بر سر دوراهی تاریخی: چرا انتخابات پیش رو در اسرائیل برای چپ در جهان اهمیت دارد؟
نوشتهٔ رفيق عوفر کسیف، عضو رهبري حزب كمونيست و کنست (پارلمان اسرائیل) از جبههٔ حداش
در حالی که اسرائیل به برگزاری انتخاباتی سرنوشتساز نزدیک میشود، باید گفت که اهمیت این رویداد برای منطقه و برای همهٔ نیروهای مترقی که در سراسر غرب آسیا (خاورمیانه) با امپریالیسم، فاشیسم، و اقتدارگرایی مبارزه میکنند بیش از هر زمان دیگری است. این انتخابات برای شهروندان فلسطینی اسرائیل، یهودیان دموکرات ضدّصهیونیست، و جنبش کمونیستی صرفاً صحنهٔ رقابتی سیاسی نیست، بلکه نبردی برای بقا در برابر دستگاهی سیاسی است که به پشتوانهٔ امپریالیسم آمریکا با شتاب بهسوی فاشیسم میلغزد.
در این بزنگاه تعیینکننده، «فهرست مشترک» انتخاباتی، که ائتلاف و اتحادی از «حداش» (جبههٔ دموکراتیک برای صلح و برابری) و «بلد» و «تعال» است، با موفقیت احیا شده است. برای آن عده از ما که هم با استبداد منطقهیی مخالفیم و هم با ارعاب و ترور شهرکنشینان و استعمارگرانه این اتحاد بارقهٔ امیدی حیاتی و ابزاری نیرومند برای مقاومت اصولی فراهم میآورد.
۱. موضوعهای اصلی: کارپایهای برای تحقق دگرگونی بنیادین
پرداختن به مسئلهٔ خشونت ساختاری، سرکوب دولتی، و فروپاشی اجتماعی-اقتصادی ناشی از کارکرد دولت کنونی راست افراطی در اولویتهای اصلی جنبش کمونیستی و پیشرو در اسرائیل قرار دارد.
پایان دادن به ماشین جنگ و تجاوز فاشیستی
این انتخابات پیش و بیش از هر چیز همهپرسیای دربارهٔ متوقف کردن آن چیزی است که نیروهای مترقی دولتِ نسلکُشی، «پاکسازی» قومی، و فاشیسم خزنده میدانند. خواستهای فوری و غیرقابل مذاکره در این عرصه اینها هستند:
• خروج فوری و کامل: عقبنشینی کامل نیروهای اسرائیلی از غزه، لبنان، و سوریه
• قطع و رفع عملیات ارعاب و ترور شهرکنشینان: ریشهکن کردن کامل کانونهای ترور در کرانهٔ باختری و برخورد قاطع با خشونت شهرکنشینان یهودی مورد حمایت دولت [علیه فلسطینیان]
• متوقف کردن آوارگی داخلی: پایان دادن کامل به تخریب نظاممند خانههای عربها و روستاهایی که دولت به رسمیت نمیشناسد
مبارزه با جرم و جنایت و نژادگرایی مورد حمایت دولت
جوامع عرب در داخل اسرائیل سالهاست که از افزایش بیرویهٔ جرم و جنایت سازمانیافته آسیب دیدهاند. این وضع فقط نتیجهٔ ناکارآمدی پلیس نیست، بلکه حاصل سیاست دولت نژادگرا در چشم پوشیدن عامدانه بر جرایم سازمانیافته و تشویق آنهاست، دولتی که نتانیاهو و ایتامار بنگویر، وزیر مسئول پلیس، در رأس آن قرار دارند.
در سایهٔ بیاعتنایی دولت و با هدایت وزارتخانهای که آشکارا با جان و زندگی شهروندان عرب خصومت دارد، به شبکههای تبهکار اجازهٔ نفوذ و گسترش داده شده است، وضعی که جامعهٔ فلسطینی را از درون بیثبات میکند. هدفِ این سیاست منحرف کردن توجه جامعهٔ عرب فلسطینی از مسائل سیاسی و پیکار برای برابری، عدالت، مسکن، و اشتغال به دغدغهٔ صِرف برای بقا بوده است.
در کوتاهمدت، ما خواهان برچیدن فوری این باندهای جنایتکار و پایان دادن به همدستی رسمی دولت با آنها هستیم. در بلندمدت، باید سیاستی مبتنی بر عدالت توزیعی واقعی به اجرا درآید که حقوق و نیازهای همهٔ شهروندان را محترم بشمارد.
مبارزه با بحران معیشت و نژادگرایی افراطی
جنگ و نظامیگری به شبکههای حمایتی اجتماعی لطمه زده و بحران معیشتی بیسابقهای پدید آورده است که بیش از همه به خانوادههای طبقهٔ کارگر فشار میآورد. مبارزه با استثمار اقتصادی از مبارزه با نژادگرایی [تبعیض قومی و تباری] نهادینهشده جدانشدنی است؛ پیشبرد این پیکار مستلزم شکلگیری جبههای متحد از طبقهٔ کارگر در برابر سودجویی سرمایهداری افراطی از جنگ است.
۲. دلایل امیدواری: بازسازی فهرست مشترک و شکستن سلطهٔ حاکمان کنونی
بهرغم واقعیت تلخ موجود، اکنون فرصتی تاریخی پدید آمده است. اتحاد دوبارهٔ حداش و بلد و تعال در قالب فهرست مشترک نوسازیشده تحولی راهبردی و تعیینکننده است.
بسیج کردن رأیدهندگان
احیای این ائتلاف گسترده راهکاری برای رفع سرخوردگی فراگیری است که در گذشته موجب کاهش مشارکت انتخاباتی شهروندان فلسطینی و فعالان یهودی ضدّفاشیست شده بود. انتظار میرود این ائتلاف تازه باعث افزایش چشمگیر مشارکت رأیدهندگان شود و گروهبندی انتخاباتی قدرتمندی پدید آورد که بتواند محاسبات پارلمانی راست افراطی را بر هم زند.
شکاف در سلطهٔ شوونیستی حاکم
سیاست در اسرائیل دهها سال است که زیر سلطهٔ اجماعی نظامیگرا و شوونیستی [ملیگرایی افراطی و متعصبانه] بوده است. اما اکنون شکافهای بیسابقهای در این سلطه دیده میشود. با شدیدتر شدن تناقضهای داخلی و افزایش انزوای بینالمللی [دولت اسرائیل]، اتحاد شهروندان فلسطینی و یهودیان دموکرات الگویی مشخص و روشن برای همبستگی واقعی عرب-یهودی بر پایهٔ برابری، صلح، و ضدیت با امپریالیسم ارائه میدهد.
۳. جمعبندی: نبردی سرنوشتساز که به همبستگی جهانی نیاز دارد
مسئلهٔ این انتخابات بر سر «بودن یا نبودن» است: مبارزهٔ وجودی برای تحقق حقوق بشر، دموکراسی، و صلح در منطقه.
درست همانگونه که ایرانیهای مخالف حکومت با استبداد داخلی و دیکتاتوری مذهبی مبارزه میکنند، نیروهای مترقی در داخل اسرائیل نیز با سیطرهٔ آهنین ملیگرایی قوممحورِ نظامیشده، نسلکُشی، و «پاکسازی» قومی در سرزمینهای اشغالی فلسطین مبارزه میکنند. این مبارزات پیوند تنگاتنگی با یکدیگر دارند: ملتی که ملت دیگری را سرکوب میکند نمیتواند آزاد باشد، و تحقق آزادی واقعی در سراسر غرب آسیا (خاورمیانه) مستلزم برچیدن هم استبداد و هم سلطهٔ استعمارگرانه است.
چپ اسرائیل و رهبری فلسطینی برای غلبه کردن بر تهدید فاشیستی [دولت اسرائیل] به همبستگی فعال بینالمللی همهٔ نیروهای مترقی و ضداقتدارگرا در سراسر جهان نیاز دارد. مسیر پیش رو پُرخطر است، اما با بهرهگیری از کنش سیاسی متحد میتوان شکاف پدیدآمده در وضع موجود سرکوبگر را به دریچهای بهسوی دگرگونی بنیادین بدل کرد.