سخن نخست: باد رنج ناروای خلق را پایان*
“رستگاری روی خواهد کرد
و شبِ تیره، بدل با صبحِ روشن گشت خواهد.” مرغ میگوید.
خلق میگویند:
“اما آن جهانخواره
( آدمی را دشمن دیرین) جهان را خورد یکسر.”
مرغ میگوید:
”در دل او آرزوی او محالش باد.“
خلق میگویند:
“اما کینههای جنگ ایشان در پی مقصود
همچنان هر لحظه میکوبد به طبلش.”
مرغ میگوید:
”زوالش باد!…“
برگرفته از شعرِ بلند ”مرغ آمین“ اثر نیما یوشیج
بهراستی که گویی روند زوال و نزول امپریالیسم آمریکا با متوقفشدنش در جنگ چهلروزۀ اخیر در برابر ایران شتابی بیشتر یافته است. اما چنانچه بپنداریم امپریالیستی که سر در نشیب گذاشته است برای جهان کمگزندتر و کمخطرتر خواهد بود به اشتباه رفتهایم. آنچه ما ایرانیان نیز هماکنون شاهدش هستیم خلاف آن را نشان میدهد. دوبار تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت فاشیستی اسرائیل به میهنمان در خلال مذاکرات هستهای نشان داد که در سرشت امپریالیستها و فاشیستها چیزی جز جهانخوارگی، تزویر و خیانت یافت نمیشود. هرچند آنان تلاش کنند با رذیلانهترین تبلیغات آن را در زرورق ”اقدام بشردوستانه“ بپیچند.
حزب ما در تمامی دوران ۸۵ سالۀ حیات خود از جمله تلاش کرده است تا ماهیت امپریالیسم را به مردم ایران نشان دهد و رفتارش را تبیین کند. امروزه سرشتِ درندهخوی و آدمیخوار امپریالیسم بهعریانترین شکل در دیدرس همگان قرار گرفته است. متجاوزاندر جریان جنگ چهلروزه هرچه در زرادخانۀ نظامی خود داشتند از بمبهای لیزری، سنگرشکن تا موشکهای کروز، تاماهاک و انواع و اقسام پهپادها را به کار بردند. آنان هزاران بار سرزمینمان را بمباران کردند و بهراستی کمتر جنایتی بود که وانهادند. آن کسانی که در گذشته به حزب ما انتقاد میکردند که ”امپریالیسم“ مفهومی قدیمی است و دیگر وجود ندارد و از حزب ما بهمانند حزبی که در بندِ گذشته گرفتار مانده است، یاد میکردند امروز اما نظرِ صائب و دورنگرِ حزب ما را در این باره پذیرفتهاند.
جنگهای تجاوزکارانۀ امپریالیستی تنها حاصل شرارتهای یک رهبر روانپریش و سادیست (مردمآزار) نیست بلکه زادۀ نظام سرمایهداریِ بحرانزده است. امپریالیسم از جنگها بهمانند ابزاری برای مدیریت بحرانهای ادواریاش سود میجوید. جنگهای تجاوزکارانه و امپریالیستی کثیفترین چیزی است که میتواند وجود داشته باشد. آنانی که تلاش میکنند جنگهای نفرتانگیز آمریکا و اسرائیل علیه ایران را آنهم پس از اینهمه جنایت، ”نقطهزنی“ و یک“جنگ تمیز“ جلوه دهند در بهترین حالت ناآگاهند. ترامپ در مصاحبههای خود بارها اعلام کرده است که حتی راهاندازی جنگ داخلی در ایران با پخش اسلحه را نیز در دستور کار خود داشته است. تازه این نیز تنها یکی از شگردهای انباشته در انبان مکر و حیله و جنایت آنان بوده است. توطئهای که البته با هوشیاری مردمِ میهندوست و برخوردِ مسئولانۀ هممیهنان کُرد نقش بر آب شد.
امپریالیسم و صهیونیسم بهروشنی اعلام میکنند که هنوز به هدفهای تعیینشدۀ خود در قبال ایران نرسیدهاند. از دید آنان ”حل مسئله ایران“ بخشی مهم از معماری نوین آسیای باختری (خاورمیانه) را تشکیل میدهد. امپریالیسم آمریکا و اسرائیل، بهعنوان نمایندۀ آن در آسیای باختری، مخالف حضور یک ایران پهناور، مقتدر و سرشار از منابع نفت و گاز در این منطقۀ پراهمیت جهان هستند و بهراحتی نخواهند پذیرفت که ایران بدون آنکه در ساختار سلطۀ امپریالیسم آمریکا تنیده و هضم شده باشد در جایگاهی قرار گیرد که حتی در بیست سال آینده نیز بتواند بر روند رویدادها در این بخش از جهان تاثیر گذارد و گلوگاه و شریان اصلی انتقال نفت، فراوردههای نفتی و گاز را در دست داشته باشد. ازهمینروی باید ایران آنچنان مستهلک، ”کلنگی“ و بهزعم آنان به“عصر حجر“ پرتاب شود که نتواند تا دهها سال سربرآورد.
”سوگواران صلح“
وضعیت شکنندۀ ”نه جنگ نه صلح“ که برخی نیز آن را ”صلح مسلح“ خواندهاند وضعیتی تاریخی و بسیار خطیر را برای میهن ما فراهم کرده است. وضعیتی که هر لحظه میتواند با حملۀ سوم نظامی آمریکا و اسرائیل به جنگی شدیدتر از آنچه گذشت تبدیل شود. شوربختانه امروز جهان، منطقه و کشور ما ایران از سوی ”هیولاهایی غیرقابل کنترل“ تهدید میشوند.
امروز در کنار شرکتهای صنایع نظامی و غولهای نفت و گاز جهان که از جنگ و کشتار مردمِ بیگناه منتفع میشوند اپوزیسیون وابسته به بیگانگان، رضا پهلوی و طرفدارانش نیز مایلند که این ”روزهای تعلیق“ و وضعیت شکنندۀ ”نه جنگ نه صلح“ هرچه زودتر به پایان رسد و پرواز بمبافکنها و غرش بمبها بر فراز آسمان و خاک ایران از سر گرفته شود. اپوزیسیونِ ارتجاعی و مزدور در این روزها از جمله ”سوگواران صلح“ هستند و از ترامپ میخواهند که ”کار را ناتمام و نیمهکاره رها نکند“ و جنگ را دوباره ازسرگیرد.
خائنان به مردم و میهن همچنان تلاش میکنند که عاملیت برای تغییر در جامعه را از مردم به نیروی نظامی بیگانه منتقل کنند و جنگ را ”اقدامی اخلاقی“ و ”بشردوستانه“ بنمایند. رسانههای مزدور نیز با رذالت هرچهتمام میکوشند برای آغاز دوبارۀ جنگ ”مجوز اخلاقی“ تهیه کنند. البته جاهطلبیها و قدرتطلبیهای متعفن رضا پهلوی که حاضر است بر بستر رنجِ مردم و تباهیِ میهن به سوداهای بیمارگونۀ خود دست یابد برای بسیاری از هوادارانش بیشازپیش روشن میشود.
مسئولیتِ حکومت جمهوری اسلامی برای وضعیت امروز کشور
حکومت جمهوری اسلامی در خلال ۴۷ سال حکمرانی خود با پیشبرد سیاستهای فاجعهبار داخلی، با سرکوب آزادیهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و با به بندکشیدن، سرکوب و اعدام آزادیخواهان و با لجاجت و ستیز بیپایان خود با خواستهای بهحق مردم و جنبشهای اجتماعی کارگران، زنان، جوانان و دانشجویان و با تلاش برای ”بردن اجباری مردم به بهشت“، شکافی عمیق میان خود و اکثریت بزرگ مردم میهنمان پدید آورده است. رژیم ولایت فقیه با سرکوب احزاب سیاسی، سندیکاها و انجمنهای مدنی، بستن روزنامههای منتقد، مبارزه با کاربرد فناوریهای نوین ارتباطی، با پیادهکردن ”اسلام سیاسی“ و تبلیغ و ترویج الگویی خاص برای گذران زندگیِ آحاد مردم، با پوشش اجباری برای دختران و زنان و دخالت در خصوصیترین زوایههای زندگی مردم و برکشیدن و سرمشق قراردادن شیوۀ زندگی سنتیترین بخش جامعه برای اکثریت بزرگ مردم میهن ما نفرتی عمیق را در این سالها در بطن جامعه نسبت به خود کاشته و پرورش داده است.
حکومت با تبلیغات یکسویه و عدم بهرسمیت شناختن دیگر نظرهای موجود در جامعه مرجعیت خبررسانی، روایتگری و روایتسازی را در عمل و بهطور کامل به رسانههای بیگانه و مزدور واگذارده است. شاید بتوان گفت بزرگترین آسیبی که رژیم ولایت فقیه به مردم ایران و میهنمان رسانده، ازبینبردن انسجام و همبستگی ملی ایرانیان بوده است. در این سالها انسجام و وحدتِ ملیِ کشوری نودمیلیون نفری که میتوانست بهعنوان سِپر و یکی از مهمترین عوامل بازدارندگی در برابر تجاوز خارجی عمل کند آنچنان از سوی حکومت جمهوری اسلامی به تباهی کشانده شد که دشمنان کشور را برای چنگاندازی به میهنمان تحریص و تشجیع کرد، بهگونهای که آمریکا و اسرائیل در عرض کمتر از هشت ماه دو بار بهقصد به انقیاد درآوردن کشور و نقض حاکمیت ملی ایران دست به اقدام و تجاوز نظامی زدند.
مقصر اینکه بخشی از مردم میهن ما در خارج و داخل کشور نسبت به تجاوز و بمباران کشور از سوی امپریالیستها و فاشیستهای صهیونیست رویِ خوش نشان داد کیست؟ آیا همۀ آنان جاسوس اسرائیل و آمریکا بودند و هستند یا سیاستهای اشتباه و ارتجاعی حکومت و نبودِ چشماندازی روشن برای تغییر در سایۀ حکومت جمهوری اسلامی آنان را به طعمهای آسان برای اثرگذاری تبلیغات مسمومِ دشمن و ”رویافروشی“ رسانههایی مزدور چون ”من و تو“ و ”ایران اینترنشنال“ بدل کرد؟ اینکه ترامپ و نتانیاهو با پخش پول و اسلحه بر روی جنگ داخلی و برادرکُشی در ایران سرمایهگذاری و افرادی از قماش رضا پهلوی ادعای رهبری میکنند چه کسی جز حکومت جمهوری اسلامی را میتوان مقصر دانست؟ حکومتی که با سیاستهای کژروانه و ارتجاعیاش زمینه را برای اینگونه اقداماتِ دشمنان آماده کرده است.
شگفتآور آنکه هنوز هم حکومت جمهوری اسلامی سر آن ندارد که از اشتباههای جبرانناپذیر و فرصتسوز خود در گذشته درس بگیرد. حکومت در این شرایط حساس که دشمن برای وارد کردن حملهای دیگر دورخیز کرده است بهجای آزادکردن بیدرنگ زندانیان سیاسی، صنفی و عقیدتی و تقویت همبستگی ملی برعکس جوِ سنگینِ سرکوب و بگیروببند را در کشور حاکم کرده است. ماشین اعدام بیوقفه در حال کار است. قوه قضاییه و رئیس آن محسنی اژهای از سردمداران ارتجاع روزی نیست که زندانیان سیاسی و امنیتی را اعدام نکند و با این کار گذشته از اِعمال ”قتل دولتی“ به انسجام، وحدت ملی و تابآوری اجتماعی در این شرایط خطیرِ تاریخی بیشازپیش ضربه نزند.
”صلح راستین“ اما چگونه است؟
مردم میهن ما که در این سالهای طولانی از سوی حکومت جمهوری اسلامی سرکوب شده و این روزها نیز از سوی آمریکا و اسرائیل بمباران میشوند خواهان صلح و آرامشاند. زیستِ مردم و قدرت خرید آنان که پیش از جنگ هم وخیم بود در این روزهای پس از جنگ وخیمتر شده است. سیاستهای نولیبرالی، بازارِ بدون نظارت، خصوصیسازیها و ساختار مافیایی بانکداری در ایران بههمراه بمبارانهای وحشیانۀ ساختمانهای مسکونی، تجاری و زیرساختهای تولیدی و ازبینرفتن بازهم بیشتر فرصتهای شغلی و قطعی ۸۵ روزه اینترنت فاجعهای را برای مردم میهنمان رقم زده که کمنظیر است. بخشهایی گسترده از مردم بهویژه دهکهای اجتماعی و اقتصادی کمدرآمد در زیر فشارهای اقتصادی در جامعۀ بهشدت طبقاتی ایران در حال لِه شدن هستند. آیا گوشی شنوا در رژیم ولایت فقیه صدای خُردشدن استخوانهای زحمتکشان را در زیر چرخهای بیرحم نظامِ سرمایهداریِ نولیبرال و جنگِ ویرانگر امپریالیستی میشنود؟
”صلح راستین“ و حقیقی از برقراری صلحی پایدار در عرصۀ خارجی و همچنین جاری بودن صلح در پهنۀ داخلی با مردم کشور، این زایندگان و مولدان قدرت واقعی شکل میگیرد. ”صلح“ تنها به معنای خاموشی غرش توپها و آتشِ جنگ نیست. صلح باید بر سر سفرۀ کارگران و زحمتکشان ایران نیز تبلوری مادی بهخود بگیرد. صلح باید در فضای سیاسی و اجتماعی جامعه و در به رسمیت شناختن نظرات و دیدگاههای دیگر نیز تجلی یابد.
بهگفتۀ یانیس ریتسوس شاعر یونانی ”صلح“ به معنای نان بر سر سفره، زیستِ آزاد و بدون ترس و باز بودن چتر آسمان بر سر مردمان است.
صلح
بوی غذای عصرگاهیست
صلح یعنی
هنگامی که اتومبیلی
در کوچه میایستد
معنایش ترس نباشد.
یعنی آنکس که در را میزند
دوست باشد
یعنی بازکردن پنجره
معنیاش آسمان باشد.
ترجمۀ بابک زمانی
بنمایه:
*. برگرفته از شعرِ بلند ”مرغ آمین“ اثر نیما یوشیج
***
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۵، خرداد ۱۴۰۵