خیزشِ مهارپذیرِ یک حزب فاشیست در آلمان
گزارشی از انتخابات اخیر ایالتهای آلمان و کوشش نیروهای فاشیست برای گرفتن قدرت سیاسی در این ایالتها و مقاومت نیروهای ضدفاشیست و نیروهای مترقی آلمان در رویارویی با این نیروها.
با آگاهی از پیروزی قاطع انتخاباتی یک حزب سیاسی فاشیست در ایالتی که زمانی بخشی از آلمان سوسیالیستی بود، بیدرنگ این سخنان هراسانگیز به ذهنم رسید: “زهدانی که این از آن خزید هنوز بارور است.” این جملهٔ پایانی نمایشنامهٔ درخشان برتولت برشت به نام “خیزشِ مقاومتپذیرِ آرتورو اوئی” است که او در سال ۱۳۲۰ (۱۹۴۱) در محکومیت رژیم هیتلر نوشت.
آنچه در ایالت آلمانی “زاکسن-آنهالت” در انتخابات این هفته با کسب ۴۳٫۷۹ درصد رأیها از سوی حزب راست افراطی “آلترناتیو برای آلمان” رخ داد تأییدی تلخ بر هشدار برشت است. اما چرا آنجا، و چرا اکنون؟ پاسخها چندان روشن نیستند، اما رازآمیز و دستنیافتنی هم نیستند.
نخست، به اندازهٔ کافی و بهگونهای کارآمد از خیزش مهارپذیرِ حزب “آلترناتیو برای آلمان” جلوگیری نشد. در واقع، سیاستهای غالب بر حزبهای حاکم آلمان، چه “اتحادیهٔ دموکرات مسیحی” (CDU) و چه حزب “سوسیال دموکرات آلمان” (SPD) به افزایش بیگانگی، اضطراب، و خشم در میان تودههای مردم یاری رساندهاند. این امر بهویژه دربارهٔ ایالتهای جمهوری دموکراتیک آلمان پیشین صدق میکند. در همهٔ این ایالتها در مقایسه با همتایانشان در غرب، پشتیبانی از حزب آلترناتیو برای آلمان بسیار بیشتر است.
راهکار ایجاد یک “دیوار آتشین” (Brandmauer) برای خودداری از هرگونه همکاری با حزب “آلترناتیو برای آلمان”، در عمل راهی کارآمد برای ایستادگی در برابر این حزب از کار درنیامد. پس از ۳۰ سال رفتار با مردم شرق آلمان همچون شهروندانی درجه دو، کنار گذاشتن رأیدهندگان حزب “آلترناتیو برای آلمان” را از میدان سیاست، تنها به دلیل گرایش سیاسیشان، بهجای تضعیف این حزب پافشاری و نارضایتی هوادارانش در شرق را بیشتر کرده است.
آلمان همچنان، مانند گذشته، کشوری است که شکافهای سیاسی و اقتصادی ژرفی آن را به دو پاره تقسیم کرده است. وحدت دوبارهٔ کشور (die Wende) در سالهای چند دههٔ پیش نتوانست شرق و غرب را بهدرستی به هم نزدیک کند چه رسد به اینکه آنها را یکپارچه سازد. “شرقیها” (Ossies) و “غربیها” (Wessies) هنوز تا اندازهٔ زیادی در دو جهان سیاسی و اقتصادی جدا از هم زندگی میکنند، دو جهانی که از یک سو خودبرتربینی و رفتارهایی شبیه رفتار استعماری و از سوی دیگر نارضایتیها و گلایههای واقعی، از یکدیگر جداشان کرده است.
آنچه زمانی شکافی در سطح زندگی مردم بود، اکنون به شکافی عمیق تبدیل شده است. برای نمونه، تولید ناخالص داخلی سرانهٔ سالانه در “بایرن” (Bavaria) به ۶۸،۶۱۹ دلار میرسد، در حالی که این رقم در “زاکسن-آنهالت” (Saxony-Anhalt) که کمترین میزان را در میان ایالتها دارد، به۴۲٬۴۷۱ دلار میرسد. درآمد کارکنان در شرق آلمان حدود ۸۰ تا ۸۶ درصد درآمد همتایانشان در غرب است.
کارکنان در ایالت غربی “بادن-وورتمبرگ” (Baden-Württemberg) بهطور میانگین ۲۳ درصد بیشتر از کارگران “مکلنبورگ-فورپومرن” (Mecklenburg-Vorpommern) درآمد دارند، ایالتی ساحلی در شمالشرقی آلمان که انتخاباتش در ۲۹ شهریور (۲۰ سپتامبر) برگزار خواهد شد و نظرسنجیها نشان میدهند حزب “آلترناتیو برای آلمان” دستکم ۳۷ درصد رأیها را بهدست خواهد آورد.
نرخ بیکاری در شرق آلمان حدود ۸/۱ درصد است، در حالی که این نرخ در غرب حدود ۶/۱ درصد است. نرخ فقر در شرق، که اکنون به بیش از ۲۰ درصد رسیده، همواره از غرب بالاتر بوده است. در غرب این نرخ اکنون کمتر از ۱۵ درصد است.
با وجود این نابسامانیهای اقتصادی، “فریدریش مرتس”، صدراعظم کنونی و همحزبیهایش در حزب “دموکرات مسیحی آلمان” (CDU) پیشنهاد کردهاند از دامنهٔ حمایتهای اجتماعی بکاهند، مقررات مرخصی استعلاجی یا بابت ناخوشی را سختتر کنند، کمکهای مالی به خانوادهها را کاهش دهند، و شیوهٔ پرداخت مستمریهای بازنشستگی را تغییر دهند.
مِرتس که چندین میلیون دلار ثروت دارد گفته است: “دولت رفاهی، آنگونه که آن را میشناختیم، دیگر قابل تأمین مالی نیست. ” مرتس وکیل شرکتها و رئیس پیشین شاخهٔ آلمانی “بلکراک” (BlackRock) بوده است. “بلکراک” بزرگترین شرکت مدیریت دارایی جهان با بیش از ۱۵ تریلیون دلار دارایی است. مرتس در کتابش بهنام “سرمایهداری بیشتر، با جسارت بیشتر” بیپرده از سرمایهداری انحصاری دفاع میکند. نظامیگری نیز جایگاه بالایی در برنامهٔ امپریالیستی مرتس دارد. بودجهٔ نظامی پیشنهادی او برای سال آینده – ۲۰۲۷- ۱۲۵ میلیارد دلار است، بودجهای که نسبت به بودجهٔ سال جاری- ۲۰۲۶- افزایشی ۳۳ درصدی را نشان میدهد. او در آغاز کار سیاسی خود در دولت ملی اعلام کرد: “دولت من همهٔ منابع مالی لازم را در اختیار ارتش آلمان خواهد گذاشت تا به نیرومندترین ارتش متعارف در اروپا تبدیل شود.”
جای شگفتی نیست که حزبِ او، حزب “اتحادیهٔ دموکرات مسیحی”، در انتخابات زاکسن-آنهالت شکست سختی بخورد و فقط ۱۷٫۲۳ درصد از رأیها را بهدست آورد، یعنی سهم رأیهای این حزب در قیاس با انتخابات پیشین ۱۹٫۹ واحد درصد کاهش یافت. پیشبینی میشود این حزب همراه با حزب “سوسیال دموکرات آلمان” در انتخابات آیندهٔ مکلنبورگ-فورپومرن که در ۲۹ شهریور (۲۰ سپتامبر) برگزار خواهد شد نیز با کاهش چشمگیر رأیها رو به رو شود.
در شرق، نشانهای از امید برای نیروهای ضد فاشیست و ضد سرمایهداری از برلین سر برمیآورد. با توجه به نظرسنجیها پیشبینی میشود حزب “چپ” (Die Linke) در انتخابات ۲۹ شهریور (۲۰ سپتامبر) حدود ۲۰ درصد رأیها را بتواند بهدست آورد، سهمی که آن را در جایگاه نخست بین حزبهای سیاسی حاضر در انتخابات قرار میدهد. این احتمال جدی وجود دارد که “الیف ارالپ” (Elif Eralp)، یکی از رهبران برجستهٔ حزب “چپ”، شهردار بعدی برلین شود و جای کای وگنر (Kai Wegner)، شهردار رسواشدهٔ وابسته به حزب “اتحادیهٔ دموکرات مسیحی(CDU) را بگیرد. “الیف ارالپ” دختر یکی از فعالان سندیکایی در ترکیه است. او نیز راه این فعالان سندیکایی را ادامه داده و با صراحت با نژادپرستی مخالف است و از فراهم کردن مسکن با هزینهٔ مناسب برای مردم پشتیبانی میکند. “الیف ارالپ” در کارزار انتخاباتیاش که رویکردی ترقیخواهانه دارد، گفت: “من نمیخواهم اَبَربنگاههای خرید و فروش ملک تعیین کنند برلین در چه مسیری توسعه یابد”، بر این باورم که برلینی دیگر ممکن است، برلینی که در آن همه از پسِ پرداخت هزینهٔ مسکن بتوانند برآیند.
پس از اعلام پیروزی حزب “آلترناتیو برای آلمان” در انتخابات زاکسن- آنهالت بیدرنگ در برلین، پوتسدام، مونستر، گوتینگن، درسدن، فرانکفورت، آخن، بامبرگ، دارمشتات، هاله و جاهای دیگر اعتراضهای گستردهٔ ضد فاشیستی برگزار شد، واقعیتی که امید بیشتر به آینده از آن ناشی میشود.
روی یکی از پلاکاردهای این اعتراضهای گسترده نوشته شده بود: “رنگینکمان رنگ قهوهای ندارد.” رنگ قهوهای، البته، به رنگ لباس اعضای حزب “ناسیونالسوسیالیست کارگران آلمان” (NSDAP)، یعنی حزب “نازی”، اشاره دارد. حزب “آلترناتیو برای آلمان” رنگ آبی را رنگ رسمی خود میداند. شاید بد نباشد یادآوری کنیم که در زبان عامیانهٔ آلمانی وقتی میگویند کسی “آبی” است یعنی بیش از اندازه مست است.
برای کسانی که بیش از اندازه مست قدرت شدهاند تشنگی آن اکنون بار دیگر بهشکلی خطرناک در آنان بازگشته است، میانهروی سیاسی دیگر گزینهای نیست. برای مردم آلمان، مردمی که اکثر آنان “فاشیسم” را آیندهٔ کشورشان نمیدانند پیام روشن است: همبستگی تا همیشه!
زهدانی که حزب آلترناتیو برای آلمان از آن سربرآورد برای همیشه باید نابارور شود.
[به نقل از: “جهان مردم”، نشریهٔ حزب کمونیست آمریکا- ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۱۹ شهریور)].توضیح: نویسنده این مقاله، “ورنر لانگه”، در آلمان متولد شد، در یانگستاون ایالت اوهایو پرورش یافت، از “دانشگاه گوته” در فرانکفورت فارغالتحصیل شد و در سالهای دهه ۱۹۸۰ / ۱۳۵۹ مدتی در “جمهوری دموکراتیک آلمان” فعالیت کرد. او در حال حاضر استاد بازنشستهٔ جامعهشناسی و مطالعات دینی است که در چندین دانشگاه، عمدتاً در دانشگاه ایالتی کنت، تدریس کرده است.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۹، ۳۰ شهریور ۱۴۰۵



