از سرگیری اخیر درگیریها در غرب آسیا این منطقه را به کشیده شدن به جنگی تمامعیار و فاجعهبار تهدید میکند
آتشبس شکنندهای که دو ماه پیش برای توقف درگیریهای شدید میان آمریکا، اسرائیل، و ایران برقرار شد در روزهای اخیر در آستانهٔ فروپاشی کامل قرار دشته است. درگیریهای فزاینده در جبهههای متعدد آرامش نسبی پس از توقف جنگ در اواسط آوریل (اواخر فروردین) را بر هم زده است. ناظران بینالمللی اکنون بسیار نگراناند که منطقه می تواندمامعیار و همهجانبه کشیده شود، که ویرانی و وحشت به همراه خواهد داشت.
آتشبس نقضشده و تخریب زیرساختها
اوجگیری دوبارهٔ درگیریها پس از آغاز موجهای حملههای موشکی ایران به اسرائیل در روز یکشنبه ۷ ژوئن (۱۷ خرداد) در پی حملههای اسرائیل به بیروت، لبنان، در همان روز رخ داد. در نتیجه، اسرائیل در ساعتهای اولیهٔ دوشنبه ۸ ژوئن به هدفهایی در مرکز و غرب ایران حمله کرد. وقوع انفجارهای عظیمی در اطراف چند مرکز جمعیتی بزرگ از جمله تهران، کرج، تبریز در شمال غرب، و اصفهان در مرکز ایران گزارش شد.
هدف قرار گرفتن مجتمع پتروشیمی کارون در ماهشهر، در جنوب غربی ایران، باعث نگرانی زیادی است. ارتش اسرائیل ادعا کرد که این عملیات با هدف از بین بردن پرتابگرهای موشک و آزادی عمل نیروهایش در حریم هوایی ایران صورت گرفت. اما ناظران جامعهٔ مدنی و کارگری در ایران هشدار میدهند که آسیب زدن به این مرکز صنعتی پیامدهای فاجعهباری خواهد داشت. این مجموعهٔ صنعتی یکی از مراکز اقتصادی حیاتی ایران است که مواد خام بسیاری از شرکتهای داخلی را تأمین میکند که برای تولیدشان به فراوردههای این مجتمع و زنجیرهٔ تأمین مرتبط با آن وابستهاند. حملههای نظامی اسرائیل با فلج کردن مؤثر این زیرساخت حیاتی ایران میتواند به موجی از بیکاری گسترده در صنایع داخلی متعدد و بههمپیوسته به راه اندازد.
هزینهٔ انسانی: زحمتکشان و تهیدستان ایران بهای این وضع را می پردازند
قربانیان اصلی تشدید دوبارهٔ درگیریها در این زنجیرهٔ مانورهای ژئوپلیتیکی پُرمخاطره زحمتکشان و قشرهای تنگدست جامعهاند. مردم عادی ایران حتی مدتها پیش از آغاز این جنگ متحمل فشارهای شدید اقتصادی بودند. همین فشارها بود که به اعتراضها و ناآرامیهای گسترده در سراسر کشور در دسامبر ۲۰۲۵ (دی ۱۴۰۴) منجر شد. جنگ کنونی، از جمله دور اخیر بمباران سنگین و تخریب زیرساختها، وضع را بسیار وخیمتر کرده و زندگی و کار مردم ایران را تا مرز تلاشی و فروپاشی پیش برده است.
پیامدهای آنی این وضع، بهویژه اثری که بر طبقهٔ کارگر زیر فشار در ایران دارد، شامل این موارد است:
بیکاری گسترده: نابودی موتورهای محرک کلیدی اقتصاد مانند مجتمع کارون در آنی معیشت زحمتکشان را نابود میکند و به بحران بیکاری عظیم موجود میافزاید. در نتیجه، میلیونها کارگر بدون درآمد یا داشتن توان تأمین خانوادههایشان به حال خودشان رها میشوند.
