مسایل سیاسی روزیادمان

بدرود رفیق اکرم افروزه

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

 

با اندوه فراوان مطلع شدیم که رفیق اکرم افروزه، معلم فرهیخته و وفادار به آرمان‌های زحمت‌کشان، در ۷۲ سالگی و پس از تحمل رنج‌ها و زخم‌های فراوان در راه رسیدن به آزادی، عدالت اجتماعی، استقلال، و صلح، در تهران چشم از جهان فروبست.

رفیق اکرم افروزه در ۳۱ مرداد ۱۳۳۳ در خانواده‌ای روشن‌فکر و سیاسی در شهرستان آستارا چشم به جهان گشود. پدرش اسحق افروزه مبارزی آزادی‌خواه و عدالت‌طلب و یکی از اعضای جنبش آذربایجان در دههٔ ۱۳۲۰ بود که در گذر تاریخیِ پیش از فرقهٔ دمکرات آذربایجان تا سال‌های پس از آن رزمید. مادرش عزیزه دریاقلی‌پور(خانم افروزه) از اعضای باسابقهٔ حزب تودۀ ایران و از زمره فعالان قدیمی تشکیلات دمکراتیک زنان ایران بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز به مبارزه در صفوف حزب تودۀ ایران ادامه داد. او سهمی برجسته و به‌یادماندنی به‌ویژه در کمک کردن به خانواده‌های زندانیان سیاسی و جان‌باختگان جنبش مردمی داشت. رفیق اکرم در چنین خانواده‌ای پرورش یافت.

روحیهٔ پیکارجوی رفیق اکرم باعث شد که او و شماری دیگر از جوانان دانشجو به هواداری و پشتیبانی از حزب تودۀ ایران جلب شوند و سیاست‌های حزب را بپذیرند و ترویج کنند. رفیق اکرم گرایش به حزب تودۀ ایران را، که میراث گران‌بهای پدرش در درون خانواده بود، با محیط آموزشی در دانشگاه تلفیق کرد. با مطالعهٔ آثار کلاسیک مارکسیستی با ژرفای مبانی فکری و نظری حزب تودهٔ ایران بیشتر آشنا شد. در همین برهۀ زمانی بود که با نشریۀ “به‌سوی حزب” آشنا شد که زنده‌یاد رفیق هوشنگ تیزابی پایه‌گزاری کرده بود و منتشر می‌کرد. این گسترش مطالعاتی و پی‌گیری رفیق اکرم در فعالیت اجتماعی و سیاسی، افق دیدش را روشن‌تر و پیوندش را با حزب تودۀ ایران نزدیک‌تر می‌کرد. سرانجام، رفیق اکرم در سال ۱۳۵۶ با پیوستن به سازمان “نوید” فعالیت سیاسی-حزبی پُرثمرش را آغاز کرد.

او در خرداد ۱۳۵۶ از دانشکدهٔ تربیت معلم فارغ‌التحصیل شد و چندی بعد به‌عنوان دبیر شیمی دبیرستان‌ها در آموزش و پرورش استخدام شد.

او در دورهٔ‌ فعالیت حرفه‌ای در آموزش و پرورش، زمانی را هم به خدمت داوطلبانه در مناطق محروم کشور اختصاص داد. از جمله، در تاریک ترین دوران سرکوب و خفقان حکومت مذهبی و جنگ تحمیلی، برای درس دادن به دانش‌آموزان در شهرستان امیدیه، در استان خوزستان، به مدت یک سال روزانه مسافتی ۲۸۰ کیلومتری را در دمای گاه بیشتر از ۵۰ درجه طی می‌کرد. در پی آغاز فعالیت علنی حزب تودۀ ایران پس از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷، رفیق اکرم نیز فعالیت علنی را در سازمان‌های حزبی و تشکیلات دمکراتیک زنان پی گرفت. در این دوره نیز با تمام وجود برای استحکام پایه‌های حزب از هیچ تلاشی فروگذار نکرد و هرآنچه در توان داشت به ‌خدمت حزب و مبارزه گرفت.

او با رفتاری بسیار متین و فروتنانه، در محیطی کاملاً مجزا و بیرون از ارتباطات و فضای حرفه ای خود، برای نوجوانان و جوانان کلاس‌های نظری برگزار می‌کرد و با شکیبایی و اعتمادبه‌نفسی ویژه آموخته‌ها و اندوخته‌های فکری‌اش را برای افزودن به دانش این مشتاقان و نیز تقویت روحیهٔ مبارزاتی و ایجاد وحدت و یگانگی در صفوف حزب به‌ کار می‌گرفت. رفیق اکرم با تکیه بر تجربه‌های تاریخی، استدلال‌های منطقی، و بازگو کردن زندگی قهرمانان نامدار و گم‌نام جنبش‌های مردم، موضوع‌های فلسفی و تاریخی طرح‌شده بین رفقا را توضیح می‌داد و به پرسش‌های آنان پاسخ می‌گفت.

رفیق افروزه به تفکیک حوزه های فعالیت سیاسی و مسئولیت حرفه ای معتقد و متعهد بود. در محیط کار خود در دبیرستان،او با جدیت و مسئولیت پذیری مثال زدنی، همواره صرفاً بر آموزش درس شیمی تمرکز داشت، که منجربه نتایج آموزشی درخشان و محبوبیت اجتماعی او شد. با این حال، رفیق اکرم افروزه در سال ۱۳۶۳، در اوج موفقیت حرفه‌ای در کار تعلیم و تربیت، به‌دلیل اعتقادات اجتماعی و سیاسی‌اش از آموزش و پرورش جمهوری اسلامی اخراج شد. اما عشق او به حرفه آموزگاری و اراده آهنین او در خدمت به مردم، هرگز خاموش شدنی نبود. او از سال ۱۳۶۷ همراه با خانواده به تهران آمد و ضمن همکاری با مؤسسات آموزشی آماده‌سازی دانش‌آموزان برای کنکور و المپیاد شیمی، به‌عنوان دبیر نمونۀ شیمی به فعالیت علمی و آموزشی‌اش ادامه داد. رفیق اکرم علی‌رغم فشارهای اقتصادی، حتی در دشوارترین دورهٔ زندگی‌اش از لحاظ درآمد، از دانش‌آموزان کم‌‌بضاعت بابت تدریس و هدایت تحصیلی هیچ هزینه‌ای نمی‌گرفت. بسیاری از این دانش‌آموزان بعدها با درجه‌های تحصیلی عالی به مؤسسه‌های علمی برجستهٔ جهان راه‌ یافتند.  رفیق افروزه دارای خصلت‌های انسانی بود و علاوه بر رشتهٔ‌ اصلی‌اش شیمی، در دیگر علوم، ریاضیات، و هنر، از جمله در موسیقی و آواز، هنرهای دستی همچون خیاطی، طراحی لباس، بافتنی، نقاشی، مجسمه‌سازی، و طراحی و ساخت مبلمان، استعداد و مهارت شایان توجهی داشت.

رفیق اکرم ارزش ها و آرمان های انسانی اش را که در ذات او وعمق شخصیت برجسته اش درونی و نهادینه بودند، نه تنها در مبارزه سیاسی، بلکه در تمام جنبه ها و جزئیات زندگی فردی و اجتماعی خود، به طور عملی و با دقت کمال‌گرایانه ای رعایت و پیاده می کرد. او مبارزه اجتماعی را کاری بسیار مهم و مؤثرمی دانست که از جنبه درهم تنیدگی با زندگی شخصی و ارتباطات عاطفی افراد، میتواند از مبارزه سیاسی هم دشوارتر باشد. او در مبارزه فردی شجاع و خستگی‌ناپذیر، و در مناسبات اجتماعی، به‌ویژه در ارتباط و تعامل با زحمت‌کشان و ستم‌دیدگان، بی‌نهایت فروتن و همدل بود‌.  مبارزهٔ دشوار او در دورهٔ ستم‌شاهی پس از انقلاب مردمی ۵۷ و سلطهٔ انحصار طلبی حاکمان اسلامی به مبارزه‌ای نفس‌گیر تغییر یافت. اما او همچنان پُرشور و استوار تا آخرین روز زندگی وفادار به آرمان‌های انسانی اش که انگیزه پیوستن او به حزب تودۀ ایران بود، وفادار ماند. او با قرار گرفتن در بطن جامعه، با بهره گیری از خِرَدِ جمعی در کنار استقلال فکری و تفکر انتقادی پویا، تا حد امکان در اکثر جنبش های اجتماعی و اعتراضی مردمی ایران، همراه و همسو با توده ها مشارکت می کرد. با وجود همهٔ محدودیت ها وسختی‌ها، مبارزۀ خود را از دل جنبش های مدنی و اجتماعی ادامه داد.

رفیق اکرم افروز در سال ۱۴۰۱، در روزهای اوج‌گیری خیزش مردمی ” زن، زندگی، آزادی” علیه استبداد حاکم و برای تحقق عدالت اجتماعی و رهایی زنان میهن از یوغ زنجیرهای ارتجاع مذهبی، متوجه شد که متأسفانه گرفتار بیماری سرطان شده است، که تا آخرین روزهای زندگی‌اش او را رها نکرد.

رفیق اکرم افروزه پس از روزها بستری بودن در بیمارستان سرانجام در روز سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ برای همیشه چشمان پُرمهرش را بر این جهان بست. با رفتن او، فرزندان دلبندش و همسر مهربانش ، و دوستان، یاران، خانواده، و دیگر بستگانش سوگوار آن عزیز شدند.

در مراسم بدرود با او عدهٔ زیادی از بستگان و دوستان و رفیقان داغدار حضور یافتند و با خواندن شعر و آواز خاطرهٔ تابناک رفیق اکرم را گرامی داشتند. رفیق اکرم خود صدایی دلنشین داشت و در جشن‌ها و بزرگداشت‌های هم­نبردان همواره ترنم صدایش برای رفیقان امیدبخش و شورآفرین بود.

مراسم وداع با رفیق اکرم با پخش کردن صدای او و گل‌باران خاک تب­دار او، و سپس اجرای ترانهٔ دلنشین “کوچه‌لره سو سپمیشم” از رشید بهبودُف، پایان یافت. حزب تودۀ ایران درگذشت رفیق اکرم افروزه را به فرزندان همسر و همهٔ بازماندگان، و به همۀ رفقای توده‌ای و دوستان و آشنایان وهمکاران او تسلیت می‌گوید و برای آنان شکیبایی آرزو می‌کند.

یادش گرامی و راهش پُررهرو باد.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۸، ۱۶ شهریور  ۱۴۰۵

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا