مردم ایران صلح میخواهند!
مردم ایران جنگ نمیخواهند و خواهان پایان فوری موشکپراکنیها، بمبارانهای هوایی، و خلاص شدن از وضع اقتصادی بسیار دشواریاند که زندگی روزمرهٔ آنها را تباه کرده است. بر اساس گزارشها، در پی حملهٔ جنایتکارانهٔ آمریکا به یک مراسم عروسی در بندر کوهستک، در شهرستان سیریک، در شامگاه سهشنبه ۱۰ شهریور، پنج نفر کشته و ۶۸ نفر مجروح شدند. این حمله در حالی صورت گرفت که به گزارش «اکسیوس» در تاریخ ۴ شهریور ۱۴۰۵، مارکو روبیو، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، به شماری از همتایانش در «کشورهای متحد» گفته بود که آمریکا فعلاً قصد آغاز حملههای تازه به جمهوری اسلامی ایران را ندارد و در عوض بر تشدید فشار اقتصادی، ادامه دادن به محاصرهٔ دریایی، و افزایش انتقال نفت از تنگهٔ هرمز تمرکز میکند.
البته این نخستین بار نیست که مردم عادی و بیگناه هدف حملههای تجاوزکارانهٔ امپریالیسم آمریکا قرار میگیرند. پیش از این، در ۹ اسفند ۱۴۰۴، در نخستین ساعتهای آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، دبستان و پیشدبستان غیردولتی دخترانه و پسرانهٔ «شجرهٔ طیبه» در میناب نیز مورد حمله قرار گرفت. در آن جنایت جنگی ۱۵۶ غیرنظامی، از جمله ۱۲۰ دانشآموز ۶ تا ۱۳ساله، کشته شدند.
همچنین، محسن پاکنژاد، وزیر نفت ایران، در روزهای اخیر اعلام کرد که در جریان جنگ ۴۰روزه، آمریکا به بیش از «۵۵۰ نقطه» در جزیرهٔ کوچک خارک حمله کرده است. روز شنبه ۱۴ شهریور فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که پس از شلیک موشک بالستیک از سوی سپاه به دو ناو نیروی دریایی آمریکا، نیروهای آمریکایی نیز به سه نفتکش ایرانی در خلیج فارس حمله کردهاند. حمله به نفتکشهای ایران در خلیج فارس عرصهای جدید از درگیری و جنگ تجاوزکارانه و تحمیلی علیه میهن ما است. این حملهها میتواند به فشارهای اقتصادی بیشتری به مردم کشور منجر شود که مدتهاست هدف اصلی تحریمهای ضدّانسانی امپریالیسم آمریکا هستند و ماههاست که بر اثر سقوط ارزش ریال، گرفتار گرانی سرسامآور، بیکاری، کمبود بنزین، و نگران فردای خودشاناند. دلار از مرز دویستهزار تومان گذشته است. قیمتها با سرعت زیادی در حال افزایش است، بهطوری که درآمد کارگران، بهخصوص حداقلبگیران و پراکندهکارها، دیگر حتی به تأمین ضروریترین اقلام در سبد هزینههای خانوار هم نمیرسد. بر اساس آمارهای منتشرشده، قیمت مواد غذایی در یک سال گذشته بیش از دوبرابر شده و در قیمت برخی اقلام افزایش بسیار بیشتری دیده میشود. انتظار در صفهای طولانی بنزین دوباره بخشی از زندگی روزمره شده است. برای میلیونها ایرانی، بحران اقتصادی دیگر فقط محدود به درصد تورم و نرخ ارز نیست. بحران و فروپاشی اقتصادی و محرومیت بیشتر حالا یعنی اینکه چند بار در ماه میتوان گوشت خرید. یعنی اینکه چگونه باید اجارهخانه را پرداخت. یعنی انتخاب میان دارو و هزینههای ضروری دیگر. یعنی جوانی که کار پیدا نمیکند و هیچ چشمانداز روشنی در مقابلش نیست. و یعنی خانوادهای که بچههایش گرسنه میخوابند.
در چنین وضع نابهنجاری، سؤال این است که چرا وضع «نه جنگ، نه صلح» ادامه دارد و چه کسانی از آن سود میبرند، و با حاد شدن برخوردها در درون حکومت چه باید کرد؟ بحران همهجانبهٔ اقتصادی روزبهروز وخیمتر میشود و هیچ سیاست روشنی برای پایان دادن به جنگ وجود ندارد، نه در جمهوری اسلامی و نه در دولت آمریکا که امیدوار است تشدید تحریمهای اقتصادی سرانجام رژیم حاکم بر ایران را به زانو درآورد. پس ادامه یافتن این وضع «نه جنگ، نه صلح» به نفع کیست؟
موضعگیریهای برخی از سران رژیم، از جمله پزشکیان و عراقچی و قالیباف، نشان میدهد که بخشهایی از حکومت اسلامی ایران بر این نظرند که تشدید همهجانبهٔ بحران اقتصادی و ناتوانی دولت در رهایی از این بحران رژیم حاکم را با چالشهای عمده و غیرقابل علاجی روبهرو میکند. بنابراین، باید با بازگشت به تفاهمنامهٔ امضاشده با آمریکا، پایان دادن به تحریمهای اقتصادی را هدف قرار داد تا بلکه فشارهای اقتصادی-اجتماعی کاهش یابد و اوضاع جامعه کمی آرام و باثبات شود. در مقابل، بخش چشمگیری از فرماندهان سپاه و بسیج معتقدند که با حفظ شرایط کنونی و تشدید سرکوب و اعدامها میتوان مردم را مرعوب و وادار به پذیرش وضع کنونی کرد و رژیم از این طریق میتواند به ثبات سیاسی لازم برسد. اینها سرکوبگران و «کاسبان جنگ»اند که این روزها از زبان سخنگویشان محسن رضایی، دبیر شعام و نمایندهٔ خامنهای دوم در این نهاد، دم از حرکت کردن بهسمت «سلاح هستهیی» نیز میزنند و آن را راهکاری استراتژیک برای «بازدارندگی» و مقابله با آمریکا میدانند.
روزنامهٔ کیهان هم موضع مشابهی با کاسبان جنگ دارد. در سرمقالهٔ روز یکشنبه ۱۵ شهریور این روزنامه با عنوان «ترامپ شکست خورد، پادوهای داخلی آمریکا به دستوپا افتادهاند»، ضمن حملهٔ شدید به همهٔ کسانی که از ضرورت پایان یافتن جنگ سخن میگویند، آمده است: «پادوهای آمریکا و مسببان جنگ مأموریت جدید خود را آغاز کردهاند. افراطیون مأموریتدار مدعی اصلاحات در این پروژهٔ آمریکایی، در سایهٔ عدم انجام وظیفهٔ دستگاههای مسئول در محو [کردن] شبکهٔ نفوذ آمریکا، پروژهٔ پایمال کردن خون امام شهید و مردم، تخطئهٔ مقاومت، و تبرئهٔ دشمن و ایجاد یأس و تفرقه را برای زمینهسازی حملهٔ گستردهتر به ایران آغاز کردهاند. […] در شرایط بمباران مردم و زیرساختها توسط آمریکا، نامِ تسلیم در برابر دشمن را به صلح تغییر داد.» و نتیجهگیری شده است: «شبکهٔ نفوذ و همکار دشمن در داخل، که آمریکا و اسرائیل با تکیه بر آنها بر سر مردم ایران بمب میریزند، باید محو شود. دستگاه قضایی اقدام کند. این وظیفهٔ حقوق عمومی است.»
سعید مدنی، جامعهشناس و زندانی پیشین، در ارتباط با موضعگیری در برابر متجاوز خارجی و سرکوبگران داخلی مینویسد: «شاهد شکلگیری دوقطبی کاذب میان استعمار و استبداد در بین فعالان سیاسی و روشنفکران بودهام. گویی در هیاهوی تهاجم اسراییل و آمریکا راهحلی جز انتخاب یکی از دو گزینه نیست؛ اول، ایستادن در کنار استبداد داخلی برای مبارزه با تهاجم خارجی و تعلیق مطالبات برای دموکراسی، آزادی، حقوق شهروندی، و امثال آن؛ و دوم، تأیید و تشویق تهاجم خارجی و دعوت به بمباران بیشتر برای نابودی استبداد.»
روشن است که وقتی بمبهای آمریکایی بر سر مردم ایران فرود میآیند، حکومت ایران دیگر لازم نیست دشمن را اختراع کند. دشمن واقعاً وجود دارد. و این دقیقاً همان چیزی است که میتواند مرز میان دفاع از ایران و دفاع از جمهوری اسلامی را مخدوش کند. هر معترضی را میتوان در شرایط جنگی به همکاری با دشمن متهم کرد. هر انتقاد از سیاست خارجی هم میتواند «تضعیف جبههٔ داخلی» توصیف شود. هر مطالبهٔ اقتصادی را نیز میتوانند تا «پس از عبور از شرایط حساس کنونی» به تعویق بیندازند. ولی واقعیت بحرانها در ایران فراتر از شش ماه اخیر و تهاجم نظامی امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار صهیونیستی به ایران است. بیش از چهار دهه است که سیاستهای فاجعهبار اقتصادی به سود کلانسرمایهداران، فساد سیستماتیک در حکومت، و غارت منابع طبیعی کشور نزدیک به نیمی از جامعه به زیر خط فقر کشانده، و استقرار نظام سیاسی انحصارطلب، ضدّمردمی، و سرکوبگر مردم را از شرکت در تعیین سرنوشت خودشان محروم کرده، و حکومت سعی کرده هر صدای مخالف را با شکنجه و داغ و درفش و اعدام خفه کند.
