Uncategorisedبه سوی آینده

با همبستگی انترناسیونالیستی نمی‌گذاریم کوبا شکست بخورد – روژین عمادی

ترجمهٔ بهزاد نوید

 

توضیح مترجم: آنچه در ادامه می‌خوانید ترجمۀ نوشته‌ای است از یکی از رفقای جوان ایرانی که در نشریهٔ “صدای مردم” (پیپلز وُیس)، نشریهٔ‌ مرکزی حزب کمونیست کانادا، منتشر شده است. رفیق روژین عمادی از فعالان اتحادیۀ معلمان استان بریتیش کلمبیا در غرب کانادا است. این نوشتهٔ گزارش‌گونهٔ‌ او دربارهٔ سفرش به کوبا در ماه مه ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵) است، اما در آن به نکته‌هایی آموزنده دربارهٔ کشور و جامعهٔ کوبا نیز اشاره شده که شایان توجه است.

 

 

 

در اول ماه مه، روز جهانی کارگر، این امکان را پیدا کردم که از طرف فدراسیون معلمان بریتیش کلمبیا به کوبا بروم. در همان روز جهانی کارگر، در کنار بیش از هشتصد نماینده از کشورهای مختلف، همراه با نیم‌میلیون کوبایی، به‌سمت سفارت آمریکا در هاوانا راه‌پیمایی کردیم و پایان یافتن محاصرهٔ کوبا را خواستار شدیم.

شبِ همان روز دونالد ترامپ محاصرهٔ کوبا را تشدید کرد و نشان داد که دولت آمریکا چقدر از مقاومت مردم کوبا و حمایت‌شان از انقلاب کوبا احساس تهدید و وحشت می‌کند. در روزهایی که کوبا بودیم تأثیرِ دردناکِ این محاصرهٔ دهشتناک آمریکا و تلاش‌هایش برای خفه کردن اقتصاد کوبا، گرسنگی دادن به مردم آن کشور، و محدود کردن دسترسی آنان به حقوق و نیازهای اولیهٔ انسانی‌ مانند برق و حمل‌ونقل را از نزدیک شاهد بودیم.

من اولین بار در سن ۱۲سالگی همراه پدرم و یک هیئت ایرانی در جریان دیدار از بریگاد همبستگی بین‌المللی اول ماه مه به کوبا علاقه‌مند شدم. بیست سال بعد خودم از طریق اتحادیه‌ام به همان بریگاد پیوستم. این تجربه برای من‌ بسیار معنادار بود، به‌خصوص با توجه به اینکه کشور من ایران نیز در سال گذشته هدف تجاوز نظامی سنگین آمریکا قرار گرفت. ترامپ نه‌تنها محاصرهٔ اقتصادی علیه کوبا را تشدید کرد، بلکه همان‌طور که با ایران رفتار کرد، تهدید به مداخلهٔ نظامی در کوبا نیز کرده است. راه‌پیمایی ما به‌سمت سفارت آمریکا برای محکوم کردن تجاوز امپریالیستی بسیار اثرگذار، قدرتمند، و چشمگیر بود.

میگل دیاز-کانل، رئیس‌جمهور کوبا، در همان مراسم گفت روز جهانی کارگر امسال فقط یک روز اول ماه مه مثل دیگر سال‌های گذشته نیست، زیرا امسال صدمین سالگرد تولد فیدل کاسترو است. سخنان فیدل در این‌باره که “مبارزه برای صلح مقدس‌ترین وظیفهٔ همهٔ انسان‌هاست” حال و هوای این روز ما را شکل می‌داد. از نگاه ما، این یعنی دفاع از صلح از طریق همبستگی، صلحی که آنتی‌تز (قطب متضاد) جنگ است.

هیئت ما را اتحادیهٔ ملی کارگران “آموزش، علوم، و ورزش کوبا” (SNTECD) دعوت کرده بود، اتحادیه‌ای که هشتاد درصد رهبرانش زن هستند. یکی از به‌یادماندنی‌ترین بخش‌های سفر یادگیری از این زنان ستودنی رهبر اتحادیه و بازدید از مرکز آموزش آنان بود.

ما همچنین از مدرسه‌ای به‌نام “همبستگی با پاناما” دیدن کردیم، مدرسه‌ای که مخصوص دانش‌آموزان معلول است. کوبا یکی از برجسته‌ترین نظام‌های آموزشی در جهان را دارد که در آن بر آموزش عمومی با کیفیت بسیار خوب و وجود مدرسه در هر محله‌ای از کشور تأکیدی زیاد می‌شود. پس از انقلاب   ۱۹۵۹ / ۱۳۳۸ کوبا به باسوادی‌ای تقریباً همگانی دست یافت و برنامه‌های سوادآموزی‌اش را هم در اختیار جهان گذاشت؛ روش‌های سوادآموزی کوبا از طریق طرح‌هایی مانند برنامۀ “اَرومایت” (ArrowMight) در کانادا نیز استفاده شده است.

سازمان‌های اهالی بومی کانادا نیز با آموزگاران و مربیان کوبایی در تدوین و اجرای طرح‌های سوادآموزی همکاری کرده‌اند. بسیاری از این طرح‌ها در منطقه‌های روستایی استان بریتیش کلمبیا به‌منظور افزایش میزان باسوادی استفاده شده است. این یکی از دلیل‌هایی متعدد است که اتحادیۀ معلمان بریتیش کلمبیا روابطی نزدیک و پیوندهایی محکم با اتحادیۀ معلمان در کوبا دارد.

در مدرسهٔ “همبستگی با پاناما” کیفیت مراقبت شگفت‌انگیز است، به این معنا که برای ۲۰۰ دانش‌آموز ۱۰۰ کارمند شامل دندان‌پزشک، پرستار، پزشک، و فیزیوتراپیست خدمت می‌کنند. دانش‌آموزان به‌طور‌منظم معاینهٔ پزشکی می‌شوند و داروهای لازم در اختیارشان گذاشته می‌شود. عدهٔ دانش‌آموزان هر کلاس‌ بیش از ده نفر نیست و پدران و مادران هر ماه برای پیگیری پیشرفت فرزندان‌شان با مربیان دیدار و گفت‌وگو می‌کنند. هنگام دیدار از این مدرسه آوای موسیقی‌ای را شنیدیم که دانش‌آموزان اجرا می‌کردند و شامل ترانه‌هایی ضدّجنگ و  ابراز همبستگی با فلسطین بود.

آنان می‌خواندند: “فلسطین از خاکستر برمی‌خیزد. وقتی که می‌گویم آینده‌ای بدون جنگ وجود خواهد داشت، باور کنید.” این امر به‌ویژه از این لحاظ جالب و شایان توجه است که بسیاری از معلمان در کانادا به‌دلیل محتوای “ضدّجنگ”‌ای مشابه که در مدرسه‌ها تدریس می‌کنند با واکنش‌های منفی مدیریت مواجه می‌شوند.

 

نکته شایان‌توجه‌ای دیگر رابطهٔ افقی میان معلمان و مدیریت مدرسه بود. معلمان را کارشناس رشتهٔ کاری‌شان می‌دانند و آنان به‌جای دستور گرفتن از بالا، با مدیران همکاری و همیاری می‌کنند. معلمان تلاش خستگی‌ناپذیری می‌کنند که دانش‌آموزان‌شان آموزشی عمومی با کیفیتی عالی ببینند. به همین دلیل در کوبا برای کار معلمان اهمیت و ارزشی بسیار زیاد قائل‌اند. این‌طور نیست که به دانش‌آموزان به‌دلیل معلولیتی که دارند بی‌توجهی یا کم‌توجهی شود. در واقع، آموزش آنان در اولویت قرار دارد. با وجود کمبود سوخت ناشی از محاصرۀ اقتصادی آمریکا، دولت کوبا همچنین تلاش کرده است دانش‌آموزان به وسیلهٔ نقلیهٔ عمومی دسترسی داشته باشند تا بتوانند به مدرسه بروند. برای دانش‌آموزانی هم که در منطقه‌هایی دورتر زندگی می‌کنند دولت خوابگاه فراهم می‌کند.

با وجود تشدید ناعادلانۀ محاصره، مردم کوبا همچنان به یافتن راه‌هایی برای مقابله با پیامدهای نامطلوب محاصره، تداوم کار جامعه، و ارائهٔ آموزش به جوانان ادامه می‌دهند. یکی از این راه‌ها طرح‌های گذار [از سوخت‌های فسیلی] به انرژی تجدیدپذیر است. ما در کنفرانسی در مورد انرژی‌های تجدیدپذیر دربارهٔ همین موضوع با وزیر انرژی و معدن کوبا صحبت کردیم.

از نظر تاریخی، کوبا به سوخت‌های فسیلی وارداتی بسیار وابسته بوده است از جمله حدود ۹۶ درصد در سال ۲۰۱۴/۱۳۹۳. با این حال، کوبا برنامه‌ریزی برای گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر را از سال‌های دهۀ ۱۹۷۰/۱۳۵۰ آغاز کرد. راهبردِ (استراتژیِ) ملی‌ای بازبینی‌شده‌ در سال ۲۰۲۵/۱۴۰۴ تصویب شد که شامل سه مرحلۀ اساسی است: کاهش وابستگی به سوخت‌های وارداتی با استفاده از ۴۰درصد از نفت خود کوبا، دستیابی به بهره‌وری و خودکفایی بیشتر تا سال ۲۰۳۵/۱۴۱۴، و رسیدن به ۱۰۰درصد تولید برق از انرژی تجدیدپذیر تا سال ۲۰۵۰/۱۴۲۹.

با وجود محاصرهٔ شدید از سوی آمریکا، کوبا میزان تأمین انرژی تجدیدپذیر را از ۴درصد در سال ۲۰۱۴ / ۱۳۹۳ به حدود ۱۵درصد در سال جاری (۲۰۲۶) گسترش داده و در نیروگاه‌های خورشیدی، بادی، “زیست‌توده” (بیومَس)، و آبی، و نیز در فرایندهای تبدیل زباله به انرژی و ذخیره‌سازی باتری سرمایه‌گذاری کرده است. این روند تغییر منبع انرژی مزیت‌هایی مثل ایجاد شغل، فرصت‌های گسترده برای زنان در بخش انرژی، برق‌رسانی روستایی، و تاب‌آوری آب‌وهوایی/اقلیمی نیز به همراه دارد. این تلاش‌ها نشان‌دهندۀ تلاشِ کوبا نه‌تنها برای بقا، بلکه برای ایجاد زیست‌پذیری‌ای بلندمدت است.

دیاز-کانل در سخنرانی‌اش در همایش روز جهانی کارگر سه رکنِ اصلیِ رویکردِ کوبا به “توسعه” را تشریح کرد که عبارت بودند از: دفاعِ ملی و آمادگی در مواجهه با تهدیدهای خارجی؛ استقلالِ اقتصادی از طریق کاهش وابستگی، استقلال در تأمین انرژی، بهبود خودکفاییِ غذایی؛ عدالت اجتماعی برای اینکه “توسعه” با کاستن از نابرابری همراه باشد و تضمین شود از قشرهای آسیب‌پذیر محافظت شود.

ما همچنین در کنفرانسی با عنوان “هژمونی دیجیتال و مقاومت مردم” که “اتحادیهٔ مرکزی کارگران کوبا” (CTC) برگزار می‌کرد شرکت کردیم. نظر پژوهشگران مارکسیست کوبایی این است که قدرت دیجیتال به‌صورت نوعی اهرم برای کنترل جهان عمل می‌کند، به این معنا که آن‌هایی که داده‌ها، “هوشواره” (هوش مصنوعی)، و زیرساخت‌های دیجیتال را در اختیار دارند نابرابری و “جغرافیا‌‌سیاستِ ” (ژئوپلیتیکِ) جهانی را نیز شکل می‌دهند. این فناوری‌ خنثی نیست، بلکه آن را قدرت و نابرابری شکل می‌دهد و برای برخی‌ها سودهایی هنگفت دارد، اما برای بسیاری به‌ویژه کارگران در سراسر جهان پیامدهایی عمده و ناگوار دارد.

شرکت‌کنندگان در میزگرد این کنفرانس داده‌ها را “منبعی استراتژیک- قابل مقایسه با نفت- توصیف کردند، زیرا آنهایی که داده‌ها را کنترل می‌کنند، قدرت اقتصادی و سیاسی را هم شکل می‌دهند.” آن‌هایی که داده‌ها را کنترل می‌کنند روایت‌های عمومی را نیز شکل می‌دهند. شرکت‌هایی مانند گوگل، مایکروسافت، و اَپل این توانایی را دارند که کنترل کنند مردم به چه اطلاعاتی دسترسی داشته باشند، و چه ایده‌ها، دیدگاه‌ها، و دانش‌هایی ترویج شوند یا به حاشیه رانده ‌شوند. پژوهشگران کوبایی این وضع را “استعمار دیجیتال” می‌نامند و می‌گویند که در چنین وضعی این شرکت‌ها با تقویت و ترویج روایت‌های نادرست دربارهٔ کشورهایی مانند کوبا، کشورهایی که امپریالیسم را به چالش می‌کشند، آگاهی فردی کاربران را نیز شکل می‌دهند. خودکارسازی و کاربست “هوشواره” (هوش مصنوعی) همچنین در حال تغییر دادن بازارهای کار است، به‌طوری که کار دیجیتال با مزد کم و نیروی کار اغلب نامرئی به کشورهای در حال توسعه (جنوب جهانی) برون‌سپاری می‌شود.

پژوهشگران و اتحادیه‌ها در واکنش به این وضع خواستار “استقلال فناوری” و “زیست‌بوم‌های دیجیتال دموکراتیک” از جمله برنامه‌های (پلتفرم‌های) دیجیتال زیر نظارت اتحادیه‌ها و شبکه‌های اشتراکِ دانش شده‌اند که آگاهی طبقاتی را تقویت می‌کند. دیدن همکاری دانشگاهیان و اتحادیه‌های کارگری کوبا برای تدوین تحلیل‌های مارکسیستی از دیجیتال‌سازی و “هوشواره”، و درعین‌حال ارائهٔ راه‌حل‌هایی عملی در برابر چالش‌هایی که این فناوری‌ها ایجاد می‌کنند بسیار جالب و جذاب بود.

واضح است که دستاوردهای کوبا تصادفی نیستند. این دستاوردها نتیجهٔ نظام سوسیالیستی‌ای است که بر عدالت اجتماعی تأکید دارد و مردم و رفاه جمعی را بر سود اولویت می‌دهد. نظامی که آموزش، مراقبت‌های پزشکی، مسکن، و غذا را حق افراد می‌داند، نه امتیازهایی که فقط عدهٔ کمی می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند. در این نظام حفاظت از محیط زیست مهم‌تر از کسب سود خصوصی است. کوبا این نظر را به چالش می‌کشد و نمی‌پذیرد که “جهانی ورایِ سرمایه‌داری غیرممکن است.”

بارها و بارها به ما گفته شده است سوسیالیسم هرگز عملی و موفق نمی‌شود. اما اگر این حرف درست باشد، پس چرا برای جلوگیری از موفقیت آن این‌همه تلاش شده است؟ چرا دهه‌ها است که سوسیالیسم را تضعیف و منزوی می‌سازند و به آن حمله می‌کنند؟ چرا کوبا به‌دلیل جسارت در ساختن سوسیالیسم، درست در نزدیکی ایالات متحد آمریکا، همچنان با محاصره‌ای ناعادلانه روبه‌رو است؟ این محاصره پیشینه‌ای خطرناک است، به این معنا که وقتی کارگران متحد می‌شوند برای اینکه جامعه‌ای بسازند که مردم را بر سود اولویت می‌دهد، به‌خاطر این کار مجازات خواهند شد. “حصر” این پیام را می‌فرستد که هر تلاشی برای در پیش گرفتن مسیری جایگزین با جنگی اقتصادی و فشاری بی‌امان روبه‌رو خواهد شد.

در بازدید از “موزهٔ تروریسم” در هاوانا، در مورد عملیات مورد حمایت آمریکا با هدف تضعیف حاکمیت کوبا اطلاعاتی پیدا کردیم. یکی از این عملیات‌ها “عملیات پیتر پَن” بود که به جدایی تقریباً ۱۴هزار کودک کوبایی از خانواده‌های‌شان منجر شد به این ‌بهانه که به جوانان برای فرار از سوسیالیسم “کمک”  شود. بسیاری از آن کودکان مورد آزار و اذیت زیادی قرار گرفتند و به جاهایی شبیه به مدرسه‌های شبانه‌روزی برده شدند، جایی که اغلب از زبان، فرهنگ، و جوامع خودشان جدا می‌افتادند [همان کاری که با بچه‌های بومیان در کانادا شده است.] متأسفانه بسیاری از آنان هرگز به آغوش خانواده‌های‌شان بازنگشتند. تفاوت ​فاحش ​بین دستاوردهای نظام آموزشی کوبا و جداسازی کودکان از خانواده‌های‌شان برای تضعیف انقلاب تکان‌دهنده و دلخراش بود.

در طول اقامت ما در کوبا، مردم کوبا از اقدام به همبستگی از سوی مردم سراسر جهان عمیقاً قدردانی می‌کردند. اتحادیه‌ها و سازمان‌های دیگر کانتینرهای کالاهای مورد نیاز فرستاده‌اند، صدها هزار دلار کمک مالی جمع‌آوری و ارسال کرده‌اند، به دولت‌ها فشار آورده‌اند که محاصرهٔ آمریکایی را محکوم کنند، هزاران امضا برای تهیهٔ طومارهایی متعدد جمع‌آوری کرده‌اند، و تظاهرات‌هایی گسترده سازمان داده‌اند که در برخی از آن‌ها ده‌ها هزار نفر شرکت کرده‌اند.

جنبش کارگری در کانادا باید به مخالفت با محاصره، نظامیگری، و مداخلۀ خارجی ادامه دهد و دولت‌ها را به‌سمت در پیش گرفتن سیاست‌های خارجی‌ای مستقل مبتنی بر صلح و رعایت قوانین بین‌المللی سوق دهد. اتحادیۀ معلمان بریتیش کلمبیا اخیراً ۲۲ هزار دلار کمک مالی برای همبستگی با کوبا جمع‌آوری کرده است. اتحادیه‌هایی بیشتر از این الگو باید پیروی کنند.

رئیس‌جمهور دیاز-کانل به ما گفت: “همبستگی بین‌المللی قدرتمندترین نیرو است. همبستگی ما را پیروز می‌کند و در این مورد ما شکی نداریم.” او تأکید کرد که هر اقدام همبستگی توانایی کوبا را برای ادامه دادن به مقاومت در برابر محاصرهٔ آمریکا و ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر تقویت می‌کند. او همچنین تأکید کرد که این همبستگی مسئولیتی برای کوبا به‌وجود می‌آورد که همچنان نمونه‌ای باشد از امید و انترناسیونالیسم و پایدار بماند.

این سخنان در خاطرم ماند و باور کردم که کوبا چیزی بیش از یک کشور است. در نگاه بسیاری از مردم سراسر جهان کوبا نمادِ ممکن بودنِ دست یافتن به آینده‌ای متفاوت است. شکستِ کوبا صرفاً به‌معنای شکست مردم کوبا نیست، بلکه به‌معنای شکست نمادی از همبستگی بین‌المللی، خودمختاری در تعیین سرنوشت، و باور به ممکن بودنِ ساختن جهانی دیگر است.

بن‌مایه:

https://shorturl.at/4IsIV

***

به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۶، مرداد ۱۴۰۵

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا