به سوی آینده

پیشرفت برای چه کسانی؟ هوش مصنوعی در چنگال سرمایۀ انحصاری

ترجمۀ بهمن سپهری                       

در ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ (اول ماه مه ۲۰۲۶) وزارت دفاع ایالات متحده قراردادهای محرمانهٔ هوش مصنوعی با این هشت شرکت را نهایی کرد: “اوپن‌ای‌آی”، “گوگل”، “مایکروسافت”، “آمازون”، “انویدیا”، “اوراکل”، “اسپیس‌ایکس”، و “استارت‌آپ ریفلکشن اِی‌آی”. این توافق‌نامه‌ها قرار است ”مدل‌های زبانی‌ای بزرگ“ را در شبکه‌های سرّی نظامی به‌کار گیرند. تنها آزمایشگاه بزرگ هوش مصنوعی که از این لیست حذف شد “آنتروپیک” بود که به‌دلیل اصرار بر وجود سازوکارهای ایمنی و محدودیت‌های حفاظتی از سوی دولت ترامپ در فهرست سیاه قرار گرفت. پیام کاملاً روشن بود: این فناوری در خدمت ماشین جنگی قرار خواهد گرفت و هر کسی که حتی حداقل تدابیر ایمنی را مطالبه کند حذف خواهد شد. همین یک رویداد منطقِ “هوش‌مصنوعیِ مولد” در چارچوب سرمایه‌داری امپریالیستی را بسیار دقیق‌تر از هر بحثی فنی دربارهٔ “توهم‌زایی” یا “قابلیت اعتماد”  این فناوری آشکار می‌سازد.

واکنش‌هایی فزاینده علیه “هوش‌مصنوعیِ مولد”، “هوش‌مصنوعی”‌ای که اکنون در کلاس‌های درس، در جنبش‌های کارگری، در گروه‌های هنری و جوامعی که با ساختِ “مراکز داده” مبارزه می‌کنند آشکار شده است و اغلب به‌منزلهٔ واکنش به فناوری‌ای‌ که به‌درستی مدیریت نشده است مطرح می‌شود. این چارچوب‌بندی ناکافی است. “هوش‌مصنوعیِ مولد” سوءِ‌مدیریت نشده است، بلکه با انسجامی بی‌رحمانه در راستای منافع انحصارهای فناوری‌ای که مالک آن هستند، آن را به‌کار می‌گیرند و از آن سود می‌برند، مدیریت شده است. آسیب‌های ناشی از آن انحراف نیستند، بلکه سیستمی هستند که دقیقاً مطابق با خواست‌های روابط تولید عمل می‌کنند.

تمرکز سرمایه این روایت‌ها را روشن‌تر می سازد. در سال ۲۰۲۶، بر اساس برآورد بانک جهانی “یو‌بی‌اس” (UBS)، تنها چهار شرکت برنامه‌ریزی کردند تا بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار در فناوری هوش مصنوعی سرمایه گذاری کنند: “آمازون” حدود ۲۰۰ میلیارد دلار، “آلفابت” ۱۹۰ میلیارد دلار، “مایکروسافت” ۱۹۰ میلیارد دلار، و “متا” بین ۱۲۵ تا ۱۴۵ میلیارد دلار. هزینه‌های سرمایه‌ای جهانی در حوزهٔ هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ (۱۴۰۹) به ۱٫۳ تریلیون دلار خواهد رسید. مطالعات “مؤسسه‌ای در دانشگاه فناوری ماساچوست” (MIT) نشان داد که ۹۵ درصد پروژه‌های آزمایشی “هوش‌مصنوعیِ مولد” در شرکت‌ها سودآوری‌ای چندان قابل‌ملاحظه ایجاد نمی‌کنند. ماهیت سوداگرانهٔ این سرمایه‌گذاری‌ها نقصی در یک فرایند منطقی نیست. این همان انباشت برای انباشت است، اجبارِ کلاسیکِ سرمایه‌داری برای گسترشِ مداوم فارغ از هرگونه کارکردِ مولدِ واقعی به امید دست یافتن به موقعیتی انحصاری و انتقال بارِ بحرانِ اجتناب‌ناپذیر به‌دوشِ کارگران و مردم.

تهاجم به نیروی کار نیز به همان اندازه سیستماتیک است. در شش ماه نخست سال ۲۰۲۵/ ۱۴۰۴ تعداد ۷۷ هزار و ۹۹۹ شغل در بخش فناوری حذف شد که مستقیماً به نتیجهٔ به‌کارگیری هوش مصنوعی نسبت داده شدند. بانک‌های وال‌استریت نیز برنامه‌هایی را برای حذف ۲۰۰ (دویست) هزار شغل طی سه تا پنج سال آینده اعلام کرده‌اند. “مجمع جهانی اقتصاد” پیش‌بینی می‌کند تا سال ۲۰۳۰/ ۱۴۰۹ در نتیجهٔ به‌کارگیری هوش مصنوعی، اتوماسیون، و تحول‌های مرتبط با آن‌ها در بازار کار ۹۲ میلیون شغل در سراسر جهان جابه‌جا شوند. در هند این ویرانی دقیقاً در بخشی متمرکز شده است که کم‌ترین توان جذب را دارد. ”شرکت خدمات مشاوره تاتا“ در ژوئیهٔ ۲۰۲۵ (۱۴۰۴) ۱۲هزار و دویست نفر از کارکنانش را اخراج کرد. در چرخهٔ استخدام سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵(۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴) بزرگ‌ترین صادرکنندگان نرم‌افزار هند فقط ۷۰ تا ۸۰ هزار مهندس فارغ‌التحصیل را جذب کردند که کم‌ترین تعداد استخدام در دو دههٔ گذشته بوده است. این در حالی است که هر سال حدود ۵/۱ میلیون فارغ‌التحصیل [رشتهٔ مهندسی] وارد بازار کار می‌شوند. نسبت‌ها واقعیت را به‌وضوح آشکار می‌کنند، به‌این معنا که برای هر فرصت شغلی بیست متقاضی وجود دارد، آن هم در بخشی که قرار بود موتور اشتغالِ طبقهٔ متوسط در هند باشد.

هولناک‌تر از همه اینکه “هوش‌مصنوعیِ مولد” در زنجیره‌های کشتار نظامی به‌طور مستقیم ادغام شده است. در غزه ارتش اسرائیل دو سامانهٔ هوش مصنوعی به‌نام‌های “لاوندر” (Lavender) و “گاسپل” (Gospel) را برای خودکار ساختن شناسایی و هدف‌گیری فلسطینی‌ها به‌کار گرفت. سامانهٔ “گاسپل” روزانه ۱۰۰ (صد) هدف برای هدف‌ گرفتن و بمباران شناسایی می‌کرد؛ درحالی که تحلیلگران در زنجیره‌های کشتار نظامی بدون سامانهٔ هوش مصنوعی با روش‌های سنتی ممکن بود در طول یک سال تمام فقط ۵۰ (پنجاه) هدف را بتوانند شناسایی کنند. سامانهٔ “لاوندر” پایگاهی داده‌ای‌ای شامل ده‌ها هزار مرد فلسطینی را که به‌منزلهٔ هدف علامت‌گذاری شده بودند با نرخ خطای تقریباً ۱۰ درصد گردآوری کرد. منابع نظامی فاش کردند که برای هر نیروی عملیاتی رده‌پایینی که به‌وسیلهٔ “لاوندر” به‌منزلهٔ هدف مشخص می‌شد، ارتش مجوز کشتن ۱۵ تا ۲۰ غیرنظامی را صادر می‌کرد. بازبینی انسانی هر هدف نیز به‌گفتهٔ یکی از افسران اطلاعاتی تنها «۲۰ ثانیه تأیید» بود که تنها یک مُهر تأیید تشریفاتی به‌شمار می‌رود.

عملیات “خشم حماسی” دولت آمریکا علیه ایران نشان داد غزه یک استثناء نبوده است. زنجیره‌های کشتار مبتنی بر هوش مصنوعی اکنون در دکترین نظامی امپریالیستی گنجانده شده‌اند. هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶ (۹ اسفندماه ۱۴۰۴) حملهٔ خود به ایران را آغاز کردند “سیستم هوشمند هدف‌گیری ماون” ساخت شرکت “پالانتیر” که سامانهٔ هوش مصنوعی شاخص پنتاگون است، امکان هدف‌گیری‌ای بیش از ۱۰۰۰ (هزار) هدف را در ۲۴ ساعت نخست فراهم کرد. تا اواسط مارس ۲۰۲۶/ حدود ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۴ امکان هدف‌گیری‌ از ۶۰۰۰ (هزار) هدف فراتر رفت. این سیستم زنجیرهٔ کشتار را از چند ساعت به چند دقیقه کاهش داد و فهرست‌های اولویت‌بندی‌شدهٔ اهداف را سریع‌تر از آن‌که اپراتورهای انسانی بتوانند بررسی کنند تولید کرد. از جمله پیامدهای این روند تخریب مدرسهٔ ابتدایی “شجرهٔ طیبه” در شهر “میناب” در همان روز نخست حمله بود. برآورد می‌شود یک موشک کروز تاماهاک آمریکایی این مدرسه را هدف قرار داده باشد و دست‌کم ۱۷۰ دانش‌آموز را به‌قتل رسانده باشد. در فوریهٔ ۲۰۲۵/بهمن‌ماه ۱۴۰۳ “گوگل” بی‌سروصدا تعهد صریحش به عدم توسعهٔ هوش مصنوعی برای سلاح‌ها یا نظارت را از وب‌سایت عمومی‌اش حذف کرد. این سیر حرکت از اتاق‌های هیئت‌مدیرهٔ “سیلیکون‌ولی” تا فهرست‌های کشتار خودکار، انحرافی از فناوری نیست، بلکه تحقق کارکرد آن در چارچوب منافع و سیاست‌های امپریالیسم است.

هزینه‌های زیست‌محیطی سرسام‌آور هستند.  پیش‌بینی می‌شود مصرف برق مرکز‌های داده جهانی تا سال ۲۰۲۶، به ۱,۰۵۰ تراوات ساعت برسد. یعنی بیش از دو برابر ۴۶۰ تراوات‌ساعتی که در سال ۲۰۲۲ / ۱۴۰۱ مصرف شد. تنها مصرف آبِ سیستم‌های هوش مصنوعی می‌تواند در سال ۲۰۲۵ به ۷۶۵ میلیارد لیتر برسد. ردِ پای کربن آن نیز در  سال ۲۰۲۵ بین ۳۲ تا ۸۰ میلیون تُن “دی‌اکسیدکربن” برآورد می‌شود. این هزینه‌ها در همهٔ بخش‌های جامعه، زیرساخت‌های شبکهٔ برق، و اقلیم جهانی، توزیع می‌شوند، در حالی که سودِ حاصل از آن به همان تعداد اندک  شرکت‌ها می‌رسد. در سه‌ماههٔ دوم سال ۲۰۲۵، فعالان در ایالات متحده موفق شدند پروژه‌های مرکزهای “داده‌”‌ای به‌ارزش ۹۸ میلیارد دلار از پروژه‌های مرکزهای داده از ویرجینیا گرفته تا ایندیانا و آریزونا را متوقف کنند، زیرا مردم ساکن این منطقه‌ها با واقعیت معنای “زیرساخت هوش مصنوعی” برای آب، قبض‌های برق، و زمین‌های‌شان روبه‌رو شدند.

در همین حال، این فناوری علیه آسیب‌پذیرترین افراد به‌کار گرفته می‌شود. محتوای “دیپ‌فِی‌ک” ( “جعل عمیق”/ “واقع‌نمایی کاذب”) از ۵۰۰ هزار فایل در سال ۲۰۲۳ / ۱۴۰۲ به حدود ۸ میلیون مورد در سال ۲۰۲۵ / ۱۴۰۴ افزایش یافته است. بین ۹۶ تا ۹۸ درصد از همه ویدئوهای “دیپ‌فیک” تصویرهایی جنسی از افراد هستند بدون رضایت‌شان و ۹۹ تا ۱۰۰ درصد قربانیان زن هستند. تقلب‌های دانشگاهی مرتبط با هوش مصنوعی اکنون ۶۰ تا ۶۴ درصد از همهٔ موارد تقلب در آموزش عالی در سطح جهان است. کلاهبرداری‌های مبتنی بر دیپ‌فیک در یک فصل سال بیش از ۲۰۰ میلیون دلار خسارت مالی به‌وجود آورده‌اند. این‌ها پیامدهایی ناخواسته نیستند، بلکه محصولات اجتناب‌ناپذیر فناوری‌ای هستند که بدون سازوکارهای حفاظتی منتشر شده‌اند زیرا استفاده از این سازوکارها سرعت انباشتِ سرمایه را کاهش می‌دهد.

هیچ‌کدام از این‌ها به دلیل شکستن مقررات اتفاق نمی‌افتد. این اتفاق‌ها به این دلیل رخ می‌دهند که خودِ سازوکارهای تنظیم‌گری به‌تصرف درآمده‌اند. اکنون بیش از ۴۵۰ سازمان در ایالات متحده در حوزهٔ هوش مصنوعی لابی می‌کنند در حالی که این تعداد در سال ۲۰۱۶ / ۱۳۹۵ تنها ۶ مورد بودند. شرکت “متا” در سال ۲۰۲۵ / ۱۴۰۴ یک “سوپر پَک” (کمیتهٔ مخصوص با اهداف کار سیاسی) با ده‌ها میلیون دلار سرمایه ایجاد کرد تا با مقررات‌گذاری ایالتی در حوزهٔ هوش مصنوعی مقابله کند. ایالات متحده هیچ قانون فدرال جامعی برای هوش مصنوعی ندارد. در اروپا، پیشنهادهای “دیجیتال اُمنی‌بوسِ” کمیسیون اروپا تهدید می‌کنند که پیش از اجرای کامل قانون هوش مصنوعی (AI Act) و “مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا” (GDPR)  ) را تضعیف کنند. در سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۴) ۶۹ درصد جلسه‌های کمیسیون اروپا با گروه‌های تجاری برگزار شد و تنها ۱۶ درصد با گروه‌های جامعهٔ مدنی و سازمان‌های غیردولتی بود. دستگاه نظارتی پیش از تصویب هرگونه مقررات معناداری تسخیر شده است. در سرمایه‌داری نولیبرال، دولت از قدرت لازم برای تنظیم بازار برخوردار نیست. دولت در خدمت سرمایه عمل می‌کند.

با این حال، واکنش‌ها دیگر به اظهارنظرها محدود نیست. در فوریهٔ ۲۰۲۶/اسفند ۱۴۰۴ صدها نفر در یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌ها علیه هوش مصنوعی که تا کنون دیده شده است از مقابل دفترهای مرکزی شرکت‌های “اوپن‌ای‌آی”، “گوگل دیپ‌مایند”، و “متا” در لندن راه‌پیمایی کردند. در ایالات متحده ائتلافی غیرمنتظره از فعالان کارگری، سوسیالیست‌های دموکرات، رهبران مذهبی، و حتی بخش‌هایی از جناح راست سیاسی، اعلامیه‌ای را در حمایت از “هوش مصنوعی انسانی” امضا کردند. نظرسنجی مؤسسهٔ “پیو ریسرچ” در سال ۲۰۲۵ نشان داد که تعداد آمریکایی‌های نگران از افزایش استفاده از هوش مصنوعی در زندگی روزمره پنج برابر بیشتر از کسانی است که نسبت به آن شور و اشتیاق دارند. دانشجویان دانشگاهی در ورودی سال ۲۰۲۶ در پاسخ به این‌ سؤال که چرا از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده نمی‌کنند؟ دلیل اصلی‌ استفاده نکردن‌شان را این‌گونه بیان کردند: “فکر می‌کنم مهم است که خودم این کار را انجام دهم.” این “فناوری‌هراسی” نیست، بلکه مقاومت غریزی شاغلان، دانشجویان، و جوامع در برابر فناوری‌ای‌ است که به‌وسیلهٔ طبقه‌ای که قصد به اشتراک گذاشتن دستاوردها را ندارد علیه منافع آنان استفاده می‌شود.

قیاس با حباب شرکت‌های “دات‌کام” آموزنده است. وقتی آن حباب ترکید سرمایهٔ سفته‌باز را نابود کرد، ولی زیرساخت اینترنتی‌ای که انحصارهای فناوری فعلی و نظارت فراگیر بر آن بنا شده بود را به‌جا گذاشت. حباب هوش مصنوعی هر زمان که اصلاح شود زیرساختی دائمی از خود به‌جا خواهد گذاشت، به‌این معنی که مرکزهای داده‌ای‌ که آب و برق را می‌بلعند، بازار کاری که از مشاغل در سطح مبتدی‌ها تهی شده است، دستگاه نظامی با زنجیره‌های کشتار خودکار و یک معماری نظارتی‌ که تنها به دلیل کاهش بهای سهام برچیده نمی‌شود. در سرمایه‌داری آوار به‌جا مانده از هر چرخهٔ سفته‌بازی، پایه و اساس چرخهٔ بعدی انباشت و استثمار را تشکیل می‌دهند.

هیچ‌یک از این‌ها به‌معنای قضاوت در مورد هوش مصنوعی به‌خودیِ‌خود نیست. هوش مصنوعی ظرفیت عظیمی برای پیشرفت انسانی دارد: در تشخیص‌های پزشکی، در مدل‌سازی اقلیمی، در کشف مواد جدید، و در برنامه‌ریزی برای پاسخ‌گویی به نیازهای انسانی به‌جای به حداکثر رساندن سود خصوصی. مشکل خودِ فناوری نیست. مشکل این است که چه اتفاقی رخ می‌دهد وقتی چنین فناوری‌ای قدرتمند در اختیار الیگارشی‌ای انحصارطلب با پیوندهایی عمیق با ماشین جنگی امپریالیستی فاقد هرگونه پاسخ‌گو بودن دموکراتیک و داشتن هر انگیزه‌ای برای اجتماعی‌کردن هزینه‌ها و خصوصی‌سازی منافع قرار می‌گیرد. مقاومتی که اکنون در حال شکل‌ گرفتن است از خط تولید کارخانه‌ها تا درون دانشگاه‌ها و جوامع پیرامون مرکزهای داده‌پردازی، تنها زمانی مؤثر خواهد بود که این واقعیت قبول شود که مسئله مبارزه با ماشین‌ها نیست، بلکه مبارزه با طبقه‌ای است که مالک این ماشین‌هاست.

نوشتهٔ باپا سینها (Bappa Sinha)

[منبع:نشریه ”دموکراسی خلقی“ (People‘s Democracy)، ارگان رسمی حزب کمونیست هند (مارکسیست)،۱۰ خردادماه ۱۴۰۵ (۳۱ مه ۲۰۲۶)]

https://shorturl.at/Hflk1

به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۶، مرداد ۱۴۰۵

***

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا