مبارزه راهِ پیروزی است
سخنرانی پائولو رایموندو، دبیرکل حزب کمونیست پرتغال
این رژهٔ پیروزی است، جشن کار و مقاومت و مبارزه است.
ما گفتیم: تسلیم نمیشویم، اصلاحات قانون کار شکست خواهد خورد، و شکست خورد. پیروزی بزرگی برای کارگران بود.
اکنون زمان آن است که بار دیگر به کارگران بهخاطر مبارزه، پایداری، وحدت، و قدرتی که نشان دادند درود بفرستیم. تکتک کارگران بودند که با موضعگیریشان، با استواری و مبارزهشان، این پیروزی را ممکن ساختند. این رخداد بزرگ، با همهٔ درسهایی که به همراه دارد، برای حزب کمونیست پرتغال دلگرمکننده است. این رخداد امید و اطمینان زیادی به ما برای ساختن آینده میدهد. برای مبارزهای که ادامه دارد، برای مزدهای بهتر، حقوق بازنشستگی و خدمات عمومی بهتر، و برای گشودن مسیری جدید برای آیندهٔ پرتغال به ما امید و اطمینان میدهد.
مبارزه راهِ رسیدن به پیروزی است و این پیروزی در مبارزهٔ کارگری اهمیت سیاسی عظیمی دارد. این پیروزی بهواقع شکستِ طرحها و برنامههای واپسگرایانه و ضدّدموکراتیک دولت ائتلافی PSD/CDS (حزب سوسیال دموکرات/حزب مردم) و همراهان آنهاست. این پیروزی نشاندهندهٔ قدرت عظیم سازماندهی در مبارزه است. چنین پیروزیهایی امید به امکان مقاومت و پیروز شدن حتی در شرایط نامساعد را تقویت میکند؛ حقانیت مبارزه بهعنوان عامل تعیینکننده و درستی تسلیم نشدن یا منتظر ماندن را ثابت میکند، چون فقط مبارزهٔ کارگری میتواند تعیینکننده باشد، و دیدیم که تعیینکننده بود. این پیروزی، و شکست خوردن تزها و رهنمودها و طرحهای اروپای سرمایهداری، اهمیت بینالمللی زیادی نیز دارد.
از ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵ [۲ مرداد ۱۴۰۴]، کارگران در واکنش به اعلام جنگی که به آنها شده بود حتی یک روز هم دست از تلاش برنداشتند. این ۳۳۰ روز سرشار از مقاومت و مبارزه، اتحاد، و قدرتنمایی بود، و سرانجام کارگران توانستند بر دولت و همهٔ آنهایی غالب شوند که برای حمایت از اصلاحات قانون کار و پیشرد آن دست به هر کاری میزدند. این ۳۳۰ روزی بود که تلاشهای کسانی را بیثمر گذاشت که خود را مالک همهچیز میدانند، و پیروزی کارگران را به ارمغان آورد.
کارگران کاری کردند که صدایشان را بشنوند و قدرتشان را ببینند. در هزاران نشست عمومی، همایشهای کارگران، اقدامات اعتراضی، و پویشهای آگاهیبخشی همین وضع دیده میشد. در هزاران گفتوگو، نشست، سند، و تماس، در سرما و گرما، زیر باران، در شب و روز و صبحهای زود، در تظاهرات ۲۰ سپتامبر، راهپیمایی سراسری ۸ نوامبر، اعتصاب عمومی ۱۱ دسامبر، و تظاهرات ۱۳ ژانویه و با جمع شدن بیش از ۱۹۰٬۰۰۰ امضا بود که این پیروزی رخ داد. در تظاهرات ۲۸ و ۱۷ آوریل، در جشنهای ۲۵ آوریل، در روز بزرگ مبارزه- روز اول ماه مه- و در اعتصاب عمومی ۳ ژوئن نیز همین وضع را شاهد بودیم. در تجمع ۱۸ ژوئن در مقابل مجلس جمهوری در گرمای سوزان، و با شرکت رهبران سندیکایی و نمایندگان سندیکاها و اتحادیهها و دیگر نمایندگان کارگری، در جمعهٔ گذشته، در تالارهای مجلس جمهوری، و در هنگام رأیگیری دربارهٔ اصلاحات قانون کار همین مبارزه آشکارا دیده میشد.
این پیکار یکی از نفسگیرترین تلاشها در مبارزهٔ کارگران پرتغال بود. مبارزهای بود که آگاهی کارگران از یورش به حقوق کارگران را افزایش داد. مبارزهای بود که دولت ائتلافی PSD/CDS و همهٔ آنهایی را شکست داد که از همان ابتدا آشکارا از این یورش حمایت میکردند. این مبارزه، هم در آنچه طی ماههای پیش از رأیگیری درگیرش بود، و هم در نمودی که در روزهای بحث و رأیگیری در مجلس جمهوری داشت، و هم در آنچه در صورت ادامه یافتن آن پیشبینی میشد، مبارزهای پُرقدرت بود که برخی را مجبور کرد تصمیم بگیرند کاری را بکنند که هرگز فکرش را نمیکردند و نمیخواستند. این مبارزهای بسیار اثرگذار بود که آنها را مجبور کرد برخلاف گفتههای روزهای قبل خودشان، چارهٔ دیگری جز رأی دادن علیه اصلاحات قانون کار نداشته باشند.
این مبارزهای بود که نشان داد کنفدراسیون عمومی کارگران پرتغال (CGTP-IN)، کنفدراسیون بزرگ اتحادیههای کارگری پرتغال [و نزدیک به حزب کمونیست پرتغال]، چه نقش تعیینکنندهای در پیشبرد مبارزه و وحدت زحمتکشان دارد. کنفدراسیون در این روند شگفتانگیز مشارکت کرد و ضامنی استوار برای دفاع از حقوق کار و بهبود شرایط زندگی کارگران بود. و از این تریبون بار دیگر به کنفدراسیون عمومی کارگران پرتغال (CGTP-IN)، جنبش واحد سندیکایی، و همهٔ اتحادیهها و سندیکاها و نهادهایی که به این مبارزه پیوستند ادای احترام میکنیم؛ درود فراوان به شجاعت، عزم، پایداری، و مشارکت همهٔ آنها در وحدت عمل کارگران.
ما اصلاحات ارتجاعی قانون کار را شکست دادیم؛ ما کاری را کردیم که خیلیها غیرممکن میدانستند. البته آنها ممکن است باز هم تلاش کنند، ممکن است باز هم بکوشند آنچه را که این بار نتوانستند پیش ببرند دوباره مطرح کنند. ممکن است مانورها یا ترفندهای جدیدی به کار بگیرند برای اینکه مزدها را کم کنند، زمینهٔ اخراجهای ناعادلانه را فراهم کنند، پراکندهکاری و کار ناپایدار را ترویج دهند که ناامنی شغلی و معیشت را افزایش میدهد، مقررات حاکم بر ساعتهای کار را از بین ببرند، کار بدون مزد را تحمیل کنند و زندگی شخصی و خانوادگی کارگران را به جهنمی زنده تبدیل کنند، و حقوق قانونی مادران و پدران را پایمال کنند که اساس حقوق کودکان است. آنها ممکن است باز هم تلاش کنند به حقوق جمعی کارگران یورش ببرند، امکان مذاکره و چانهزنی جمعی را ضعیف کنند، به حق تجمع و مشارکت و اطلاعرسانی اتحادیههای کارگری لطمه بزنند، و حق اعتصاب را محدود کنند.
البته که میتوانند باز هم تلاش کنند. اما باز هم با قدرت، سازماندهی، و وحدت عمل کارگران روبهرو خواهند شد، زیرا این مبارزه فقط موفقیت در شکست دادن اصلاحات قانون کار نبود، بلکه پیروزی بزرگی در گسترهٔ اجتماعی و سیاسی و ایدئولوژیک بود. مبارزه و قدرت سازمانیافتهٔ کارگران راه را برای در هم شکستن جبههٔ مقابل و تغییر دادن آنچه لازم است باز کرد.
این تلاشی بود برای تغییر دادن سیاستگذاریهای تابع اتحادیهٔ اروپا و امپریالیسم برای بازگرداندن یکجانبهٔ قدرت با توسل به برنامهای واپسگرا، نولیبرال، و ضدّاجتماعی که حقوق و آزادیهای دموکراتیک و قانون اساسی جمهوری پرتغال را هدف قرار میدهد.
این تلاشی بود برای تغییری که امکان افزایش هزینههای زندگی، بهویژه قیمت غذا و سوخت و مسکن را محدود میکند.
این پیروزی نقطهٔ پایانی بود بر یورش به خدمات عمومی/دولتی برای از بین بردن سریع خدمات درمانی ملی به سود شرکتهای خصوصی، بیتوجهی به مدرسههای دولتی و افزایش نُخبهگرایی در آموزش، ضربه زدن به تأمین اجتماعی و ریختن صدها میلیون یورو از سهم بیمهٔ کارگران به جیب سرمایههای کلان، ایجاد بهاصطلاح «مزایای اجتماعی واحد» که به حفاظت از زحمتکشان لطمه میزند و فقر زحمتکشان را مایهٔ شرم آنها میداند [گویا خود تهیدستان تنبل و مقصرند].
ما به تحمیل تغییری موفق شدیم که زندگی ما را از سیاستگذاریهایی نجات میدهد که بهعلت افزایش نرخ بهرهٔ بانک مرکزی اروپا بحران دسترسی به مسکن را شدیدتر میکند؛ از سیاستهایی نجات میدهد که کار شبکهٔ دولتی مهدکودکها و برآورده کردن نیازهای سالمندان را مختل میکند.
ما به تحمیل تغییری موفق شدیم که یک بار برای همیشه به سیاست فاجعهباری پایان میدهد که به تضاد میان تأمین منافع کارگران و مردم از یک سو و توسعهٔ کشور از سوی دیگر دامن میزند، به سودورزیهای بیوقفهٔ گروههای اقتصادی و چندملیتی غالب در سالهای اخیر ادامه میدهد، و تمرکز و انباشت سرمایه و خروج سرمایه به خارج را تشدید میکند.
این سیاستهای فاجعهبار راه را باز میکند برای خصوصیسازی و واگذار کردن شرکتهای ملی (مانند شرکت هواپیمایی و راهآهن پرتغال) به سرمایهٔ خارجی، برای فعالیت دهها مورد مشارکت بخشهای دولتی و خصوصی، برای سوداگری در املاک و مستغلات، برای دادن مزایای مالیاتی به گروههای اقتصادی و شرکتهای خصوصی، و برای واگذاری داراییهای دولتی و دیگر منابع عمومی به بخش خصوصی، که برخلاف منافع ملی کشور، تا دهها سال میلیاردها یورو به جیب سرمایههای کلان میریزد.
ما این پرتغال را نمیخواهیم، به این پرتغال نیازی نداریم که در دست گروههای بزرگ اقتصادی و این سیاستهای راستگرایانه باشد. ما نیازی به این طرح برای غارت منابع کشور نداریم؛ این برنامهٔ واپسگرای پسرفت و تسلیم و استثمار را، برنامهٔ مشترک حزب مردم و چگا و لیبرال را که حزب سوسیالیست هم از آن فاصله نمیگیرد، نمیخواهیم و به آن نیازی نداریم.
ما برای داشتن کشور و زندگیای که سزاوارش هستیم، میخواهیمش، و به آن نیاز داریم، دست از تلاش برنخواهیم داشت. ما کشوری با بهترین مزد، بازنشستگی، خدمات عمومی، و استقلال ملی میخواهیم، به چنین کشوری نیاز داریم، و حق داریم چنین کشوری داشته باشیم. ما کشوری میخواهیم که در آن حقوق، کرامت، زمانی برای زیستن، زندگی بهتر برای کارگران، کارگرانی که جامعه لازم دارد، کسانی که ثروت خلق میکنند و چرخهای کشور را میچرخانند، داشته باشیم.
کشور ما به پیشرفت نیاز دارد، نه به پسرفت بیشتر؛ به سیاستی متفاوت، میهندوستانه، و چپگرا نیاز دارد.
این موضع حزب کمونیست است و همهٔ کسانی که زندگی بهتر، افزایش مزد و حقوق بازنشستگی، دفاع از خدمات عمومی، خدمات بهداشت و درمان ملی، و مسیر متفاوتی برای پرتغال میخواهند میتوانند در این مبارزه با ما همراه شوند.
این مبارزهای است که در این برهه به پیش میبریم. و برای موفقیت در این راه نقش حزب کمونیست پرتغال تعیینکننده است. تاریخ بیش از یک قرن فعالیت حزب ما این را ثابت میکند. در هر موقعیتی، در هر مرحلهای، در شرایط دشوار، وقتی دیگران تعلل میکنند یا تسلیم میشوند، حزب کمونیست پرتغال حاضر است. آنچه در سال گذشته رخ داد این واقعیت را بهروشنی نشان داد.
حزب کمونیست پرتغال حزب تعیینکننده و اثرگذار در مبارزه برای شکست دادن اصلاحات ارتجاعی قانون کار بود. حزب ما در افشا و محکوم کردن هدفهای کارفرمایان بزرگ و ابزارهای آنها، روشن کردن و بسیج کردن کارگران، و گسترش آگاهی عمومی مردم از رابطهٔ میان این مبارزه و حملهٔ گستردهتر به شرایط زندگیشان سهم مهمی داشت.
حزب ما حزبی بود که مسیر مبارزه، خواستِ مشارکت، و اطمینان به پیروزی را نشان داد. ما حزبی ضروری در جامعهایم. نمایندگی کردن آرمانهای کارگران، جوانان، ملت، دموکراسی، حاکمیت ملی و استقلال، صلح، ارزشهای [انقلاب] آوریل، و آرمان و برنامهٔ غلبهٔ انقلابی بر سرمایهداری از راه برقراری سوسیالیسم از نقش حزب ما جدانشدنی است.
به پیش، با اعتماد راسخ به تودهها، به قدرت کارگران، به خرد مردم، به جسارت و شادابی جوانان. مبارزه راهِ پیروزی است.
این مطلب، خلاصه شده ترجمه متن سخنرانی رفیق پائولو رایموندو، دبیرکل حزب کمونیست پرتغال در روز ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶/ ۱ تیرماه ۱۴۰۵ است.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۹، ۳۰ شهریور ۱۴۰۵