جنگ فقط محیطِ زیست را نابود نمیکند، بلکه شواهد حساسیتبرانگیزِ نابودیِ محیطِزیست را هم از دیدهها پنهان میکند
احمد سپیداری
چکیده:
جنگ فقط با انفجار، آتش، و مرگِ انسانها تعریف نمیشود. جنگ خاک را مسموم میکند، نفت را به دریا میریزد، زیستگاهها را میسوزاند، آب آشامیدنی را بهخطر میاندازد. شبکههای برق را از کار می اندازد، و آثار و بقایای سمیاش را برای نسلهایی باقی میگذارد که حتی هنگام آغاز جنگ متولد نشده بودند.
اما جنگ کاری دیگر هم میکند و آن امکانِ دیدن، اندازه گرفتن، و مهار همین تخریبها را از بین میبرد.
خبرنگاران نمیتوانند به محل حادثه برسند. پژوهشگران قادر به نمونهبرداری نیستند. اینترنت قطع میشود. تصاویر ماهوارهای لکهها را نشان میدهند، اما ضخامت و حجم آنها را نه. دولتها اطلاعات نظامی و صنعتی را محرمانه نگه میدارند. شرکتهای کشتیرانی دربارهٔ مقدار سوخت و خسارت سکوت میکنند و نیروهای امدادی نیز نمیتوانند وارد منطقهای شوند که هنوز در آن موشک، پهپاد، و مین دریایی تهدید ایجاد میکنند.
بهاینترتیب، محیطزیست در جنگ دوبار قربانی میشود، بار اول با نفت، آتش، مواد شیمیایی، و مهمات؛ بار دوم با سکوت، نبودِ داده، و فراموشیِ مرگبار.
آبهایی که بهشدت آلوده میشوند.
آنچه در خلیج فارس رخ داده است فرضیه نیست. تا ۴ اوت ۲۰۲۶/ ۱۳ مردادماه ۱۴۰۵ سازمان بینالمللی دریانوردی ۶۴ حادثهٔ تأیید شده برای کشتیهای تجاری در خلیج فارس، تنگهٔ هرمز، و دریای عمان ثبت کرده است. برخی کشتیها آتش گرفته، رها شده یا غرق شدهاند و در چند مورد آلودگیِ نفتی نیز رسماً گزارش شده است. با این حال، شمار زیادی از حوادث فقط با عبارتهایی مانند “آسیبدیده” یا “بدون آلودگیِ گزارششده” توصیف شدهاند، عبارتهایی که الزاماً بهمعنای انجام نمونهبرداری مستقل و نبودِ هرگونه نشت نیستند.
(نک: https://sl1nk.com/74a9d0m)
تصاویر ماهوارهای نیز چند کانون مهم آلودگی را آشکار کردهاند:
- نشت سوخت سنگین از شناور آسیبدیدهٔ “شهید باقری” در تنگهٔ خوران، در نزدیکی جنگلهای حرای حفاظتشده؛
- ورود نفت از تأسیسات جزیرهٔ لاوان به آبهای اطراف جزیرهٔ شیدور، یکی از مهمترین زیستگاههای پرندگان و لاکپشتهای دریایی ایران؛
- لکههای مداوم نفتی در اطراف خارگ و مسیرهای کشتیرانی؛
- آلودگیهای کوچکتر در نزدیکی عراق، کویت، و تعدادی از کشتیهای آسیبدیده؛
- و در هفتههای اخیر، گسترش لکهٔ نفتی نفتکش زمینگیرشدهٔ جنگلهای “کارولین بنزگی” (Caroline Bezengi) در منطقهٔ حفاظتشدهٔ جزایر الحلانی عمان.
در خارگ، یک شرکت تحلیل دریایی حجم نشت را در مقطعی حدود ۸۰ هزار بشکه برآورد کرد؛ اما منشأ آن – حمله، نقص فنی یا خرابی زیرساخت – روشن نشد. در عمان نیز نفتکش زمینگیرشده بیش از ۸۰۰ هزار بشکه نفت حمل میکرد، ولی این رقم ظرفیت محموله است، نه مقدار نفتی که تاکنون وارد آب شده است. تا اوایل اوت، سطح لکه در تصاویر ماهوارهای به حدود ۱۵۰ کیلومتر مربع رسیده بود و تحلیلگران اثری از عملیات مهار فعال در کنار کشتی نمیدیدند.
)نک:https://shorturl.at/LyWht و https://shorturl.at/nuIrd)
پس هنوز نمیتوان گفت در مجموع چند بشکه نفت وارد خلیج فارس و دریای عمان شده است. اما نبودِ عدد نهایی به معنای نبودِ فاجعه نیست؛ دقیقاً برعکس، ناتوانی در ارائهٔ یک عدد معتبر، خود نشانهای از عمق بحران اطلاعاتی و عملیاتی است.
جنگ نخست محیطزیست را تخریب میکند
حمله به پالایشگاه، انبار سوخت، بندر، خط لوله یا کشتی فقط یک هدف اقتصادی یا نظامی را از کار نمیاندازد. هر مخزن سوخته میتواند ابر بزرگی از دوده، ذرات معلق، اکسیدهای گوگرد، و نیتروژن و ترکیبات سرطانزایی مانند هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای ایجاد کند. این مواد در هوا باقی نمیمانند؛ همراه باران دوباره بر خاک، مزارع، رودخانهها و دریا فرود میآیند.
“باران سیاه” پس از حمله به تأسیسات نفتی تهران نمونهای از همین چرخه بود: آلودگی ابتدا به هوا رفت و سپس به شکل بارش آلودهٔ سیاه به زمین بازگشت. بقایای موشکها، پهپادها و مهمات نیز میتوانند فلزات سنگین و مواد منفجره را وارد خاک و رسوبات دریایی کنند. کشتیهای غرقشده، حتی اگر نفتکش نباشند، حاوی سوخت، روغن موتور، باتری، رنگهای ضد خزه، مواد شیمیایی و گاه مهماتاند.
کمیتهٔ بینالمللی صلیب سرخ تأکید کرده است که آثار محیطزیستی جنگ ممکن است سالها یا دههها پس از پایان درگیری ادامه یابد و سلامت و بقای غیرنظامیان را تهدید کند. “حقوق بینالمللی بشردوستانه” (International Humanitarian Law) نیز تخریب نامحدود محیطزیست را مجاز نمیداند. و اصول تمایز، تناسب و احتیاط دربارهٔ محیط طبیعی هم کاربرد دارند.
راهنمای حفاظت از محیطزیست در مخاصمات مسلحانه
)نک: https://shorturl.at/m8IuU)
امکان نظارت و اندازهگیری از بین میرود
برای سنجش واقعی یک نشتِ نفتی باید ضخامت لکه، نوع نفت، غلظت هیدروکربنها، مسیر جریان آب، رسوبات ساحلی، بافت آبزیان و میزان آلودگی زیستگاهها بررسی شود. این کار به هواپیما، کشتی نمونهبرداری، آزمایشگاه، نیروی متخصص و دسترسی ایمن نیاز دارد تا امکان مقابله با آسیبها صورت بگیرد. و این دقیقاً همان چیزهایی است که جنگ مختل میکند.
تصاویر ماهوارهای برای کشف آلودگی حیاتیاند، اما معمولاً فقط گسترهٔ سطحی لکه را نشان میدهند. یک لکهٔ بسیار وسیع ممکن است عمدتاً لایهای فوقالعاده نازک باشد، در حالی که لکهای کوچکتر میتواند شامل نفت غلیظ و بسیار مخرب باشد. بدون نمونهبرداری میدانی، تبدیل کیلومتر مربع به بشکه با عدمقطعیت بسیار بزرگ همراه است.
مطالعهٔ پژوهشگران دانشگاه فلوریدای جنوبی با استفاده از چند نوع حسگر ماهوارهای نشان داده است که آلودگی نفتی در مارس ۲۰۲۶ / اسفند- فروردینماه ۱۴۰۴ بهطوری محسوس از سطح زمینه بیشتر شده، در اطراف خارگ لکههای مداوم وجود داشته و در تنگهٔ خوران نشت کشتی به نزدیکی ذخیرهگاه حرا رسیده است. خود پژوهشگران نیز نوشتهاند که جنگ عملیات پاکسازی و دسترسی میدانی را مختل کرده است. مطالعهٔ ماهوارهای نشتهای جنگ ۲۰۲۶
)نک: https://shorturl.at/3slHe)
قطع یا محدود شدن اینترنت در ایران از ۲۸ فوریه/ ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا اواخر مه/ ۵ خرداد نیز انتقال تصاویر، گزارشهای محلی و ارتباط خبرنگاران را بهشدت دشوار کرد. تصاویر آلودگی شیدور، با وجود آنکه حادثه در آوریل / فروردین- اردیبهشت رخ داده بود، تازه در ماه مه / اردیبهشت- خرداد به بیرون رسید. ماهواره میتواند از بالا شاهد باشد، اما نمیتواند جای خبرنگار، زیستشناس، ماهیگیر و گروه نمونهبرداری در محل را بگیرد. تحلیل محدودشدن دسترسی رسانهای در ایران
(نک: https://shorturl.at/DqyZI)
جنگ عملیات مهار را نیز فلج میکند
مهار نفت نیازمند واکنش سریع است. باید منبع نشت بسته شود، بومهای مهار نصب شوند، نفت غلیظ با ”اسکیمر“ جمعآوری شود، سواحل حساس محافظت شوند و لاشهها یا مخازن آسیبدیده پیش از شکستن کامل ایمن شوند.
اما چه کسی کشتی امدادی را به منطقهای میفرستد که در آن کشتیهای تجاری هدف قرار میگیرند؟ کدام شرکت بیمه عملیات پاکسازی را پوشش میدهد؟ چگونه میتوان تجهیزات سنگین را وارد بندری کرد که زیر حمله یا محاصره است؟ و چه دولتی حاضر است در میانهٔ جنگ، اطلاعات دقیق دربارهٔ محل، ظرفیت و میزان آسیب تاسیسات نفتی خود را منتشر کند؟
پس از آسیبدیدن کشتی “شهید باقری”، نفت برای هفتهها به سوی جنگلهای حرا حرکت کرد، در حالی که بهدلیل ادامهٔ حملات امکان آغاز پاکسازی وجود نداشت. گزارش گاردین دربارهٔ تنگهٔ خوران
(نک: https://shorturl.at/PwVpA)
در خارگ نیز کارشناسان احتمال عملیات مؤثر پاکسازی در یک منطقهٔ فعالِ جنگی را ناچیز میدانستند. در عمان، مقامها ابتدا وضعیت نفتکش زمینگیرشده را پایش و به مالک آن دستور جابهجایی دادند، اما لکهٔ نفتی چند هفته بعد بهجای کوچکشدن بهشدت گسترش یافت.
این همان تناقض هولناک جنگ است: در لحظهای که نیاز به واکنش محیطزیستی بیش از همیشه است، ظرفیت واکنش به پایینترین سطح میرسد.
و سرانجام، فاجعه را از روایت عمومی حذف میکنند
رسانهها دربارهٔ این آلودگیها کاملاً سکوت نکردهاند. آسوشیتدپرس، گاردین، واشنگتنپست، لوموند، دویچهوله و نشریات علمی گزارشهایی منتشر کردهاند. اما این گزارشها پراکندهاند و بهندرت به یک روایت پیوسته و روزانه تبدیل شدهاند.
خبر جنگ معمولاً با تعداد حملات، تلفات، تحولات دیپلماتیک، قیمت نفت و باز یا بستهبودن تنگه هرمز روایت میشود. مرگ یک پرنده، آلودهشدن رسوبات یا کاهش تدریجی زادآوری ماهیها فوریت تصویری انفجار یک کشتی را ندارد. آثار محیطزیستی ممکن است چند ماه بعد آشکار شوند و پیوند علت و معلولی آنها نیازمند پژوهش طولانی باشد. همین تأخیر، آنها را برای چرخهٔ سریع خبر “کمجذابتر” میکند.
از سوی دیگر، نبودِ رقم قطعی بهانهای برای کنار گذاشتن موضوع میشود. رسانه میپرسد: دقیقاً چند بشکه؟ چند ماهی؟ چه میزان افزایش سرطان؟ و چون پاسخ فوری وجود ندارد، اصل بحران به حاشیه میرود. درحالیکه علم محیطزیست بارها نشان داده است که انتظار برای قطعیت کامل میتواند فرصت مهار را از بین ببرد.
مقالهای در نشریهٔ علمی “آمبیو” (Ambio) هشدار میدهد که خلیج فارس بهدلیل کمعمق و نیمهبستهبودن، گردش محدود آب، شوری و دمای بسیار بالا و فشارهای پیشین صنعتی، ظرفیت اندکی برای تحمل شوک تازه دارد. نفت و فلزات سنگین میتوانند بهجای پراکندهشدن، در رسوبات و بدن جانداران انباشته شوند. مانگروها، علفزارهای دریایی، آبسنگهای مرجانی و پهنههای گِلی- یعنی محل زادآوری و تغذیهٔ بسیاری از آبزیان- در معرض آسیب مزمن قرار دارند. مقالهٔ علمی دربارهٔ خطرهای جنگ برای خلیج فارس (نک: https://shorturl.at/H3qhX)
این فقط مسئلهٔ حیاتوحش نیست. اقتصاد ماهیگیری، امنیت غذایی، گردشگری، نیروگاههای ساحلی و آبشیرینکنهایی که آب شُرب میلیونها نفر را تأمین میکنند به سلامت همین دریا وابستهاند. آلودگی محیطزیستی در خلیج فارس میتواند بهسرعت به بحران آب، سلامت و معیشت تبدیل شود.
چه باید مطالبه کنیم؟
شکستن سکوت فقط با انتشار تصاویر تکاندهنده ممکن نیست. باید خواستههای مشخص و قابلاندازهگیری مطرح شود:
۱. ایجاد سامانهٔ عمومی و روزانه برای ثبت محل حملات، نوع کشتی، محموله، مقدار سوخت و وضعیت نشت؛
۲. دسترسی فوری کارشناسان مستقل، سازمانهای محیطزیستی و نهادهای سازمان ملل به مناطق آلوده؛
۳. انتشار عمومی تصاویر ماهوارهای، نتایج نمونهبرداری آب، رسوب، ماهی و آبزیان؛
۴. ایجاد گذرگاههای امن دریایی برای عملیات امداد و پاکسازی، مستقل از اهداف نظامی؛
۵. ممنوعیت حمله به نفتکشها، تاسیسات پتروشیمی، آبشیرینکنها و مناطق حفاظتشده؛
۶. تعیین مسئولیت مالی دولتها، نیروهای نظامی، مالکان کشتی و شرکتهای بیمه برای پاکسازی و جبران خسارت؛
۷. تشکیل صندوق منطقهای مستقل برای احیای حرا، شیدور، لاوان، خوران و سایر زیستگاههای آسیبدیده؛
۸. حفظ نمونهها و دادهها برای تحقیقات قضایی و مطالبهٔ خسارت پس از جنگ؛
۹. ایجاد بخش دائمی ”محیطزیست جنگ“ در رسانهها، نه گزارشهای پراکنده پس از هر حادثه؛
۱۰. مشارکتدادن ماهیگیران، جوامع ساحلی و کنشگران محلی در ثبت آلودگی و تصمیمگیری دربارهٔ احیا.
برنامهٔ محیطزیست سازمان ملل میگوید ارزیابی واقعی پس از بحران به کار میدانی، تحلیل آزمایشگاهی و فناوریهای پیشرفته نیاز دارد. اگر این ارزیابی به سالها بعد موکول شود، بخشی از شواهد از بین میرود و آلودگی در رسوبات، زنجیرهٔ غذایی و بدن انسانها تثبیت میشود. برنامهٔ ارزیابی محیطزیستی پس از بحران UNEP (نک: https://shorturl.at/uSntg)
وقتی محیطزیست قربانی خاموش نگهداشته شده است
طبیعت واقعاً خاموش نیست. لکههای نفتی، ماهیهای مرده، پرندگان پوشیده از نفت، باران سیاه و جنگلهای حرایی که در مسیر آلودگی قرار گرفتهاند، همگی سخن میگویند. آنچه آنها را خاموش میکند، ساختاری است که دادهها را پنهان، دسترسی را مسدود، پاکسازی را خطرناک و گزارش محیطزیستی را به حاشیه میراند. نباید اجازه داد نبود یک عدد نهایی به انکار فاجعه تبدیل شود. نباید منتظر بمانیم تا سالها بعد، هنگامی که نفت در رسوبات دفن شده، بیماریها ظاهر شده و معیشت جوامع ساحلی از بین رفته است، تازه دربارهٔ “میراث محیطزیستی جنگ” سخن بگوییم.
جنگ شاید با یک توافق سیاسی متوقف شود، اما نفتی که وارد مانگروها و رسوبات شده، فلزات سنگینی که در خاک مانده و گونههایی که زیستگاهشان را از دست دادهاند، هیچ آتشبسی را بهرسمیت نمیشناسند.
شکستن سکوت یعنی همین امروز محیطزیست را بخشی از گزارش جنگ، مذاکرات صلح، مسئولیت حقوقی و برنامهٔ بازسازی بدانیم – نه حاشیهای که پس از پایان همهچیز، اگر فرصتی باقی ماند، به آن بازگردیم.
***
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۶، مرداد ۱۴۰۵




