مصاحبۀ ویژۀ «بهسوی آینده» با رفیق «جو سیمز»، رهبر حزب کمونیست آمریکا – ترامپ و اطرافیانش ذهنیتی نوفاشیستی دارند
گاهنامۀ ”بهسوی آینده“ پس از تجاوز نظامی جنایتکارانۀ امپریالیسم آمریکا و دولت فاشیستی اسرائیل به ایران بر آن شد تا برای آگاهی هرچه بیشتر مردم ایران نظر رفقای رهبری حزب کمونیست آمریکا را در این باره جویا شود. ”بهسوی آینده“ موفق شد در نیمۀ مردادماه سال جاری با رفیق ”جو سیمز“، یکی از دو رهبر حزب کمونیست آمریکا مصاحبهای ویژه را برگزار کند. این مصاحبۀ مهم و خواندنی هماینک در برابر شماست.
پرسش: در آغاز مایلیم دیدگاهِ “حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا” (“CPUSA”) را دربارۀ وضعیت کنونی جهان و نقش و جایگاه امپریالیسم آمریکا در شرایط کنونی بینالمللی بهاختصار بیان کنید. اگر بخواهید سه ویژگی برجسته را برای توصیف وضعیت امروز جهان برشمارید، بهنظر شما مهمترین مشخصههای دوران کنونی کداماند؟
پاسخ: وضعیت کنونی جهان؟ این پرسشی بسیار گسترده و درعینحال دشوار است. دگرگونیهایی فراوان در جریان است و ما وظیفه داریم از شرایط مشخص، تحلیلی مشخص ارائه دهیم. با این حال، اگر بخواهم وضعیت کنونی را در یک جمله خلاصه کنم باید بگویم جهان در شرایطی بهشدت خطرناک قرار دارد.
از دیدگاه ما ــ و در اینجا باید با احتیاط سخن بگویم، زیرا در کشور ما گرایشی وجود دارد که گویی ایالات متحده مرکز جهان است ــ رشد خطر فاشیسم، هم در داخل آمریکا و هم در عرصهٔ بینالمللی مهمترین چالش است. پس از حمله آمریکا به ایران در هفتههای اخیر خطر گسترش جنگ در خاورمیانه بهطوری چشمگیر افزایش یافته است. در کنار آن، جنگ اوکراین، سیاستهای “جنگ سرد۲.۰” علیه چین، و خطرِ واقعیِ تلاش برای تغییر رژیم در کوبا، از مهمترین چالشهای پیشِ رویِ جهان بهشمار میروند. خطر وقوع جنگ جهانیای دیگر کاملاً واقعی است. کافی است بهیاد داشته باشیم “ساعت آخرالزمان” اکنون روی ۸۵ ثانیه مانده به نیمهشب قرار دارد؛ نزدیکترین فاصلهای که بشریت از زمان ایجاد این ساعت در سال ۱۹۴۷/ ۱۳۲۶ تا کنون به یک فاجعه نمادین جهانی داشته است.
افزون بر این، بحران زیستمحیطی نیز همچنان از تهدیدهای اساسیِ پیشِ رویِ بشریت است. در ایالات متحده نبودِ جنبش صلحی پایدار و فراگیر پس از نسلکُشی غزه همچنان یک چالشی جدی بهشمار میرود. هرچند اکثریتی قابلتوجه از مردم آمریکا با حملهٔ ترامپ به ایران مخالفاند، اما این مخالفت تا کنون به اقدامهایی عملی برای پایان دادن به جنگ منجر نشده است؛ البته با یک استثنای مهم در انتخاباتهای اخیر که در آن مخالفت با جنگ و نسلکشی در پیروزی نامزدهای مترقی در بسیاری از نقاط کشور نقشی مؤثر داشت.
پرسش: در سوم ژوئیه (۱۲ تیرماه ۱۴۰۵)، همزمان با آغاز تعطیلات دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، دونالد ترامپ درباره گسترش اندیشههای چپ و سوسیالیستی در ایالات متحده سخن گفت و کمونیسم را تهدیدی ایدئولوژیک برای کشور توصیف کرد. او اعلام کرد “کمونیسم تهدیدی مرگبار برای آزادی آمریکا” و “بزرگترین تهدید علیه کشور ما [آمریکا]” است. همچنین افزود: “ما کمونیستها را در کشورمان نمیخواهیم. این اندیشه هرگز موفق نبوده و هرگز هم موفق نخواهد شد.” آیا حزب کمونیست آمریکا این اظهارات را جدی میگیرد؟ آیا میتوان این رویکرد را بازگشتی به فضای مککارتیسم سالهای دهۀ ۱۹۵۰ / ۱۳۳۰ دانست؟ پیامدهای آن برای نیروهای کمونیست، چپ، و مترقی در آمریکا چیست؟
پاسخ: سیاستهای مبتنی بر “هراس از کمونیسم” سالهاست که یکی از ارکان تبلیغات حزب جمهوریخواه بهشمار میرود و همواره در گفتمان سیاسی این حزب حضور داشته است. در گذشته حتی باراک اوباما و جو بایدن نیز از سوی جمهوریخواهان به سوسیالیست بودن متهم میشدند. با این حال، ترامپ و جنبش “ماگا” این رویکرد را به مرحلهای تازه رساندهاند. ما این موج جدید کمونیستستیزی ماگا را تلاشی برای بسیج پایگاه اجتماعی و سیاسیاش و افزایش مشارکت هوادارانشان در آستانۀ انتخابات کنگره در ماه نوامبر [۱۲ آبانماه ۱۴۰۵] ارزیابی میکنیم.
آیا این وضعیت بهمعنای شکلگیری نوعی مککارتیسم جدید است؟ اکنون حزب جمهوریخواه در حال سازماندهی تحقیقات کنگره دربارۀ ارتباط ادعایی برخی گروههای چپ با چین است. بنابراین، بله، ما این روند را کاملاً جدی میگیریم. درعینحال، معتقد نیستیم چنین سیاستهایی حمایت گستردۀ افکار عمومی آمریکا را بتوانند جلب کنند. ضدکمونیسم، هرچند هنوز کاملاً از صحنه خارج نشده است، اما نسبت به گذشته تأثیر و نفوذی بسیار کمتر دارد. از بسیاری جهتها آمریکا امروز با گذشته تفاوت دارد و مردم این کشور را سادهلوح نمیتوان فرض کرد.
پرسش: روابط ایالات متحده و اسرائیل را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا افکارعمومی در آمریکا دربارۀ دولت فاشیستی اسرائیل در سنجش با سالهای گذشته تغییر کرده است؟
پاسخ: اسرائیل همچنان نقش نیروی نیابتی امپریالیسم آمریکا را دارد، نه برعکس. درک این واقعیت که کدام طرف در این رابطه نقش مسلط را دارد بسیار مهم است. برخی مدعی شدهاند نتانیاهو ترامپ را به حمله علیه ایران وادار کرده است، اما از دیدگاه ما چنین ادعایی بیشتر به یک افسانه شباهت دارد. درعینحال، تردیدی نیست که نسلکُشی در غزه تحولی بزرگ در افکارعمومی آمریکا بهوجود آورده است. در سال ۲۰۱۶/ ۱۳۹۵ میزان حمایت از اسرائیل ۶۲ درصد در برابر ۱۵ درصد حمایت از فلسطین بود. اما تا سال ۲۰۲۵/ ۱۴۰۴ حمایت از اسرائیل برای نخستین بار در نظرسنجیهای مدرن مؤسسهٔ “گالوپ” به کمتر از ۵۰ درصد کاهش یافت (۴۶ درصد حمایت از اسرائیل در برابر ۳۳ درصد حمایت از فلسطین). در اوایل سال ۲۰۲۶ [سال جاری میلادی] نیز “گالوپ” برای نخستینبار ثبت کرد که ۴۱ درصد آمریکاییها همدلی بیشتری با فلسطینیان دارند، در حالی که این رقم دربارۀ اسرائیلیها ۳۶ درصد است، تغییری که عمدتاً از تحول سریع دیدگاه نسل جوان و رأیدهندگان مستقل ناشی بوده است.
پرسش: هدفهای اصلی دوبار تهاجم نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در خلال مذاکرات هستهای و سپس حملههای نظامی آمریکا از هفتم ژوئیه به ایران پس از امضای ”تفاهمنامه“ میان ایران و آمریکا را چه میدانید؟ آمریکا و اسرائیل با تجاوز نظامی به ایران درپی دسترسی به چه هدفهایی در آسیای باختری هستند؟
پاسخ: این پرسشیست بسیار مهم. اگر هدف این حملات از میان بردن توانایی هستهای ایران بوده باشد، بهاحتمال زیاد نتیجهای معکوس به همراه خواهد داشت. پس از بهکار بردن چنین شیوههایی فریبکارانه در مذاکرات، چرا کشوری [ایران] باید دوباره به توافق با چنین طرف مذاکرهای اعتماد کند؟ در چنین شرایطی چه دلیلی وجود دارد که کشوری [ایران] از تواناییاش برای ایجاد بازدارندگیای هستهای صرفنظر کند؟ از دیدگاه ما، چنین رویکردی هیچ منطقی سیاسی یا راهبردیای دربر ندارد.
پرسش: آیا آمریکا و اسرائیل با حمله نظامی به ایران به اهداف خود دست یافتند؟ اگر نه، آینده تحولات را چگونه ارزیابی میکنید؟ رئیسجمهور ترامپ ایران را به حمله هستهای تهدید کرده بود. این تهدید را تا چه اندازه جدی میدانید؟
پاسخ : آیا اساساً کاخ سفید هدفی روشن را دنبال میکند؟ این همان پرسشی است که بسیاری مطرح میکنند و پاسخ آن ظاهراً بسته به این است که آقای ترامپ هر روز با چه تصمیمی از خواب بیدار شود.
اگر هدف [آمریکا و اسرائیل] از میان بردن توانایی ایران برای دستیابی به سلاح هستهای بوده باشد من نسبت به موفقیت آن تردید دارم، هرچند تنها گذر زمان پاسخ قطعی را میتواند روشن کند. بهاعتقاد من، بازگرداندن “غول هستهای” به درون بطری بسیار دشوار است. درنهایت، این مسئله تنها از طریق سیاسی قابل حل است و راهحل نظامی برای آن وجود ندارد. در مورد تهدیدهای ترامپ نیز باید بگویم که ما آنها را کاملاً جدی میگیریم. ترامپ و اطرافیانش ذهنیتی نوفاشیستی دارند و این توصیف از ذهنیت او و اطرافیانش هیچ اغراقی در خود ندارد. باید درک کرد که ما با سیاست بورژوایی بهمعنای متعارف آن روبهرو نیستیم. این نیروها ماهیتی متفاوت دارند.
پرسش: انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر [۱۲ آبانماه ۱۴۰۵] برگزار خواهد شد. پیشبینی شما از نتایج این انتخابات چیست؟ آیا نتایج انتخابات میتواند به محدود شدن اختیارات رئیسجمهور ترامپ، بهویژه در زمینۀ تصمیمگیری دربارۀ جنگ با ایران، منجر شود؟
پاسخ: بر اساس نظرسنجیهای سراسری، اگر انتخابات امروز برگزار میشد، نیروهای “ماگا” اکثریت خود را در مجلس نمایندگان از دست میدادند، زیرا “حزب دموکرات” در نظرسنجیها حدود پنج درصد برتری دارد. رقابت برای کسب اکثریت در سنا دشوارتر است، اما آن نیز دور از دسترس نیست. با این حال، هیچکس نمیداند آیا کاخ سفید نتایج انتخابات را خواهد پذیرفت یا خیر. این مسئله همچنان پرسشیست باز. ما در شرایطی بسیار خطرناک قرار داریم و باید خود را برای همۀ احتمالات آماده کنیم. نکتۀ مهم این است که جنبش ضد “ماگا” روزبهروز نیرومندتر میشود. همچنین جنبش کارگری نقشی فعالتر و مؤثرتر در عرصۀ سیاسی دارد، و این عامل [جنبش کارگری] در شکست دادنِ راستافراطیِ “ماگا” نقشی تعیینکننده خواهد داشت.
از فرصتی که برای به اشتراک گذاشتن دیدگاههایمان با مخاطبانتان فراهم کردید، سپاسگزاریم. همچنین خواهشمندیم احترام عمیق و همبستگی صمیمانۀ ما را به اعضای حزب تودهٔ ایران و مردم ایران ابلاغ کنید. ما با هم، و با طبقۀ کارگر و مردم جهان، بر چالشهای کنونی غلبه خواهیم کرد.
***
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۶، مرداد ۱۴۰۵




