گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – روز جهانی صلح را گرامی بداریم!
روز جهانی صلح را گرامی بداریم!
روز جهانی صلح همهساله در ۲۱ سپتامبر(۳۰ شهریور) برپا میشود. امسال در شرایطی به پیشواز روز جهانی صلح میرویم که میهنمان در طی یک سال و اندی گذشته مورد تجاوز امپریالیسم آمریکا و رژیم نژادپرست و فاشیست اسرائیل قرار گرفته است. تبعات این تجاوز و مخصوصاً شرایط نه جنگ و نه صلحی که در آن بسر میبریم شرایط بسیار دشواری را از لحاظ اقتصادی برای زحمتکشان میهنمان ایجاد کرده است. تورم سرسامآور به علت محاصرۀ اقتصادی و اجرای برنامه اقتصادی تعدیل ساختاری جمهوری اسلامی به مدت بیش از سی سال و نیز بیکاری میلیونها کارگر صنعتی در اثر تخریب مراکز صنعتی به علت جنگ فشار طاقت فرسایی را بر تمامی زحمتکشان وارد کرده است. مبارزه برای صلحی عادلانه در شرایط فعلی وظیفۀ هر میهندوستی است. بیاییم در روز جهانی صلح با فریاد نه به تجاوز، خواهان صلحی عادلانه که عدالت اجتماعی و تامین حقوق و آزادیهای دمکراتیک فردی و اجتماعی را فراهم میآورد، شویم.
کشاورزان و کارگران کشاورزی از وضعیت معیشتی خود ناراضیاند
کشاورزی یکی از پایههای اصلی تأمین امنیت غذایی و اشتغال در ایران است، اما کشاورزان و کارگران این بخش در سالهای اخیر با مشکلاتی روبهرو شدهاند که ادامه فعالیت و تأمین معاش آنان را دشوارتر کرده است. بحران آب و خشکسالی، افزایش هزینه تولید، گرانی کود، بذر، سم، سوخت و ماشینآلات، خسارتهای ناشی از حوادث طبیعی، دشواری دسترسی به تسهیلات و بیمه و همچنین نوسان قیمت محصولات، از مهمترین مشکلات امروز کشاورزان است. در چنین شرایطی، کشاورز پیش از آنکه محصول خود را به بازار برساند بخش عمدهای از سرمایهاش را برای تولید هزینه کرده است بنابراین هرگونه کاهش قیمت یا تأخیر در دریافت مطالباتش میتوانند ادامه کشت را برای او دشوار کنند.
بحران آب همچنان یکی از جدیترین مشکلات کشاورزی ایران است. کاهش بارندگی، خشکسالیهای پیدرپی، افت منابع آب زیرزمینی و فرسودگی شبکههای آبیاری، سطح و میزان تولید بسیاری از منطقهها تأثیر گذارده است. از نگاه کشاورزان، مسئله تنها کمبود آب نیست، بلکه نحوه مدیریت و توزیع آن نیز اهمیت دارد. ادامه کشاورزی در بسیاری از منطقهها بدون مدیریت علمی منابع آب، اصلاح الگوی کشت و سرمایهگذاری در روشهای نوین آبیاری امکانپذیر نخواهد بود.
در کنار مشکلِ آب، افزایش هزینه تولید و کاهش قدرت خرید کشاورزان فشار زیادی بر این قشر وارد کرده است. قیمت نهادهها، تعمیر و خرید ماشینآلات، سوخت و دستمزد نیروی کار افزایش یافتهاند در حالی که درآمد کشاورز همیشه متناسب با این افزایش هزینهها رشد نکرده است. دولت از طریق خرید تضمینی برخی محصولات، پرداخت تسهیلات، بیمه کشاورزی و اجرای طرحهای آب و خاک تلاش کرده است بخشی از این مشکلات را کاهش دهد، اما پرسش اساسی این است که منابع و حمایتهای اختصاصیافته تا چه اندازه و با چه سرعتی به کشاورز واقعی میرسد.
مشکل مهم دیگری برای کشاورزان، نقشِ واسطهها و دلالان در بازار محصولات کشاورزی است. کشاورز معمولاً به دلیل نیاز فوری به پول، نداشتن امکانات کافی برای نگهداری محصول، و دسترسی محدود او به بازار ناچار است محصولش را بلافاصله پس از برداشت عرضه و بهفروش رساند.در چنین شرایطی قدرت چانهزنی او کاهش مییابد و گاه فاصله زیادی میان قیمت خرید از کشاورز و قیمت نهایی محصول برای مصرفکننده ایجاد میشود. توسعه تعاونیهای واقعی تولیدکنندگان، بازارهای مستقیم، خرید قراردادی، صنایع تبدیلی، و امکانات نگهداری محصول میتوانند وابستگی کشاورزان به واسطهها را کاهش داده و سهم بیشتری از ارزش محصول را به تولیدکننده یا کشاورز بازگرداند.
در این میان کارگران کشاورزی و بهویژه کارگران فصلی زن نیز نباید فراموش شوند. وضعیت زنان کارگر “سقز”ی- در کردستان- نمونهای قابل تأمل از شرایط گذران زندگی این بخش از زحمتکشان است. شماری از این زنان برای تأمین معاش خانواده در فصلهای مختلف سال راهی مزارع میشوند و در کارهایی مانند وجین و برداشت محصولات کشاورزی فعالیت میکنند، اما اشتغال آنان غالباً فصلی و ناپایدار است و بسیاری از آنان از قرارداد کاری و پوشش بیمهای کافی برخوردار نیستند. توجه به بیمه، دستمزد عادلانه، ایمنی محیط کار، و امنیت اجتماعی این زنان و دیگر کارگران فصلی باید بخشی از سیاست حمایت از کشاورزی باشد، زیرا تولید کشاورزی تنها به زمین و محصول وابسته نیست، بلکه به نیروی انسانیای وابسته است که در سختترین شرایط در مزارع کار میکند.
درمجموع، مشکلات کشاورزی ایران تنها به کمبود آب یا گرانی نهادهها محدود نمیشود. کشاورز به آب، سرمایه، بازار، قیمت عادلانه، بیمه و امنیت اقتصادی نیاز دارد و کارگر کشاورزی نیز به دستمزد منصفانه و امنیت شغلی و اجتماعی نیازمند است. دولت برای بخشی از این مشکلات برنامه و اعتبار در نظر گرفته است، اما موفقیت این سیاستها باید با نتیجهای که در زندگی واقعی کشاورزان و کارگران ایجاد میکند سنجیده شود.
برای بهبود وضعیتِ مورد اشاره، مدیریت پایدار آب، کاهش هزینه تولید، پرداخت بهموقع مطالبات، تقویت بیمه، تسهیل دسترسی کشاورزان خُرد به تسهیلات، ایجاد بازارهای مستقیم و تعاونیهای واقعی و کاهش وابستگی به واسطهها ضروری است.
درنهایت، حمایت از کشاورزی زمانی معنا پیدا میکند که نهتنها از زمین و محصول، بلکه از کشاورز، کارگر کشاورزی، و خانوادههای آنان که زندگیشان به نانآورشان وابسته است نیز حمایت شود. با وجود ادامه برنامه ضدملیِ “آزادسازی اقتصادی” چنین حمایتی در جمهوری اسلامی امکانناپذیر است.
گرانیِ دارو در سایهٔ جنگ، محاصرهٔ اقتصادی، و برنامهٔ “آزادسازیِ قیمت”ها
تأمین مراقبت های پزشکی و دسترسی به دارو از وظایف مهم و اصلی هر دولت و حکومت مستقر است. سایهٔ جنگ، تحریم، محاصره اقتصادی برای خفهکردن ایران، و تداوم اجرای برنامه جراحی اقتصادی از سوی دولتهای مختلف ایران سبب گران شدن دارو شدهاند. مافیای دارو در ایران که توسط شرکتهای انگلی اداره میشود از عوامل دیگر این گرانی و کمبود است. همین چندی پیش بود که وزارت بهداشت رژیم اعلام کرد یکونیم میلیارد دلار ارزی که برای واردات دارو در اختیار مفسدان اقتصادی و دزدان بیت المال قرار داده شده بود نه تنها با این ارز اختصاص داده شده دارویی وارد کشور نشد بلکه این یکونیم میلیارد دلار ارز از ایران خارج شد و احدی هم پاسخگوی این اقدام نشد! امروزه در میهن ما و در این اَبَربحرانهای معیشتی و اقتصادی مستولی بر آن، گرانی شدید دارو، کمبود دارو، و دسترسی ناپایدار و تصادفی به دارو، خطر مرگِ زودرس بیماران نیازمند به دارو را سبب میشود. “انجمن داروسازان ایران” اعلام کرده است در سال جاری قیمت داروها درمجموع بین ۳۰ الی ۷۰ درصد افزایش قیمت داشته است .مشکلات اقتصادی، کمبود نقدینگی، ایجاد اختلال در زنجیره تامین دارو (بخوان: از سوی مافیای دارو) از عوامل گران شدن و کمبود دارو هستند که شرایط جنگی شدت این بحران را دوچندان کرده است.این “انجمن” میزان گران شدن برخی از داروهای خاص سرطان و انسولین و مکمل ها را تا ۳۸۰ درصد اعلام کرده است. در مواردی هم که دارو موجود باشد، بحران دسترسی به آن به علت گرانی، کمبود”، و سنگینی مالی افزایش قیمت و بیماران را از دستیابی بدان محروم میسازد و پشت خمیدهشان را خمیدهتر میکند. “انجمن داروسازان ایران” از بازاری حدود ۱۰۵ هزار میلیاردی و عرصه بیش از ۹/۲ میلیارد واحد دارویی گزارش میدهد که علاوه بر عواملی از قبیل تامین مواد اولیه ، مسائل دیگری از قبیل ارز ، نقدینگی واردات، و توزیع هم در رساندن دارو به دست بیماران نقش مهمی دارند. ابنچرخه توزیع، قیمت داروها را به طور سرسامآوری بالا میبرد و دسترسی بیماران به آن را غیرممکن میسازد. به عنوان نمونه میتوان به بالا رفتن یک قلم داروی پارکینسون اشاره نمود که قیمت آن از ۳۰ هزار تومان در پارسال به ۳۰۰ هزار تومان در امسال افزایش یافته است و هزینه یک قلم داروی دیگر پارکینسون از ۵ میلیون تومان به ۳۰۰ میلیون تومان رسیده است. در همین مدت زمان یاد شده بهای داروهای آلزایمر ۷۰۸ درصد افزایش قیمت داشته است و داروهای عمومی و مکمل دیگر جهش قیمتی بین ۳۰ تا۷۰ درصد داشتهاند. توجه داشته باشیمکه بسیاری از داروها بهخصوص داروهای خارجی و وارداتی زیر پوشش بیمه نیستند و از توان و قدرت خرید مردمخارج هستند و اگر در نظر بگیریمکه بیشتر بیماران حتی از داشتن بیمه درمانی نیز محرومند به عمق فاجعه درمان و بهداشت و دارو بیشتر پی میبریم. به عنوان مثال میتوان به این دو گزارش توجه کرد که فاجعه دارو را به خوبی ترسیمنمودهاند: “بنا به گزارش خبر گزاری ايرنا، هزینه درمان پارکینسون ۶ میلیون تومان در ماه اعلام شده است و، گزارش ٬انجمن ام اس ایران٬ هم، عمق این بلای بی درمان را بیشتر میشکافد. بنا به گزارش این انجمن هزینه دارو و درمان اینبیماری ۲۰ میلیون تومان در ماه است! اگر اینهزینه گیجکننده را با حقوق پایه یک کارگر که مبلغی حدود ۱۹ میلیون تومان اعلام شده است را مقایسه کنیم، به فاصله عمیق و غیر قابل دسترسی بین بیمار و دارو و درمان را میتوانیم به خوبی مجسم کنیم که فاصله نجومی غیر قابل دسترسی میباشد. بهرهمندی از دارو و درمان حق طبیعی تمام مردم میباشد که در جمهوری اسلامی اکثریت هموطنان ما از دستیابی بدان محروم میباشند.”
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۶۹، ۳۰ شهریور ۱۴۰۵



