نامهای نازدودنی! سیرِ جنبشِ سندیکایی ایران و چهرههای آن – حیاتقلی فرزانه، مبارزی از نسل اوّل سندیکالیستهای ایران
رشته مطلبهایی با عنوان نامهای نازدودنی، ضمن گرامیداشتِ خاطرهٔ مبارزان بنام و گمنام جنبش کارگری و سندیکایی میهن ما کوشیده است روح و سنتهای انقلابی جنبش کارگری را در قالب معرفی نام مبارزان این جنبش به نسل جدید فعالان سندیکایی و کارگران جوان معرفی نماید. در ادامه این رشته مطلبها به معرفی یکی از قهرمانان گمنام طبقهٔ کارگر، رفیق تودهای “حیاتقلی فرزانه”، سندیکالیست پیشکسوت میپردازیم.
حیاتقلی فرزانه، مبارزی از نسل اوّل سندیکالیستهای ایران
در صفهای جنبش سندیکایی کارگران میهن ما مبارزانی دلاور وجود دارند که در خصوص زندگی آنان کمترین اطلاعات در دست است. کارگر قهرمان تودهای، رفیق حیاتقلی فرزانه از زمرهٔ این فعالان گمنام بهشمار میآید. او در سالهایی دور، در دوران دشوار سرکوب و خفقان رضاخانی، پهلوی اول، مبارزه در صفهای جنبش کارگری و سندیکایی را آغاز کرده بود.
پیش از یورش حکومت رضاخان به جنبش کارگری، در سالهای ۱۲۹۷ – ۱۲۹۹جنبش سندیکایی در برخی منطقههای کشور از جمله تهران گسترشی قابلتوجه پیدا کرد و فقط در تهران ۱۵ اتحادیه و سندیکای کارگری تشکیل شده بود. در سال ۱۲۹۹ کودتایی با برنامه استعمار انگلیس در ایران به اجرا درآمد، سرکوبها آغاز شد و فعالیت سندیکاها و اتحادیههای کارگری و فعالان آنها مورد پیگرد قرار گرفته و غیر قانونی اعلام شدند. اوج این سرکوبها در فاصله سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۰ بود که “قانون سیاه” در ممنوعیت عقیده و فعالیت اشتراکی از سوی رضاخان و دستگاه حکومتی او بهتصویب رسید. در این دوران فعالان جنبش کارگری و سندیکایی علیرغم پیگرد و سرکوب به مبارزهشان ادامه میدادند و با استفاده از همه گونه امکانات در زنده نگاه داشتن آرمان و سنتهای این جنبش تلاش میکردند.
رفیق جانباخته “حیاتقلی فرزانه” جزو مبارزان سندیکایی در چنین دورانی بود. او از دوران جوانی به کار در کارگاههای مختلف مشغول شد و پس از چندی در صنعت نفت کارگر پالایشگاه شد و بهاستخدام شرکت نفت انگلیس و ایران درآمد. او خیلی زود با مبارزان “حزب کمونیست ایران” (سلف حزب تودهٔ ایران) آشنا شد و در مکتب این حزب درس مبارزه را آموخت. او از جمله فعالان کارگری نفت بود که پس از آشنایی با “علی امید” و یاران او فعالیت سندیکایی را آغاز کرد و در سازماندهی حرکتهای اعتراضی و برپایی اعتصابها نقشی بارز داشت.
با سقوط دیکتاتوری رضاخان، رفیق حیاتقلی فرزانه به حزب پُرافتخار طبقه کارگر ایران- حزب تودهٔ ایران- پیوست و برای سعادت زحمتکشان پیکار خود را ادامه داد. او در تشکیل سندیکای کارگران نفت خوزستان همراه با رفقای قهرمان: “علی امید”، “منوچهر مصلح”، و “رمضان کاوه” همکاریای مؤثر نمود. بهعلاوه، او از نخستین کادرها و مسئولان “شورای متحدهٔ مرکزی اتحادیه کارگران و زحمتکشان ایران” بود.
در نخستین سالهای پس از سقوط رضاخان یعنی در زمان جنگ علیه فاشیسم فعالیت سندیکایی او و یارانش مطابق رهنمودهای حزب طبقه کارگر، حزب پُرافتخار تودۀ ایران، در ارتباط با جنبش عمومی خلق و نبرد تاریخی علیه فاشیسم بود. پس از پیروزی اتحاد شوروی و متفقین، سازماندهی اعتصاب و مبارزه جانانه برای تأمین منافع کارگران بهویژه کارگران صنایع نفت در اولویت فعالیتهای او و یارانش قرار داشت. این مبارزه مبارزهای علیه سلطهٔ شوم انگلیس بر نفت ایران و در جهت تأمین حاکمیت و استقلال ملی ایران نیز محسوب میگردید. رفیق جانباخته حیاتقلی فرزانه جزو کادرهای سندیکاییای بود که در سازمان دادن اعتصاب ششروزهٔ یک هزار نفری کارگران نفت در خردادماه سال ۱۳۲۴ در نفت کرمانشاه فعال بود.
یکی دیگر از جنبههای بهیادماندنی مبارزات این کارگر قهرمان تودهای و سندیکالیست مجرب و توانا، شرکت در سازمان دادن اعتصاب بزرگ و پُرشکوه کارگران سراسر استان خوزستان در تیرماه سال ۱۳۲۵ است. او از سازمانگران اصلی اعتصاب پالایشگاه آبادان در تیرماه سال ۱۳۲۵ بود که بهمدت ۳ روز ادامه داشت و در خلال جریان آن با حمله نیروهای نظامی و عمال انگلیس رفیق حیاتقلی در کنار دیگر کارگران جان باخت. در این اعتصاب بر اثر حمله اوباش مسلح وابسته به فئودالها، روحانیون، و شرکت نفت انگلیس در کنار واحدهای نظامی ارتش شاه، ۵ کارگر از جمله رفیق حیاتقلی فرزانه جان باختند و ۱۶۵ کارگر دیگر زخمی شدند.
رفیق کارگر تودهای حیاتقلی فرزانه قهرمان گمنام، پیشکسوت، و ارجمندِ جنبش کارگری و سندیکایی میهن ماست. نام عزیز او با غرور و افتخار در تاریخ جنبش کارگری و انقلابی ایران ثبت شده است. از او بیاموزیم و راه او را برای سعادت زحمتکشان و بهروزی محرومان ادامه دهیم!
او نمادی از یک تودهای خستگیناپذیر، یک کارگر پیشرو، و سندیکالیستی آگاه است!
به نقل از ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۱۳، ۱۹ مرداد ۱۴۰۵