مسایل بین‌المللی

برگزاری کنفرانسی مهم در قارهٔ آفریقا در ارتباط با مبارزه برای برقراری نظم جهانی‌ای جدید و نقش نیروهای چپ واقعی در آن

نظام امپریالیستی‌ای رو به‌افول برای حفظ نظم رو به‌زوالش به‌شدت تلاش می‌کند. جهان به یک نیرویی چپِ پویا نیاز دارد

نوشتهٔ‌ ویجی پرشاد، مؤسسهٔ‌ تحقیقات اجتماعی “تری کانتیننتال”، ۲۲ خردادماه ۱۴۰۵ (۱۲ ماه ژوئن ۲۰۲۶).     

           

نظام امپریالیستی‌ای رو به‌افول، برای حفظ نظم رو به‌زوالِ خود به‌شدت تلاش می‌کند. ضرورت سازماندهی طبقهٔ کارگر نه تنها برای ستمدیدگان جهان ، بلکه برای بقای بشر نیز حیاتی است. از ۸ تا ۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ (۲۹ تا ۳۱ ماه‌مه ۲۰۲۶) نیروهای چپ آفریقای جنوبی در ژوهانسبورگ، پایتخت آفریقای جنوبی، در کنفرانس چپ گردهم آمدند. درکِ زمینهٔ این نشست اهمیت دارد. بیش از سی سال پس از پایان آپارتاید، مردم آفریقای جنوبی همچنان برای تأمین نیازهای اساسی خود مبارزه می‌کنند، شاخص بیکاری به‌طوررسمی ۳۲/۷ درصد و با احتساب کارگران ناامید (کارگرانی که آماده کار هستند ولی دیگر به‌دنبال کار نیستند)  ۴۳/۷ درصد است. در همین حال، ثروت‌های کشور توسط شرکت‌های چندملیتی استخراج می‌شوند. عدم رسیدگی به نابرابری‌ها در تولید و توزیع ثروت، به فروپاشی تشکل “کنگره ملی آفریقا” (ANC)  منجر  شد، تشکلی که زمانی مهم‌ترین ابزار مبارزهٔ رهایی‌بخش ملی بود به حزب ثروتمندان تبدیل شده است. در‌عین‌حال، نیروهای چپ دچار سرخوردگی و تضعیف روحیه شده‌اند، در حالی که راست‌گراها، از جمله الیگارشی قدیمی آپارتاید، با قدرت در حال پیشروی هستند.

در چنین شرایطی بود که حزب کمونیست آفریقای جنوبی (SACP) و کمیته راهبری کنفرانس، مجموعه‌ای از نیروهای سیاسی که بسیاری از آن‌ها سازمان‌هایی بودند که از “کنگره ملی آفریقا” جدا شده بودند را گردهم آوردند تا در مورد مسائل مبرم استراتژیک برای آفریقای جنوبی و سایر کشورهایی که با بحران‌هایی مشابه روبرو هستند بحث کنند. در خلال یک نشست عمومی دربارهٔ شرایط کنونی، من به‌نمایندگی از مؤسسه خود صحبت کردم. تأملاتی که در ادامه می‌آید برگرفته از همان سخنرانی است. هنگامی که مبارزه کنیم، پیروز می‌شویم. اگر بیش از حد از شکست بترسیم، هیچ کاری انجام نخواهیم داد.

امروز ۹ خردادماه ۱۴۰۵ (۳۰ ماه‌مه ۲۰۲۶) ، پنجاه‌وششمین سالگرد تأسیس “مرکز اتحادیه‌های کارگری هند” (CITU) است، فدراسیونی که نمایندگی بیش از هفت میلیون کارگر را بر عهده دارد. در ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ (۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶) این فدراسیون همراه با دیگر اتحادیه‌های مرکزی کارگری و سازمان‌های کشاورزان در یک اعتصاب عمومی علیه قوانین جدید کار شرکت کرد، قوانینی که حقوق کارگران برای چانه‌زنی جمعی را تضعیف می‌کنند، گسترش قراردادهای موقت را تشویق می‌کنند، و راه را برای افزایش ساعت‌های کار باز می‌گذارند. برآورد می‌شود که تعداد ۳۰۰ میلیون کارگر، کشاورز، و دیگر بخش‌های طبقهٔ کارگر در اعتصاب‌ها و بسیج‌های گستردهٔ مردمی در سراسر کشور شرکت کرده باشند. کارگران هند همچنان در شرایطی دشوار به مبارزه ادامه می‌دهند و در مسیر شورش تاریخی کشاورزان در سال‌های ۲۰۲۰–۲۰۲۱ / ۱۳۹۹- ۱۴۰۰ گام برمی‌دارند، سال‌هایی که صدها هزار کشاورز یک جنبش اعتراضی یک‌ساله را حفظ کردند که از حمایت صدها میلیون کارگر و دهقان در سراسر کشور برخوردار شد و سرانجام دولت را وادار کرد که قوانین ضد کشاورزی خود را پس بگیرد. هنگامی که مبارزه می‌کنیم، پیروز می‌شویم و حتی زمانی که بلافاصله به هدف‌های‌مان دست نمی‌یابیم، برای نبرد بعدی اعتمادبه‌نفس و تجربه کسب می‌کنیم.