اوضاع بحرانی و وخیم کنونی در کشور نتیجهٔ حکومتی فاسد و ضدّمردمی است که تداوم آن فقط ابعاد فاجعه را گستردهتر میکند. اما جامعه هم ساکت ننشسته است. بهرغم خشونت نیروهای سرکوبگر رژیم، اعتصابهای کارگران و زحمتکشان، تجمعهای اعتراضی بازنشستگان، و اعتصاب پرستاران و معلمان ادامه دارد. شهریور امسال چهارمین سالگرد خیزش مردمی «زن، زندگی، آزادی» ۱۴۰۱ در سراسر ایران است که رژیم را چنان به وحشت انداخت که با خشونت و وحشگیری دست به کشتار گستردهٔ مردم معترض زد. سرکوب خونین اعتراضهای مردمی دی ۱۴۰۴ هم که به کشته شدن هزاران تن و زخمی و بازداشت شدن دهها هزار تن منجر شد نشان داد که رژیم ولایت فقیه تنها با اتکا به زور و سرکوب خونین به حیاتش ادامه میدهد. بهرغم برخی توهمهای ایجادشده پس از تهاجم نظامی امپریالیسم آمریکا به میهن ما، رژیم ولایت فقیه و رهبری جدید آن اصلاحشدنی نیست و امید داشتن به اصلاحات از بالا سرابی است که فقط به تثبیت رژیم کمک میکند.
واقعیتی که آمران و عاملان سرکوب در رژیم حاکم با آن روبهرو هستند این است که با سرکوب میتوان خیابان را برای مدتی از معترضان خالی کرد، ولی نمیتوان تورم را کم کرد. میتوان معترض را بازداشت کرد، ولی با زندانی کردن دگراندیشان و مخالفان نمیتوان ارزش ریال را زیاد کرد. میتوان اینترنت را قطع کرد، ولی با قطع کردن اینترنت نمیتوان برای جوان بیکار شغل ایجاد کرد. به عبارت دیگر، مجموعهٔ رژیم حاکم و نیروهای حافظ «نظام» از یک طرف باید برای مقابله با آمریکا هزینهٔ نظامی بیشتری بپردازند و از طرف دیگر با جامعهای روبهرو هستند که دیگر توان پرداخت هزینههای این سیاست جنگی را ندارد.
حزب تودهٔ ایران معتقد است که مبارزه برای پایان دادن به جنگ و مداخله و تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت اسرائیل از مهمترین وظایف نیروهای ترقیخواه است. امروز اگرچه اعتراضهای گستردهٔ بازنشستگان، کارگران، زحمتکشان، و جوانان علیه شرایط بسیار دشوار اقتصادی در جریان است و سیاستهای اقتصادی و جنگطلبانهٔ رژیم را به چالش میکشد، ولی در میهن ما هنوز جنبشی فراگیر و نیرومند برای برقراری و تامین صلح شکل نگرفته است. چنین جنبشی میتواند رژیم ولایی ایران را وادارد که بهسمت دستیابی به صلح شرافتمندانه با حفظ حاکمیت ملی ایران حرکت کند. ادامه یافتن اوضاع کنونی «نه جنگ، نه صلح»، که هم امپریالیسم آمریکا و غولهای اسلحهسازی و انحصارهای نفت خواهان حفظ آن هستند و هم جنگطلبان و سرکوبگران رژیم ایران که آن را راهی برای حفظ حکومت میدانند، بیش از پیش به پیشبرد جنبش مردمی و تحقق خواستهای کوتاهمدت و بلندمدت زحمتکشان ضربه میزند. برای حزب ما و همهٔ نیروهای ملی و ترقیخواه دیگر روشن است که امروز وظیفهٔ ما مقابله با تجاوز امپریالیسم به ایران، حفظ استقلال و حاکمیت ملی و در عین حال ادامه دادن به مبارزه با سرکوب و حکومت دیکتاتوری، و تلاش برای متوقف کردن فوری اعدامها، آزادی فوری و بیقیدوشرط همهٔ زندانیان سیاسی-عقیدتی، و پشتیبانی از حرکتهای حقطلبانهٔ زحمتکشان است. در صلح پایدار است که میتوان نبرد داخلی را، بدون دخالت خارجی، موثر به پیش برد.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۸، ۱۶ شهریور ۱۴۰۵




