همبستگی انترناسیونالیستی با کوبا وظیفهای تأخیرناپذیر است
سیمین-ف
جهان شاهدِ فاجعۀ انسانیای دیگرِ درحال وقوع در کوبا است. این بحران نتیجۀ فروپاشی داخلی یا سوءِ مدیریت و یا فساد داخلی در کوبا نیست. این نتیجۀ اِعمال سیاستهای امپریالیستی ایالات متحده است، سیاستی مبنی بر مجازات جمعی در راستای تحمیل خفقانِ اقتصادی به مردمی که حاضر نیستند سلطۀ امپریالیسم را بپذیرند. فشارِ اقتصادی به مردم بهمنظور تغییر رژیم و فروپاشی اقتصادی و اجتماعی کوبا طراحی شده است.
رئیسجمهور دونالد ترامپ قصد خود را برای سرنگونی دولت کوبا آشکارا اعلام کرده است، به این معنی که واشنگتن محاصره چند دههای خود را به محاصرهای تمامعیار تبدیل کرده است. دولت ترامپ بهطرزی مضحک این کشورِ کوچک و صلحآمیز کارائیب را بهمنزلهٔ “یک تهدید غیرمعمول و فوقالعاده” برای ایالات متحده معرفی کرده و از تعرفهها و اجبار اقتصادی علیه هر کشوری که جرئت فروش نفت به کوبا را داشته باشد به عنوان سلاح استفاده میکند.
استفاده از این شیوۀ تحریم اقتصادیِ همهجانبه به این علت است که پیامدهایش فوری و غیرقابل چشمپوشی است. در گزارشی کوتاه که خانم پرامیلا جایاپال، نمایندۀ کنگره، پس از بازگشتش از کوبا در شبکۀ ایکس منتشر کرد تأثیرهای این تحریم را در تمام عرصههای زندگی مردم کوبا به خوبی نشان میدهد. وی میگوید۱: “بیشتر کشور تا ۲۰ ساعت در روز خاموشی دارد. بچهها به مدرسه نمیروند. داروخانهها تعطیل و خالی هستند. جزیرهای با ۱۱ میلیون نفر جمعیت که دههها تحریم و محاصرۀ سوخت آن را به نقطه فروپاشی رسانده است.”
محاصرۀ تحمیلی آمریکا بر کوبا هرگز صرفاً مجموعهای از تحریمها نبوده است. این محاصره نام یک طرح حمله جامع بود که توسط ایالات متحده برای مطیع کردن مردمی که از رها کردن سوسیالیسم از طریق فریب و زور خودداری میکردند انجام شد. ایالات متحده نه تنها شرکتهای مستقر در ایالات متحده را از تجارت با کوبا، کشوری مستقل و دارای حق تجارت با سایر کشورها، منع کرد، بلکه کل جهان را نیز با تحریمهایی گسترده تهدید کرد و بدین ترتیب تقریباً بهطور کامل از برقراری روابط اقتصادی، مالی، و تجاری با کوبا جلوگیری کرد.
دستور اجرایی امضا شده توسط رئیسجمهور ایالات متحده، ترامپ، در ۳۰ ژانویه/۱۰ بهمنماه ۱۴۰۴، این استراتژی امپریالیستی نفرتانگیز را به سطحی کاملاً جدید میرساند. این آخرین اقدام راهزنانهٔ امپریالیستهای بیقانون است که به دنبال سرنگونی کوبا هستند.
تشدید مجدد خصومت دولت ترامپ نسبت به کوبا- از طریق تحریمهای شدیدتر، فشار سیاسی و ایدئولوژیک آشکار- بار دیگر تناقضی اساسی را آشکار میکند.
کشوری که خود را در مقام “الگوی جهانی دموکراسی” معرفی میکند، همچنان با یک جزیرهٔ کوچک سوسیالیستی همچون تهدیدی مداوم رفتار میکند. این تصادفی نیست. این به چیزی عمیقتر اشاره دارد: آنچه مورد مناقشه است “دموکراسی” بهمعنای انتزاعی آن نیست، بلکه دو روش اساساً متفاوت سازماندهیِ قدرت در جامعه است.
در بحبوحهٔ یکی از سختترین لحظات اقتصادی از زمان پیروزی انقلاب کوبا و زیرِ بارِ محاصرۀ خفهکننده و روزافزونِ امپریالیستیِ ایالات متحده، کوبا در تلاش انجام چیزی است که در دموکراسیهای بهاصطلاح پیشرفتۀ سرمایهداری تقریباً غیرقابل تصور است و آن اینکه کشور آگاهانه و سیستماتیک در حال گسترش و تعمیق مشارکت شهروندان در تصمیمگیری برای آیندهٔ اقتصادی و سیاسی کشور است. در حالی که سیستمهای سیاسی در کشورهای سرمایهداری پیشرفته از جمله ایالات متحدۀ آمریکا بهطوری فزاینده کارگران را از مشارکت معنادار در تصمیمگیریهای اقتصادی به حاشیه میرانند کوبا اصرار میورزد حل بحران کنونی از طریق اقدامی جمعی، مشارکتی، و عمیقاً دموکراتیک باید صورت گیرد.
دیاز-کانل، رئیسجمهور کوبا، جهتگیری سیاسی را با تأکید بر اینکه “دموکراسی یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه یک عمل روزانه است که با مشارکت فعال همه و برای منفعت همه، با شفافیت در مدیریت و با مسئولیت مشترک تقویت میشود” چارچوببندی میکند۲. بحثهایی که شهروندان کوبایی، اعضای حزب کمونیست کوبا، و نهادهای منتخب قدرتِ مردمی این کشور را درگیر میکند درارتباط با چگونگیِ سازماندهی مجدد و بسیج منابع انسانی و مادی کوبا در مواجهه با فشارهای فوقالعادۀ خارجی از جمله تعدیل در ساختارهایِ حزبی، مدیریتِ دولتی، و بهکارگیریِ ظرفیتهای ملی متمرکز است.
چنین مشورتهایی جدید نیستند. آنها بخشی از سنتی دیرینه و در حال تکامل در فرهنگ سیاسی کوبا هستند، فرهنگ سیاسیای که در آن بهوجود آمدن تغییرهای عمده در سیاست داخلی با بحثهای عمومیای گسترده و بحثهایی نهادی پیش میرود. بسیاری عجولانه ادعا میکنند دولت کوبا در برابر فشار دولت دونالد ترامپ و سیاستهای تهاجمی ضد کوبایی مرتبط با چهرههایی مانند مارکو روبیو در حال تسلیم شدن است. چنین ادعاهایی این واقعیت را نادیده میگیرند که بحثهای سیاسی فعلی در فرایندهای سیاسی داخلی کوبا ریشه دارند و منعکسکنندهٔ تلاش مداوم برای گسترش و تعمیق مشارکت دموکراتیک در تصمیمگیریهای ملی بهویژه در سطوح استانی و شهریِ نمایندگی شهروندان هستند.
شیوۀ درگیر کردن مردم در فرایند تصمیمگیری برای بررسی و حل مشکلات را در کوبای سوسیالیستی میشود “فرایندی مشارکتی و سازنده برای ساخت جمعی” توصیف کرد. هدف آن نه تنها تقویت برنامۀ دولت از طریق پیشنهادات مردم، بلکه تعمیقِ درکِ عمومی از چالشهای اقتصادی و بسیج جامعه بهمنظور حل آنها است.
این دموکراسی صرفاً بهمعنای انتخابات دورهای یا پیامرسانی سیاسی گروههای متمرکز نیست. این دموکراسی بهمنزلهٔ مشارکت اساسی و انتقادی است، فرایندی که از طریق آن شهروندان به مشورت، نقد، و مشارکت در شکلدهی به سیاستهای ملی میپردازند. در زمینهای که با کمبود شدید، فشار تشدیدشدهٔ محاصره، و محدودیتهای ساختاریای عمیق تعریف میشود، کوبا اصرار دارد که مردم همچنان باید نقش اصلی را در سیاستگذاری سیاسی و بازسازی اقتصادی کشور داشته باشند.
در مقابل، در جامعههای سرمایهداری غربی، جامعههایی که نظامهای سیاسیشان ادعای برتری دموکراتیک دارند، کارگران تا حدی زیاد از تصمیمگیریهای اقتصادی معنادار محروم هستند. سیاستهایی که ریاضت اقتصادی، مالیات، بازار کار، سیاست پولی، و برنامههای اجتماعی را شکل میدهند بهروال معمول از سوی تکنوکراتها، مدیران شرکتها و مؤسسات مالی غیرپاسخگو تعیین میشوند. انتخابات تغییری چندان ایجاد نمیکند؛ با شهروندان در مقام مصرفکنندگان برندهای سیاسی رفتار میشود و نه شرکتکنندگان در شکلدهی به آیندهای جمعی. نتیجه، بیگانگی و بدبینی گسترده است. این مدل بهرهبری الیگارشی سرمایهداریِ شرکتیای است که اکنون در ایالات متحده در معرض انتقاد شدید قرار دارد.
کوبا با داشتن اقتصادی کوچک به تجارت خارجی نیازی حیاتی دارد و این با اختلالات عظیمِ ناشی از محاصرهٔ ایالات متحده و محرومیت اجباری از سیستم مالی بینالمللی مواجه است. تشدید جنگ اقتصادی- از جمله قرار گرفتن کوبا در فهرست حامیان دولتی تروریسم ایالات متحده- از انجام عملیات بانکی، جریانهای سرمایهگذاری، و تجارت اساسی بهشدت مانع میشود.
حتی در بحبوحِۀ بحران، کوبا همچنان عدالت اجتماعی را در اولویت قرار میدهد. در سطح مردمی، کادرها در تبیین سیاستها، سازماندهی بحثها و بسیج جامعهها نقشی حیاتی دارند. این امر نشاندهندۀ الگویی از دموکراسی سوسیالیستیای است که بر آموزش سیاسی، ارتباطات، و مسئولیت جمعی مبتنی است.
موفقیت در اجرای این شیوهها و شرکت وسیع مردم در تصمیمگیریها نتیجۀ روحیه پایدار مقاومتی است که از سال ۱۳۳۷/۱۹۵۹ در کوبا نهادینه شده است. در واقع عبارت “تسلیم هرگز یک گزینه نبوده است!” مضمون اصلی فرهنگ سیاسی کوبا را به تصویر میکشد: تابآوری در مواجهه با دههها جنگ اقتصادی، خصومت دیپلماتیک، و محاصرهٔ مداوم ایالات متحده. دیاز-کانل در مقابل دشواریهای ناشی از این محاصره مردم کوبا را “شکستناپذیر” توصیف کرد و بر ظرفیت جمعی آنان برای مقابله با سختیهای عظیم تأکید کرد.
دیاز-کانل بارها از شهروندان خواسته است در شکلدهی به آیندهٔ کشور مشارکت فعال داشته باشند. او اظهار داشت: “فقط با هم میتوانیم بر این چالشها غلبه کنیم و ملتی مرفه و عادل بسازیم.” – درخواستی که با اصول دموکراسی سوسیالیستی مندرج در قانون اساسی کوبا سازگار است۳.
از این نظر، بحثهای فعلی نشاندهندۀ تلاشی گستردهتر برای تمرکززدایی از تصمیمگیری، تقویتِ مشارکت مردمی، و احیای نهادهای ملی است. تلاش کوبا برای مقابله با بحران اقتصادیاش از طریق مشورت جمعی و حکومت مشارکتی در جهانی که بهطرزی فزاینده زیر سلطهٔ سرمایهداری الیگارشیک است درسی قدرتمند را ارائه میدهد. کوبا زیر فشار خارجیای شدید- محاصره، تحریمها، محرومیت مالی، و نابرابری جهانی- تصمیم میگیرد دموکراسی را محدود نکند، بلکه آن را گسترش دهد.
این انحرافی از بستر بحران یا واکنشی موقت به بحران نیست. این ویژگیای تعیینکننده در پروژۀ سوسیالیستی در کوبا است. بحثهای سراسری پیرامون قانون اساسی ۱۳۹۸/۲۰۱۹ و قانون خانواده که اخیراً به تصویب رسید، نمونۀ مجسم شرکت وسیع بخشهای مختلف مردم در پروسۀ تصمیم گیری مهم در امور جاری یک کشور است و در جهان از نوع خود بی نظیر بود۴.
بارها و بارها کوبا به مردم خود در مقام منبع نهاییِ مشروعیت، خلاقیت، و قدرت سیاسی روی آورده است. در مقابل، کشورهای پیشرفته سرمایهداری بهطور سیستماتیک مردم خود را از مشارکت معنادار در حکمرانی اقتصادی محروم میکنند. بحران آنها کمبود نیست، بلکه خود دموکراسی است.
کوبا که با مانعهایی بسیار بزرگتر روبرو است، بر حرکت در مسیری دیگر اصرار دارد. این مسیری است که در آن مردم از طریق مبارزه، بحث، و ارادهٔ جمعی، مسیر حرکت جامعهٔ خود را ترسیم میکنند. مسیری که در آن سوسیالیسم صرفاً یک سیستم اقتصادی نیست، بلکه نوعی قدرت مردمی است، و جایی که حتی در محاصره، مردم همچنان نویسندگان و پیشگامان آینده ملت خود هستند.
امپریالیسم آمریکا بهجای آنکه اجازه دهد کوبای سوسیالیستی از طریق گسترش روابط اقتصادی با کشورهای مختلف جهان بهخصوص جمهوری خلق چین، مکزیک، ونزوئلا، و کشورهای بریکس بتواند از طریق دمکراسی مشارکتی الگوی توسعۀ دمکراتیک در منطقه شود، میخواهد جریرهٔ کوبا را به “جزیرۀ اپستین” دیگری- همانطور که در قبل از انقلاب بود- تبدیل کند.
امپریالیسم آمریکا با توجه به بحرانهای ساختاری سرمایهداری جهانی بهخوبی میداند اگر سدِ راه رشد کوبای سوسیالیستی نشود، با توجه به تاریخ مبارزاتی چپ در آمریکای لاتین و دریای کارائیب، تا چه حد در رشد چپ در آن منطقه میتواند نقش داشته باشد. اینها دلیلهای سادۀ وحشیگریهای امپریالیسم آمریکا علیه مردم کوبا است. به همین دلیل از سرنگونی کوبا سخن میرانند. کوبای در محاصرۀ اقتصادی بهمدت بیش از ۶۵ سال در برخی شاخصهای زندگی از ایالات متحده و بسیاری از کشورهای پیشرفتۀ سرمایهداری جلوتر است. برای مثال، آمار مرگ و میر کودکان و نیز امید به زندگی در کوبا بهتر از آمریکا است. در مورد بیوتکنولوژی کوبا توانسته است به موفقیتهایی بزرگ دست پیدا کند. در سال ۲۰۰۲/ ۱۳۸۱ جیمی کارتر در سفری به کوبای سوسیالیستی از پیشرفتهای کوبا در زمینۀ پزشکی، بیوتکنولوژی، و مهندسی ژنتیک کوبا شگفت زده شد. کوبا در دوران کوید توانست با ساختن واکسن و صادر کردن آن کمکی شایان به مردم جهان کند. کوبا با اعزام پزشکان به کشورهای دیگر و نیز ارائهٔ کمکهای بشردوستانه در وضعیتهای اضطراری (پاندمیک ابولا در ۲۰۱۴–۲۰۱۶/ ۱۳۹۳- ۱۳۹۵ و نیز کووید) از جمله در پاندمیک ”ابولا“ با فرستادن حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ پزشک و پرستار به کشورهای آفریقایی در کنترل این بیماری نقشی بسزا داشت چندان که تحسین مرکز بهداشت جهانی و کشورهای جهان را برانگیخت۵.
سخن آخر
در قرن بیستم، وجود اتحاد جماهیر شوروی و بلوک سوسیالیستی به انجام تغییرهایی در روابط بینالمللی منجر شد، تغییرهایی که خصلت تجاوزگری آشکار امپریالیسم را تا حدی زیاد مهار کرده بود. در واقع تمایل به زیادهخواهی بیحد و حصر نظام امپریالیستی که با انباشت استعماری پشتیبانی میشد تا حدودی از سوی دولتهای سوسیالیستی، چه در سیاستهای اجتماعی داخلی و چه در عرصهٔ روابط بینالملل، کنترل شده بود و به آن چهرهای “متمدن” داده بود.
با فروپاشی شوروی و بلوک سوسیالیستی، امپریالیسم که بهتدریج به مسیر “عادی” خود بازگشت، به علت بحران ساختاری و مزمن، با شرایطی وارد سال ۲۰۲۶ / ۱۴۰۵ شد که بهوضوح نشان میداد اکنون مرز و قانون را بهرسمیت نمیشناسد. حملۀ ایالات متحده به ونزوئلا و محاصرۀ نفتی متعاقب آن که کوبا را هدف قرار داد، و نیز تهاجم نظامی به ایران روندی را که از سالهای دهۀ۱۳۶۹/۱۹۹۰ شروع شده بود بهطرزی فزاینده آشکار کرد.
بهنظر نگارندۀ این مطلب، دلیل این تجاوز بیحدوحصر و بیقانونیای که ناشی از بحران عمیق سرمایهداری است را باید در ضعف انترناسیونالیسم و نبود پاسخ قاطع دید. ما باید از تاریخ درس بگیریم و درک کنیم که تنها وحدت بینالمللی جنبش کارگری میتواند جلوی سرمایۀ انحصاری و ویرانگریهای آن را بگیرد. همبستگی قوی با کوبا، فراتر از تظاهر صِرف، نه تنها برای انجام وظیفۀ انسانی و اخلاقی ما در قبال مردم کوبا، بلکه برای تقویت موضع طبقاتی مورد نیاز برای مبارزهای پیگیر علیه امپریالیسم که کل جهان را تهدید میکند ضروری است.
خوشبختانه در ماههای اخیر ارسال کمکهای بلاعوض از چهار سوی جهان از طریق کشتیهای کمکهای مردمی ارسالی از لوسآنجلس، از مکزیک، اروپا، و جمهوری خلق چین بارقۀ امید را در ایجاد همبستگی انترناسیونالیستی روشن میسازد. ارسال صد هزار تن نفت از طریق روسیه و رسیدن آن به کوبا در اوایل ماه آوریل و ارسال دومین محمولۀ نفتی از طریق روسیه نیز نشان دهندۀ این واقعیت است که روسیه و جمهوری خلق چین قادر به شکست محاصرۀ دریایی ارتش آمریکا و ارسال مواد سوختی و دارو و غذا به این جزیره هستند.
کمکهای مالی و فنی چین برای ساخت نیروگاههای خورشیدی که از حدود یک سال پیش آغاز شده نیز در چهارچوب همبستگی انترناسیونالیستی بسیار مهم و شایان توجه است.
کوبا تنها در عرض ۱۲ ماه سیستم برق خود را متحول کرده و سهم انرژی خورشیدی را از ۵.۸ درصد به بیش از ۲۰ درصد از کل تولید برق افزایش داده است، زیرا این کشور در تلاش است تا از وابستگی به واردات نفت کم کند.
کوبا بین اوایل ۱۴۰۳/۲۰۲۵ تا اوایل ۲۰۲۶/ ۱۴۰۴ ، ۴۹ پارک خورشیدی جدید را به شبکۀ برق خود متصل کرد و بیش از ۱۰۰۰ مگاوات ظرفیت را با تجهیزات و کمک مالی جمهوری خلق چین به شبکه اضافه کرد. این گسترش، یکی از سریعترین پروژههای انتقال به انرژی تجدیدپذیر است که تا کنون توسط یک کشور در حال توسعه بهدست آمده است.
این گسترش سریع بدون حمایت پایدار پکن غیرممکن میبود. چین متعهد است تا سال ۲۰۲۸/ ۱۴۰۷، ۹۲ پارک خورشیدی با ظرفیت ترکیبیای تقریباً ۲ هزار مگاوات بسازد که تقریباً با کل ظرفیت تولید سوخت فسیلی فعلی کوبا برابری میکند.
چین علاوه بر مزارع خورشیدیِ بزرگ، تقریباً ۷۰ تُن قطعات ژنراتور برق اهدا کرده و به نصب ۱۰ هزار سیستم فتوولتائیک برای خانههای ایزوله و مراکز حیاتی از جمله بخشهای زایمان و درمانگاهها متعهد شده است۶.
اگر کوبا سرعت نصب خود را حفظ کند و نیز بتواند به تجهیزات فنی ذخیرۀ انرژی از طریق باتری و انتقال آن به شبکه (اینورتر) دست یابد و حمایت چین را تا سال ۲۰۲۸ / ۱۴۰۷ حفظ کند، خواهد توانست به خودکفایی در انرژی برسد و محاصرۀ نفتی را از نظر اقتصادی عملاً بیاهمیت سازد.
حفظ کوبای سوسیالیستی برای جنبش کارگری و کمونیستی اهمیتی بسزا دارد. وظیفۀ انترناسیونالیستی تمامی احزاب کارگری و کمونیستی جهان کمک به کوبا است. کشورهای سوسیالیستی مخصوصاً جمهوری خلق چین در این مورد وظیفهای بس خطیر دارند.
بنمایهها:
۱. نگاه کنید به:https://l1nq.com/isx350y
۲. نگاه کنید به: https://sl1nk.com/ab4ies9
۳. نگاه کنید به: https://sl1nk.com/0jwdqlt
۴. نگاه کنید به: https://sl1nk.com/mwl2r0t
۵. نگاه کنید به: https://l1nq.com/uw6pa54
۶. نگاه کنید به: https://sl1nk.com/cn2ih1r
***
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۵، خرداد ۱۴۰۵