تورم سرسامآور: تهدید مداوم جنگ تمامعیار ارزش ارز ملی را بسیار کاهش داده، اقتصاد ملی را بیثبات کرده، و قیمت کالاهای اساسی و کالاهای اصلی را به اوجی بیسابقه رسانده است.
کمبود عرضه: در پی توقف تولید صنعتی و تهدید شدن مسیرهای تجاری، قیمت مواد غذایی ضروری، داروها، و خدمات عمومی بسیار افزایش یافته و بار سنگینی بر دوش خانوادههایی گذاشته است که از هیچ حمایتی برخوردار نیستند.
این جنگ در حال تضعیف انسجام اجتماعی در کشور است. در حالی که رهبران سیاسی ایران سرگرم بحث دربارهٔ استراتژی نظامیاند، طبقه کارگر و زحمتکشان در مبارزهای ناگزیر و بدون چشمانداز با اَبَرتورم و فقر درگیرند که امنیت اجتماعی و ثبات لازم صرفاً برای بقا را از آنها میگیرد.
انگیزههای متفاوت و موانع سیاسی
این تشدید ناگهانی درگیریهای نظامی نشاندهندهٔ تفاوت بارز در هدفهای راهبردی طرفهای درگیر در این جنگ است که اغلب به بهای سنگین جان غیرنظامیان تمام میشود. در حالی که آمریکا و جمهوری اسلامی ایران تمایلشان به مذاکره برای خروج دیپلماتیک از جنگ را اعلام کردهاند، فشارهای سیاسی داخلی بر همهٔ طرفها همچنان به مذاکرات صلح آسیب میرساند.
آمریکا: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بین ابراز خوشبینی دربارهٔ توافق صلح دائم و هشدارهای شدید مبنی بر اینکه ایران «هزینه تأخیر در مذاکرات را خواهد پرداخت»، پس از حملهٔ پهپادی که منجر به سقوط یک هلیکوپتر آمریکایی در نزدیکی تنگهٔ هرمز در ساعتهای اولیهٔ دوشنبه ۸ ژوئن (۱۸ خرداد) شد، در نوسان بوده است.
در رابطه با اسرائیل به نظر می رسد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، کاملاً مصمم است که بهجای حفظ هر توافق صلحی، جنگ را ادامه دهد. منتقدان معتقدند نتانیاهو، که با انتخابات داخلی در ماه اکتبر (مهر) آینده روبهرو است، ادامه یافتن خصومتها را بهترین مسیر برای انتخاب شدن مجددش میداند. او تلاش دارد با استفاده از این روایت که ایران «تهدید وجودی» است، موقعیت سیاسیاش را حفظ کند، فارغ از اینکه این تلاش چه هزینهها و پیامدهای انسانی گستردهتری خواهد داشت.
ایران: جمهوری اسلامی بهدرستی آمریکا و اسرائیل را محوری متحد میبیند و آمریکا را مسئول مستقیم چراغ سبز دادن به تجاوزگری اسرائیل میداند. ایران تکیهٔ زیادی به تواناییاش برای بستن تنگهٔ هرمز- گلوگاه حیاتی جهانی نفت و گاز طبیعی- دارد و آن را برگ برندهٔ اصلیاش میداند. این قماری پُرخطر است که بازارهای داخلی شکنندهٔ کشور را بیش از پیش منزوی میکند.
پیامدهای منطقهیی و تلاش برای برقراری صلح
پیامدهای این اصطکاک تازه بسیار فراتر از مرزهای کشورهای درگیر میرود. متحدان ایران در منطقه بهسرعت بسیج شدهاند، حزبالله لبنان درگیر نبرد شدیدی علیه عملیاتهای جاری اسرائیل در جنوب لبنان است- که به کشته و زخمی شدن شمار زیادی از مردم عادی منجر شده است- و جنبش حوثیهای یمن کشتیهای تجاری بینالمللی وابسته به اسرائیل را در دریای سرخ تهدید میکند.
این روزها تلاشهای دیپلماتیک هماهنگی با میانجیگری دولتهای منطقه- از جمله مصر، عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان، و قطر- برای فشار آوردن به دولت ترامپ در جریان است تا از این راه اسرائیل مهار شود. در عین حال، میانجیها از جمهوری اسلامی ایران میخواهند که حملههای موشکی متقابل را متوقف کند. عباس عراقی، وزیر امور خارجهٔ ایران، و معاونش اسماعیل بقایی هر دو هشدار دادهاند که ادامه یافتن تجاوزهای نظامی علیه ایران و نقض حاکمیت کشور جمهوری اسلامی را مجبور خواهد کرد که در موضعش دربارهٔ مذاکرات صلح کنونی بازنگری کند. در همین حال، در زمان نگارش این متن، بمباران سنگین در روزهای متوالی در ایران ادامه دارد.
در نهایت، تا زمانی که مانورهای سیاسی بدخواهانه و حملههای نظامی بر مصالحههای دیپلماتیک واقعی غلبه داشته باشد، زحمتکشان و تهیدستانی که سالها در رنج بودهاند همچنان قربانیان اصلی جنگی خواهند بود که انتخاب خودشان نبوده است، هیچ علاقهای به آن ندارند، و بار سنگین نابودی اقتصادی، آوارگی، و بیثباتی سیستماتیک ناشی از آن را تا مدتهای درازی به دوش خواهند کشید.
تا زمانی که بر سر همهچیز توافق نشود، هیچ توافق صورت نگرفته است
ضمن آنکه از هر تحولی که مانع ازسرگیری جنگ و بمباران ایران باشد استقبال کرد، همراه با بیشتر جریانهای جامعهٔ مدنی در داخل ایران در مورد اظهارات مختلف و گاه متناقض دولت ترامپ در این عرصه تردید منطقی باید کرد.
ترامپ در بعدازظهر روز پنجشنبه ۱۱ ژوئن (۲۱ خرداد) تهدید کرد که ایران را «بسیار سخت» هدف قرار خواهد داد و جزیرهٔ خارگ در خلیج فارس را تصرف خواهد گرفت تا کنترل توانایی صادرات نفت ایران را به دست بگیرد. او چند ساعت بعد اعلام کرد که این طرح را رها کرده است و بار دیگر تأکید کرد که پیشرفت چشمگیری در روند امضای تفاهمنامه بین ایران و آمریکا حاصل شده، و شاید حتی ظرف چند روز این تفاهمنامه امضا شود.
با توجه به حملههای مکرری که تا کنون به ایران شده است، آنهم در حالی که ایران با حسننیت در مذاکرات شرکت داشته است؛ با توجه به چرخشهای ۱۸۰درجهیی دولت ترامپ در آخرین لحظه که ظاهراً هدفش متقاعد کردن ایران به کنار گذاشتن «خطوط قرمز»ش بوده است؛ با توجه به نبود هیچ پیشرفت واقعی در آرام شدن اوضاع یا پرهیز جدی هر یک از طرفهای درگیری از مواضع حداکثری؛ و با توجه به ادعاهای هر دو کشور ایران و اسرائیل مبنی بر اینکه یا از توافق قریبالوقوع بیاطلاعاند یا با آن موافق نیستند، باید گفت که در شرایط کنونی دلیل چندانی برای خوشبینی وجود ندارد.
و تا زمانی که ترامپ درک نکند که نمیتوان شرایط تفاهم یا توافق را یکجانبه به ایران تحمیل کرد، و اینکه مذاکرهٔ واقعی که در آن به نگرانیهای هر دو کشور درست توجه شود و در نهایت به حل شدن قطعی این مناقشه منجر شود تنها راه پیش رو است، این بنبست مرگبار همچنان باقی خواهد ماند… بنبست «نه جنگ، نه صلح» که پیش از هر چیز ایران و مردم ایران و آیندهشان را به نابودی کامل خواهد کشاند.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۲، ۲۵ خرداد ۱۴۰۵