ما بر شانه‌های بیش از یک قرن مبارزات سازمان‌ یافتهٔ طبقهٔ کارگر، دهقانان، و جنبش‌های رهایی‌بخش ملی ایستاده‌ایم. این مبارزات در کمون پاریس (۱۸۷۱/۱۲۵۰)، انقلاب اکتبر (۱۹۱۷/۱۲۹۶)، انقلاب ویتنام (۱۹۴۵/۱۳۲۴)، انقلاب چین (۱۹۴۹/۱۳۲۸)، انقلاب کوبا (۱۹۵۹/ ۱۳۳۸)، و طیفی از پیروزی‌های ضد استعماری، از جمله رویدادهای قابل توجه و کم‌تر شناخته‌شده‌ جاری در ساحل صحرا، تجلی یافتند. بحث درباره‌ چپ لزوماً نباید با ناامیدی آغاز شود. طبقهٔ کارگر و دهقانان باید به نقش کلیدی خود در این مبارزات و در تلاش برای فراتر رفتن از سرمایه‌داری و شکل‌دهی به یک جامعه‌ سوسیالیستی افتخار کنند.

از زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸/ ۱۳۸۷ اقتصاد جهانی رشد کند، بدهی بالا، کاهش سرمایه‌گذاری مولد، و نابرابری عمیق اجتماعی داشته است. چشمگیرترین کاهش‌ها در اقتصادهای آتلانتیک شمالی رخ داده است که سومین رکود بزرگ نامیده شده و همچنان ادامه دارد. ایالات متحده و متحدانش در حل این مشکلات اقتصادی یا در ارائه دادن یک پروژه اجتماعی معتبر شکست خورده‌اند. همزمان با تضعیف کنترل آن‌ها بر امور مالی، فناوری، و منابع طبیعی، سرکردگان فاسد و خطرناک اقتصادی، کنترل خود را بر اطلاعات تشدید کرده و برای حفظ نظم جهانی خود، جنگ‌افروزی را افزایش داده‌اند. این مرحله، هایپر-امپریالیسم (اَبَرامپریالیسم) نامیده می شود. شواهد این حمله‌های اَبَرامپریالیستی روشن است: چین، کوبا، ایران، لبنان، فلسطین، ونزوئلا، و یمن همگی هدف قرار گرفته‌اند. این حرکت‌ها با “جنگ سرد نوین” تشدید می‌شوند، جنگ سردی که در آن ایالات متحده در پی مهار گسترش چین به‌ویژه و تغییر مرکز ثقل به آسیا به‌طورکلی است. این تحولات نشان می‌دهند تضاد اصلی دوران ما بین یک سیستم امپریالیستی رو به‌زوال است که سعی می‌کند بر آرمان‌ ملت‌ها و مردمانی که در پی حاکمیت، توسعه، و عدالت اجتماعی هستند سلطه‌اش را حفظ کند.

با این حال، تضعیف قدرت امپریالیستی خودبه‌خودی به رهایی منجر نمی‌شود. تاریخ، هیچ گذار یا پیروزی‌ای خودکار را نشان نمی‌دهد. فروپاشی نظم قدیم، فرصت‌ها و همچنین خطرهایی را به‌وجود می‌آورد. رقابت میان نظام‌های مختلف سرمایه‌داری، جنگ‌های منطقه‌ای، ایدئولوژی‌های سیاسی سمی و تشدید استخراج ثروت از جنوب جهانی به شمال جهانی. به همین دلیل است که مسئلهٔ تعیین‌کننده پیشِ رویِ بشریت سازماندهی است. آیا طبقه کارگر و مردم ستمدیده می‌توانند قدرت سازمان‌یافته کافی برای مداخله مستقل در این بحران ایجاد کنند؟ این چالش اصلی دوران ماست. در اینجا، باید صادقانه در مورد بحران خود چپ نیز سخن گفت. در بسیاری از کشورها جنبش‌های کمونیستی و کارگری در طول تهاجم نولیبرالی اواخر قرن بیستم شکست‌های تاریخی را متحمل شدند. اتحادیه‌های کارگری تضعیف شدند، آموزش سیاسی کاهش یافت، انتخابات‌گرایی جایگزین بسیج توده‌ای شد و سازمان‌های غیردولتی جای ساختارهای مردمی را گرفتند.

در طی چهل سال گذشته حزب‌های تاریخیِ مبارز در جنبش‌های رهایی‌ بخش ملی (مانند کنگرهٔ ملی آفریقا و حزب کنگرهٔ ملی هند) و حزب‌های سوسیال‌دموکرات، وظایف خود را انجام دادند. آن‌ها دیگر به الزامات اساسی رفاه اجتماعی پایبند نیستند. این حزب‌ها دیگر به بازتوزیع ثروت اعتقادی ندارند و چارچوب ریاضتیِ صندوق جهانی پول را به‌عنوان سیاست خود پذیرفته‌اند. این نوع شستشوی مغزها، چشم‌انداز سیاست‌گذاری را ویران کرده و به دولت‌ها این فرصت را داده تا نیازهای فوری مردم خود را نادیده گرفته و درعین‌حال از منافع ثروتمندان از جمله دارندگان اوراق قرضه حمایت کنند. فروپاشی سوسیال‌دموکراسی موجب شده است تا نیروهای چپ‌ ناچار گردند مأموریت تاریخی‌شان در مبارزه برای تحول انقلابی را گسترش دهند چندان که مبارزه برای نیازهای فوری مردم را نیز شامل بشود. با وجود منابع محدود، این چپ‌ها هستند که برای تأمین رفاه اجتماعی، غذا، آب، و خدمات بهداشتی برای مردمی که به‌طورفزاینده در وضعیتی بحرانی‌تر هستند، در خط مقدم مبارزه قرار داشته‌اند.

آینده نه با محاسبات سران حاکم و نه با خیرخواهی نهادها، بلکه با سازماندهی تعیین خواهد شد. طبقات حاکم در سطح جهانی از طریق شرکت‌ها، بانک‌ها، سیستم‌های رسانه‌ای و اتحادهای نظامی سازمان‌ یافته‌اند. مردم جهان نیز باید با همان جدیت سازماندهی شوند. صبر، شفافیت ایدئولوژیک و اعتماد به سیاست‌های سوسیالیستی- نه به‌عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان یک ضرورت- برای این امر ضروری هستند. یک چپ زنده همواره سنت‌ها و بحث‌های مختلفی را دربر خواهد داشت، ولی تضاد اصلی میان کار و سرمایه، بین اکثریت عظیمی که ثروت اجتماعی را تولید می‌کنند، و اقلیت کوچکی که آن را تصاحب می‌کنند را باید تشخیص دهیم. همان‌طور که دبیرکل حزب کمونیست آفریقای جنوبی، سولی ماپایلا، گفت، “ما با وجود اختلاف‌های‌مان، دشمن یکدیگر نیستیم.” هنگامی که نیروهای چپ پراکنده هستند، نیروهای ارتجاعی از ناامیدی آن‌ها سوءِاستفاده می‌کنند. ولی وقتی جنبش‌های مترقی از طریق آموزش سیاسی، بسیج توده‌ای، و مبارزهٔ مشخص با هم عمل می‌کنند، کارگران شروع می‌کنند به درک قدرت جمعی خود.

به همین دلیل است که بازسازی قدرت طبقه کارگر وظیفه استراتژیک پیشِ رویِ ماست. این امر تنها شامل ائتلاف‌های انتخاباتی یا مذاکرات پشت پرده بین سران حکومتی نیست، بلکه سازماندهی ریشه‌دار در میان کارگران، بیکاران، زنان، دانشجویان، کارگران غیررسمی، دهقانان، و گروه های اجتماعی را شامل می‌شود. چپ سنت‌های آموزش سیاسی، سازماندهی توده‌ای دموکراتیک، انضباط جمعی، و انترناسیونالیسم را باید احیا کند. انترناسیونالیسم در اینجا نه به‌معنای نوعی خیریه میان ملت‌ها، بلکه به‌معنای به‌رسمیت شناختن این واقعیت است که طبقهٔ کارگر جهان با دشمنی مشترک در قالب نظام انباشت سرمایه و سلطهٔ امپریالیستی روبه‌روست.

سوسیالیسم دیگر تنها یک آرمان نیست. بلکه شرطی برای بقای انسان است. ولی سوسیالیسم به‌صورت خودبه‌خودی پدید نخواهد آمد. باید از طریق مبارزه، از طریق نهادهای قدرت مردمی و از طریق جنبش‌های سازمان‌یافته‌ای که ریشه در زندگی روزمره مردم دارند ساخته شود. ما از چنین ساخت‌وسازی در تعاونی‌های ساخته‌شده توسط چپ‌ها در “کرالا”، شهرک‌های جنبش کارگران بی‌زمین در برزیل، و کاروان‌های سرخ حزب کمونیست آفریقای جنوبی نمونه‌هایی داریم. این پروژه‌ها هنوز سرانجام نگرفته‌اند: قطعاتی از آینده‌ای که هنوز به‌طور کامل فرا نرسیده ولی در حال حاضر در حال ساخته شدن است. این تجربه‌ها را کارل مارکس “کمونیسم ممکن” می‌نامید.

به همین دلیل است که گردهمایی‌هایی از این دست اهمیت دارند. آنان نمی‌توانند هر مسئله استراتژیکی را فوراً حل کنند، ولی تلاش‌هایی برای بازسازی ظرفیت سیاسی جمعی پس از دهه‌ها پراکندگی را نمایان می‌کنند. راه پیشِ رو دشوار خواهد بود. ولی راه تاریخ همچنان گشوده است. امپریالیسم قدرتمند است، ولی شکست‌ناپذیر نیست. سرمایه‌داری خشن است، ولی ابدی نیست. طبقات کارگر و مردم تحت ستم همچنان سازندگان تاریخ هستند. وظیفهٔ ما این است که آن نیروی تاریخی را به‌صورت آگاهانه، بین‌المللی، و با شکیبایی انقلابی سازمان‌دهی کنیم.

نشستِ ما در نزدیکی “سووتو” برگزار شد، جایی که پنجاه سال پیش، در صبح روز ۲۶ خردادماه ۱۳۵۵ (۱۶ ژوئن ۱۹۷۶)، دانشجویان سیاه‌پوست علیه تحقیر ناشی از محرومیت از حق یادگیری به‌زبان خودشان و اجبار به تحصیل به‌زبان آفریکانس اعتراض خود را آغاز کردند. در حالی که هزاران دانشجوی جوان راهپیمایی می‌کردند پلیس به روی آنان آتش گشود و حداقل ۱۷۶ نفر را کشت و بیش از یک هزار نفر را زخمی کرد. “هکتور پیترسون” دوازده ساله یکی از نخستین دانش‌آموزانی بود که هدف گلوله قرار گرفت. عکاسی به نام “سام نزیما” تصویر یک دانش‌آموز به‌نام “امبویسا ماخوبو” را در حالی که هکتورِ در حالِ مرگ را حمل می‌کرد و خواهر هکتور، آنتوانت، در کنار آنان می‌دوید ثبت کرد. این عکس که اکنون نمادین شده است، الهام‌بخش نقاشی دومیل فنی در سال ۱۹۶۷ [۱۳۴۶] شد که در بالا نشان داده شده است. شلیک گلوله‌ها ولی متوقف نشد.

 

زخمی به‌ظاهر کوچک،

در دلِ شهر نشست؛

اما از کوچه‌ها

آوای اندوه برمی‌خیزد؛

این است سوگِ سووِتو،

این است ترانهٔ تلخ سووِتو.

 

این‌ بخشی از ترانهٔ تأثیرگذار “نغمهٔ تلخ سووِتو” است که “هیو ماسکلا” پس از کشتار دانش‌آموزان نوشت و “میریام ماکبا”، خواننده و فعال ضد آپارتاید آفریقای جنوبی آن را اجرا کرد. پنجاه سال پس از سووتو، کودکان آفریقای جنوبی همچنان نیازمند یک نیروی چپ هستند. همچنان که ما نیز به آن نیازمندیم.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۳، ۸ تیر  ۱۴۰۵

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا