تجربههای کودتای ۲۸ مرداد را فراموش نکنیم
کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ از جمله اقدامهایی تجاوزکارانه در کشورمان بود که تحولهای پس از آن در تاریخ میهنمان تأثیری سرنوشت ساز داشته است. اقدام به این کودتا نتیجهٔ توطئهٔ مشترک امپریالیستهای آمریکا و انگلستان با هدف سرنگون کردن دولت ملی مصدق و از علتهای اصلی آن اعلام ملی شدن صنعت نفت ایران از سوی دولت مصدق بود اقدامی که کنترل منابع نفتی کشور را در اختیار دولت ایران قرار میداد. دوران پیش و پس از ملی شدن صنعت نفت تا کودتای ۲۸ مرداد از تحولهایی فراوان و پیچیدهٔ سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی آکنده بود. کودتای ۲۸ مرداد را در واقع فقط تغییر ساده و معمول یک دولت نباید در نظر گرفت، بلکه این کودتا نقطهعطفی در اقدامها و رویدادهایی بود که نشان داد استعمارِ کهنِ انگلستان و استعمارِ نوِ آمریکا از هر گونه توطئهای استفاده کردند تا با بهشکست کشاندنِ جنبش مردمی تودهها و زحمتکشان ایران بر سیاست و نفت ایران سلطهٔ خود را بدون خدشه و بهطور پایدار تثبیت کنند. کودتای ۲۸ مرداد همچنین بخشی مهم از سیاستهای ژئوپولیتیکیِ (سیاسیجغرافیاییِ) امپریالیسم در “دوران جنگ سرد” در عرصهٔ بینالمللی از یک سو و بهضدِ رشد سیاسی و سازمانی حزب تودهٔ ایران از سوی دیگر بود. سندهای منتشر شدهٔ سازمان “سیا”، انتشاری هرچند ناقص، عمق توطئههای طولانیمدت امپریالیسم بهضدِ مردم میهنمان را افشا کرده است. بنا بر نوشتهٔ “اسکات – ای – کخ” که برگرفته از این سندهاست، در اوج “جنگ سرد” نفوذ در خاورمیانه بهطورکلی و در مورد مسئلهٔ ایران بهطورخاص، در زمرهٔ هدفهای استراتژیکِ (راهبردیِ) عمدهٔ واشنگتن مبارزهٔ ایدئولوژیک و ژئوپولیتیک بهضدِ اتحاد جماهیر شوروی بود۱. در ماه مارس سال ۱۹۵۱ (فروردینماه ۱۳۳۰) در پیشنویسِ پیشنهادِ سیاسی به “شورای امنیت ملی آمریکا” نیز پیشنهاد شده بود ایران بهدلیل دارا بودن منابع و موقعیت استراتژیک میبایستی هدفی در “برنامههای توسعهٔ شوروی در نظر گرفته شود” و ادامه می دهد اگر ایران تحت سلطهٔ شوروی قرار گیرد، استقلال همه کشورهای دیگر خاورمیانه مورد تهدید قرار خواهد گرفت۲.
این نوشته بهروشنی اعتراف میکند هدف اصلی سیاست آمریکا در مورد ایران علاوه بر تضمین دسترسی به نفت، جلوگیری از سلطهٔ شوروی بر ایران و تقویتِ ارتباط ایران با جهان “آزاد” است. در ادامه نیز با اشاره به ضعفِ دولت [دولت مصدق] و در صورت پیش آمدن موقعیتی اضطراری، روی کار آمدن دولتی “دست نشانده” و طرفدار شوروی را احتمال میدهد و اینکه حزب تودهٔ ایران گزینهٔ این احتمال خواهد بود (همانجا).
چنین رویکردی از سوی امپریالیسم آمریکا برآمده از ویژگیهای تاریخی سالهای پیش از کودتا بود که تحت تاثیرِ رشدِ بیسابقهٔ جنبش کارگری و حزب طبقهٔ کارگر (حزب تودهٔ ایران) و جنبش آزادیخواهی و ضد استعماری قرار داشت. در این سالها دهها هزار کارگر، دانشجو ، هنرمند، شاعر، نویسنده، و دانشمند، سازمانهای زنان و دانشجویان و جوانان تحت تأثیر افکار مترقی و بالنده حزب تودهٔ ایران ، به این حزب گرویدند تا تحولهایی بنیانی و عدالتجویانه را در کشور بتوانند بهوجود آورند. در این دوران به دلیل غارت کشور توسط استعمار انگلستان و پس از ملی شدن صنعت نفت و رشد افکار ملی گرایی، بخشی عمده از سرمایهداری ملی نیز به صفهای مقاومت در برابر استعمار انگلستان پیوستند.
با ملی شدن صنعت نفت ایران، انگلستان که دههها از طریق قراردادهای غارتگرانه و شرکت نفت “ایران و انگلیس” به ثروتهایی نجومی دست یافته بود ابتدا با محاصرهٔ اقتصادی و وارد آوردن فشارهای بینالمللی تلاش کرد دولت مصدق را به عقبنشینی وادار کند. ولی زمانی که با مقاومت مصدق و پشتیبانی مردمی از او روبرو شد، توطئهٔ نظامی وسرکوب را در دستورکار خود قرار داد. آمریکا نیز که تا آن زمان چهرهای به ظاهر بیطرف در سیاست از خود نشان داده بود و مورد اعتماد مصدق نیز بود، بهدلیل ترس از نفوذ شوروی و از دست دادن منابع نفتی در ایران درعمل نه تنها به انگلستان پیوست، بلکه خود پیشگام در عملیات نظامی و طراحی کودتا علیه مصدق شد. در سندهایی که از سوی سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) منتشر شدهاند این موضوع را افشا کرد که عملیات کودتا با نام “آژاکس” و مشارکت مستقیم سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلستان طراحی و تأمین مالی شده بود. محتوای این سندها تأییدی بود بر تحلیلهای حزب تودهٔ ایران، تحلیلهایی که همواره بر نقش مخرب و تعیین کنندهٔ امپریالیسم در تعیین سرنوشت کشورمان تاکید داشتهاند. از سویی دیگر انتشار این سندها، هرچند با حذف و سانسور بخشهایی از آنها صورت گرفت، جزییاتی بیشتر دربارهٔ برنامهریزی و بهانجام رساندن کودتا ارایه میکند و از رازهایی پنهان همچون نقش خائنانهٔ روحانیت، نفش خائنانهٔ برخی فرماندهان ارتش، نقش ارتجاع داخلی، دربار، و زمینداران بزرگ پرده برمیدارد. این سندها بهویژه از نقش آیتاله کاشانی نیز پرده برمیدارد. آیتاله کاشانی از ماهها پیش از کودتا نه تنها با سفیر آمریکا بلکه با ماموران “سیا” دیدارها و گفتوگوهایی داشته است. بر اساس گزارش این سندها، آیتاله کاشانی در این دیدارها و گفتوگوها حمایت آمریکا از انگلستان را بهچالش میکشید و میگوید که هدف از فعالیتهای او جلوگیری از درگیر شدن خاورمیانه در یک جنگ جهانی سوم و جلوگیری از گسترش کمونیسم در ایران است۳.
پس از ملی شدن صنعت نفت ایران و در بحبوحهٔ فشارهای اقتصادی و سیاسی انگلستان و آمریکا بر ایران، حزب تودهٔ ایران یگانه نیروی واقعی پشتیبانی از مصدق بود و بارها با هشدار دربارهٔ وجود توطئهچینیهای امپریالیسم برای انجام کودتا مقابله با این توطئهها از سوی مصدق را خواستار شد و درعینحال تلاش کرد با تقویت جبههٔ ضد امپریالیستی از هرگونه حرکت و اقدامی بر ضد مصدق جلوگیری کند. در روز۶ آوریل ۱۹۵۳ (۱۷ فروردینماه ۱۳۳۲) سفارت آمریکا در گزارش اطلاعاتی شماره ۱۸۵ خود به واشنگتن نوشت در این روز نشریهٔ “شجاعت” با اخطار در مورد احتمال انجام کودتا دستورالعملهای حزب توده (ایران) در مورد فعالیتهای آن درصورت کودتا علیه مصدق را انتشار داده است که در آن دستورالعملها آمده است:
۱. مراقب کودتای احتمالی از سوی دربار سلطنتی و گروههای مخالفِ مصدق باشید.
۲. در صورت بروز مشکل، آمادهٔ دفاع از دولت مصدق باشید.
۳. همهجا برای یک جبههٔ ضد امپریالیستی تبلیغ کنید، اما در برابر هرگونه بیانیهای که ممکن است مردم را علیه مصدق برانگیزد، مقابله کنید۴.
اما در این دوران مصدق بهدنبال حمایت آمریکاییها در مقابل انگلستان بود. اسکات کخ مینویسد: “او [مصدق] نیز مانند بسیاری از کشورهای جهان سوم پس از جنگ جهانی دوم ایالات متحده را قدرتی ضدِ استعماری میدید. … وزیر امورخارجه، آچسون، معتقد بود بریتانیاییها بیش از حد درگیر منافع نفتی خود هستند و لندن بهطورکامل تهدید گستردهتر کمونیستی را درک می کند. او ( آچسون)، سقوط مصدق را بخشی مهم از راهحل مشکل نفوذ شوروی در خاور میانه میدید ( اسکات کخ، صفحه ۹).
در روزهای بحرانی ۲۵ تا ۲۸ مرداد نیز حزب تودهٔ ایران که هشدار کودتای احتمالی را در روز ۲۵ مرداد به مصدق داده بود و کودتا در این روز با شکست روبرو شد، واکنشِ مردم و حضور آنان در خیابانها علیه کودتاچیها را خواستار شد. سفارت آمریکا [در تهران] در همین مورد و در تلگراف خود به وزارت خارجه آمریکا نوشت:
اهمیت موضوع به این واقعیت برمیگردد که “شجاعت”، روزنامهٔ اصلی حزب توده (ایران)، تنها روزنامهای است که ادعای کودتای امروز صبح را مطرح کرده و از دولت درخواستِ مقابله با کودتا را داشت و از بسیاری از کودتاچیهای منتسب به نیروهای مسلح [ارتش] نام برده است. همین روزنامه در ۱۳ اوت ( ۲۲ مرداد) قریبالوقوع بودن کودتا را اعلام کرد. … “شجاعت” گفت [نوشت] که مصدق از توطئه در عصر جمعه مطلع شد و کودتاچیها با آگاهی یافتن از این موضوع اقدام خود را بهتعویق انداختند. … پس از ملاقات شاه با شوارتسکف، در۹ اوت ( ۱۸ مرداد)، مقدمات لازم فراهم شد. … روز جمعه سرهنگ انصاری به گارد شاهنشاهی دستور آمادهباش داد. در ۱۴ اوت (۲۳ مرداد)، همان روزنامه [“شجاعت”] نوشت که برخی از فرماندهان ارتش با شاه همدست بودهاند و مقدمات کودتا فراهم شده است. [این] روزنامه ادعا کرده است که کاشانی [آیتاله کاشانی] در این توطئه دست داشته است۵.
در بین روزهای ۲۶ تا ۲۸ مرداد، هزاران تن از هواداران حزب [تودهٔ ایران] و سایر نیروهای ملی در میدانهای بزرگ تهران گرد آمده و شعارهایی در حمایت از دولت ملی [مصدق] و استقلال ایران سردادند. با این وجود و بهرغم تماسهای مداوم و مستقیم رهبری حزب تودهٔ ایران بهمنظور دادن فراخوان علیه کودتاچیها، مصدق نه تنها حاضر نشد از موج عظیم مردمی در مقابله با کودتا استفاده کند، بلکه تحت فشار سفارت آمریکا [در تهران]، نیروهای وفادار به خود را از خیابانها جمع کرد و اجازهٔ مقابلهٔ آنان با کودتاچیها را نداد. در روز ۲۸ مرداد کودتاچیها با پول و سلاح آمریکایی به جان مردم افتادند و صدها نفر از انقلابیهای میهن را به خاک و خون کشیدند. ارتش بهدستور فرماندهان وابسته به دربار وارد خیابانها شده و ساختمان نخستوزیری را بهآتش کشید.
کودتای ۲۸ مرداد فقط دولت ملی مصدق را سرنگون نکرد، بلکه روندِ استقلال اقتصادی و سیاسی ایران را نیز بهتعویق انداخت. با بازگشت شاه به قدرت، سرکوب خشن و جنایتکارنه علیه آزادیخواهان کشور آغاز شد و در پی آن ایران را به یک کشور وابسته و نوکر بیقیدوشرط امپریالیسم آمریکا تبدیل کرد. با ایجاد سازمان اطلاعات و امنیت مخوف ساواک در همکاری با آمریکا نیز استبداد قرونوسطایی و محدودیتهای سیاسی خفقانآور بیش از ۲۵ سال بر کشورمان حاکم شد. با پیروزی کودتا رژیم شاه که حزب تودهٔ ایران را یکی از نیروهای راستین ضدِ سلطنت و ضدِ دیکتاتوری می دید، هزاران تودهای مبارز و آزادیخواه را دستگیر کرد. بسیاری از آنان پس از محاکمههایی فرمایشی به زندانهایی طولانیمدت و یا تبعید محکوم شدند. افسران میهنپرست عضو حزب تودهٔ ایران نیز در بیدادگاه های رژیم محاکمه شده و به جوخههای اعدام دژخیمان شاه سپرده شدند. در پی کودتای ۲۸ مرداد زندانهای شاه از کسانی پر شد که تنها جرمشان دفاع از آزادی، عدالت اجتماعی، و استقلال سیاسی و اقتصادی میهنشان ایران بود. کودتای ۲۸ مرداد در کنار فاجعهای که علیه مردم میهنمان بهوجود آورد، درسهایی گرانبها نیز برای نیروهای مترقی و مبارزان راه آزادی و استقلال کشور بههمراه داشت که در شرایط کنونی کشورمان نیز همچنان اعتبار دارند و در مورد وضعیت کنونی نیز صدق میکنند. کودتا نشان داد که امپریالیسم هرگز از توطئه دست برنمیدارد و هرگاه ملتی برای استقلال و حق تعیین سرنوشت خویش بهپا خیزد، با وارد آوردنِ فشارهای اقتصادی و سیاسی، تهدیدهای نظامی، تحریمها، و کودتا به مقابله درمیآید یعنی همان فشارها و سرکوبهایی که بسیاری از کشورهای جهان شاهد بودهاند و تجربهها کردهاند. کودتا در کشور ما نشان داد بدون اتحاد و مشارکت گسترده نیروهای مترقی و تودههای زحمتکش و با تکیه فقط بر قشرهای میانی و رهبران مصالحهجو، یک جنبش و یا انقلاب نمی تواند به به همه اهداف خود دست یابد. مصدق بهرغم صداقت و خدمتگزاریای که در ادارهٔ امور مردم داشت ماهیت امپریالیسم بهویژه آمریکا و ارتجاع داخلی را نتوانست درک کند و بههمین دلیل نتوانست از فرصت طلاییای که پیش آمده بود استفاده کند. تنها مبارزه آگاهانه و سازمان یافته میتواند پیروز شود و اینکه رهایی واقعی کشورمان در گروِ مبارزهٔ طبقاتی و اتحاد با نیروهای مترقیِ خواهان استقلال و عدالت اجتماعی در داخل و اتحاد با جنبشهای ضد استعماری در جهان است. کودتا نشان داد بدون چنین چارچوبی هر جنبش ملیای هر چند هم که صادقانه باشد، در معرض سقوط قرار میگیرد.
منبعها
https://nsarchive.gwu.edu/document/16330-document-2-zendebad-shah (۱)
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/d6(۲)
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/d61(۳)
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/d185(۴)
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran/d262(۵)
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۷، ۲ شهریور ۱۴۰۵