۱۰۵ سال با حزب کمونیست چین
نوشتهٔ “الیور وارگاس”، ۱۱ تیر ۱۴۰۵ (۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۶)
الیور وارگاس، در گزارش خود از صدوپنجمین سالگرد تأسیس بزرگترین حزب کمونیست جهان و وفاداری به اصول و استواری این حزب می نویسد.
شهر “یان آن” بهدور از شلوغی و هیاهوی شهرهای بزرگ چین سرزمینی مقدس در تاریخ انقلابی چین و یکی از زیباترین منطقههایی است که میتوان بازدید کرد. بههمین دلیل، من تصمیم گرفتم که در صدوپنجمین سالگرد تأسیس “حزب کمونیست” به این شهر سفر کنم. این شهر که به دلیل شبکهٔ افسانهای راهآهنِ پرسرعت چین تنها یک ساعت با شهر “شیآن” فاصله دارد همان جایی است که “راهپیمایی طولانی” در سال ۱۹۳۶/۱۳۱۵ خورشیدی به پایان رسید و “حزب کمونیست چین” ستادش را برای نبردهای پیشِ رو در سالهای سرنوشتساز جنگ و انقلاب تأسیس و برپا کرد. با این حال، برخلاف شهر “شیآن”، شهر کوچک و آرام “یان آن” مملو از گردشگران خارجی نیست. در واقع، من در طول دو روزی که آنجا بودم گردشگر خارجیای دیگر ندیدم. برای اینکه نام یانآن را شنیده باشید باید تا حدی شیفتهٔ تاریخ انقلاب چین باشید. چیزی که من هنگام تلاش برای درک چگونگی رهایی چین از قفس سلطهٔ خارجی و ترسیم مسیر توسعهٔ خویش که آرزوی دیرینه جنبشهای مردمی کشور خودم، بولیوی، بود به آن جذب شدم.
پرسشها و نقدهای مطرحشده دربارهٔ استعمارِ نو که توسط آن انقلابیون در ۱۰۵ سال پیش مطرح میشد همان پرسشها و نقدهایی هستند که انقلابیون سراسر جنوب جهانی امروز نیز مطرح میکنند. هنگامی که به این نکته پی میبریم این مکانهای انقلابی در “یان آن”، جایی که بنیانگذاران حزب کمونیست چین رؤیایشان را به واقعیت تبدیل کردند، بیشازپیش بهصورت میراث جهانی جنبش بینالمللی طبقهٔ کارگر جلوه میکنند. فداکاریهای مردم چین در طول آن مبارزات سخت به آموزشگاههایی برای ما در آمریکای لاتین و فراتر از آن که با همان پرسشها و چالشها دستوپنجه نرم میکنیم تبدیل میشوند.
با در نظر گرفتن این نکته، هنگامی که از تپهها بالا میرفتم تا غارهایی را ببینم که زمانی خانه و ستاد نسل بنیانگذار حزب بودند، نمیتوانستم به این فکر نکنم که آن مردان و زنانی که اغلب در سرما و گرسنگی در بحبوحهٔ مبارزه برای دفاع از ملت خود به اینجا پناه آورده بودند در مورد دستاوردهای امروز چین که ثمرهٔ فداکاری آنان است چه خواهند گفت. از آن زمان تا کنون با رهبری حزب کمونیست، چین صدها میلیون نفر را از فقر نجات داده و پنج سال پیش، سال صدمین سالگرد تاسیس حزب، فقر مطلق را بهطور کامل ریشه کن کرده است. امروز این کشور در فناوریها و صنایع پیشرفتهٔ آینده در سطح جهانی پیشتاز و الهامبخش مردم جهان است.
صد و پنج سال پس از تأسیس، بازگشت به این مکانها راهی برای درک چگونگیِ امکانپذیر شدنِ آن مسیر است و اینکه چرا یک حزب صدساله با وجود همهٔ مانعها همچنان میتواند پویاییاش را حفظ کند. برای درک آنچه در اینجا رخ داده است گامی به عقب باید برداشت.
چین در اواخر دوران امپراتوری “چینگ” کشوری زیر سلطهٔ استعمار بود. امتیازهای استعماری خارجی این سرزمین را میان قدرتهای غربی تقسیم کرده بودند و معاهدههای تجاری نابرابر با زور تحمیل میشد و کشور را در فقر و وابستگی محبوس میکرد. انقلاب دموکراتیک ۱۹۱۱/ ۱۲۹۰ خورشیدی آن سلسله را سرنگون کرد، ولی نتوانست دگرگونیهای مورد نیاز کشور را بهطور کامل بهانجام برساند. چین همچنان دچار تفرقه باقی ماند و بهسرعت در ورطهٔ جنگسالاری فرو رفت و در برابر مداخلهها و دستکاریهای خارجی آسیبپذیر شد. در آن خلاء و در مواجهه با شکستهای انقلاب بورژوایی، در سال ۱۹۲۱/ ۱۳۰۰ خورشیدی گروهی کوچک از کارگران و روشنفکران حزب کمونیست چین را بنیان گذاشتند تا به چالشهای تاریخیِ امپریالیسم، فئودالیسم، و بازسازی ملی پاسخ دهند.
آنچه در ابتدا بهصورت یک حلقهٔ کوچک و محدود آغاز شد، به یک حزب تودهای تبدیل شد که سراسر کشور را در جنگ مقاومت ملی علیه تهاجم ژاپن و سپس انقلاب اجتماعی رهبری کرد. یکی از ویژگیهای اصلی و محرک این فرایند چیزی بود که در قلب اندیشهٔ مهم “شی جین پینگ” در مورد حزبسازی قرار داشت: حاکمیتِ کامل و سختگیرانه بر خود و “اصلاحِ خود” همچون راهبردی بلندمدت و اولویتی دائم.
حزب برای حفظ رهبریِ خود هیچ منافعی خاص جدا از منافعِ مردم ندارد، مسئولیت کادرهای خود را بر عهده میگیرد، استانداردهای سختگیرانه رفتاری برای اعضای خود تعیین میکند، بر اِعمال قدرت در هر سطح نظارت دارد و اشتباههای خود را پیش از ریشه گرفتنشان اصلاح میکند. همانطور که “شی” تأکید کرده است، شجاعت در انجام اصلاح و نوسازی درونی برای رویارویی با هر چالش تاریخی ویژگیای بارز است که حزب کمونیست چین را بهوضوح متمایز میسازد. “یانآن” جایی است که این ایدهها ملموس میشود. پس از راهپیمایی طولانی حزب بین سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۸ (۱۳۱۶ تا ۱۳۲۷ خورشیدی) در آنجا مستقر شد و در همین غارها، در کنار استراتژی نظامی خود، انضباطی مبتنی بر خوداصلاحی را نیز شکل داد.
من از تالاری بازدید کردم که هفتمین کنگره ملی تاریخی در آن برگزار شده بود. پرچمهای این تالار بازسازی شده و نیمکتهای چوبی آن دست نخورده بودند. مکانی که اندیشهای که در جریان “جنبش اصلاحات” مشهور سالهای دهه ۱۹۴۰ / ۱۳۱۹ خورشیدی (نخستین بیان تلاش برای شناسایی و ریشهکن کردن خطاها و تطبیق مارکسیسم با واقعیت چین) ظهور کرد، به اصل راهنمای حزب تبدیل شد. این خوداصلاحی، از همان روزهای نخست بخشی از جوهر وجودی حزب شد. کاری که “شی” در مقام دبیرکل انجام داده است تبدیلِ این گرایش به یک دکترین سیستماتیک است که ماهیت پیشرفتهٔ حزب را به نظارتی دائمی نسبت به خود پیوند میدهد. حزبی که از بررسی رفتار خود دست بکشد حتی اگر دستاوردهایش چشمگیر هم باشد بهتدریج رو بهزوال میرود. این باور چگونگیِ درکِ دستاوردهای قابل مشاهده از هر شهر، شهرستان، و روستای چینیِ امروز را (همچون آخرین مرحله در تاریخ طولانی مبارزه) شکل میدهد.
با قدم زدن در موزهٔ انقلاب “یانآن” با عکسهایی از دهقانانی که در حال یادگیری خواندن و نوشتن هستند و سربازانی که در “نان نیوان” زمینهای خود را شخم میزنند ستون دیگر این چشمانداز را میتوان احساس کرد: پیوند میانِ حزب و مردم. شعار آن سالها (“به مردم خدمت کن”) تا امروز زنده مانده است. از دلِ همین تجربه این باور شکل میگیرد که “شی جینپینگ” نیز بارها به آن بازمیگردد: مردم صاحبان واقعی تاریخ خود هستند و حزبی که از آنان فاصله بگیرد مشروعیت وجودیاش را از دست میدهد. از این منظر، حکمرانیِ سختگیرانه و منضبط بر خود سازوکاری است که رهبری را به مردمی گره میزند که به آن مشروعیت میبخشد.
وقتی در خیابانهای “یانآن” قدم میزدم در حالی که صدای طبلهای به کمربسته از میدان نزدیک فضا را پر کرده بود و پاگودای افسانهای دورهٔ “تانگ” از بالای تپهها بر شهر نظارت میکرد به کسانی فکر میکردم که در همینجا و در امتداد این رودخانهها جان خود را فدا کردند ازجمله کادرهایی جوان که از سراسر کشور که ماهها از کوههای برفی “سیچوان” عبور کرده بودند تا این پایگاه را بنا کنند، پایگاهی که از آن چینِ نو ساخته شد.
با وجود آن میراث قهرمانانه این هرگز بهانهای برای خودراضی بودن نبود. حزبی با ۱۰۵ سال سابقه میتوانست بهراحتی از موفقیتهایش لذت ببرد و فراموش کند که رسیدن به این نقطه چه هزینهای داشته است. شرطبندی رئیسجمهور “شی” روی حزبسازی، جهتی دیگر را نشان میدهد و معتقد است که این موفقیتها تنها از طریق خودگردانی و خوداصلاحیای بیوقفه محافظت میشوند، انضباطی که پویایی حزب را حفظ میکند.
“یانآن”، با زیبایی آرامشبخش خود، در میان غارها و پرچمهای سرخ، به ما نشان میدهد تاریخ توسط مردم و مبارزات و فداکاریهای آنان ساخته میشود و اینکه رؤیاهایی که زمانی در این تپهها زمزمه میشدند هنوز زنده هستند. زیرا حزب میراثدارِ این رؤیاها، هرگز از پاسداری اصول اساسی و بهکارگیری آنها در هر موجی تازه از تاریخ دست نکشیده است و آنها [اصول اساسی] را همراه با مردم بهمنظور رویارویی با هر چالش جدید بازآفرینی کرده است.
نوشتهٔ الیور وارگاس (Oliver Vargas)، سردبیر بخش بینالملل در شبکهٔ تلویزیونی جهانی چین (CGTN)
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۴، ۲۲ تیر ۱۴۰۵




