٔ مهاجرت و گمرک” (“ICE”) را برای اشغال شهرها و ایجاد رعب و وحشت در محله‌ها به‌کار گرفته که به کشته شدن معترضانی چون “الکس پرتی” و “رنه نیکول گود” انجامیده است. ترامپ در عرصهٔ قانونگذاری نیز طرح‌هایی مانند “لایحهٔ بزرگ زیبای ترامپ”، با کاهش مستمری‌های عمومی و انتقال ثروت به میلیاردرهایی مانند ایلان ماسک- میلیاردرهایی که ثروت و قدرت‌شان همچنان در حال افزایش است- به میلیون‌ها تن از کارگران آسیب رسانده است.

با وجود این تهاجم‌ها میلیون‌ها نفر در سراسر کشور در برابر ترامپ ایستاده‌اند. در هر پنجاه ایالت در اعتراض‌هایی زیر عنوان: “نه به پادشاهی”، سلسله اعتراض‌هایی که توسط ائتلافی گسترده شامل اتحادیه‌های کارگری، رهبران مذهبی، گروه‌های نظامیان بازنشسته، فعالان محیط‌زیست، و دیگران، سازمان‌دهی شده بود بیش از هفت میلیون نفر شرکت کردند. هنگامی که “ادارهٔ مهاجرت و گمرک” (“ICE”) به شهر مینه‌سوتا حمله و آن را اشغال کرد هزاران نفر جان خود را به‌خطر انداختند تا روند اقدام به اخراج‌ مهاجرها از سوی این اداره را مختل کنند و خروج عوامل این اداره از شهرشان را خواستار شدند. پس از این مقابله  و اعتراض بی‌وقفهٔ شهروندان مینه‌سوتا، فرمانده “ادارهٔ مهاجرت”، گرگ بووینو، از سمت خود برکنار شد و ترامپ اعلام کرد که بیشتر مأموران “ادارهٔ مهاجرت” مستقر در مینیاپولیس خارج خواهند شد، اخراجی که بدون تردید نتیجهٔ تداوم بسیج مردمی بوده است.

جنبش “نه به پادشاهی” و اعتراض‌ها علیه ادارهٔ مهاجرت و گمرک تجدیدِ حیات، انرژی، و شوروشوقِ سیاسی در جناح چپ را نشان‌داد. ولی افق سیاسی ما از مخالفت با ترامپ به‌منزلهٔ تک‌چهره‌ای فردی باید بازتر باشد. ما با برپایی جنبش‌هایی توده‌ای‌ که در نبرد برای دموکراسی می‌توانند پیروز شوند و جامعه‌ای صلح‌آمیز، عادلانه، و برابر بسازند، باید سیاست‌های کشورمان را به‌منظور شکست دادن  جنبش “عظمت را به آمریکا بازگردانیمِ” ترامپ را برای همیشه تغییر دهیم. این امر مستلزم ارائهٔ چشم‌انداز سیاسی‌ای جایگزین به میلیون‌ها تن آمریکایی از طریق کارزاری انتخاباتی در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری است.

تردیدی نیست که تشکیلات “حزب دموکرات” در سال ۲۰۲۸ از کاندیدای خود حمایت خواهد کرد. ما همین حالا هم می‌توانیم این امر را در تورهای سخنرانی ملی “گاوین نیوسام” ببینیم، در تورهای سخنرانی‌ای که این کاندیدای انتخابات آینده ریاست‌جمهوری از هم‌اکنون نشان داده است تا چه اندازه از جنبش‌های طبقهٔ کارگر که در حال مقاومت واقعی علیه دولت ترامپ هستند فاصله دارد. رهبری “حزب دموکرات” نه‌تنها در مقاومت جدی در برابر دولت ترامپ شکست خورده، بلکه نشان داده است اساساً مایل نیست برنامهٔ سیاسی‌ای ارائه دهد که پاسخ‌گوی نیازهای طبقهٔ کارگر باشد. این برنامهٔ سیاسی رهبری “حزب دموکرات” شامل خودداری کردن از قطعِ بودجه و انحلالِ “ادارهٔ مهاجرت و گمرک” (“ICE”)، ادامهٔ تأمینِ مالیِ نسل‌کُشی در غزه، خودداری کردن از اِعمال مالیات‌های جدی بر طبقهٔ میلیاردر، و کاستن از سطح انتظارات از آنچه دولت می‌تواند ارائه دهد. این رویکرد شکست خورده است. پایگاه مردمیِ “دموکرات”‌ها به‌طورفزاینده‌ای با تشکیلات رهبری حزب دمکرات در تضاد است. محبوبیت حزب دموکرات به پایین‌ترین حد خود رسیده و  این وضعیت فرصت‌هایی تازه را برای سازمان‌های سیاسی مستقل به‌وجود آورده است. برههٔ سیاسی کنونی ایجاب می‌کند ما جنبش اپوزیسیونی‌ای سیاسی‌ جدیدِ ریشه‌دار در طبقهٔ کارگر علیه “ترامپیسم” و “​​تشکیلات حزب دموکرات” ایجاد کنیم.

 

بهره‌گیری از حضور “ممدانی”

نامزدهای مورد حمایت “سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا” (“DSA”) در سراسر کشور پیش از این در رهبری مخالفت با ترامپ نقش داشته‌اند. ممدانی با تمرکز ویژه بر مسئلهٔ هزینه‌های زندگی- از جمله اتوبوس‌های سریع و رایگان، تثبیت اجاره‌بها، و مراقبت عمومی از کودکان- به‌مقام شهردار بزرگ‌ترین شهر کشور انتخاب شد. برنامهٔ اقتصادی او حمایت رأی‌دهندگان پیشین ترامپ، به‌ویژه در جامعه‌های مهاجر را به‌خود جلب کرد. او به‌جای تعطیل کردن تشکیلات انتخاباتی خود پس از روز انتخابات، مجموعه‌ای از سازمان‌های محلی و اتحادیه‌های کارگری را گرد هم آورد تا “ائتلاف اکثریت مردمی” را تشکیل دهد تا برای مالیات گرفتن از ثروتمندان برای تأمین مالی دستور کار مقرون به صرفه بودن شهردار جدید مبارزه کنند.

سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا (DSA) ثابت کرد ما می‌توانیم در انتخابات سراسری کشور پیروز شویم. اعضای ما در حال رقابت و پیروزی در مبارزات انتخاباتی در ایالت‌هایی مانند جورجیا، کنتاکی، تنسی، یوتا، تگزاس، و آریزونا هستند. با صد هزار عضو، جنبش سوسیالیستی ما از هر زمانی دیگر در سال‌های دهه‌های اخیر قوی‌تر شده است. ما درعین‌حال احیای مبارزه‌جویی توده‌ای در جنبش کارگری را شاهد بوده‌ایم. اعضای اتحادیه‌ها (از پرستاران تا کارکنان “استارباکس” و کارگران “انبار آمازون”) نه تنها برای شرایط کاری بهتر، بلکه برای منافع اجتماعی گسترده‌تر، از جمله افزایش میزان مالیات بر ثروتمندان و تأمین حمایت در برابر “ادارهٔ مهاجرت و گمرک” (“ICE”)، اعتصاب کرده‌اند.

“شون فین”، رئیس اتحادیه کارگران خودروسازی “یونایتد”، تنظیم تاریخ انقضای قراردادها برای اول ماه مه ۲۰۲۸ را خواستار شده است تا این انقضای تاریخ قراردادها احتمال اقدام کارگری‌ای گسترده در جریان کارزار انتخاباتی ۲۰۲۸ را افزایش دهد. این موج اعتصابی، فرصتی مهم برای پیوند دادن جنبش کارگری با چپِ سیاسی، پیوند دادنِ مبارزات محلِ کار با مبارزهٔ گسترده‌تر برای دموکراسی و پایه‌گذاریِ حزب چپِ کارگری‌ای جدید خواهد بود. کارزارهای سندرز در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ (۱۳۹۵ و ۱۳۹۹) با ارائه برنامه‌های بیمه درمانی همگانی، دانشگاه رایگان، و حداقل دستمزد فدرال بالاتر، به چپ‌ها جانی تازه‌ بخشید. تلاش او نه تنها ایده‌های سوسیالیستی را رواج داد، بلکه راه را برای افرادی مانند نمایندگان کنگره ازجمله “الکساندریا اوکازیو-کورتز”، “رشیده طلیب”، و “ممدانی”، هموار کرد. انتخابات ۲۰۲۸ فرصتی برای گسترش این استراتژی در مقیاسی بزرگ‌تر است: گسترش چشم‌اندازی برای جامعه‌ای دموکراتیک نوین، رشد سازمان‌های سیاسی مبتنی بر عضویت، تقویت مبارزهٔ طبقه کارگر، و تعمیق طیف منتخبان ما که از طریق رأی‌گیری مستقیم انتخاب شده‌اند.

کار اکنون آغاز می‌شود                                                                                                               

ولی هیچ سازمانی نمی‌تواند این کار را به‌تنهایی انجام دهد. اگر نیروهای اجتماعی علیه جنبش “نه به پادشاهی”، جنبش روز کارگر، تورِ “مقابله با الیگارشی”، و اعتصاب عمومی مینه سوتا علیه “ادارهٔ مهاجرت و گمرک” (“ICE”) می‌توانستند گردهم آیند و جایگزین انتخاباتی‌ای واحد ارائه دهند، می‌توانستیم چشم‌انداز سیاسی را متحول کنیم. ما به ائتلاف چپ-کارگری‌ای گسترده  متشکل از اتحادیه‌های کارگری و سایر سازمان‌های توده‌ای نیاز داریم، ائتلافی که بتواند برنامهٔ کاری‌ای  تدوین کند، کاندیداهایی را برای منصب‌های فدرال، ایالتی، و محلی در سراسر کشور جذب کند و نامزد سوسیالیستی مناسب برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸ معرفی کند. کار شناساییِ آن نامزد (در حالت ایده‌آل یک مقام منتخب ملی یا رهبر کارگری‌ای شناخته شده) باید اکنون آغاز شود. سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا (DSA) از هم‌اکنون برای انتخابات ۲۰۲۸ آماده‌سازی را آغاز کرده‌اند. در کنوانسیون ملی سال گذشته ما قطعنامه‌ای را تصویب کردیم که قصدمان برای معرفی یک نامزد ریاست‌جمهوری در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات را تأیید می‌کرد. اکنون نیز یک کمیته از رهبران ملی انتخاب کرده‌ایم که وظیفه دارند زمینه‌سازی این پروژه را انجام دهند، با سازمان‌های متحد تماس برقرار کنند، و نامزدهای احتمالی‌ای را شناسایی کنند. ما در برابرمان فرصتی بزرگ داریم. اینکه آیا از آن استفاده کنیم یا نه، به خود ما بستگی دارد.

[نوشتهٔ   “عاشق صدیق” و “مگان رومر”، ۵ ماه مه ۲۰۲۶/ ۱۵ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، نشریهٔ ژاکوبن].

 

مختصری دربارهٔ نویسندگان این نوشته:

“عاشق صدیق” (آشیک صدیق)، رئیس مشترک ملی “سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا” است و در این سازمان برای حمایت از “برنی سندرز” در انتخابات ریاست‌جمهوری و همچنین برای کارزارهایی محلی جهت انتخاب سوسیالیست‌ها به منصب‌هایی مختلف در سراسر کشور سازماندهی کرده است.

“مگان رومر”، رئیس مشترک ملی “سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا” است و پیش‌تر، رئیس مشترک شاخهٔ جنوب‌غربی لوئیزیانا و همچنین گروه کاری ملی کمک‌های متقابل این سازمان بوده است.

 

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۰، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

*

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا