کدام کشور راه مرز «سئوتا» را باز گذاشت؟
نوشتهٔ کارلوس مارتینز، محقق و نویسنده و عضو گروه »دوستان چین سوسیالیستی«، و »نه به جنگ سرد جدید«
در روزهای ۳۰ و ۳۱ ژوئیه [۸ و ۹ مرداد) در حدود ۶۰هزار مراکشی وارد منطقهٔ اسپانیایی سئوتا (یا سبته) شدند. دستکم ۷۲ نفر در سمت اسپانیایی مرز جان باختند، در مدیترانه غرق شدند، یا در تلاش برای ورود به خاک اسپانیا آسیب دیدند. چند روز بعد بیشتر آنها به مراکش بازگشتند، بسیاری از آنها داوطلبانه، زیرا در سئوتا کار، غذا، یا سرپناهی وجود نداشت. بیشتر این عده جوان و فقیر و بیکار بودند. یک جوان ۲۴ساله به نیویورک تایمز گفت: «همه آمدند، چون در مراکش کار نیست.»
آنها «مهاجم» نبودند، بلکه کارگرانی بودند که دنبال کار میگشتند و دهها نفر از آنها در جستوجوی کار جان باختند. آنها شایستهٔ همدردی و همبستگی ما هستند. اما آنچه رخ داد حرکت عادی مردم نبود. امکان ندارد که دههاهزار نفر تصادفی در عرض چند ساعت با هم به یکی از مستحکمترین مرزهای جهان بیایند. جرقهٔ این رخداد را سیلی از پیامهای آنلاین زد که در آنها بهدروغ ادعا میشد که طبق حکم دیوان عالی اسپانیا، به هر کسی که از راه دریا به سئوتا برسد مدارک مهاجرت و کار داده میشود. در آن حکم چنین چیزی گفته نشده بود.
علاوه بر این، مرزهای زیر کنترل نظامیان فقط با شایعه باز نمیشود. عامل تعیینکننده در این روند رفتار دولت مراکش بود. دستگاه مرزی مراکش، که معمولاً با قدرت عمل میکند، از کار افتاد؛ مقامات از هشدار دادن به دولت اسپانیا دربارهٔ بسیج آنلاین مردم خودداری کردند؛ و طبق گزارشهای متعدد، افسران مراکشی فعالانه مردم را به عبور از مرز تشویق میکردند. در واقع، گفته میشود که دستگاه اطلاعاتی اسپانیا نتیجه گرفته است که دولت مراکش بهعمد اجازهٔ عبور داده و از آن برای مقاصد خودش بهرهبرداری کرده است.
این کار بیسابقه هم نیست. مراکش در سال ۲۰۲۱ [۱۴۰۰] کنترلهای مرزی را کاهش داد و پس از آنکه به ابراهیم غالی، رهبر جبههٔ پولیساریو (جنبش آزادیبخش صحرای غربی)، برای درمان پزشکی اجازهٔ ورود به سئوتا داده شد، هزاران نفر وارد این منطقه شدند. دولت مراکش برای تنبیه کردن دولت اسپانیا بر سر موضوع صحرای غربی از این افراد ناراضی و مستأصل استفاده کرد.
این بار نیز تحریک بسیار مشابهی روی داد. روز ۲۰ ژوئیه [۲۹ تیر]، فقط ده روز پیش از هجوم دهها هزار نفر به مرز سئوتا، پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، به الجزیره سفر کرد تا «مرحلهٔ نوینی» از روابط اسپانیا با الجزایر را اعلام کند، کشوری که رقیب اصلی منطقهیی مراکش و حامی اصلی مبارزهٔ صحراویها برای تعیین سرنوشت است.
همچنین، الجزایر امسال بزرگترین تأمینکنندهٔ گاز طبیعی اسپانیا است که به پیوند نزدیک میان دو کشور وزن اقتصادی و استراتژیک زیادی میدهد. به این ترتیب، دولت مراکش نیز انگیزههای خودش را برای باز گذاشتن مرز داشت. بحرانی که پیش آمد فرصتی خیلی خوبی بود برای مراکش که به تلاشی گستردهتر علیه سیاست خارجی بیش از پیش مستقل اسپانیا دست بزند. دولت اسپانیا بیش از دو سال پیش نیز، در ماه مه ۲۰۲۴، کشور و دولت فلسطین را به رسمیت شناخته بود و از پروندهٔ نسلکشی آفریقای جنوبی علیه اسرائیل حمایت کرده بود.
اسپانیا تخریب غزه را نسلکُشی توصیف کرده، تحریم تسلیحاتی علیه اسرائیل اعمال کرده، واردات از شهرکهای غیرقانونی یهودینشین را ممنوع کرده، و بارها خواستار تحریمهای اروپایی علیه اسرائیل شده است.
اسپانیا همچنین استفادهٔ آمریکا از پایگاههای مشترک روتا و مورون برای حمله به ایران را رد کرد و در نتیجه حریم هواییاش را به روی هواپیماهای آمریکایی درگیر در جنگی که آن را غیرقانونی میداند بست.
اسپانیا تنها کشور عضو ناتو بود که درخواست دونالد ترامپ برای افزایش بودجههای نظامی به پنجدرصد تولید ناخالص داخلی را رد کرد.
و در موضوع چین، اسپانیا تقریباً تنها کشور در اروپا بوده که در برابر جنگ تعرفههای گمرکی علیه چین مقاومت کرده، با عوارض اتحادیهٔ اروپا بر خودروهای برقی چینی مخالفت کرده، و چین را نه تهدید، بلکه شریک تلقی کرده است. برای کشور اروپایی نهچندان بزرگی مثل اسپانیا این میزان نافرمانی «قابل توجه» است و بدون مجازات هم نمانده است.
واکنش آمریکا نیز صریح بوده است. ترامپ تهدید کرد که بهدلیل خودداری اسپانیا از تسهیل حمله به ایران، روابط بازرگانی با اسپانیا را قطع میکند. پس از عبور دههاهزار نفر از مرز سئوتا، ترامپ و جی دی ونس [معاون ترامپ] بیدرنگ این رخداد را «تهاجم» مهاجران بهخاطر «قوانین ضعیف و بسیار لیبرال» اسپانیا اعلام کردند و به راستگرایان آمریکا خط دادند که مرگ پناهجویان آفریقایی را به سلاحی در سیاست داخلی آمریکا تبدیل کند.
جورجیا ملونی، نخستوزیر شبهفاشیست ایتالیا، توافق شنگن با اسپانیا را تعلیق کرد و خواستار اخراج اسپانیا از این توافق شد، با وجود اینکه سئوتا و ملیلا هیچکدام جزو منطقهٔ شنگن نیستند. واکنش اسرائیل نیز قابل پیشبینی بود. دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل متحد، از این بحران برای تمسخر اسپانیا بهخاطر داشتن «مناطق مستعمراتی» در آفریقا استفاده کرد.
پیش از این، تحلیلگران طرفدار اسرائیل از «راهپیمایی سبز» مراکشیها بهسوی سئوتا و ملیله برای مجازات سانچز و تقویت متحدی که ورودی مدیترانه را کنترل میکند حمایت کرده بودند. چنین مداخلههایی نشان میدهد که بحرانی که پیش آمد چقدر با منافع راهبردی اسرائیل و آمریکا همسو بود.
مراکش نیز بیش از پیش به این نظام حفظ منافع استراتژیک کشیده شده است. مراکش در دسامبر ۲۰۲۰ [دی ۱۳۹۹] با پذیرش توافق ابراهیم رابطهاش با اسرائیل را رسمی کرد. پاداش آن اقدام دولت مراکش این بود که آمریکا حاکمیت مراکش بر صحرای غربی اشغالی را به رسمیت شناخت و دههها اجماع بینالمللی بر سر این موضوع را بر هم زد. اسرائیل هم در سال ۲۰۲۳ [۱۴۰۲] حاکمیت مراکش بر صحرای غربی را به رسمیت شناخت، بهطور که اکنون پهپادها، سامانههای پدافند هوایی، و فناوریهای تجسسی اسرائیل شالودههای اصلی نیروهای مسلح مراکش شدهاند.
دولت آمریکا اکنون اعمال فشار مستقیم به اسپانیا در مورد جایگاه سئوتا و ملیله را آغاز کرده است. کمیتهٔ تخصیص بودجهٔ مجلس آمریکا در ماه آوریل [فروردین] این شهرها را «تحت ادارهٔ اسپانیا»، اما «واقع در قلمرو مراکش» دانست. این اقدام آمریکا سیاستی جدید نبود، چه برسد به اینکه نماد کاربست اصلی ضدّاستعماری باشد. همین دولت آمریکا اشغال صحرای غربی از سوی مراکش را به رسمیت می شناسد و تملک استعماریاش بر خاک کوبا در خلیج گوانتانامو را نیز حفظ میکند، تازه اگر حرفی از امپراتوری جهانی پایگاههای نظامی، ائتلافهای نظامی، و دولتهای فرمانبرش نزنیم.
البته که سئوتا و ملیله مناطق استعماری و یادگارهای فتح ایبری در شمال آفریقا هستند. اینها نیز مانند شش شهرستان شمال ایرلند و جزایر مالویناس و چاگوس اموری ناتمامماندهاند که در نهایت باید حلوفصل شوند. اما مسئلهٔ استعماری بودن این مناطق نباید به ابزاری برای تنبیه کردن دولتی تقلیل یابد که بر سر فلسطین و ایران مواضعی متفاوت با قدرتهای بزرگ گرفته است. علاوه بر این، فشار بیرونی یک دوقلوی داخلی هم دارد. دو سال است که راستگرایان اسپانیا تلاش میکنند دولت سانچز را با روشهایی غیر از صندوق رأی از کار برکنار کنند.
قوهٔ قضایی، که حتی پس از گذار کشور به دموکراسی تا حد زیادی دست نخورده مانده است- همان دادگاههایی که رهبران منتخب کاتالونیا را به زندان و تبعید کشاندند- بازرسیهای متعددی را با اتهامهای آشکارا سیاسی علیه همسر نخستوزیر، برادر نخستوزیر، و دادستان کل کشور آغاز کرده است. حزب نوفاشیستی وُکس (Vox) با جنبش راست افراطی بینالمللی متحد شده است که این نوع دولت مستقل و تا حدی هوادار بازتوزیع ثروت را، که سانچز نمایندگی میکند، نمیتواند تحمل کند. «بحران مهاجرت گسترده» بهترین ابزار آنها برای آن است که دولت اسپانیا را دولتی ضعیف، بیصلاحیت، و ناتوان در حفاظت از مرزهای کشور نشان دهند. مراکش از فقر مردم خودش بیشرمانه برای رسیدن به هدفهای ژئوپلیتیکیاش بهرهبرداری کرده است، ضمن آنکه آمریکا و اسرائیل و راستگرایان اروپایی از این نمایش علیه اسپانیا بهرهبرداری میکنند. برای هیچکدام از آنها زندگی کارگران جوانی که در مدیترانه جان باختند، یا هزاران نفری که در جنگهایی جانشان از دست دادهاند که دولت سانچز با آنها مخالفت کرده است، اهمیتی ندارد.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۶، ۱۹ مرداد ۱۴۰۵




